به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «آینههای بیفرم» نوشته کیانا خسروی ۱۱ داستان کوتاه اجتماعی کیانا خسروی را با نامهای «فقط همین یک شب»، «مو،لای درز یک نقشه»، «تهنشین شدن»، «من خائن نیستم»، «چیز مهمی نیست»، «یک تکه از من»، «اشتباه نمیکنم خودت هستی»، «بادکنک زرد»، «سایهی خورشید»، «کاش مرده بودی» و «یک ترک کوچک» را شامل میشود.
داستان «یک تکه از من» با این جملات شروع میشود: «بیدار که شدم یک دستم دیگروجود نداشت. اول سعی کردم کمی تکانش بدهم، تکان نمیخورد. سرم را از روی بالش بلند کردم به پنجره نگاه کردم. چیزی واضح نبود. مه سفیدی اتاق بیمارستان را گرفته بود. در مغزم فکرها مثل مورچههایی بیاعتنا و مصمم میآمدند و میرفتند.
باید به محض رسیدن به خانه لباسها را در ماشین لباسشویی بیندازم و تا شستهشدنشان ظرفها را بشویم. حواسم باید باشد قبل از همه پیازداغها را روی گاز بگذارم و مدام هم بزنم تا ته نگیرد. خدا کند فراموش نکرده باشم مرغ را شب قبل از فریزر بیرون بگذارم و برنج را خیس کنم. بعد از ظرفها باید گلها را آب بدهم و اگر نیکی بیدار شد صبحانهاش را بدهم و برایش کارتون بگذارم و دعا کنم که این بار باب اسفنجی را با دقت بیشتری نگاه کند تا بتوانم از خانه کارهای شرکت را انجام بدهم و این فایلهای لعنتی را تمام کنم که بفرستم برای آقای رسولی. اگر این وروجک جایی میماند شاید بهتر بود. مثل آدم صبح میرفتم سرکار و مثل خانم عصر برمیگشتم کسی در درونی ضربهای به من میزند.
باید همین روزها یک بار فامیل را دعوت کنم و خودم را تسلیم کنم به چند ساعت باطل. نمیشود به بهانه بچه و کار و زندگی از زیر بار معاشرت فرار کرد. زن منطقی درونم باز میگوید خب نرو که مجبور نباشی بگویی بیایند، سرت به کار خودت باشد. زن احساسی درونم با دامن چین دارش میپرد وسط که نمیشود. شاید اگر یک نفر بودی آس و پاس و بیخانواده میشد. میشد که تمام طنابها را ببری و مثل یک قاتل حرفهای این خونهای خانوادگی و فامیلی را در جانت لیز میخورند بشویی و پاک کنی اما نمیشود حراقل به خاطر نیکی که احتیاج دارد با آدمها در ارتباط باشد یعنی این طور میگویند. هرچند مطمئن نیستم که این نیاز آیا واقعا در انسان مدرن وجود دارد یا اینکه مدام به او تحمیل میشود...»
نشر سیب سرخ بهتازگی این اثر را در ۸۲ صفحه و با قیمت ۳۱۰ هزار تومان عرضه کرده است.
نظر شما