روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت-
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت - ۳۵
داستان کتابفروشی «فرحبخش»
چراغ کتابفروشی «فرحبخش» بعد از گذشت چهلوپنج سال، به باور اینکه کتاب میتواند زندگی انسانها را تغییر دهد، همچنان روشن است.
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت - ۳۴
پدر، پسر، کتاب
چاردیواری «کتابفروشی فرید» برای دومین کلیددار، یادآور قدکشیدن و مشق کردن درس کتاب فروشی در محضر بنیانگذار است. لحظههای بیبازگشت اما ماندگار شده در جان آقای کتابفروش.
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت - ۳۳
حافظ؛ غزلسرای کتابِ محله تهراننو
پیرمرد دوباره پشت پیشخوان برمیگردد؛ به همان جایی که سالها از عمرش را در میان کتابها و آدمها گذرانده است و حالا در آستانه ۸۰سالگی، هنوز آخرین کسی است که شبها کرکره کتابفروشی را پایین میکشد.
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت - پایان فصل سوم
قلمروهای روشن؛ خرده روایتهایی از ۱۱ کتابفروشی طهران
زمانه کتابفروشیهای قدیمی طهران، تا وقتی کتاب هست و مردمی برای خواندن، پایان ندارد اما باید کوچه پس کوچههای شهر را پیمود برای ثبت روایتشان، پیش از رسیدن برگ آخر تقویمشان.
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت -۳۵
«نور»؛ جغرافیای کتاب
از نیم قرن خاطره برای آقای کتابفروش، یکی بیشتر میدرخشد در ذهنش، همان روز نخست که مردم محله را خبر کرده بود برای جشن تولد «نور».
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت- ۳۴
فَروَهَر؛ کتابفروشیای به قدمت یک عهد
سطر اول داستان فَروَهَر، سال ۱۳۴۶ به همت مهندس سیروس خسروی، با وقف عایدی فروش خانه برادر مرحومش برای تولد انتشارات، به همین نام نوشته شد. مأموریتی روشن پیشِ رو بود.
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت- ۳۳
حوالی «آزادی»؛ کتابفروشی «دکتر هوشیار»
پشت پلاک معتبر کتابفروشی، نام دو مرد مُهر شده؛ علیاصغر برادران و بهرام حیدری گوجانی. تاریخ تولد دوستیشان ۶ سال بعد از ۱۳۵۷؛ تقویمِ روشن شدن چراغ کتابفروشی «دکتر هوشیار».
-
روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت-۳۲
حیات در کتابفروشی؛ «جهانشاهی» از پدر تا پسر
شاقول پسران در گردش چرخ کتابفروشی، مرام پدر است. همان آداب مشتریمداری پدر: به یک چشم دیدن مشتریها و ندیدن ارزش ریالی خریدشان.