یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۳
بوم فرشچیان، جایی میان شعر و خیال

محمود فرشچیان، نقاش و نگارگر ایرانی است که در سال ۱۳۰۸ در اصفهان چشم به عرصه جهان گشود. او در دوران حیات خود همواره با ادبیات گره خورده بود.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - پریا پوراجمند؛ گاهی شعر و داستان از صفحه کتاب بیرون آمده و روی بوم نقاشی، ادامه پیدا می‌کند. پیوند ادبیات و هنر نقاشی از دیرباز در فرهنگ و تمدن ایران وجود داشته و مورد توجه استادان هنر و مردم عامه بوده است.

ادبیات ایرانی در نقاشی ایرانی، عنصری بوده برای بیان اندیشه‌های عمیق بشری. این پیوند بازتاب قابل توجهی در آثار استاد بزرگ نقاشی ایران، محمود فرشچیان داشته است. شاعران بزرگ ایرانی در آثارشان، همواره به‌دنبال جاودانگی و بوده‌اند و فرشچیان، به‌وسیله تخیل شگرف خود سعی در باز نمودن این حیات جاودان دارشته.

محمود فرشچیان، نقاش و نگارگر ایرانی است که در سال ۱۳۰۸ در اصفهان چشم به عرصه جهان گشود. ادبیات از همان کودکی و نوجوانی با زندگی فرشچیان گره خورده بود. او علاوه‌ بر علاقه‌ای که به عرصه ادبیات داشت، در محیطی پرورش یافت که به پیوند او با ادبیات جان بیشتری بخشید.

آشنایی با ادبیات از همان کودکی

فرشچیان متولد اصفهان بود و از فضای فرهنگی و هنری حاکم بر این شهر بهره می‌برد. هچنین پدر او، غلامرضا فرشچیان، هنرمندی بود که هرازچند گاهی به نقل داستان‌های شاهنامه در حضور مرشد یا نقالی که به خانه دعوت می‌کرد می‌پرداخت. داستان‌هایی از جمله رستم و سهراب و گذر سیاوش از آتش در خانه بیان می‌شد و روح و جان فرشچیان را با این آثار ادبی آشنا می‌کرد.

همچنین او مدتی نزد حاج‌میرزا امامی در کارگاهش درس نقاشی آموخت. در آن زمان حاج‌میرزا امامی در کارگاه خود، از نقال یا شاهنامه‌خوان‌ها دعوت می‌کرد تا برای شاگردانش از داستان‌های شاهنامه بخوانند. پس می‌توان گفت او از طفولیت با داستان‌های شاهنامه آشنایی یافته و بدیهی است فردی که کودکی خود را در چنین فضایی سپری کرده باشد، به ارتباط عمیقی با ادبیات می‌رسد.

محمود فرشچیان در گفت‌وگو خاطرات آن روزها را مرور کرده و درباره نقش استادانش در پیوند با ادبیات چنین بیان کرده بود: «من بارها و ساعت‌ها در محضر استاد بهادری بودم، از او بسیار آموختم، سعی می‌کنم این نکات باارزش را از یاد نبرم. ابتکارهای او در هنر، نگاهش به متن‌های ادبی ایرانی، ارتباطش با هنر و ادبیات ایران مثل شاهنامه و اشعار نظامی و دیگر شاعران بزرگ، سلوک فردی و اخلاق حرفه‌ای استاد، زبانزد است.»

بوم فرشچیان، جایی میان شعر و خیال

همه این اوامر مسیری را هموار کرد تا استاد فرشچیان، آثار ارزنده‌ای خلق کند که بازتاب اشعار شعرای نامدار ادبیات ایران باشند. فرشچیان در آثار خود، هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از این اشعار بهره برده است. نسبت فرشچیان با ادبیات را نمی‌توان در مفهوم تصویرسازی از یک شعر یا داستان خلاصه کرد. در بسیاری از آثار او، متن ادبی تنها نقطه آغاز است و نقاش در ادامه، روایت را از کلمات جدا کرده و به نظامی مستقل از نشانه‌ها، رنگ‌ها و حرکات تبدیل می‌کند. به همین دلیل، تماشای اثری مانند «سیمرغ» لزوماً نیازمند بازخوانی تمام «منطق‌الطیر» نیست و تصویر خود به روایتی تازه تبدیل شده است.

برخی از تابلوها، مصراع‌ها یا بیت‌های انتخاب شده که به تصویر درآمده‌اند را نمایش می‌دهند و یا گاهی خود اثر حاوی مصراع یا بیت نیست، اما محتوای غالب بر اثر و نام اثر این ابیات و مصراع‌ها را در خود جای می‌دهند. حافظ، خیام، فردوسی، سعدی، عطار، نظامی، رودکی، ناصر خسرو و ... از جمله شاعرانی هستند که فرشچیان در مجوعه آثار خود از اشعار آنها استفاده می‌کرد و الهام می‌گرفت.

فرشچیان ضمن توجه ملموسی که در آثارش به ادبیات ایرانی داشت، خطاب به نسل جوان گفته بود: «توصیه من به جوانان این است که سختکوش باشند و از استمرار در کار و تجربه کردن خسته و دلزده نشوند. به ادبیات و متن‌های ایرانی توجه کنند. من در جوانی سال‌ها به انجمن شاعران اصفهان می‌رفتم و با ادبیات مانوس بودم. در کنار شاعران و ادیبان شاگردی کردم. دامنه هنر، وسیع است و همت ما باید به اندازه وسعت هنر باشد. سخت کار کنید و به ادبیات ایران عشق بورزید».

شاید دلیل ماندگاری بخشی از آثار ادبی‌ـ‌تصویری فرشچیان این باشد که او سراغ روایت‌هایی رفته که پیش از آن نیز در حافظه فرهنگی ایرانیان حضور داشته‌اند. او در واقع چیزی کاملاً بیگانه به مخاطب عرضه نمی‌کند و تصویری تازه از چیزی می‌سازد که مخاطب، پیش‌تر آن را در شعر، قصه و اسطوره شناخته است.

ترکیب هنر فرشچیان با رنگ ادبیات

حافظ

فرشچیان در نگاره «حافظ» خود، تصویر حافظ میان‌سال را میان آسمان آبی ملکوتی ترسیم کرده. این اثر که به‌مناسبت کنگرۀ جهانی بزرگداشت حافظ به‌قلم استاد فرشچیان درآمده، برگرفته از ارادت قلبی این هنرمند به شعرای ایرانی، به ویژه حافظ است و درواقع پیوند عمیق ادبیات فارسی و نقاشی ایرانی را به نمایش می‌گذارد. حافظ در این نگاره، در فضایی اثیری با حالتی متفکرانه نشسته است و هنرمند، با استفاده از رنگ‌های مبهم و ملایم، فضایی اسرارآمیز را برای مخاطب به ‌تصویر می‌کشد.

سیمرغ

این اثر الهام‌گرفته از منطق‌الطیر عطار نیشابوری است که سال ۱۳۹۳ خلق شد. استاد فرشچیان در این اثر با ترکیب پرواز پرندگان، هاله نورانی سیمرغ و تضاد پرندگان بازمانده از سفر، سفر پرندگان را برای یافتن پادشاه خود، سیمرغ، روایت می‌کند، مسیری که شامل هفت وادی یا هفت شهر عشق است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر؛ که به شکلی هنرمندانه در این تابلو به تصویر کشیده شده است. دکتر حسن بلخاری، مدرس حکمت و فلسفه در دانشگاه، درباره «سیمرغ» در آثار استاد فرشچیان گفت: «آنچه که در قلمرو حکمت و اندیشه ما در باب سیمرغ وجود دارد، امر شگفت و غریبی است. از طرفی این مفهوم که نزد حکمای مسلمان به‌شدت بالنده شد و نه فقط مصداق حرف و سبب اول، بلکه در منطق‌الطیر، خود حضرت حق شد. سیمرغ حتی در اندیشه ایرانیان باستان نیز جایگاه فراخی داشته است و علاوه بر اینکه سروش آزادی و اندیشه است، حکیم نیز است. ایرانیان خوش‌ذوق و اندیشمند سیمرغ را تا اعلای وجود بالا بردند و به آن مقامی جاودانه بخشیدند. از جمله حکیمانی که سیمرغ را ستایش کرد و سرود حکیم ابوالقاسم فردوسی بود و از جمله بزرگانی که سیمرغ را با رنگ بر جان ما نقش کرد حکیم فرشچیان بود».

بوم فرشچیان، جایی میان شعر و خیال

شمس و مولانا

یکی دیگر از معروف‌ترین تابلوهای استاد فرشچیان، تابلوی «شمس و مولانا» است که در سال ۱۳۸۶ رونمایی شد. قرار گرفتن سر شمس میان خطوط منحنی مختلف، هم تداعی کننده خورشید و هم نشان‌دهنده این است که سر شمس دربرگرفته همه جهان است. مولانا نیز روی کره زمین است که شمس آن را نگه داشته، به گونه‌ای که تمام دنیا زیر پای افکار مولوی است.

فرشچیان درباره این اثر گفته: «در خلق این تابلو از شعر «از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست» الهام گرفتم و سعی کردم در آن رنگ‌هایی را به کار ببرم که حالت روحانی و جذبه و کشش مولوی نسبت به شمس را به خوبی نشان بدهد». به گفته خود فرشچیان، این تابلو پاسخی بوده به حرکت کشورهایی که مفاخر ایران را به خود منتسب کرده‌اند.

خوان سوم رستم

در جهان فرشچیان، اسطوره به موزه سپرده نشده است. رستم، سیمرغ و مولانا شخصیت‌هایی متعلق به گذشته دور نیستند و حامل مفاهیمی همچون خیر و شر، جست‌وجوی حقیقت، عشق، رستگاری و کشف خویشتن‌اند. مفاهیمی که همچنان امکان بازخوانی دارند. شاید به همین دلیل است که روایت‌های کهن در نقاشی او حال‌وهوایی تاریخی صرف پیدا نمی‌کنند و به تجربه‌ای امروزی نزدیک می‌شوند.

این اثر نبرد رستم با اژدها را در سومین خوان هفت خوان شاهنامه به نمایش می‌گذارد. استاد فرشچیان این روایت حماسی را با نگاهی عرفانی و نمادین بازآفرینی کرده است. نبرد رستم و اژدها به عنوان رویارویی خیر و شر، نور و ظلمت، و عقل و جهل تعبیر می‌شود. رنگ‌ها و حرکت‌های پیچان قلم، این صحنه را به جدالی اسطوره‌ای و جاودانه بدل ساخته‌اند.

نکوهی اهل کرم

این اثر استاد فرشچیان نیز نمونه‌ دیگری از پیوند مستقیم نقاشی او با اشعار ایرانی محسوب می‌شود. عنوان این اثر از یکی از معروف‌ترین ابیات حافظ برگرفته شده است: «بدین رواق زبردست نوشته‌اند به زر/ که جز نکوهی اهل کرم نخواهد ماند»

البته گستردگی حضور ادبیات در آثار فرشچیان به این معنا نیست که نسبت تمام آثار او با متون ادبی به یک اندازه عمیق و چندلایه است. در برخی آثار، متن بیشتر نقش عنوان یا نقطه عزیمت را دارد، در حالی که در آثاری دیگر، همچون «سیمرغ» یا «شمس و مولانا»، این پیوند به ساختار بصری اثر نفوذ کرده و بخشی از منطق شکل‌گیری آن را ساخته است.

فرشچیان را نباید فقط نقاشی دانست که چند اثر خود را بر اساس شعر و داستان‌های ادبی خلق کرده است. ادبیات در جهان او بخشی از زبان هنری اوست. او شعر را از کلمات جدا می‌کند و به خط، رنگ، حرکت و پیکره بدل می‌سازد و آنچه در شعر مجال تصویر شدن نیافته، در نقاشی او به حیات تازه‌ای می‌رسد.

از همین‌رو، ارزش آثار فرشچیان تنها در مهارت تکنیکی و زیبایی‌شناسی آنها خلاصه نمی‌شود. اهمیت بخشی از این آثار در آن است که میان میراث ادبی گذشته و مخاطب امروز پلی بصری ایجاد می‌کنند. پلی که از حافظ و مولانا تا اسطوره‌های شاهنامه و عرفان عطار امتداد دارد. آنچه در آثار فرشچیان ماندگار می‌شود، بلکه تداوم یک سنت است، سنتی که در آن شعر می‌تواند به نقاشی بدل شود و نقاشی دوباره مخاطب را به شعر بازگرداند. فرشچیان در این رفت‌وآمد میان کلمه و تصویر، بخشی از میراث ادبی ایران را با آفرینشی دوباره زنده نگه داشته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها