یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷
وقتی بیماری تنها یک مسئله پزشکی نیست

کتاب «دنیاگیری‌ها» تنها اثری آموزشی درباره بیماری‌های عفونی نیست، بلکه ابزاری برای فهم بهتر جهانی است که در آن سلامت، سیاست، اقتصاد و رسانه بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: همه‌گیری‌ها معمولاً در نگاه نخست پدیده‌هایی پزشکی به نظر می‌رسند؛ رخدادهایی که در آن یک ویروس، باکتری یا عامل بیماری‌زا از مرزهای جغرافیایی عبور می‌کند و جان میلیون‌ها انسان را تهدید می‌کند. اما تجربه جهان در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از همه‌گیری کووید-۱۹، نشان داد که بیماری‌های واگیردار بسیار فراتر از یک مسئله درمانی هستند. آن‌ها می‌توانند اقتصاد جهانی را متوقف کنند، روابط سیاسی را دگرگون سازند، مرزها را ببندند، نظام‌های آموزشی را تغییر دهند و حتی شیوه زندگی روزمره انسان‌ها را از نو تعریف کنند. از همین رو، مطالعه دنیاگیری‌ها دیگر صرفاً وظیفه پزشکان و متخصصان بیماری‌های عفونی نیست؛ بلکه به موضوعی میان‌رشته‌ای تبدیل شده که تاریخ، جامعه‌شناسی، سیاست، اقتصاد و فلسفه علم نیز در فهم آن سهم دارند.

وقتی بیماری تنها یک مسئله پزشکی نیست

کتاب «دنیاگیری‌ها: بیماری‌های مرگبار از طاعون خیارکی تا کرونا» نوشته دیوید والتنر تیوز به ترجمه رشاد مردوخی که از سوی نشر نی منتشر شده، نیز دقیقاً از همین منظر به موضوع نزدیک می‌شود. نویسنده تلاش نمی‌کند تنها درباره ویروس‌ها یا روش‌های انتقال بیماری سخن بگوید، بلکه پیش از هر چیز می‌خواهد روشن کند که خود مفهوم «دنیاگیری» چگونه شکل گرفته، چه تفاوتی با مفاهیمی مانند «شیوع» و «همه‌گیری» دارد و چرا استفاده از این واژه، همواره صرفاً تابع معیارهای علمی نیست. این نگاه، کتاب را از یک متن آموزشی در حوزه اپیدمیولوژی فراتر می‌برد و آن را به اثری درباره رابطه علم، سیاست و جامعه تبدیل می‌کند.


نویسنده کتاب از جمله پژوهشگران حوزه همه‌گیرشناسی (اپیدمیولوژی) است؛ حوزه‌ای که به مطالعه الگوهای گسترش بیماری‌ها، عوامل مؤثر بر انتشار آن‌ها و راهبردهای کنترل و پیشگیری می‌پردازد. آنچه در همین بخش کوتاه کتاب جلب توجه می‌کند، تسلط نویسنده بر ادبیات تخصصی این رشته و در عین حال توانایی او در تبدیل مباحث علمی به زبانی روشن و قابل فهم برای مخاطب عمومی است. او برخلاف بسیاری از نویسندگان متون پزشکی که تنها به داده‌ها و تعاریف رسمی بسنده می‌کنند، از همان آغاز نشان می‌دهد که به تاریخ مفاهیم و زمینه‌های اجتماعی آن‌ها نیز توجه دارد. همین ویژگی سبب شده است کتاب تنها برای دانشجویان علوم پزشکی مفید نباشد، بلکه برای پژوهشگران علوم اجتماعی، سیاست‌گذاری سلامت و حتی علاقه‌مندان تاریخ علم نیز اثری خواندنی باشد.


دنیاگیری به‌عنوان یک مفهوم علمی و سیاسی
مهم‌ترین ایده‌ای که در این فصل مطرح می‌شود، آن است که واژه‌هایی مانند «شیوع»، «همه‌گیری» و «دنیاگیری» صرفاً اصطلاحاتی فنی نیستند. نویسنده با صراحت می‌نویسد که گرچه این واژه‌ها پایه‌ای علمی دارند، اما کاربرد آن‌ها در عمل، به‌شدت تحت تأثیر تصمیم‌های سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی قرار می‌گیرد. او حتی این پرسش را مطرح می‌کند که چرا برخی بیماری‌های گسترده هرگز «دنیاگیری» نامیده نمی‌شوند، در حالی که بیماری‌های دیگر با سرعت چنین عنوانی را دریافت می‌کنند. این پرسش، کتاب را از همان ابتدا وارد حوزه نقد سیاست سلامت جهانی می‌کند. نویسنده با اشاره به بیماری‌هایی مانند ایدز، مالاریا و اسهال در برخی کشورهای جهان، این احتمال را مطرح می‌کند که شاید توجه نهادهای بین‌المللی بیش از هر چیز معطوف بیماری‌هایی باشد که کشورهای ثروتمند را تهدید می‌کنند. او البته پاسخ قطعی نمی‌دهد، بلکه با طرح پرسش، خواننده را وادار می‌کند درباره نسبت میان علم، قدرت و اقتصاد بیندیشد. همین شیوه، از ویژگی‌های ارزشمند کتاب است؛ زیرا نویسنده به جای ارائه پاسخ‌های ساده، مخاطب را وارد فرایند تفکر انتقادی می‌کند.

از شیوع تا دنیاگیری؛ چرا واژه‌ها اهمیت دارند؟
یکی از بخش‌های مهم کتاب، توضیح دقیق تفاوت میان مفاهیم «شیوع»، «همه‌گیری» و «دنیاگیری» است. نویسنده نشان می‌دهد که شیوع معمولاً به رخدادی محدود اشاره دارد؛ وضعیتی که در آن گروه نسبتاً کوچکی از انسان‌ها یا حیوانات در اثر یک منبع مشترک بیمار می‌شوند. نمونه‌ای که برای روشن شدن موضوع می‌آورد، مسمومیت غذایی ناشی از مصرف یک غذای آلوده است؛ رخدادی که معمولاً منشأ آن قابل ردیابی است. در گام بعد، مفهوم «همه‌گیری» مطرح می‌شود؛ اصطلاحی که ریشه آن به یونان باستان بازمی‌گردد و در طول تاریخ دگرگون شده است. نویسنده با مرور تحول معنایی این واژه، از هومر و بقراط تا پزشکی مدرن، نشان می‌دهد که حتی واژه‌های علمی نیز تاریخی دارند و معنای آن‌ها در طول زمان تغییر کرده است. این بخش، کتاب را از یک متن صرفاً پزشکی به پژوهشی در تاریخ علم نزدیک می‌کند.


سپس نویسنده به تعریف «دنیاگیری» می‌رسد و توضیح می‌دهد که سازمان جهانی بهداشت، آن را همه‌گیری‌ای می‌داند که از مرزهای بین‌المللی عبور کرده و بخش بزرگی از جهان را درگیر می‌کند. اما او بلافاصله یادآور می‌شود که این تعریف نیز همه واقعیت را توضیح نمی‌دهد؛ زیرا شدت بیماری، الزاماً در تعریف دنیاگیری نقشی ندارد. ممکن است بیماری‌ای بسیار گسترده باشد اما مرگ‌ومیر اندکی داشته باشد، یا برعکس، بیماری‌ای بسیار کشنده باشد اما به دلیل محدود ماندن دامنه جغرافیایی، هرگز دنیاگیری نامیده نشود. این تمایز، یکی از مهم‌ترین نکات آموزشی کتاب است.

نقد نگاه ساده‌انگارانه به بیماری‌های واگیردار
از برجسته‌ترین ویژگی‌های این فصل، نقد نگاه ساده‌ای است که بیماری را صرفاً پدیده‌ای زیستی می‌بیند. نویسنده معتقد است فهم بیماری‌های واگیردار بدون در نظر گرفتن ساختارهای اجتماعی، نظام‌های بهداشتی، نابرابری اقتصادی و تصمیم‌های سیاسی ممکن نیست. همین نگاه است که باعث می‌شود کتاب، خواننده را از محدوده علوم پزشکی فراتر ببرد و به تأمل درباره سازوکارهای جهانی سلامت و مدیریت بحران دعوت کند.

در این مسیر، نویسنده نمونه‌هایی از سارس، ایدز، آنفلوانزای H1N1 و سیاست‌های سازمان جهانی بهداشت را مطرح می‌کند تا نشان دهد حتی تعریف یک بیماری نیز می‌تواند پیامدهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داشته باشد؛ از محدودیت‌های سفر گرفته تا نحوه توزیع منابع درمانی و جلب توجه رسانه‌ها. این تحلیل، کتاب را به اثری به‌روز و مرتبط با تجربه زیسته میلیون‌ها انسان در دوران کووید-۱۹ تبدیل می‌کند.

علم، سیاست و سازمان جهانی بهداشت
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این فصل، نشان دادن رابطه پیچیده میان علم و سیاست است. نویسنده با مرور تعریف‌های سازمان جهانی بهداشت و تغییراتی که این تعاریف در طول زمان داشته‌اند، نشان می‌دهد که حتی معتبرترین نهادهای علمی جهان نیز ناچارند در بستر واقعیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تصمیم بگیرند. او به این نکته اشاره می‌کند که در طول قرن بیستم، سازمان جهانی بهداشت تنها چند بار وضعیت «دنیاگیری» را به‌طور رسمی اعلام کرده و این اعلام‌ها عمدتاً به همه‌گیری‌های آنفلوانزا مربوط بوده‌اند. همین موضوع این پرسش را پیش می‌کشد که چرا برخی بیماری‌های گسترده، مانند ایدز، با وجود ابعاد جهانی، در طبقه‌بندی‌های رسمی جایگاهی متفاوت یافته‌اند. نویسنده سپس روند تکامل دستورالعمل‌های سازمان جهانی بهداشت را توضیح می‌دهد؛ از مدل شش‌مرحله‌ای آمادگی در برابر دنیاگیری تا چارچوب جدید مدیریت خطر که بر ارزیابی مستمر ریسک و آمادگی کشورها تأکید دارد. این توضیح‌ها نشان می‌دهد که مدیریت دنیاگیری‌ها صرفاً واکنشی به یک بحران نیست، بلکه فرآیندی دائمی است که از سال‌ها پیش از ظهور یک عامل بیماری‌زا آغاز می‌شود و حتی پس از پایان بحران نیز ادامه می‌یابد.


یکی از جملات کلیدی این بخش، آنجاست که نویسنده یادآور می‌شود بشر هرگز وارد «دوران بدون دنیاگیری» نخواهد شد؛ همان‌گونه که زمین میان دو عصر یخبندان قرار دارد، جوامع انسانی نیز همواره در فاصله میان دو دنیاگیری زندگی می‌کنند. این نگاه، مخاطب را از تصور رایجِ «پایان بحران» دور می‌کند و او را به این نتیجه می‌رساند که آمادگی برای بیماری‌های نوپدید باید بخشی از سیاست‌گذاری دائمی نظام‌های سلامت باشد.


یکی از ویژگی های این اثر، توانایی نویسنده در پیوند زدن تاریخ، زبان، پزشکی و سیاست است. او برای توضیح یک مفهوم، تنها به تعریف‌های فرهنگ‌های پزشکی بسنده نمی‌کند، بلکه ریشه تاریخی واژه‌ها را نیز بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه معنای آن‌ها در طول قرن‌ها تغییر کرده است. برای نمونه، مسیر تحول واژه «همه‌گیری» از کاربرد آن در یونان باستان تا مفهوم امروزی‌اش، نمونه‌ای از همین رویکرد تاریخی است. این شیوه نگارش، کتاب را از یک متن آموزشی خشک به اثری تحلیلی و میان‌رشته‌ای تبدیل می‌کند.


ویژگی دیگر، نثر روان و استدلالی کتاب است. نویسنده از طرح پرسش‌های متوالی بهره می‌گیرد؛ پرسش‌هایی که خواننده را به مشارکت در استدلال دعوت می‌کنند. او کمتر حکم قطعی صادر می‌کند و بیشتر تلاش دارد نشان دهد که مفاهیم ظاهراً بدیهی، در عمل پیچیده‌تر از آن چیزی هستند که تصور می‌کنیم. همین روش، خواننده را به تفکر انتقادی وامی‌دارد و باعث می‌شود کتاب صرفاً انتقال‌دهنده اطلاعات نباشد، بلکه نگاه مخاطب را نیز تغییر دهد.

البته کتاب، گاه بیش از اندازه بر جنبه مفهومی و نظری موضوع تمرکز می‌کند. خواننده‌ای که انتظار دارد با نمونه‌های تاریخی گسترده یا تحلیل‌های آماری دقیق‌تری از دنیاگیری‌های بزرگ روبه‌رو شود، ممکن است احساس کند بحث‌ها بیشتر در سطح مفاهیم و چارچوب‌های نظری باقی مانده‌اند. البته این مسئله تا حد زیادی به هدف نویسنده بازمی‌گردد؛ زیرا او در این فصل بیش از آنکه بخواهد تاریخ بیماری‌ها را روایت کند، در پی روشن ساختن زبان و مفاهیم مورد استفاده در این حوزه است. نکته دوم، آن است که رویکرد انتقادی نویسنده نسبت به نهادهای بین‌المللی، هرچند پرسش‌برانگیز و ارزشمند است، اما در برخی بخش‌ها بیشتر در قالب طرح پرسش باقی می‌ماند و کمتر با شواهد تاریخی یا آماری مفصل همراه می‌شود. برای مثال، وقتی از نقش نابرابری‌های اقتصادی یا اولویت دادن به بیماری‌های تهدیدکننده کشورهای ثروتمند سخن می‌گوید، خواننده ممکن است انتظار داشته باشد نمونه‌های بیشتری برای پشتیبانی از این ادعاها ارائه شود. این البته از اهمیت پرسش‌های مطرح‌شده نمی‌کاهد، بلکه نشان می‌دهد کتاب می‌تواند نقطه آغاز پژوهش‌های عمیق‌تر در این زمینه باشد. از سوی دیگر، استفاده از اصطلاحات تخصصی اپیدمیولوژی ممکن است برای برخی مخاطبان عمومی نیازمند توضیح بیشتر باشد، هرچند نویسنده در مجموع تلاش کرده است زبان کتاب تا حد امکان روشن و قابل فهم باقی بماند.

تجربه همه‌گیری کووید-۱۹ نشان داد که فهم بیماری‌های واگیردار دیگر به متخصصان محدود نمی‌شود. امروز شهروندان عادی نیز با مفاهیمی مانند «انتقال انسان به انسان»، «جهش ویروس»، «مدیریت خطر»، «قرنطینه» و «دنیاگیری» سروکار دارند. در چنین شرایطی، کتاب «دنیاگیری‌ها» تنها اثری آموزشی درباره بیماری‌های عفونی نیست، بلکه ابزاری برای فهم بهتر جهانی است که در آن سلامت، سیاست، اقتصاد و رسانه بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند.


از منظر علوم انسانی نیز کتاب اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا یادآور می‌شود که واژه‌ها بی‌طرف نیستند. اینکه یک بیماری «شیوع»، «همه‌گیری» یا «دنیاگیری» نامیده شود، فقط یک انتخاب زبانی نیست؛ این نام‌گذاری می‌تواند بر سیاست‌های عمومی، بودجه‌های درمانی، همکاری‌های بین‌المللی، افکار عمومی و حتی رفتار روزمره مردم اثر بگذارد. به همین دلیل، فهم زبان علم، بخشی از فهم خود علم است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها