سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ فاطمه صمدزاده: آیینهای سوگواری در ماه محرم، فراتر از یک مراسم مذهبی، یکی از عمیقترین و ماندگارترین سنتهای فرهنگی-مذهبی در جهان اسلام است. اما سیر تحول این آیینها از نخستین سوگهای کربلا تا پیدایش نمایشهای سنتی «تعزیه»، مسیری پر فراز و نشیب از میان تحولات سیاسی و اجتماعی ایران و منطقه بوده است.

در گفتوگو با پژوهشگر حوزه تاریخ و رئیس بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجانغربی، سعید عضدالدینی ملکی، به واکاوی جایگاه تاریخی تشیع در ارومیه، نقش متون مقتل در ادبیات عزاداری و بازخوانی دقیق تاریخچه پیدایش تعزیه میپردازیم.

ریشههای آیین سوگواری در ایران پیش از اسلام را چگونه ارزیابی میکنید و جایگاه «سوگ سیاوش» در این میان چیست؟
سیاوش یکی از کهنترین نمادهای سوگواری در تاریخ ایران است که منابعی چون «تاریخ بخارا» اثر نرشخی، پیشینه آن را دستکم به سه هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردانند. طبق توصیفات مرحوم بیضاوی، نقوش به جامانده از آن دوران، مردان و زنانی را نشان میدهد که با گریبانهای دریده و ضربه زدن به سر و سینه، عماریِ حاملِ پیکر نمادین سیاوش را تشییع میکردند. مؤلفههایی چون دستهروی، تمثالسازی، آسیب رساندن به جسم، موسیقی حزنانگیز و قربانی کردن، از عناصر محرز این آیین است که حتی امروزه ردپای آن در نام مکانهایی همچون «باغ یا دیزج سیاوش» در ارومیه مشهود است.
با ظهور اسلام بهویژه در دوره آلبویه، آیینهای سوگواری چه تغییری یافتند؟
تفکر شیعی با تلفیق در میراث نمادین و کهن سوگ سیاوش، مبنای سوگوارههای دوره اسلامی را شکل داد. نقطه عطف این جریان، قدرت یافتن شیعیان در دوران آلبویه است؛ بهطوریکه در سال ۳۵۲ هجری، معزالدوله دیلمی دستور رسمی تعطیلی بازارها و برگزاری عزاداری علنی برای امام حسین (ع) را در بغداد صادر کرد. گزارشها حاکی از آن است که در عاشورای آن سال، برای نخستین بار زنان با چهرههای سیاهپوش و موهای پریشان به خیابانها آمدند و آیین عزاداری عمومی برپا شد. این سنت بهقدری اهمیت یافت که در صورت تقارن عاشورا با اعیاد ملی چون نوروز یا مهرگان، آیینهای عید به تاخیر میافتاد.
آیا این سنتها پس از انقراض آلبویه در قرون بعدی نیز تداوم یافت؟
بله، شواهد تاریخی گواه آن است که سوگواریهای عاشورا پس از آلبویه متوقف نشد. در قرون پنجم و ششم هجری، یعنی در دوره سلجوقی، این آیینها در سرتاسر ایران رواج داشت. چنانکه «عبدالجلیل قزوینی رازی» در کتاب «النقض»، گزارشهای مفصلی از برگزاری آیینهای سوگواری در شهرهای مختلف ایران در این دو قرن ارائه داده است که نشان از عمق نفوذ این سنت در بطن جامعه ایرانی دارد.

در مورد پیشینه تشیع در ارومیه و جایگاه تاریخی «محمد بن خلیلان» در این زمینه توضیح دهید.
ارومیه در قرن چهارم هجری شهری آباد و از نظر فرهنگی غنی بود. در این میان، محمد بن خلیلان که از تبار قریش و ذریه عبد مناف (جد پیامبر اسلام) است، شخصیتی برجسته محسوب میشود که نامش در آثار عالمان بزرگ شیعه همچون شیخ حر عاملی، سید هاشم بحرانی، علامه مجلسی و عبدالله بحرانی اصفهانی به نیکی یاد شده است. مضجع شریف ایشان بیش از هزار سال است که در ارومیه قرار دارد و بنای بقعه کنونی که یادگاری از عصر صفوی است، تنها اثر باقیمانده از قبرستان تاریخی شهر است که به نام ایشان شهرت دارد.
آیینهای سوگواری در دوره مغول و صفویه چه تفاوتهای ساختاری با یکدیگر داشتند؟
دوره مغول برای شیعیان دوران متفاوتی بود؛ برخلاف محدودیتهایی که در برخی ادوار سلجوقی وجود داشت، در عصر مغول، فرق مختلف و آیینهای شیعه از نوعی آزادی و مشروعیت طبیعی برخوردار بودند. شاید به همین دلیل است که در منابع آن دوران، اشارههای مستقیم کمتری به درگیریها یا ممنوعیتهای عزاداری میبینیم. اما با ظهور صفویه و رسمیت یافتن مذهب تشیع، آیینهای سوگواری و دستهگردانی برای شهادت امام حسین (ع) به کانون توجه حاکمیت بدل شد. در این دوره، ساختار سیاسی صفوی به آیینهای سوگواری رنگ و بوی جدیدی بخشید و شاهد گسترش و توسعه چشمگیر این سنتها در سطح جامعه بودیم.
عاشورا در منظومه فکری شیعه چه جایگاهی دارد و چرا این روز تا این اندازه در تاریخ اسلام برجسته شده است؟
واقعه عاشورا، بهویژه نهضت حضرت امام حسین(ع)، از درخشانترین فرازهای تاریخ اسلام راستین است؛ قیامی که با هدف حفظ حقیقت و احیای مکتب اسلام شکل گرفت و به همین دلیل، همچنان الهامبخش جنبشهای شیعی و علوی در طول تاریخ بوده است. پیام عاشورا، پیام حقطلبی، عدالتخواهی و ایستادگی در برابر ظلم است و به همین سبب، هرچه زمان میگذرد، ابعاد معنوی و اجتماعی آن پررنگتر میشود.
از منظر پژوهشهای شما، چه پیوند میان نهضت عاشورا و ارتقای کمالات انسانی وجود دارد؟
نهضت مقدس حضرت امام حسین (ع) همچون خورشیدی فروزان در تاریخ اسلام است که هرچه از آن میگذرد، انوارش گستردهتر میشود. این قیام که برای حفظ حقیقت و احیای مکتب اسلام صورت گرفت، منشأ الهام بسیاری از جنبشهای آزادیخواهانه بوده است. ارج نهادن به این حماسه، تنها یک مراسم عبادی نیست، بلکه راهی برای سوق دادن انسانها به سوی فضایل و کمالات است. سیره ائمه (ع) نیز بر احیای شعائر تأکید داشتهاند؛ چرا که گریستن بر سالار شهیدان، در واقع یک «فریاد قلب» و مبارزهای عاطفی در برابر خط یزیدیان در تمام طول تاریخ است.
در مورد نخستین سوگواریهای ثبت شده در منابع تاریخی چه میدانید؟
برخی منابع حاکی از آن است که نخستین سوگواری، در همان صحرای کربلا و زمانی برپا شد که حضرت زینب کبری (س) بر بالین برادر حاضر شدند و سخنانی محزون جاری کردند که چشمها را به گریه انداخت. از منظر ادبی نیز، شیخ مفید در «امالی» نقل میکند که نخستین شعر در رثای امام حسین (ع) را «عقبه بن عمرو سهمی» سروده است. ابوریحان بیرونی نیز در «آثار الباقیه» تأکید میکند که ملت اسلام همواره عاشورا را خجسته میدانستند و شیعیان با نوحهسرایی، تأسف خود را ابراز میکردند.
در تحول ادبیات مقتل، نقش کتاب «روضه الشهداء» را چگونه ارزیابی میکنید؟
کتاب «روضه الشهداء» که در قرن دهم هجری توسط ملاحسین کاشفی به زبان فارسی نگاشته شد، نقشی بسیار کلیدی در پدید آمدن اشعار رثایی و مضامین نوحهخوانی داشت. مرحوم خوانساری این اثر را نخستین کتاب مقتل به زبان فارسی میداند که بسیاری از نسخههای تعزیه نیز از آن اقتباس کردهاند. البته باید اشاره کنم که برخی نکات تاریخی در این کتاب با سیره اهلبیت (ع) و کتب مستند مقتل مغایرت دارد که محدث نوری نیز به این تحریفها اشاره کرده است. البته از سوی دیگر، تدوین نسخههایی مانند «اسرار الشهادة» توسط ملا آقا دربندی، چنان تأثیرگذار بود که شهید مطهری درباره آن فرمودهاند: «مطالب این کتاب انسان را وادار میکند که به اسلام بیگردد.»
یک بحث بسیار مهم که میان پژوهشگران مطرح است، زمان پیدایش «نمایش تعزیه» است. آیا ادعای پیوند تعزیه با دوره آلبویه صحیح است؟
این یکی از نقاطی است که نیاز به تصحیح علمی دارد. برخی، معنای لغوی «تعزیه» (به معنای عزاداری) را با «نمایش آیینی تعزیه» اشتباه گرفتهاند و آن را به دوره آلبویه نسبت میدهند، در حالی که شواهد تاریخی این را تأیید نمیکنند. با توجه به گزارشهای سیاحان اروپایی، در دوره صفوی، مراسم عزاداری، روضهخوانی و سینهزنی بسیار باشکوه و گسترده بود، اما خبری از «نمایشهای صحنهای» نبود. برای مثال، «اولئاریوس»، استاد فلسفه آلمانی که در زمان شاه صفی در آذربایجان حضور داشت، با وجود توصیف دقیق از شیون، نوحهگری و حتی لباسهای عزادارانی در ایام محرم، هیچ اشارهای به اجرای نمایش تعزیه نکرده است. بنابراین، باید گفت مقدمات و زمینههای شکلگیری نمایشهای سنتی تعزیه، در عصر صفوی فراهم شد و در ادوار پس از آن رواج یافت، نه در دوران آلبویه.
نظر شما