سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در میان چهرههای بزرگ تاریخ ادبیات فارسی، کمتر شاعری را میتوان یافت که به اندازه صائب تبریزی، هم در اوج شهرت قرار گرفته باشد و هم در معرض سوءبرداشتهای تاریخی. شاعری که نامش با تبریز گره خورده، اما آرامگاهش در اصفهان است؛ در مکتب هندی به کمال رسیده، اما بخش مهمی از هویت ادبی اصفهان عصر صفوی را شکل داده است. در واقع، هرگونه مطالعه درباره اصفهانِ سده یازدهم هجری، بدون توجه به صائب، تصویری ناقص از حیات فرهنگی و فکری این شهر به دست خواهد داد.
دهم تیر، روز بزرگداشت صائب تبریزی، فرصتی است برای بازخوانی جایگاه شاعری که نه فقط یکی از بزرگترین غزلسرایان زبان فارسی، بلکه یکی از مهمترین تولیدکنندگان «سرمایه فرهنگی» ایران در عرصه تمدنی به شمار میرود. با این حال، پرسشی جدی پیش روی پژوهشگران، مدیران فرهنگی و متولیان میراث فرهنگی قرار دارد؛ آیا اصفهان امروز توانسته از ظرفیت کمنظیر صائب به عنوان یکی از مهمترین نمادهای هویت فرهنگی خود بهره بگیرد؟ چرا آرامگاه او هنوز به جایگاهی متناسب با منزلت جهانی این شاعر نرسیده و چرا گردشگری ادبی در پیرامون نام صائب، آنگونه که باید شکل نگرفته است؟
خبرگزاری کتاب ایران به مناسبت روز بزرگداشت صائب تبریزی، در گفتوگو با سیدمهدی نوریان نجفآبادی، ادبپژوه، استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان و از پژوهشگران شناختهشده ادبیات فارسی، به بررسی ابعاد کمتر گفتهشده نسبت صائب و اصفهان، جایگاه او در تاریخ فرهنگ ایران، نقش اصفهان در شکلگیری مکتب شعری صائب و ظرفیتهای مغفولمانده این شاعر در دیپلماسی فرهنگی و گردشگری ادبی پرداخته است.
هر سال با فرا رسیدن روز بزرگداشت صائب تبریزی، نام این شاعر بزرگ در محافل ادبی مطرح میشود. اما به نظر میرسد هنوز در افکار عمومی شناختی متناسب با جایگاه واقعی او وجود ندارد. اگر بخواهیم از نقطه آغاز شروع کنیم، صائب تبریزی در تاریخ ادبیات فارسی چه جایگاهی دارد؟
وقتی درباره صائب سخن میگوییم، در واقع درباره یکی از مهمترین قلههای شعر فارسی پس از حافظ و سعدی سخن میگوییم. این گزاره ممکن است برای برخی مخاطبان شگفتآور باشد، زیرا در نظام آموزشی و حتی در فضای عمومی فرهنگ ایران، نام بسیاری از شاعران کلاسیک بیشتر از صائب تکرار شده است؛ اما از منظر تاریخ ادبیات، حجم اثر، نوآوریهای زبانی، گستره نفوذ و تأثیرگذاری او بر شاعران پس از خود، صائب را در ردیف بزرگترین شاعران زبان فارسی قرار میدهد.
صائب را باید شاعر «اندیشه» دانست. اگر حافظ شاعر ایهام و چندلایگی معناست و سعدی شاعر اعتدال و حکمت اجتماعی، صائب شاعر کشفهای ذهنی و آفرینشهای شگفتانگیز فکری است. او جهان را از زاویهای میبیند که پیش از او کمتر دیده شده بود. بسیاری از مضمونهایی که در شعر صائب وجود دارد، حاصل مشاهده دقیق زندگی روزمره، مناسبات اجتماعی، روانشناسی انسان و تأملات فلسفی است.
از سوی دیگر، نباید فراموش کنیم که دیوان صائب با دهها هزار بیت، یکی از بزرگترین دیوانهای شعر فارسی است. این حجم عظیم شعر در کنار کیفیت قابل توجه آن، نشاندهنده جایگاه استثنایی او در سنت ادبی ایران است.

با وجود آنکه نام او «تبریزی» است، بسیاری از پژوهشگران بر پیوند عمیق صائب با اصفهان تأکید دارند. این نسبت را چگونه میتوان توضیح داد؟
این یکی از مهمترین سوءتفاهمهای تاریخی درباره صائب است. بله، خاندان او اصالتاً تبریزی بودند و به همین دلیل لقب «تبریزی» را با خود حفظ کرد، اما واقعیت این است که شخصیت ادبی صائب در اصفهان شکل گرفت و به بلوغ رسید.
اصفهان در عصر صفوی فقط یک پایتخت سیاسی نبود؛ یک پایتخت فرهنگی در مقیاس جهان اسلام بود. هنرمندان، خوشنویسان، معماران، فقیهان، فیلسوفان و شاعران از نقاط مختلف ایران و حتی خارج از ایران به این شهر میآمدند. خانواده صائب نیز در همین بستر تاریخی به اصفهان مهاجرت کردند.
آنچه امروز از صائب میشناسیم، محصول زیست او در فضای فرهنگی اصفهان است. بسیاری از ارتباطات علمی، ادبی و اجتماعی او در این شهر شکل گرفت. بخش عمده شهرت و اعتبارش را نیز در همین محیط به دست آورد. به همین دلیل معتقدم همانگونه که حافظ را نمیتوان از شیراز جدا کرد، صائب را نیز نمیتوان از اصفهان جدا دانست.
برخی پژوهشگران حتی از تعبیر «شاعر اصفهان» برای صائب استفاده میکنند. آیا این تعبیر را درست میدانید؟
از منظر هویت فرهنگی، بله. البته نه به معنای نفی ریشههای تبریزی او. مسئله این است که شهرها در تاریخ فرهنگ، صرفاً زادگاه افراد نیستند؛ بلکه بستر شکلگیری اندیشه و آفرینش آنان نیز محسوب میشوند.
اگر از زاویه تاریخ فرهنگی نگاه کنیم، صائب یکی از مهمترین نمادهای اصفهان صفوی است. همانگونه که میدان نقش جهان، مسجد امام، کاخ چهلستون یا مدرسه چهارباغ نشانههای کالبدی آن دورهاند، صائب نیز یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی و فکری آن عصر است.

به تعبیر دیگر، اگر بخواهیم «روح اصفهان صفوی» را در قالب یک شاعر معرفی کنیم، صائب یکی از نخستین نامهایی است که به ذهن میرسد.
در سالهای اخیر بحث «گردشگری ادبی» بسیار مطرح شده است. آیا صائب میتواند محور توسعه گردشگری ادبی در اصفهان باشد؟
بیتردید. اتفاقاً معتقدم این یکی از مهمترین ظرفیتهای استفادهنشده اصفهان است. امروز در بسیاری از کشورهای جهان، آرامگاه شاعران و نویسندگان به کانونهای فرهنگی و گردشگری تبدیل شدهاند. گردشگران برای دیدن خانه شکسپیر، آرامگاه گوته یا مقبره پوشکین سفر میکنند.
اما ما هنوز نتوانستهایم از ظرفیت آرامگاه صائب بهرهای متناسب با جایگاه او ببریم. این در حالی است که صائب نه فقط برای ایرانیان، بلکه برای فارسیزبانان افغانستان، تاجیکستان، هند، پاکستان و حتی پژوهشگران غربی چهرهای شناختهشده است.
اگر برنامهریزی درستی صورت گیرد، آرامگاه صائب میتواند به یکی از قطبهای گردشگری فرهنگی کشور تبدیل شود؛ محلی که علاوه بر بازدید، میزبان نشستهای علمی، جشنوارههای شعر، برنامههای بینالمللی و گفتوگوهای فرهنگی باشد.

برخی معتقدند صائب صرفاً یک شاعر کلاسیک است و برای نسل جدید جذابیت چندانی ندارد. شما این نگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
این برداشت ناشی از کمخواندن صائب است. اتفاقاً بسیاری از مضامین صائب برای انسان امروز بسیار آشناست. او درباره تنهایی، روابط انسانی، اخلاق، قدرت، ریاکاری، امید، شکست، آرزو و تجربههای روزمره سخن میگوید.
هنر صائب این است که مفاهیم پیچیده را از دل زندگی عادی استخراج میکند. به همین دلیل بسیاری از ابیات او حتی امروز نیز تازگی دارند. اگر انتخابهای درستی از شعر او صورت گیرد و در قالبهای نوین رسانهای عرضه شود، مخاطبان جوان نیز ارتباط خوبی با آن برقرار خواهند کرد.
خبرگزاری کتاب ایران: به ظرفیت دیپلماسی فرهنگی صائب اشاره کردید. این ظرفیت را چگونه میتوان تبیین کرد؟
صائب یکی از معدود شخصیتهای فرهنگی ایران است که به چندین حوزه تمدنی تعلق دارد. او در ایران زیسته، با هند ارتباط داشته و آثارش در سراسر قلمرو زبان فارسی خوانده شده است.
امروز که از دیپلماسی فرهنگی سخن میگوییم، در واقع از استفاده از سرمایههای فرهنگی برای ایجاد گفتوگو میان ملتها سخن میگوییم. صائب دقیقاً چنین ظرفیتی دارد. نام او میتواند حلقه اتصال ایران با کشورهای فارسیزبان و حتی مراکز ایرانشناسی جهان باشد.
به نظر من، روز بزرگداشت صائب باید از سطح یک مراسم داخلی فراتر برود و به رویدادی بینالمللی تبدیل شود؛ رویدادی که پژوهشگران کشورهای مختلف را گرد هم آورد و ظرفیتهای مشترک تمدنی را برجسته کند.
اگر بخواهیم از منظر هویت شهری به موضوع نگاه کنیم، صائب چه جایگاهی در روایت فرهنگی اصفهان دارد؟
اصفهان معمولاً با معماری، شهرسازی و آثار تاریخیاش شناخته میشود. این تصویر البته درست است، اما کامل نیست. شهر فقط از سنگ و آجر ساخته نمیشود؛ شهر از اندیشه، هنر، ادبیات و حافظه فرهنگی نیز شکل میگیرد.
صائب یکی از ستونهای اصلی حافظه فرهنگی اصفهان است. هر راهبردی که بخواهد هویت فرهنگی اصفهان را به جهان معرفی کند، ناگزیر باید به صائب توجه کند. در واقع، اصفهان برای معرفی خود به جهان نیازمند روایتهایی فراتر از بناهاست و صائب یکی از مهمترین این روایتهاست.

و در پایان، اگر بخواهید مهمترین پیام روز بزرگداشت صائب تبریزی را در یک جمعبندی بیان کنید، چه خواهید گفت؟
به گمان من، روز بزرگداشت صائب تنها یادآوری نام یک شاعر نیست؛ فرصتی برای بازخوانی بخشی از هویت فرهنگی ایران و اصفهان است. صائب به ما یادآوری میکند که قدرت یک تمدن فقط در بناهای باشکوه یا دستاوردهای مادی آن نیست، بلکه در توانایی آن برای تولید اندیشه، معنا و زیبایی نیز نهفته است.
امروز بیش از هر زمان دیگری به بازشناسی این سرمایههای فرهنگی نیاز داریم. صائب فقط متعلق به گذشته نیست؛ او بخشی از ظرفیت آینده فرهنگی ایران است. هر اندازه بتوانیم او را بهتر بشناسیم، بهتر معرفی کنیم و جایگاهش را در حیات فرهنگی جامعه امروز بازتعریف کنیم، در حقیقت گامی در جهت تقویت هویت فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی ایران برداشتهایم.
و شاید مهمترین نکته این باشد که صائب را نباید فقط شاعر تبریز یا شاعر اصفهان دانست؛ او شاعری ایرانی و چهرهای متعلق به جهان زبان فارسی است. اما در عین حال، اصفهان این افتخار را دارد که بزرگترین سالهای زندگی، آفرینش و آرامش ابدی این شاعر بزرگ را در دل خود جای داده است؛ سرمایهای که هنوز ظرفیتهای فراوانی برای شناساندن آن به ایران و جهان وجود دارد.
نظر شما