سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): طرحهای ترویجی کتاب و کتابخوانی در شیراز در سالهای پس از کسب پایتختی کتاب ایران، انتظارات را از شهرداری و نهادهای مرتبط با این حوزه بالا برده است. یکی از این طرحها «مترو کتاب» بود که با هدف کتابخوانی در شبکه حمل و نقل شهری طراحی و اجرا شد اما اکنون این طرح با گذشت دو سال نیاز به بازنگری دارد.
در آغاز اجرای این طرح که الگو گرفته از طرحهای رایج در بسیاری از شهرهای دنیا با عنوان «کتاب در گردش» است، ۴۰ عنوان کتاب توسط شهرداری شیراز به ۲۲ نویسنده سفارش داده شد تا تالیف، چاپ و در نهایت در ایستگاههای مترو توزیع شوند اما این روزها با نگاهی به این باجهها میتوان پی برد که طرحی که با تبلیغات گسترده پا به عرصه وجود گذاشت این روزها دچار مسئله عدم به روز رسانی منابع شده و در بسیاری از روزها باجهها خالی از کتاب است. این باجهها قرار است فضای مطالعه در مترو را ترویج کند اما اگر این روند ادامه یابد سرنوشتی جز طرح باجههای امانت کتاب که سالها پیش در سطح شهر شیراز اجرا شد، نخواهند داشت. طرحی که شکست خورد و حالا اثری از آن نیست.
مشاهدات خبرنگار ایبنا در ایستگاههای متروی شهر شیراز از این موضوع حکایت دارد که اغلب این باجهها در ساعات مختلف شبانه روز خالی میماند و باجههایی که هنوز کتابی در آنها پیدا میشود دچار مشکل تکراری بودن منابع شده است.
مهدی میرعظیمی، فعال حوزه نشر و مبتکر «کتاب یک صفحهای» در این باره در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، اجرای «متروکتاب» را در ابتدای اجرا مثبت و امیدوار کننده دانست و گفت: نکته قابل تأمل این طرح کم هزینه بودن آن است. این طرح پیچیده نیست، فقط نیاز به اراده مستمر و اعتماد به شهروند دارد. مدلی که میتواند الگوی سایر شهرها باشد.
با این حال او در پاسخ به اینکه «چرا برخی طرحهای شهرداری شیراز در زمینه کتاب و کتابخوانی موفقیت چندانی ندارند؟»، عنوان کرد: اگر بخواهم نقدی بر طرحهای ناموفق داشته باشم، سه آفت اصلی طرحهای کتابخوانی در مدیریت شهری وجود دارد؛ پویشگونه و مقطعی بودن، شروع پر سر و صدا و پایان زودهنگام که پس از تمام شدن بودجه یا تغییر مدیر متوقف می شود. همچنین تمرکز بر عکس و خبر، نه طراحی زیرساخت ماندگار و دست آخر نگاه از بالا به پایین به شهروند («بیسواد، باید کتاب بخواند») به جای همدلی و همنشینی نیز از دیگر دلایل ناموفق بودن طرحهای کتابخوانی است.
کتابخوانی با «درنگ»، «همنشینی» و «دسترسی آسان» پیش میرود
میرعظیمی با اشاره به راهکارهای برونرفت از این آفتها عنوان کرد: کتابخوانی با «باید» و «بخشنامه» پیش نمیرود. با «درنگ»، «همنشینی» و «دسترسی آسان» پیش میرود. طرحی مثل «متروکتاب» در ذات خود به شهروند احترام میگذارد، به او اعتماد میکند و کتاب را در مسیر روزمرهاش قرار میدهد نه اینکه او را مجبور به رفتن به کتابخانه کند.

اما باید در نظر داشت سالها پیش توسط یکی از ناشران شناخته شده شیراز باجههای کتاب که به شکل رایگان، کتاب در اختیار شهروندان قرار میداد، در نقاط پر رفت و آمد شهر نصب شد. پس از مدتی این باجهها سرقت شدندو طرح نیز متوقف شد و حالا بیم آن میرود که طرح مترو کتاب نیز دچار آفتهای خاص خود شود.
وی درباره این اتفاق با بیان اینکه هنوز نمیتوان به چنین طرحهایی دلخوش بود، بیان کرد: من ماجرای آن باجهها را به یاد دارم. اما اجازه دهید نگاهم را کمی دقیقتر بیان کنم. اول، من به طرحهای ترویجی با دید «دلخوشی» نگاه نمیکنم. دلخوشی یعنی خوشبینی سادهانگارانه. من به آنها با دید «اعتماد فرهنگی هوشمندانه» نگاه میکنم، یعنی بدانیم چه میشود، اما باز هم انجام دهیم اما با طراحی بهتر. دوم: آن باجهها دزدیده شدند. بله. این یک واقعیت تلخ است. اما سوال این است: چرا دزدیده شدند؟ از نگاه من، علت سرقت، رها کردن باجه بدون مراقب و بدون جریان زنده در باجهها بود. کتاب وقتی نفس میکشد که جریان داشته باشد، جریان داشتن یعنی آمدن کتابهای جدید، رفتن کتابهای قدیمی، ارتباط با یک انسان پشت باجه.
میرعظیمی عنوان کرد: شهروندی که در طراحی و اجرای طرح سهیم نبوده، نمیتواند به آن احساس تعلق کند و نمیتواند نسبت به آن احساس مالکیت داشته باشد. پس نه از آن محافظت میکند و نه برایش ارزش قائل است. وقتی در کنار این باجهها درنگ ایجاد نشود و «لحظه درنگ» شکل نگیرد، باجه فقط یک جعبه است و مردم از کنارش عبور میکنند.
او با بیان اینکه کار فرهنگی زمانی انجام میشود و استمرار مییابد که در جریان روزمره زندگی مردم قرار گیرد و مردم خودشان را در آن ببینند، ادامه داد: مردم باید احساس کنند این طرح مال آنهاست، نه چیزی که از بالا به آنها تحمیل شده است. همچنین هزینه نگهداشت طرح باید پایین باشد. اگر طرحی پرهزینه باشد، اولین بحران اقتصادی، آن را از بین میبرد. ما از روز نخست خودمان را برای تداوم «متروکتاب» و «کتاب یک صفحهای» در هر شرایطی، حداقل تا پنج سال، آماده کردیم. متروکتاب و کتاب یک صفحهای از روز نخست با بحرانهایی مثل کرونا، جنگ و ناآرامیهای اجتماعی گذشته مواجه شد اما با همان راهبرد ساده هنوز پا برجاست.
متروکتاب باید تبدیل به یک «فضای درنگ فرهنگی» در دل روزمرگی مردم شود
میرعظیمی با این حال تاکید کرد: نباید سادهانگارانه دلخوش بود. اما نباید هم از یک تجربه ناموفق نتیجه گرفت که هیچ کاری نمیشود کرد. چراکه اشتباه در طراحی بود، نه در ایده. ما از آن تجربه درس گرفتیم. متروکتاب نسخه تکاملیافته همان ایده است با درک بهتر از اعتماد، تداوم و فضای درنگ. اگر بپرسید «هنوز نمیتوان دلخوش بود؟» میگویم: دلخوش نباشید، اما ناامید هم نباشید. با نیمنگاه به شکستهای گذشته، طرح بهتری طراحی کنید. طرحی که در دل روزمرگی مردم جای بگیرد، هزینه نگهداشت پایینی داشته باشد و خود را برای تداوم در بحرانها آماده کرده باشد. باجههای کتاب دزدیده شدند چون فقط یک نماد شهری بودند. متروکتاب هنوز پابرجاست چون تبدیل به یک «فضای درنگ فرهنگی» در دل روزمرگی مردم شد. تفاوت در طراحی هوشمندانه، هزینه نگهداشت پایین و آمادگی برای تداوم در بحرانهاست، نه در خوشبینی ساده.
شهروندان شیرازی چه میگویند؟/ کتابها به روز شوند و باجهها نباید خالی بماند
در گفتوگو با شماری از شهروندان شیرازی نیز دیدگاههای متفاوتی درباره طرح «متروکتاب» مطرح شد. زهرا محمدی، دانشجوی ۲۳ ساله که هر روز از خط یک مترو برای رفتوآمد به دانشگاه استفاده میکند، به خبرنگار ایبنا گفت: چند بار از گنجههای متروکتاب، کتاب برداشتهام. جذابیت این طرح برای من این است که در زمان انتظار قطار یا مسیر رفتوآمد، فرصت آشنایی با کتابهای جدید را پیدا میکنم. فقط به نظرم کتابها باید بهروزتر شوند و تنوع بیشتری داشته باشند.
رضا کریمی، کارمند ۴۱ ساله یکی از ادارات شیراز نیز معتقد است: وجود کتاب در فضای مترو، ایده بسیار خوبی است و باعث میشود محیط مترو فقط یک فضای عبور و مرور نباشد اما در بعضی ایستگاهها، قفسهها خالی یا کتابهای آن کممحتوا هستند و نیاز به شارژ منظمتر دارند.

فاطمه دهقانی، معلم بازنشسته و از مسافران دائمی مترو نیز گفت: در سالهای اخیر کمتر طرح فرهنگی را دیدهام که اینقدر دوام داشته باشد. همین که شهروندان بتوانند بدون تشریفات اداری کتابی بردارند و بعد به چرخه بازگردانند، حس اعتماد و مشارکت اجتماعی را تقویت میکند.
به نظر میرسد طرحهایی مانند متروکتاب، در صورتی که پویا، فعال و بهروز و بتوانند برای ذائقه جمعیت بیشتری از مسافران مترو، خوراک تامین کنند و از همه مهمتر، به جلب مشارکت اجتماعی بپردازند، میتوانند موفقتر پیش بروند. متروکتاب شیراز اگرچه با هدف ترویج فرهنگ مطالعه در یکی از پرترددترین فضاهای شهری شکل گرفت، اما امروز برای حفظ کارکرد خود بیش از هر چیز به پویایی، بهروزرسانی مستمر منابع، فعال شدن باجهها و توجه به سلیقههای متنوع مخاطبان نیاز دارد؛ چرا که تداوم این ایده فرهنگی، نه با افتتاح آن، بلکه با استمرار و کیفیت اجرای آن سنجیده می شود.
نظر شما