سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ انتشار کتاب «غنا و موسیقی؛ درسنامه غنا و موسیقی» انتشار متن یکی از مفصلترین درسهای خارج فقه درباره مسئلهای است که سالهاست در جامعه ایرانی محل پرسش و مناقشه بوده است. موضوع موسیقی و غنا، بهویژه در عصر رسانههای جمعی، شبکههای اجتماعی و تولید گسترده آثار صوتی و تصویری، از جمله مسائل مبتلابه فقه معاصر به شمار میرود؛ موضوعی که تشخیص مرز میان حلال و حرام در آن، هم برای مخاطبان عمومی و هم برای پژوهشگران اهمیت دارد.
کتاب «غنا و موسیقی» که از سوی نشر فقه روز منتشر شده، متن تنظیمشده ۷۵ جلسه درس خارج فقه رهبر انقلاب در سالهای ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ است. این اثر نخستین گام از انتشار سلسله درسهای خارج فقه ایشان به شمار میآید و از همین منظر نیز اهمیت دارد زیرا علاوه بر بیان یک فتوای فقهی، شیوه استنباط، روش اجتهاد و نحوه مواجهه با یکی از پیچیدهترین مسائل فقهی را نیز به نمایش میگذارد.
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، حجم و گستره پژوهش آن است. در حالی که بحث غنا در بسیاری از درسهای خارج یا آثار فقهی تنها در چند جلسه یا چند فصل بررسی میشود، این درس نزدیک به یک سال ادامه یافته است. در این مجموعه، حدود یکصد روایت مرتبط با غنا، استماع غنا، کسب مغنیه و غنا در قرآن، از نظر سند و دلالت به دقت بررسی شده و علاوه بر آن، آرای فقهای متقدم و متأخر نیز مورد واکاوی قرار گرفته است. مراجعه به رسالههای مستقل غنا، بررسی دیدگاههایی همچون شیخ انصاری، نراقی، فیض کاشانی، صاحب مفتاحالکرامه و همچنین استفاده از استفتائات فقهای معاصر، نشان میدهد نویسنده به دنبال ارائه تصویری جامع از این مسئله بوده است.
نکته قابل توجه دیگر، توجه به بستر تاریخی شکلگیری روایات است. در مقدمه و متن مباحث، بارها به این موضوع اشاره میشود که غنا در دوران بنیامیه و بنیعباس، تنها یک سرگرمی یا هنر نبوده، بلکه بخشی از فرهنگ درباری و ابزاری برای ترویج فساد و دور کردن جامعه از ارزشهای دینی محسوب میشده است. از همین رو، فهم فضای تاریخی صدور روایات، یکی از کلیدهای فهم دقیق احکام این باب دانسته میشود.
اما شاید مهمترین وجه تمایز این کتاب، معیار ارائهشده برای تشخیص غنا و موسیقی حرام باشد. برخلاف برداشتی که گاهی در فضای عمومی وجود دارد و هر نوع موسیقی را مشمول حرمت میداند، در این درسنامه تأکید میشود که غنا به خودی خود موضوع حرمت نیست. آنچه سبب حرمت میشود، عنوان «اضلال عن سبیلالله» یا خارج کردن انسان از مسیر الهی است. بر همین اساس، صرف وجود آهنگ یا آواز، برای صدور حکم حرمت کافی نیست و باید بررسی شود که آیا آن اثر انسان را به گناه، فساد یا بیاعتنایی به ارزشهای دینی سوق میدهد یا خیر.
در این چارچوب، سه شاخص برای تشخیص این ملاک مطرح میشود؛ تحریک شهوت، سوق دادن انسان به ارتکاب حرام یا ترک واجبات و ایجاد روحیه بیمبالاتی نسبت به دین. به بیان دیگر، معیار اصلی، آثار و کارکرد موسیقی است، نه صرف قالب یا ابزار آن. همین نگاه سبب میشود که در موارد مشکوک، اصل برائت و اصل حلیت جاری شود و تا زمانی که عنوان «اضلال» احراز نشده، حکم به حرمت داده نشود.
همین منطق درباره موسیقی نیز دنبال میشود. در این اثر تصریح شده که موسیقی نیز ذاتاً حرام نیست و معیار حرمت آن، ایجاد فضایی است که انسان یا جامعه را به سمت گناه، بیاعتنایی به تکالیف شرعی و بیمبالاتی نسبت به دین سوق دهد. حتی در برخی مباحث کتاب، به این نکته اشاره میشود که گاهی عوامل جانبی، مانند نحوه ارائه، فضای اجرا یا شیوه نمایش، در تحقق این عنوان نقش دارند و نمیتوان تنها بر خود آهنگ تمرکز کرد.
از دیگر نکات مهم کتاب، سپردن تشخیص مصادیق به عرف است. بر اساس این دیدگاه، تشخیص اینکه یک موسیقی یا آواز مصداق «مضل عن سبیلالله» هست یا نه، امری عرفی است و در صورت شک نیز اصل حلیت جاری میشود. این نگاه، از تبدیل شدن احکام به فهرستی ثابت و غیرمنعطف جلوگیری میکند و امکان تطبیق قواعد فقهی با شرایط متغیر زمان را فراهم میآورد.
کتاب «غنا و موسیقی» البته تنها به مباحث نظری محدود نمیشود. در پایان اثر، دهها پرسش درباره موسیقی، غنا، رقص و مسائل مرتبط مطرح و بررسی شده است؛ موضوعی که نشان میدهد این درس خارج، ناظر به نیازهای واقعی جامعه و پرسشهای روز نیز بوده است. همین ویژگی، کتاب را به اثری قابل استفاده برای پژوهشگران حوزه فقه، مطالعات هنر و حتی سیاستگذاران فرهنگی تبدیل میکند.
انتشار این اثر را میتوان فرصتی برای بازخوانی یکی از مهمترین مباحث فقه هنر در روزگار معاصر دانست. فارغ از موافقت یا مخالفت با نتایج آن، کتاب «غنا» نشان میدهد که مواجهه فقه شیعه با مسئله موسیقی، بر پایه احکام کلی و از پیش تعیینشده نیست و بر تحلیل روایات، مطالعه تاریخ، بررسی آرای فقها، توجه به عرف و شناخت موضوع استوار است. شاید مهمترین دستاورد این اثر نیز همین باشد؛ اینکه بحث موسیقی را از سطح داوریهای کلی و مطلق، به عرصه استدلال فقهی، تحلیل تاریخی و بررسی دقیق معیارهای حکم شرعی منتقل میکند. رویکردی که میتواند زمینه گفتوگوهای علمی بیشتری درباره نسبت فقه، هنر و جامعه امروز فراهم آورد.
نظر شما