سه‌شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
مرثیه‌ای برای کسانی که تاریخ پس‌شان زد

در این گفت‌وگو با حیدر مظلوم، مترجم رمان «پرکشیدگان»، به دنیای اتی‌ین کرن سفر می‌کنیم؛ نویسنده‌ای که تراژدی سقوط فرانتس رایشلت را به پلی میان خیال و واقعیت تبدیل کرده است. اثری که در مرز میان زندگی‌نامه و تخیل حرکت می‌کند تا نشان دهد چگونه می‌توان از شکست‌ها، حماسه‌ای انسانی خلق کرد و سقوط را به پروازی دوباره بدل ساخت.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: تصور کنید پاریس، سال ۱۹۱۲ است؛ دوران طلایی اشتیاق به فتح آسمان‌ها. مردی بر لبه‌ی برج ایفل ایستاده است آنهم برای به چالش کشیدن گرانش زمین. فرانتس رایشلت، سودازده‌ی پرواز، با چتری که خود دوخته بود، می‌خواست مرز میان زمین و آسمان را بردارد؛ اما این تلاش برای رهایی، به یکی از تکان‌دهنده‌ترین تراژدی‌های تاریخ هوانوردی تبدیل شد.
«پرکشیدگان»، اثر اتی‌ین کرن، پلی است میان خیال و واقعیت، میان حسرت‌های یک مرد در قرن بیستم و تأملات نویسنده در دنیای امروز. کرن با نثری شاعرانه و نگاهی انسانی به مفهوم شکست، داستانی خلق کرده که جایگاهش را در فهرست برترین‌های ادبی جهان و کسب جوایز پراستالی چون «گنکور» تثبیت کرد.
اکنون این روایتِ ظریف و غم‌بار، با ترجمه‌ی حیدر مظلوم و از طریق نشرچشمه به کتابخانه‌های فارسی‌زبانان رسیده است. در این گفت‌وگو با حیدر مظلوم، می‌خواهیم به دنیای «پرکشیدگان» سفر کنیم؛ تا بدانیم ترجمه‌ی نثری که در مرز میان زندگی‌نامه و خیال حرکت می‌کند، چه چالش‌هایی داشت و چگونه می‌توان تراژدیِ سقوط را در کلمات، به پروازی دوباره تبدیل کرد.

«پرکشیدگان» نثری شاعرانه دارد و میان روایت تاریخی و تأملات شخصی نویسنده نوسان می‌کند؛ بزرگترین چالش شما در انتقال این لحن خاص از زبان فرانسوی به فارسی، به گونه‌ای که ظرافت‌های زبانی «اتی‌ین کرن» حفظ شود، چه بود؟

خوشبختانه زبان فارسی در انتقال شاعرانگی ظرفیت‌های بسیاری در اختیار مترجم قرار می‌دهد، من هم سعی کردم با استفاده از همین ظرفیت سادگی و شاعرانگی نثر اصلی اثر را حفظ کنم.
نویسنده در این کتاب نگاه متفاوتی به شکستِ «فرانتس رایشلت» دارد و آن را نوعی تلاش برای فراتر رفتن از محدودیت‌های انسانی می‌بیند؛ فکر می‌کنید ترجمه‌ی این اثر چه افق جدیدی را درباره مفهوم «سودازدگی» پیش روی مخاطب ایرانی می‌گشاید؟
در واقع باید بگویم که اتفاقا نویسنده ابدا در این کتاب به دنبال اسطوره‌سازی و ساخت تصویری قهرمان‌گونه از فرانتس نیست، حتا کار او را به گونه‌ای حماقت می‌داند. اما نکته در همین است که ما عادت کردیم که فقط برندگان و موفق‌ها و فاتحان را به خاطر بسپاریم، اما مهم‌ترین و غنی‌ترین تجربه‌های بشر در شکست‌ها و در حماقت‌ها حاصل می‌شوند. شکست‌های‌ انسان در زندگی همواره بیشتر از موفقیت‌هایش است. برای من بسیار مهم بود که نویسنده از یک شکست توانسته یک حماسه خلق کند، یک مرثیه برای همه‌ی کسانی که تاریخ پسشان زد.
جایی از کتاب نویسنده می‌گوید: تو همان قطعیتی هستی که کافی‌ست تا روزهای مرا زیباتر و شب‌هایم را غمگین تر کند. این موقعیتی زیادی انسانی است که کم‌تر در موردش صحبت شده است.
مرثیه‌ای برای کسانی که تاریخ پس‌شان زد
اتی‌ین کرن

با توجه به اینکه داستان بر اساس یک واقعه‌ی مستند و فیلمی واقعی (پرش از ایفل) نوشته شده، آیا در طول فرآیند ترجمه به سراغ آن مستندات تاریخی رفتید؟ مشاهده‌ی آن فیلم‌های واقعی چقدر بر حس‌وحال شما در بازتاب دادنِ فضای قرن بیستمیِ کتاب اثر گذاشت؟

بله، در طول ترجمه مدام به عکس‌ها و فیلم موجود بازمی‌گشتم و کمک شایانی به درک فضا و روح اثر می‌کرد.
اتی‌ین کرن در این رمان میان زندگی خود و زندگی رایشلت پل می‌زند؛ به عنوان مترجم، برقراری تعادل میان این دو وجه (یکی مستند و تاریخی و دیگری شخصی و درونی) در زبان فارسی چگونه پیش رفت؟

بخش‌هایی از کتاب که روایت شخصی‌تر نویسنده از زندگی خودش بود و دقیقا همین بخش‌ها پل میان زندگی او و شخصیت کتاب بود چالش اصلی ترجمه بودن، حفظ سبک نویسنده و روشن بودن توصیفات برای خواننده فارسی مهم‌ترین دغدغه‌ی من بود که امیدوارم به این مهم دست پیدا کرده باشم.

انتخاب واژه‌ی «پرکشیدگان» برای عنوان کتاب، هوشمندانه به نظر می‌رسد؛ این نام چگونه انتخاب شد و آیا توانسته است پارادوکسِ میان «سقوط فیزیکی» و «پروازِ رؤیایی» شخصیت اصلی را برای خواننده تداعی کند؟
پرکشیدگان اسمی است که هم به عنوان اصلی کتاب نزدیک است و هم آن شاعرانگی و معنای استعاری که در جای‌جای کتاب وجود دارد را بازتاب می‌دهد. به هر حال ما در فرهنگ‌مان اعتقاد داریم که روح عزیزان‌مان پس از مرگ پر می‌کشد و به آسمان پرواز می‌کند، پرکشیدن پررنگ‌ترین اتفاقی‌ست که در این کتاب برای شخصیت‌های اصلی داستان اتفاق می‌افتاد. همه‌ی ما در زندگی عزیزانی را داشتیم که پرکشیدن و فقط یادو خاطره‌ی‌شان برای ما باقی مانده، در خود کتاب هم داریم که راوی در مورد فرانتس می‌گوید: تو همه‌ی آن‌هایی هستی که ما از دست دادیم...
گویی قرار است که با این کتاب همه‌ی پرکشیدگان باری دیگر در خاطره‌ی ما به پرواز در بیایند.

مرثیه‌ای برای کسانی که تاریخ پس‌شان زد

این کتاب جوایز معتبری همچون «گنکورِ نخستین رمان» را دریافت کرده است؛ از نگاه شما چه ویژگی خاصی در روایت کرن وجود دارد که داستانی متعلق به سال ۱۹۱۲ را برای داوران و مخاطبان امروزی تا این حد جذاب و تأثیرگذار کرده است؟

کتاب چندین و چند جایزه‌ادبی دریافت کرد و نامزد چند جایزه‌ی دیگر شد، مهم‌ترین این جوایز گنکور رمان اول بود، نویسندگان معاصر و جوان فرانسوی چند سالی‌ست که مدام دارند در سبک‌های جدید ادبی بخت‌آزمایی می‌کنند، که البته نویسنده‌های قدیمی‌تر و کلاسیک فرانسوی هم در این عرصه پیشگام بودند، یکی از گونه‌های ادبی که در چندسال گذشته میان نویسندگان فرانسوی در حال توسعه است گونه‌ای جدید از اتوبیوگرافی است که به نام اتوبیوگرافی اوبلیک یا به ترجمه‌ی تحت‌اللفطی زندگی‌نامه‌ی غیر مستقیم، که به خلاصه این گونه است که نویسنده از یک اتفاق یا یک شخصیت دیگر استفاده میکند تا ما را با بخشی از تجربیات شخصی و دوره‌ای از زندگی خودش آشنا کند.در این کتاب هم ما با چنین سبکی مواجه هستیم، شاید در نگاه اول این پرسش به وجود بیاید که چرا باید زندگی‌نامه‌ی یا بخشی از تجربیات زندگی نویسنده‌ای جوان و ناشناس برای مخاطب جالب و خواندنی باشد؟ که دقیقا پاسخ در همین ارتباطات و پل‌هایی‌ است که میان زندگی نویسنده و شخصیت‌ها و رویدادهای این کتاب وجود دارد. مجموعه‌ی این رویکردها فکر می‌کنم باعث شد تا این کتاب مورد استفبال و توجه ویژه‌ای قرار بگیرد.

بخش آغازین کتاب با توصیفی دقیق از یک عکس شروع می‌شود؛ کارکرد این نگاهِ «تصویری» نویسنده را در طول رمان چطور دیدید و این موضوع چقدر کار ترجمه را به سمت جزئی‌نگری و دقت در واژگان هدایت کرد؟

در بخش‌هایی از کتاب مدام یک‌سری عکس و فیلم در حال توصیف است. این توصیفات و این عکس‌ها مهم‌ترین بخش‌های این کتاب هستند و روایت‌های دقیق از اتفاقات، خاطرات نویسنده و شرح‌حال شخصیت اصلی کتاب در این قسمت‌ها شکل می‌گیرد که طبیعتا مثل هر بخش دیگری نیازمند دقت و وسواس فراوانی در مسیر انتقال حس‌وحال و معنای برای زبان مقصد بود. توصیه‌ی من به خوانندگان این است که پس از آن که کتاب را یک‌بار خواندند، برای بار دوم فقط بخش‌های مربوط به همین توصیف عکس‌ها که فونتش نیز در کتاب متفاوت هست را بخوانند و تصویر دقیق‌تری از کتاب بدست می‌آورند. ممکن است این پرسش به وجود بیاید که چرا این عکس‌ها در ابتدای هر توصیف در کتاب چاپ نشده است که این برمی‌گردد به جادوی کلمات. با چاپ تصاویر دیگر کتاب این قدرت کلماتی که الان دارد را نمی‌داشت، توصیفات و کلمات احساسات بیشتری در خواننده ایجاد می‌کنند و گویی هر بار فرانتس رایشلت در ذهن خوانندگان زنده می‌شود، هر چند تصاویر و فیلم‌ موجود از این اتفاق به راحتی قابل جستجو و مشاهده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها