دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۵
شاعری که ناگفته‌هایش را در مرگ می‌جست

در سالروز درگذشت محمد حقوقی به بررسی دیدگاه‌های وی درباره رابطه شعر و مرگ در لابه‌لای برگ‌های کتاب «شعر و شاعران» می‌پردازیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنامحمد حقوقی زاده ۱۳۱۶ در اصفهان و درگذشته هشتم تیر ۱۳۸۸ از جمله نویسندگان گروه ادبی جنگ اصفهان بود. عمده آثار حقوقی در نقد و معرفی شاعرانی نظیر نیما یوشیج، سهراب سپهری، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و فروغ فرخزاد بوده و همچنین هشت مجموعه شعر از او به یادگار مانده است.

وی بر مجموعه شعرهای بسیاری از شاعران ایران نقد و یا مقدمه نگاشته و برخی از کارشناسان بر این باورند که نقد فرمی شعر، با آثار حقوقی به جریان نقد شعر فارسی معرفی شده است.

به مناسبت سالروز درگذشت این شاعر و منتقد ادبی با مروری بر مصاحبه‌هایی با او در کتاب «شعر و شاعران» نگاهی گذرا به جهان‌بینی و اندیشه شاعری می‌اندازیم که اعتقاد داشت«شعر نگفته شاعر، مرگ اوست»

این کتاب در سال ۱۳۶۸ در انتشارات نگاه منتشر شده و شامل مقاله‌ها،‌نقدها و مصاحبه‌های محمد حقوقی است.

وی در مصاحبه‌ای مندرج در این کتاب که سال ۱۳۵۶ توسط جلال سرافراز انجام شده، با تاکید بر اینکه «شعر نگفته شاعر، مرگ اوست» تاکید کرده است: هر شاعر واقعی این را می‌داند که تا لحظه مرگ هم آن شعر کامل یگانه را نخواهد گفت زیرا اگر گفت که دیگر شعر نگفته معنی ندارد.

حقوقی با بیان اینکه اگر مرگ را بتوان کامل‌ترین شعر دانست آن‌گاه که یک شاعر به دنبال کامل‌ترین شعر خویش درجست‌وجوست گویی که به دنبال مرگ خود گشته، افزوده است: کوشش برای شکل دادن به شعر را می‌توان کوشش برای کالبدبخشیدن به مرگ دانست. چنین است که اگر شعری به حدی از تشخص تشکل رسید گویی این مرگ است که به این حد از تشکل رسیده است. در همین جاست که شاعر با شناسایی مرگ از وحشت خود می‌کاهد چون مرگ شکل پیدا کرده است.

وی این مرگ را هم به زیبایی توصیف کرده و گفته است: باید بگویم سایه نامرئی بی‌شکل که همواره به دنبال ماست ما که شاعریم و به دنبال مرگ می‌گردیم و مرگ که شاعر است و به دنبال ما و به این ترتیب شاید جست‌وجو در فرم‌های شعر، جست‌وجو در خویشتن خویش است و جست‌وجو در خویشتن خویش، کوشش در پیداکردن چهره مرگ.

حقوقی همچنین در مصاحبه دیگری در این کتاب با اذعان بر اینکه یکی از تم‌های اصلی شعرش مرگ است، توضیح داده است: «مرگ هم یه چیزیه مثل باد، مثل روح، یه مفهومه. برهنه‌س و راستش من ازش می‌ترسم. چون نمی‌شناسمش، خب اگه من بیام به مرگ شکل ببخشم از زترسم می‌کاهم. شاید تلاش شاعر اینه که می‌خواد قالب بده به مرگ چون بیش از هرکس شور زندگی داره. می‌دونید اون کسی که عمیقا زندگی را دوست داره، متوجه مرگ هم بیشتر هس و دوست داره همه این طور باشن. اصلا شاعر یعنی آگاه و چون آگاهه از غفل بدش می‌آد این است که واسطه‌ای است برای آگاه شدن و آگاهی بخشیدن در مورد اون چیزهایی که دیگران نمی‌تونن ببینن و حسن کنن و بهش بیندیشن»

حقوقی همچنین درباره علت شعرسرایی‌هایش در پاسخ به سیروس طاهباز، مسئول وقت صفحات ادبی و هنری مجله فردوسی بیان کرده است: هرچند روز یا هرچند هفته یکبار به مرزی می‌رسم که آنجا چهارراه گریز من است؛ چهارراهی که گاه با انتخاب و گاه بی هیچ انتخابی در یکی از راه‌هایش به جست‌وجو می‌پردازم و دور یا نزدیک به فضایی و دنیایی دیگر می‌رسم و رها می‌شوم.

در مصاحبه «جوهر وصف‌ناپذیر» نیز در پاسخ به پرسش خبرنگار که چه چیزی به شما موقع شعرگفتن الهام می‌دهد؟» گفته است: «واقعا چیز مشخصی نیست. حالتی در من پیدا می‌شود که مرا تهییج می‌کند معمولا با یک ضربه، با یک نگاه، یک خاطره، یک تفکر انی. در حالت عادی من نمی‌توانم شعر بگویم. شادی یا غم به هر اعتباری اینهاست که مرا وادار به نوشتن شعر می‌کند. برای من بیشتر رابطه مهم است تا خود نفس طبیعت یا انسان یا جهان یا مرگ یعنی موقعیت انسان در مرکز طبیعت و محاصره زندگی، عشق و مرگ.

شاعری که ناگفته‌هایش را در مرگ می‌جست

و در مصاحبه دیگر با نام «اعتراض شاعر» تاکید کرده است: شعر گفتن در اختیار شاعر نیست و برای هر شاعری احساس سرایش از ایام کودکی پیدا می‌شود و حالت مشخصی هم ندارد. آدم ناگهان دچار حالتی می‌شود. موسیقیدان این حالت حالت را با نت ثبت می‌کند نقاش با خط و رنگ و شاعر با کلمات.

وی بر این باور بود که شاعر از زندگی ساکن و راکد راضی نیست. انسانی است که اساسا به نظام طبیعت اعتراض دارد. ناراضی است و ناخرسند و همین است که به او جهش و نیرو می‌دهد و موجب می‌شود با جهان و زندگی و مرگ مدام برخورد کند.

سخنان حقوقی درباره شعر امروز و معیارهای لازم برای فهم این شعر نیز در مصاحبه‌ای که توسط آقای پورجعفر در بحران جاروجنجال مکرر شعر نو و کهنه در سال ۱۳۵۰ انجام شده نیز خواندنی است «بارها فکر کرده‌ام که چرا شعر امروز یا شعر این زمان را بسیاری که خودشان سال‌خا در کلمه و کلام تمرین کرده‌اند نمی‌توانند بفهمند و بالاخره بر من مسلم شده است که برای اینان این زبان بیگانه است همچنان که برای اغلب دست‌اندرکاران شعر امروز و مدافعان این شعر، زبان سنت‌پرستان بیگانه است. به عبارت دیگر این هر دو به دو زبان بیگانه حرف می‌زنند. فکر کردم اگر آدم بخواهد در این بحث وارد شود و به نتیجه‌ای برسد تنها راهش این خواهد بود که مقدمتا مشخص کند که این دو زبان بیگانه با هم چیست؟»

وی تاکید داشت که به احتمال زیاد بسیاری از غزل‌سرایان و قصیده‌پردازان معاصر، صرف نظر از برخی از چهره‌ها و بعضی از آثار استثنایی فراموش خواهند شد چون در واقع در عصر ما نزیسته‌اند و آثارشان انگار در قرون پیش سروده شده است. شعر واقعی و دنباله صحیح و منطقی شعر کلاسیک فارسی، شعر نیمایی است.

به شاعران جوان نیز توصیه می‌کرد، از شعر شاعرانی شروع کنند که پلی هستند بین شعر گذشته و شعر امروز مثل نادرپور و توللی و فریدون مشیری و چند نفر دیگر تا برقراری ارتباط با بقیه آسان‌تر شود. بعد شعر امید را بخوانند و سپس شعرهای اخیر فروغ و همچنین شعرهای سپهری و آتشی و بعد شعر شاملو و آخر از همه شعرهای نیما را بخوانند.

وی از میان نویسندگان ایرانی برای شخص هدایت احترام فوق‌العاده‌ای قائل بود و نوشته‌هایش را دوست داشت. همچنین کارهای بهرام صادقی را می‌پسندید چون شیوه نوشتنش و فضای طنزآمیزش با روحیه حقوقی سازگار بوده است. از داستان‌های گلشیری هم به عنوان نوعی از داستان امروز دنیا که از پاساژها و کانال‌های ذهن و عین و رفت و برگشت‌های گونه‌گون عبور می‌کند تا به شکل نهایی خودش برسد خوشش می‌آمد.

نظر حقوقی درباره فروغ و سپهری

حقوقی در بخش‌هایی از مصاحبه‌های «شعر و شاعران» درباره فروغ فرخزاد اظهار نظر کرده است «من دو فروغ می‌شناسم یکی فروغی که کتاب‌های اسیر و دیوار و عصیان را چاپ کرد که مطلقا مورد اعتقاد من نیست اما فروغ تولدی دیگر انسانی دیگر و شاعری دیگر است شاعری خودبازیافته و اندیشمند در سطحی جهانی که به‌راستی شعر از او می‌جوشد و سرریز می‌کند... این فروغ بود که ضربه لازم را به پیکر شعر امروز وارد کرد، درست وقتی که شعر امروز این تحرک و این زبان را لازم داشت»

و در مصاحبه «شعر: معماری کلام» با تاکید بر اینکه سه اصل جوهر و بیان و اندیشه شعری در شعر سپهری هست که در شاعران دیگر دیده نمی‌شود، بیان کرده است: «همین که این سه اصل در شعر سپهری موج می‌زند و آشکارا پیداست امتیاز بزرگی است»

حقوقی بر این باور بود، شعر سپهری شعری است با زبانی خاص و مهری مخصوص و مشخص که نمی‌توان به آن اهمیت نداد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها