دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۲
چرا ناصر تقوایی مهم‌ترین اقتباس‌گر تاریخ سینمای ایران است؟

تقوایی، پیش از آنکه فیلمساز باشد، خواننده‌ای جدی بود. او ادبیات را می‌شناخت و مهم‌تر از آن، می‌دانست هر رمان، زبان مخصوص خودش را دارد. تقوایی شیفته و دلداده ادبیات بود و عشق و علاقه‌اش را چنین توصیف می‌کرد: «ادبیات، گریزگاه من نیست. حرفه اصلی من است و اگر بیش از سینما نگران ادبیات هستم، به خاطر است که وضع ادبیات نگران‌کننده‌تر است.»

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا کمتر فیلمسازی در سینمای ایران پیدا می‌شود که بتوان جهان داستانی‌اش را از روی قفسه کتابخانه‌اش حدس زد. اما درباره ناصر تقوایی، کافی است نام چند نویسنده را کنار هم بگذاریم تا متوجه سلیقه ادبی‌اش شویم. غلامحسین ساعدی، ایرج پزشکزاد و ارنست همینگوی سه نویسنده محبوب تقوایی با سه جهان متفاوت هستند.

با وجود تمام تفاوت‌ها اما این فیلمساز توانست میان آنها پلی از جنس فهم ادبیات بود. تقوایی هیچ‌وقت در کتاب‌ها به دنبال قصه‌های خام برای فیلمسازی نمی‌گشت. او معتقد بود داستان، بیش از هر چیزی جهان‌بینی است و به همین دلیل، اقتباس فقط نباید انتقال یک داستان از کاغذ به پرده باشد و باید انتقال روح یک اثر به فرهنگی دیگر را مدنظر قرار داد.

به همین خاطر وقتی از بهترین اقتباس‌های تاریخ سینمای ایران حرف زده می‌شود، نام تقوایی بارها تکرار می‌شود. فیلم‌هایی کم اما عمیق و استخوان‌دار که نشان می‌دهد کارگردانان بزرگی مثل تقوایی چه درک عمیقی از ادبیات و اقتباس از آثار ادبی داشتند.

تقوایی، پیش از آنکه فیلمساز باشد، خواننده‌ای جدی بود. او ادبیات را می‌شناخت و مهم‌تر از آن، می‌دانست هر رمان، زبان مخصوص خودش را دارد. تقوایی شیفته و دلداده ادبیات بود و عشق و علاقه‌اش را چنین توصیف می‌کرد: «ادبیات، گریزگاه من نیست. حرفه اصلی من است و اگر بیش از سینما نگران ادبیات هستم، به خاطر است که وضع ادبیات نگران‌کننده‌تر است.»

به همین خاطر، هرگز تلاش نکرد زبان ادبیات را عیناً وارد سینما کند. او زبان سینما را پیدا می‌کرد و همان مضمون را با تصویر درمی‌آمیخت و فیلم مربوط به خودش را می‌ساخت.

پیدا کردن روح داستان

تقوایی در اقتباس از «آرامش در حضور دیگران» فقط داستان ساعدی را نگرفت و نیم نگاهی به اضطراب و بحران انسان معاصر هم داشت. او نشان داد اقتباس موفق، بازگویی داستان به تنهایی نیست و انتقال حس و جهان اثر هم هست.

اگر «آرامش در حضور دیگران» آغاز راه بود، «دایی‌جان ناپلئون» نقطه تثبیت این نگاه شد. امروز بسیاری از منتقدان، این مجموعه را یکی از بهترین اقتباس‌های تاریخ تلویزیون ایران می‌دانند. اقتباسی که نه تنها به رمان ایرج پزشکزاد آسیب نزد، بلکه باعث شد کتاب بیش از گذشته خوانده شود و نسل‌های بعد نیز سراغ آن بروند.

چرا ناصر تقوایی مهم‌ترین اقتباس‌گر تاریخ سینمای ایران است؟

راز موفقیت سریال، وفاداری کورکورانه به رمان نبود. تقوایی روح اثر پزشکزاد را دریافت. طنز تلخ، توهم توطئه، روابط پیچیده خانواده ایرانی و شخصیت‌هایی که میان خنده و تراژدی زندگی می‌کنند، در قاب او جان گرفتند. تقوایی حتی در میزانسن، طراحی خانه، هدایت بازیگران و ریتم دیالوگ‌ها، جهانی ساخت که بسیاری معتقدند پس از تماشای سریال، دیگر نمی‌توان شخصیت‌های رمان را بدون چهره غلامحسین نقشینه، پرویز فنی‌زاده، نصرت کریمی و دیگر بازیگران تصور کرد.

فرهاد توحیدی از فیلمنامه‌نویسان باسابقه سینمای ایران در گفت‌وگویی می‌گوید که «دایی جان ناپلئون» یک کلاس درس برای اقتباس است و از تقوایی به عنوان فیلمسازی یاد می‌کند که اقتباس را به یک هنر مستقل تبدیل کرد. آثاری که هنوز برای فیلمنامه‌نویسان قابل مطالعه و آموزش‌ هستند.

این همان نقطه‌ای است که اقتباس از مرز تقلید و ترجمه عبور می‌کند و خود به اثری مستقل تبدیل می‌شود. شاید مهم‌تر از همه، رضایت خود ایرج پزشکزاد باشد. او بارها از اقتباس تقوایی تمجید کرد و سال‌ها بعد گفت که حق ناصر تقوایی در سینمای ایران ادا نشد. این شاید بزرگ‌ترین تأیید برای فیلمسازی باشد که اثری محبوب را به زبان تصویر درآورده بود. بود.

اقتباسی خلاقانه از همینگوی

اگر «دایی‌جان ناپلئون» بهترین اقتباس تلویزیونی تقوایی است، «ناخدا خورشید» بدون تردید بلندپروازانه‌ترین تجربه او و شاید بهترین اقتباس در سینمای ایران باشد. تقوایی سراغ رمان «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی رفت و از رمانی آمریکایی، فیلمی کاملا بومی و ایرانی ساخت.

پیش‌تر هاوارد هاکس نیز از این رمان فیلمی ساخته بود اما تقوایی نه از فیلم هاکس تقلید کرد و نه در بند بازسازی رمان ماند. تمام جغرافیا را تغییر داد و فیلمی شخصی و مربوط به ایران ساخت. فلوریدا جای خود را به بندرهای جنوب ایران داد، هری مورگان تبدیل به ناخدا خورشید شد و جهان همینگوی در گرمای خلیج فارس دوباره متولد شد.

همین ویژگی است که بسیاری از منتقدان، «ناخدا خورشید» را نمونه‌ای کم‌نظیر از بومی‌سازی خلاقانه می‌دانند. مقاله پژوهشی «کی‌وست تا کُنگ؛ انطباق در اقتباس سینمایی» نیز بر همین نکته تأکید می‌کند؛ اینکه تقوایی به جای انتقال مکانیکی داستان، ساختار اخلاقی و دراماتیک رمان همینگوی را با فرهنگ جنوب ایران منطبق کرد و اثری مستقل آفرید.

باید گفت تقوایی همینگوی را ایرانی کرد. علی نصیریان که در فیلم نقش «مستر فرحان» را بازی می‌کند، معتقد است راز موفقیت «ناخدا خورشید» در شناخت عمیق تقوایی از جنوب ایران است. به باور او، تقوایی فقط یک اقتباس انجام نداد، بلکه اثری تازه خلق کرد. اثری که هویت مستقل خود را دارد و به همین دلیل، حتی اگر مخاطب رمان همینگوی را نخوانده باشد، فیلم برایش کاملاً باورپذیر است.همین نگاه باعث شده بسیاری از فیلم‌نامه‌نویسان و منتقدان ایرانی، «ناخدا خورشید» را بهترین اقتباس ادبی تاریخ سینمای ایران بدانند و حتی آن را از نسخه‌های هالیوودی موفق‌تر ارزیابی کنند.

اقتضای اقتباس خوب، فقط خواندن کتاب نیست و فهمیدن آن هم هست. تقوایی می‌دانست شخصیت‌های بزرگ ادبی، به مکان وابسته نیستند. اگر نویسنده توانسته حقیقتی انسانی خلق کند، آن حقیقت می‌تواند از آمریکا به جنوب ایران، از رمان به سینما و از کلمات به تصویر مهاجرت کند. اقتباس‌های تقوایی به نوعی زندگی دوم کتاب‌ها هستند. به همین خاطر ناصر تقوایی با وجود فیلم‌های اندکش، همچنان بزرگ‌ترین اقتباس‌گر تاریخ سینمای ایران به شمار می‌آید. او هیچ‌گاه کتاب را جلوی دوربین نگذاشت. نخست آن را خواند، فهمید، زندگی کرد و بعد از نو نوشت. راز ماندگاری آثارش نیز همین است که تنها به متن وفادار نبود و در اصل به حقیقت متن وفادار ماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها