شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴
بیست‌وهفت داستان کوتاه با محوریت اهواز در یک کتاب

کتاب «اهواز» که به کوشش غلامرضا رضایی گردآوری شده، یک مجموعه ‌داستان و شامل ۲۷ داستان کوتاه از نویسندگان مختلف است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا اهواز متشکل از ۲۷ داستان است که در آنها شهر به‌عنوان عنصر مکان نقشی تزئینی ندارد بلکه ابعاد و تشخیص بیشتری پیدا می‌کند تا در قامت شخصیت شهر خود را نشان دهد.

در این کتاب محور داستان‌ها شهر اهواز است و مکان، صحنه، فضا، زمینه، پس‌زمینه و به‌طور کلی مجموعه‌ای از مظاهر و مناسبات شهر که به همین قصد در کنار هم قرار گرفته‌اند. در انتخاب و گزینش داستان‌ها از پیشکسوتان داستان‌نویسی و نویسنده‌هایی که تجربیاتی دارند و آثاری خلق کرده‌اند، همچنین از جوان‌های مستعد ترجیحاً اهوازی که اولین اثر چاپی‌شان است و چند نفری از نویسندگان غیراهوازی و صاحب نام که داستانشان در همین حال‌وهوا می‌گذرد استفاده شده است.

در کتاب اهواز آثاری از احمد محمود، نسیم خاکسار، اسماعیل فصیح، امیرحسین چهل‌تن، فرهاد کشوری، احمد بیگدلی، غلامرضا رضایی، کیهان خانجانی، آرش آذرپناه، حبیب پیریاری، مینا معینی، بهاره اله‌بخش، محمد حیاتی، مرجان ظریفی، زینب عصارزادگان، متانت محبی، احسان اسکندری، پیمان آغاجری، منا خان‌نژاد، مجتبی نریمان، مریم دهکردی، آزاده بهروز، آروین صادقی، سمیه عنافچه، پیام ثابت، خاطره اقبال و علی حیاتی منتشر شده است.

در بخشی از داستان «آوای نهنگ» نوشته احمد بیگدلی می‌خوانید: «روی نیمکت و در سایه نشسته‌ام. ساک سفری کنار دستم است. از دایره زمان بیرون افتاده‌ام. سیگاری می‌گیرانم و پیش از آنکه به نصفه برسد شب از راه می‌رسد. سرخی غروب را از پس واگن‌های باری و تانکرهای نفت تماشا می‌کنم. هوا دم‌کرده و خفه است. اگر ظهر یا کمی بعد از آن بود باد مثل تمام روزهای این فصل سر به شورش برمی‌داشت. صدای بچه‌ها و حرف‌زدن‌های مردم را از توی سالن انتظار میشنوم اما گوش حقیقی‌ام به راه است تا لرزش ریل‌ها را بشنوم.

نمی‌خواهم به چیزی فکر کنم با خیالم محمود را روانه کرده‌ام حتی پای پلکان هواپیما صورتش را بوسیدم. وقت اوج برایش دست تکان دادم برای پدرم متاسف نیستم. خودش خواسته بود که بیاید اهواز. به مریم فارغ از تمام پیش‌بینی‌های سرنوشت و اتفاقات تاریخی اعتماد داشت. برای من که پسر بزرگش بودم و می‌بایست در مراسم ترحیمم حداقل روبان سیاهی به بازویش می‌بست، فاتحه‌ای خوانده و ناخوانده از سر مزارم برخاسته بود و رفته بود زیر درخت‌ها و بازی سایه و آفتاب نیم‌روز را تماشا کرده بود. اگر هنوز کمی فرصت باشد پیرمرد می‌تواند به خودش دلداری بدهد که آنچه را به او می‌خورانند کافی است...»

انتشارات نیلوفر به‌تازگی این کتاب را در ۳۴۳ صفحه و با قیمت ۶۸۰ هزار تومان عرضه کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها