سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
داستان کتابفروشی «فرحبخش»

چراغ کتابفروشی «فرحبخش» بعد از گذشت چهل‌وپنج سال، به باور اینکه کتاب می‌تواند زندگی انسان‌ها را تغییر دهد، همچنان روشن است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتابفروشی «فرحبخش»، حوالی میدان سلماس یوسف‌آباد، محلی است که نسل‌های مختلف مخاطب کتاب، نویسندگان، اهل فرهنگ و ساکنان یک محله، بخشی از خاطرات خود را در آن ساخته‌اند.

فعالیت این کتابفروشی، سال ۱۳۶۰، دورانی که کشور درگیر جنگ بود آغاز شد؛ حسن طلیمی، جوان بیست‌ ساله‌ای بود که تصمیم گرفت در حوزه‌ای فعالیت کند که از پیش با آن آشنا بود؛ دنیای کتاب و نشر. علاقه به این حوزه، از همکاری با دایی‌اش، ولی‌الله هاشمی، شکل گرفته بود. هاشمی، با همین نام در محله پاسداران کتابفروشی داشت.

طلیمی، بعد از مدتی کار و تجربه‌اندوزی، تصمیم گرفت، مستقل وارد این حرفه شود و کتابفروشی «فرحبخش» را تاسیس کرد. علت این نامگذاری نام میدان روبه‌روی مغازه بود. در آن سال‌ها، خیابان انقلاب مهم‌ترین مرکز کتابفروشی‌های تهران محسوب می‌شد. طبیعی بود که بسیاری از کتابفروشان تازه‌کار، حضور در این راسته را یک فرصت بدانند؛ جایی که نام آن با کتاب گره خورده بود و مخاطبان زیادی داشت. اما حسن طلیمی، نگاه متفاوتی داشت. نمی‌خواست کتابفروشی‌، در مکان به اصطلاح بورس شناخته شود. ترجیح می‌داد، کتابفروشی‌اش هویت مستقلی داشته باشد.

به‌دنبال منطقه‌ای بود که از نظر فرهنگی ظرفیت مناسبی داشته باشد؛ جایی که کتاب، بتواند مخاطب خودش را پیدا کند، نه اینکه صرفاً در میان شلوغی دیده شود. بررسی‌ها و شناختی که از منطقه داشت، او را به یوسف‌آباد رساند.

داستان «فرحبخش»...

آن زمان میدان سلماس امروزی که در دهه‌های قبل فرحبخش نام داشت و خیابان‌های اطراف آن، مشکلات شهری و کمبودهایی داشت، اما حسن طلیمی تصمیم خود را گرفته بود و احساس می‌کرد این منطقه می‌تواند جای مناسبی برای شکل گرفتن یک کتابفروشی مستقل باشد. همین انتخاب، سرنوشت کتابفروشی فرحبخش را رقم زد. مغازه‌ای که ابتدا شاید تنها یک تصمیم شغلی به نظر می‌رسید، به مرور تبدیل شد به بخشی از حافظه فرهنگی یک محله و به‌تدریج جای خود را میان اهالی یوسف‌آباد پیدا کرد.

فرهاد، فرزند دوم حسن طلیمی، متولد سال ۱۳۶۹ است. او بخش مهمی از کودکی خود را میان قفسه‌های کتاب، گفت‌وگوهای خریداران و رفت‌وآمد آدم‌هایی که برای یافتن کتاب وارد کتابفروشی می‌شدند ساخته است.

می‌گوید از حدود هفت‌سالگی رفت‌وآمد به کتابفروشی را به‌یاد می‌آورد. برایش کتابفروشی فقط محل کار پدر نبود؛ بخشی از زندگی خانوادگی بود. بوی کتاب، نظم قفسه‌ها، مشتریانی که درباره کتاب‌ها صحبت می‌کردند و حضور همیشگی پدر در این فضا، تصویری ساخت که بعدها مسیر زندگی خودش را هم تحت‌تأثیر قرار داد.

پسر بزرگتر، وحید متولد ۱۳۶۴، نیز در ادامه همین مسیر، همراه خانواده است. نسل دوم کتابفروشی، آرام‌آرام مسئولیت اداره مجموعه را بر عهده گرفته است. اما آنچه از پدر به این دو فرزند منتقل شده فقط یک مغازه نیست؛ شیوه‌ای از رفتار با مخاطب و نگاهی خاص به کتاب است.

حسن طلیمی، حدود ۱۰ سال است که خود را بازنشسته کرده است. به‌دلیل شرایط آب‌وهوایی، بیشتر در شمال کشور زندگی می‌کند و هر دو سه ماه، سری به کتابفروشی می‌زند. این کتابفروشی مانند بسیاری از کتابفروشی‌های قدیمی، در سال‌های اخیر با پرسش دشواری روبه‌رو شده است؛ اینکه چگونه می‌توان در شرایطی که اقتصاد نشر تغییر کرده، همچنان به این کسب‌وکار ادامه داد.

داستان «فرحبخش»...

افزایش هزینه‌های چاپ، گرانی کاغذ و تغییر شرایط بازار کتاب، خانواده طلیمی را نیز تحت‌تأثیر قرار داد. فرهاد طلیمی می‌گوید: «روزهایی بود که ادامه دادن کار، بیش از همیشه دشوار به‌نظر می‌رسید. حذف یارانه کاغذ و افزایش هزینه‌های تولید کتاب، فشار زیادی به کتابفروشی و چرخه نشر وارد کرده است.»

در چنین شرایطی، آن‌ها نیز مانند بسیاری از فعالان این حوزه، به این فکر افتادند، شاید تغییر کاربری کتابفروشی بتواند راهی برای ادامه زندگی اقتصادی باشد. وقتی موضوع تغییر کاربری با پدر (حسن طلیمی) مطرح می‌شود، بسیار مخالفت می‌کند. ۴۵ سال پیش، وقتی او کتابفروشی فرحبخش را تاسیس کرد، فعالیت در این حرفه ساده‌تر بود.

سال‌ها بعد و زمانی که اداره کتابفروشی به نسل دوم خانواده رسید، شرایط تغییر کرده بود. فرهاد طلیمی می‌گوید: «من و برادرم با هم همکاری داشتیم. شرایط را بررسی کردیم؛ اما هر چه بیشتر جلو رفتیم، متوجه شدیم شغل‌های دیگر برای ما چندان شناخته ‌شده نیست.»

دو برادر تمام زندگی خود را در فضای کتاب گذرانده بودند و شناخت‌ آن‌ها از آدم‌ها، ارتباط با مخاطب و تجربه کاری‌، همه در محیط کتابفروشی شکل گرفته بود. طلیمی معتقد است هر شغلی فقط مهارت فنی نمی‌خواهد؛ فرهنگ و نوع ارتباط خاص خودش را هم دارد.

او می‌گوید شاید در شغل و حرفه‌ای دیگر، نمی‌توانستند همان ارتباطی را برقرار کنند که سال‌ها در کتابفروشی آموخته بودند. شاید نوع برخورد با مشتریان، شناخت نیازهای مخاطب و حتی روحیه‌ای که برای آن کار لازم است، با شخصیت‌ آن‌ها سازگار نبود.

وقتی تصمیم نهایی برای ماندن و ادامه دادن گرفته شد؛ با وجود مخالفت پدر، به بازسازی تغییرات ظاهری در کتابفروشی پرداختند. شرایط ساختمان و نیازهای جدید، آن‌ها را مجاب به این کار کرد و حدود ۱۰ سال پیش، «فرحبخش» چهره نویی به خود گرفت.

بخش‌هایی از زیرساخت‌های کتابفروشی مانند سیستم برق، لوله‌کشی و فضای داخلی نیاز به تعمیر داشت. علاوه‌بر آن، خانواده طلیمی می‌خواستند فضای کتابفروشی برای مخاطب امروزی، مناسب‌تر باشد. نور بیشتر شد تا مشتری هنگام خواندن و بررسی کتاب‌ها احساس خستگی نکند. دکور تغییر کرد، قفسه‌ها سامان تازه‌ای گرفتند و فضای داخلی بازتر شد. یکی از مهم‌ترین تغییرات، ورودی شیشه‌ای کتابفروشی است. آن‌ها می‌خواستند فضای داخل از بیرون دیده شود.

وحید و فرهاد طلیمی می‌دانستند برای ادامه مسیر، باید خودشان را با زمانه هماهنگ کنند. این تغییر به‌معنای فاصله گرفتن از کتاب نبود؛ بلکه تلاشی بود برای اینکه کتابفروشی بتواند همچنان زنده بماند. در کنار کتاب، بخش‌های دیگری نیز به مجموعه اضافه شد. لوازم‌التحریر، تقویم، سررسید، بازی‌ فکری و برخی محصولات فرهنگی دیگر، بخشی از فعالیت کتابفروشی شدند.

فرهاد می‌گوید در زمان پدر، کتابفروشی فعالیتی تک‌بعدی داشت و تمرکز اصلی فقط بر فروش کتاب بود. اما امروزه شرایط به‌گونه‌ای شده که برای حفظ کتابفروشی، باید راه‌های مختلفی برای ارتباط با مخاطب پیدا کرد. «هدف این نبود که کتاب جای خود را به محصولات دیگر بدهد؛ می‌خواستیم افراد بیشتری وارد فضای کتابفروشی شوند. شاید کسی برای خرید یک دفتر یا بازی فکری وارد شود و در همان زمان نگاهی هم به قفسه‌های کتاب بیندازد. شاید همین ارتباط کوچک، شروع دوباره‌ای برای نزدیک شدن به کتاب باشد.»

علاقه خانواده طلیمی به کتاب، تنها به فروش محدود نماند. سال ۱۳۹۷، نشر سلماس نیز کارش را شروع و فعالیت تخصصی خود را در حوزه‌هایی مانند فلسفه و روانشناسی آغاز کرد. حسن طلیمی، نیز مدیریت انتشارات آغاز را بر عهده داشته است، اما پس از تاسیس کتابفروشی، دیگر در حوزه انتشارات فعالیت نکرد. فرهاد می‌گوید: «پدر وقتی از گذشته صحبت می‌کند، یکی از حسرت‌هایش همین است که چرا فعالیت انتشارات را متوقف کرد.»

داستان «فرحبخش»...

تعدادی از مترجمان، نویسندگان، ادیبان، بازیگران و ورزشکارانی که به کتاب علاقه دارند، در طول سال‌ها در این کتابفروشی رفت‌وآمد داشتند. محمود دولت‌آبادی، مرضیه برومند، فرهاد اصلانی، سروش جمشیدی، بهروز شعیبی و همایون شجریان ازجمله چهره‌هایی هستند که مشتری کتابفروشی فرحبخش بودند.

حسن طلیمی، به فرزندانش می‌گفت اگر فرد شناخته ‌شده‌ای وارد کتابفروشی شد، نباید درباره مسائل شخصی او کنجکاوی کرد یا وارد حاشیه شد. «اجازه دهید با حضورش در کتابفروشی احساس امنیت کند.»

فرهاد می‌گوید تلاش آن‌ها این است که راه پدر را ادامه دهند. پدر همیشه توصیه می‌کرد به مشتری احترام بگذارند. از نگاه او، مشتری فقط کسی نبود که برای خرید وارد مغازه می‌شود. حضور مخاطب بخشی از حیات کتابفروشی بود.

می‌گفت باید فضایی ایجاد شود که آدم‌ها دوست داشته باشند به کتابفروشی بیایند و حتی اگر فقط کتاب‌ها را نگاه کنند، بدانند حضورشان مزاحمتی ایجاد نمی‌کند.

فرهاد طلیمی، می‌گوید پدرش هیچ‌گاه حضور مشتری را صرفاً از نگاه مالی نمی‌دید. برای او مهم بود که مخاطب احساس راحتی کند. شاید کسی کتابی خریداری نکند، اما اگر تجربه خوبی از حضور در کتابفروشی داشته باشد، دوباره بازخواهد گشت. اعتقاد دارد کتابفروشی باید محیطی امن باشد؛ جایی که هر فردی بتواند بدون نگرانی و با آرامش در آن حضور پیدا کند.

امروز فرزندانش نیز تلاش دارند همان اصول را رعایت کنند. اگر مشتری درباره کتابی سؤال داشته باشد، پاسخگو هستند؛ اگر بخواهد درباره موضوعی گفت‌وگو کند، همراهی می‌کنند؛ اما هیچ‌گاه او را مجبور به خرید نمی‌کنند.

فرهاد، معتقد است گاهی لازم است به مخاطب فرصت داد خودش میان قفسه‌ها بگردد، کتابی را بردارد، چند صفحه بخواند و با علاقه تصمیم بگیرد. او می‌گوید برخی مخاطبان قدیمی دیگر در این منطقه زندگی نمی‌کنند، اما هنوز برای خرید کتاب یا حتی لوازم‌التحریر به اینجا بازمی‌گردند.

کتابفروشی فرحبخش در طول این سال‌ها فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده است. روزهایی بوده که مشتریان بیشتری به کتابفروشی می‌آمدند و روزهایی که شرایط اقتصادی موجب می‌شد، خرید کتاب برای بسیاری از خانواده‌ها در اولویت نباشد.

فرهاد طلیمی، می‌گوید در تمام این سال‌ها، میزان مراجعه مردم همیشه ثابت نبوده و به شرایط جامعه بستگی داشته است. وقتی هزینه‌های زندگی افزایش پیدا می‌کند، بسیاری از افراد ابتدا سراغ نیازهای ضروری‌تر می‌روند. کتاب، با وجود ارزش فرهنگی‌، معمولاً اولویت خرید نیست. او معتقد است مسئله فقط قیمت نیست. کتاب نسبت به بسیاری از کالاهای دیگر، زیاد گران نشده، اما شرایط اقتصادی موجب شده نگاه مردم به خرید تغییر کند. وقتی خانواده‌ای درگیر تأمین هزینه‌های روزمره می‌شود، طبیعی است که خرید کتاب برای مدتی به تعویق بیفتد.

طلیمی می‌گوید: «بخشی از فاصله گرفتن مردم از کتاب به تغییر فضای فرهنگی جامعه برمی‌گردد. زمانی کتاب، در تلویزیون، روزنامه و رادیو سهم بیشتری داشت اما این امر به‌شکل چشمگیری کاهش پیدا کرده است و متاسفانه شبکه‌های اجتماعی بخش زیادی از زمان افراد را به خود اختصاص داده‌اند.»

این کتابفروش معتقد است: «باید درباره اهمیت کتاب صحبت شود. در رسانه‌ها، مدارس و برنامه‌های فرهنگی، کتاب بیشتر دیده شود؛ کتاب‌های مهم معرفی شوند، درباره آثار نویسندگان بزرگ جهان و ایران که جوایزی را به‌دست آوردند گفته شود و مخاطب دوباره احساس کند کتاب بخشی از زندگی اوست.

او می‌گوید خواندن یک متن مکتوب با خواندن مطالب پراکنده در فضای مجازی تفاوت دارد. در فضای مجازی، اطلاعات زیادی به انسان می‌رسد، اما اغلب فرصت تمرکز و عمیق شدن وجود ندارد. کتاب خواندن اما زمان می‌خواهد؛ انسان را وادار می‌کند فکر کند، همراه نویسنده پیش برود و چیزی را در ذهن خود بسازد. از نگاه این کتابفروش، بخشی از رشد جامعه به خواندن وابسته است. اگر کتاب خوانده نشود و آموزش و تربیت فکری جدی گرفته نشود، شکل‌گیری شخصیت انسان نیز آسیب می‌بیند.»

سال‌های گذشته، کتابفروشی فرحبخش تنها به فروش کتاب‌های عمومی محدود نبود. یکی از فعالیت‌های مهم این مجموعه، عرضه کتاب‌های درسی بود. پیش از آغاز سال تحصیلی، بسیاری از خانواده‌های منطقه یوسف‌آباد برای تهیه کتاب‌های مدرسه به این کتابفروشی مراجعه می‌کردند. با تغییر شیوه‌های توزیع کتاب‌های درسی، این بخش از فعالیت کتابفروشی نیز حذف شد.

یکی از ویژگی‌هایی که در سال‌های فعالیت فرحبخش حفظ شده، رابطه انسانی میان کتابفروش و مخاطب است. با وجود همه دشواری‌ها، خانواده طلیمی هنوز تلاش می‌کنند ارتباط مردم با کتاب حفظ شود. یکی از نمونه‌های این تلاش، شیوه‌ای است که برای برخی مشتریان منظم در نظر گرفته‌اند.

داستان «فرحبخش»...

فرهاد طلیمی می‌گوید: «مخاطبانی هستند که کتاب را با دقت زیادی نگهداری می‌کنند؛ کتاب را می‌خوانند اما گویی دست‌نخورده است. برای تشویق این افراد، کتاب خوانده ‌شده را با مبلغی کمتر از قیمت پشت جلد دریافت می‌کنیم و نسخه جدیدی در اختیارشان قرار می‌دهیم. می‌خواهیم مخاطب به خواندن ادامه دهد. چندین نفر از مشتریان چنین ارتباطی با کتابفروشی دارند. خریدارانی هم هستند که توانایی مالی زیادی ندارند. وقتی چند کتاب می‌خرند و مبلغ نهایی زیاد می‌شود. کتابی را به او رایگان هدیه می‌دهیم. حتی مخاطبی داریم که ماهانه تعداد زیادی کتاب خریداری می‌کند و آن‌ها را میان افرادی که علاقه‌مند به خواندن هستند اما توان خرید ندارند، توزیع می‌کند. ما هم در این مسیر او را همراهی می‌کنیم؛ تخفیف می‌دهیم و حتی پیشنهاد می‌کنیم اگر کسی را می‌شناسند که علاقه‌مند به کتاب است اما امکان خرید ندارد، معرفی کند تا بتوانیم کتابی به او هدیه دهیم.»

امروز فرحبخش همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد. کتاب‌های ادبیات، هنر، تاریخ، کودک و نوجوان و حوزه‌های عمومی در قفسه‌های آن دیده می‌شوند. در کنار آن، فعالیت نشر سلماس نیز ادامه دارد و خانواده طلیمی تلاش می‌کنند ارتباط خود را با دنیای کتاب حفظ کنند. اما مانند بسیاری از کتابفروشی‌های قدیمی، یک سؤال همیشه همراه آن‌هاست؛ اینکه آینده این مسیر چگونه خواهد بود؟

فرهاد طلیمی، می‌گوید درباره فرزندانم و نسل آینده نمی‌توان با قطعیت صحبت کرد. نسل جدید، نگاه و ذهنیت متفاوتی دارد. علاوه براین مسئله امرار معاش نیز واقعیتی است که نمی‌توان نادیده گرفت. امیدوارم علاقه به کتاب، همچنان در خانواده ادامه پیدا کند؛ چراکه پدر هرگز از اینکه وارد این حرفه شده پشیمان نشد.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضا مینایی IR ۱۸:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۰
    در بخشی از این مقاله آمده است: "فرهاد معتقد است گاهی لازم است به مخاطب فرصت داد خودش میان قفسه‌ها بگردد، کتابی را بردارد، چند صفحه بخواند و با علاقه تصمیم بگیرد." این صحبت من را به یاد خاطره‌ای انداخت. روزی در داخل کتابفروشی انتشارات آگاه درحال نگاه کتاب‌ها بودم که ناگهان متوجه آقای کتابفروش شدم که به طرف مرد جوانی رفت که در حال ورق زدن یکی از کتاب‌های آنجا بود، و با عصبانیت کتاب را از او گرفت و گفت: "اگه کتاب می‌خوای بخونی برو کتابخونه.... این کتاب رو که ورق زدی دیگه حالا دست دومه." و بعد کتاب را در قفسه کتاب گذاشت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها