شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۷
سینما، هوش مصنوعی را به آینه‌ای برای شناخت انسان تبدیل کرده است

سینما سال‌ها پیش از ظهور چت‌بات‌ها و ابزارهای هوش مصنوعی، جهانِ ربات‌ها و تکنولوژی را تصور کرده بود. مترجم کتاب «هوش مصنوعی در سینما» می‌گوید این فیلم‌ها بیشتر از آنکه درباره‌ی فناوری باشند، از ترس‌ها، آرزوها و بحران‌های هویتی انسان حرف می‌زنند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) -نگار فیض‌آبادی؛ سرعت رشد تکنولوژی طوری بالا رفته است که حتی در زندگی روزمره هم از هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم. سینما حتی در دهه‌های قبلی جلوتر از زمان بود و با تخیلی مثال‌زدنی درباره‌ این پیشرفت فناوری رویاهایی بافته بود. کتاب «هوش مصنوعی در سینما» به قلم پائولا مورفی تلاش کرده به بخشی از دغدغه‌های آدمی در رابطه با تاثیرات هوش مصنوعی بپردازد. گفت‌وگوی پیش‌رو با الهام جوادپور، مترجم کتاب درباره‌ نسبت انسان با ربات‌ها، هوش مصنوعی و مفاهیمی مثل مرگ، حافظه، هویت و خودآگاهی است.

کدام ویژگی در کتاب «هوش مصنوعی در سینما» باعث شد سراغ ترجمه‌اش بروید؟

سینما همواره تکنولوژی را پیش‌بینی کرده است و با تصویر کشیدن انواع مختلف هوش مصنوعی، به دلیل قدرت تخیل بی‌انتهای بشر، بسیار زودتر از پیشرفت او در زمینه فناوری، به نیازها، آرزوها و حتی ترس‌هایش پرداخته است. این کتاب از یک طرف روند شکل‌گیری و پیشرفت هوش مصنوعی در سینما را به تفکیک دهه‌های مختلف فیلم‌سازی، بررسی کرده و از طرف دیگر، دوباره به داستان هوش مصنوعی و نگرش انسان‌ها به این پدیده نگاه کرده است که چطور می‌تواند به ما کمک کند تا روابط خود را با فناوری درک کنیم، جنبه‌های جالب یا ترسناک آن را بسنجیم تا در تعریفی که از خود داریم، تجدیدنظر کنیم.

ترجمه‌ کتابی که هم به فلسفه، هم فناوری و هم سینما مربوط می‌شود چه دشواری‌هایی داشت؟

در چنین کتابی فقط با یک زبان مواجه نیستیم. با وجود سه حوزه‌ مختلف در کتاب، عملا با سه دنیای متفاوت با واژگان تخصصی خاص خود سروکار داریم. حوزه فناوری بر خلاف سینما که اصطلاحات و استعارات آن در زبان فارسی شناخته شده است و جا افتاده هستند، به دلیل سرعت در تغییر و پیشرفت، همواره دارای اصطلاحاتی تازه است که باید معادل فارسی صحیح، مرسوم و قابل درک آنها استفاده شوند.

مفاهیم فلسفی هم ذهنی و گاهی ثقیل هستند. نوشتن درباره‌ هر کدام از این حوزه‌ها لحن خاص خود را دارد. فناوری دقیق و جدی است و فلسفه‌ی ذهنی و تحلیلی و سینما هم زبان توصیفی و احساسی دارد. حفظ یکپارچگی لحن در چنین متنی، مهم‌ترین چالش مترجم محسوب می‌شود. همچنین گاهی واژگانی واحد، در هر حوزه، معنا و تعریفی متفاوت دارند. بنابراین مترجم باید با هوشیاری معنای متناسب با همان حوزه را انتخاب کند.

سینما، هوش مصنوعی را به آینه‌ای برای شناخت انسان تبدیل کرده است

کتاب نشان می‌دهد سینما مدت‌ها پیش از ظهور ابزارهای امروزی هوش مصنوعی، درباره‌ آن خیال‌پردازی کرده است. پیش‌بینی‌های سینمایی، امروز چقدر محقق شده‌اند؟

بخش مهمی از این پیش‌بینی‌ها محقق شده‌اند اما نه دقیقا به همان شیوه‌ای که در سینما نشان داده شده است. سال‌ها پیش در فیلم‌ها دیده بودیم که ماشین‌هایی وجود دارند که فقط محاسبه نمی‌کنند بلکه با انسان حرف می‌زنند یا تصویر، صدا و متن تولید می‌کنند. این همان چیزی است که امروزه ما در قالب چت‌بات‌ها و دستیارهای صوتی می‌بینیم.

ما در فیلم‌ها، هوش مصنوعی‌هایی را دیده بودیم که قادر به تشخیص چهره بودند، رفتارها را پیش‌بینی می‌کردند یا برای کنترل، نظارت یا امنیت استفاده می‌شدند. تمام این عملکردها امروزه و در دنیای واقعی بسیار رایج هستند. اما برخی از تخیلات بشر هنوز در این نوع فیلم‌ها محقق نشده‌اند. به طور مثال، یک هوش مصنوعی کامل که هدفی مستقل داشته باشد، مانند انسان بفهمد، استدلال کند، عواطف انسانی داشته باشد و در هر حوزه‌ای توانا باشد، هنوز وجود ندارد زیرا اصولا سینما در این زمینه اغراق می‌کند درحالی‌که هوش مصنوعی‌های حال حاضر، تخصصی، خطاپذیر، شکننده و فاقد فهم عمیق انسانی هستند.

چرا موضوعاتی مانند مرگ، حافظه، هویت و خودآگاهی در اغلب فیلم‌های مرتبط با هوش مصنوعی تکرار می‌شوند؟

چون هوش مصنوعی در سینما، فقط درباره‌ ماشین نیست بلکه درباره‌ انسان هم کاربرد دارد و سینما هوش مصنوعی را مانند آیینه‌ای در برابر انسان قرار می‌دهد. مسائل بسیار مهم و اساسی مانند اینکه اگر ماشین هم حافظه، زبان یا احساس داشته باشد، آیا هنوز یک «غیر انسان» است، همواره چالشی در این فیلم‌ها بوده است.

یا اگر ماشینی بتواند گذشته‌اش را به خاطر بیاورد و از تجربه‎‌هایش استفاده کند، آیا دارای هویتی مستقل شده است. اگر ماشین بتواند مانند انسان از نابودی بترسد، به دوام خود اهمیت دهد و معنای فانی بودن را درک کند، فقط سیستم است یا به فرد بدل شده است. تمام این موارد هوش مصنوعی را در تقابل با انسان قرار می‌دهند و راه را برای مقایسه آنها باز کرده است.

سینما، هوش مصنوعی را به آینه‌ای برای شناخت انسان تبدیل کرده است
الهام جوادپور، مترجم کتاب

می‌توان گفت تصویر هوش مصنوعی در سینما، بیش از آنکه درباره‌ ماشین‌ها باشد، راجع به ترس‌ها و آرزوهای انسان است؟

شاید این موضوع حتی یکی از دقیق‌ترین راه‌های فهم حضور هوش مصنوعی در سینما باشد. فیلم شاید در ظاهر درباره یک هوش مصنوعی باشد اما در باطن به موضوعاتی چون ترس از جایگزین شدن، از دست دادن کنترل، مرگ و فناپذیری، همچنین آرزوی کمال، جاودانگی، خودشناسی و هویت در ذهن انسان می‌پردازد.

پیوند میان روایت‌های هوش مصنوعی و ساختارهای قدرت در فیلم‌ها بازتاب پیدا می‌کند. نویسنده چه نظری در این باره داشته است؟

این موضوع از چند منظر بررسی شده است. هوش‌ مصنوعی‌هایی که به ابزاری برای نظارت و کنترل تبدیل شده‌اند. آنهایی که استعاره‌ای از طبقه‌ کارگر و برده‌داری نوین هستند و آنهایی که ساختارهای قدرت نامرئی محسوب می‌شوند.

نویسنده به این موضوع پرداخته است که مشکل، هوش مصنوعی نیست بلکه برنامه‌ریزان و کسانی هستند که آنها را مدیریت می‌کنند. درواقع ساختار قدرت در دنیای واقعی به هر شکلی که باشد، از هوش مصنوعی برای پیش‌برد اهداف خود استفاده می‌کند.

آیا می‌توان گفت هر دوره‌ تاریخی، نگرانی‌ها و امیدهای خود را در قالب شخصیت‌های هوش مصنوعی بازآفرینی کرده است؟

در واقع کلید درک تکامل سینمای علمی- تخیلی با تمرکز بر هوش مصنوعی همین است. در یک دوره، هوش مصنوعی بازتاب‌دهنده‌ ترس انسان نسبت به «از دست دادن کنترل بر طبیعت» و پیامدهای مداخله در اراده‌ الهی بود.

با ورود به عصر کامپیوترهای اولیه و تنش‌های ژئوپلیتیک، هوش مصنوعی از یک موجود «گوشتی-فلزی» به یک «مغز منطقی سرد» و با پیشرفت تکنولوژی ژنتیک و محاسبات، از «ماشین» به «شبیه‌سازی انسان» تبدیل شد.

امروزه هوش مصنوعی دیگر یک ربات آدم‌نما نیست، بلکه یک «هوش شبکه‌ای» است که در همه جای زندگی ما حضور دارد و آینه‌ روابط انسانی فرسوده است. ما به هوش مصنوعی پناه می‌بریم چون ارتباطات انسانی را پیچیده و دردناک می‌دانیم و این موضوع بازتاب‌دهنده‌ این حقیقت است که ما در حال واگذاری «عاطفه» و «انتخاب» به الگوریتم‌ها هستیم.

این ایده را در کتاب می‌خوانیم که شاید انسان در اعماق وجود خود به توانایی‌های هوش مصنوعی مثل امکان بازگشت، بازسازی و نوعی جاودانگی حسادت می‌کند. آیا این حسادت را یکی از دلایل اصلی جذابیت شخصیت‌های هوش مصنوعی در سینما است؟

انسان از زمانی که به محدودیت‌های خودش واقف شد، همواره در تلاش برای رفع آنها بوده است. در برخی از موارد موفق بوده و هر جا که نتوانسته، غرق در خیال‌پردازی شده و موجوداتی خلق کرده که فناناپذیرند، آسیب‌های بدنی‌شان قابل ترمیم است، حافظه‌ پایداری دارند، قابل نسخه‌برداری هستند و حتی پس از مرگ هم رستاخیزی از پیش تعیین شده دارند. چنین مخلوقاتی در مقایسه با انسان، قطعا جذابیت بسیاری دارند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها