به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، محسن مومنی شریف با بیان اینکه وقتی از وجه فرهنگی و ادبی حضرت آیتالله خامنهای سخن میگوییم وارد هسته مرکزی منظومه فکری انقلاب اسلامی میشویم، گفت: اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را بشناسیم، یکی از بهترین راهها شناخت رهبران آن است.
نشست «یاد یار مهربان؛ ویژهبرنامه رهبر شهید انقلاب» چهارشنبه دهم تیر (۱۴۰۵) با حضور محسن مومنی شریف؛ نویسنده و فعال فرهنگی و محمود دامغانی؛ معاون بینالملل بنیاد جهانی خورشید ولایت در سرای اهل قلم برگزار شد.
در این نشست محسن مومنیشریف با بیان اینکه امروز در سوگ یکی از شگفتترین شخصیتهای تاریخ و شخصیتی فراتر از زمان و روزگار خود نشستهایم، گفت: گاهی در تاریخ شخصیتهایی را میبینیم که مجموعهای از فضایل هستند اما در روزگار معاصر کمتر میتوان چنین انسانهایی را یافت. ما با چشم خود شخصیتی را دیدیم که حلقه پیوند میان قدرت، قلم، سیاست، شعر، حکومت و حکمت بود. همه این ویژگیها در وجود ایشان جمع شده بود.
وی ادامه داد: از حدود بیست سال پیش که خدمت رهبر شهید بودم همیشه به خانواده و دوستانم میگفتم که احساس میکنم خداوند این انسان بزرگ را برای رهبری تربیت کرده است. اگر به نوع خانوادهای که ایشان در آن متولد شدند، به مسیری که طی کردند، به حضورشان در حوزه علمیه، در محافل فکری و روشنفکری و به موقعیتهایی که در طول زندگی برایشان پیش آمد نگاه کنید، میبینید که همه اینها گویی برای یک مأموریت بزرگ الهی تدارک دیده شده بود. این نگاه در جهانبینی ما کاملاً طبیعی است.
مومنی شریف افزود: خداوند در قرآن خطاب به حضرت موسی(ع) میفرماید: «وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی»؛ یعنی تو را برای خودم پرورش دادم. رهبران بزرگ در نگاه الهی برای مأموریتهای بزرگ تربیت میشوند. من همین نگاه را درباره شهید صیاد شیرازی هم داشتم. وقتی زندگی ایشان را مطالعه میکردم، میدیدم که پیش از انقلاب در موقعیتهایی قرار گرفته، رشد کرده و مسیر زندگیاش به گونهای رقم خورده که گویی برای مسئولیتهای پس از انقلاب آماده میشود. حتی حضورش در کردستان و شناخت دقیق آن منطقه بعدها در مسئولیتهایش معنا پیدا کرد. همین اعتقاد را درباره شهید سلیمانی نیز داشتم.
این نویسنده و منتقد در ادامه سخنان خود گفت: خداوند انسانها را برای مأموریتهای بزرگ تربیت میکند. هستی بیهوده نیست؛ همهچیز بر اساس حکمت و حساب است. درباره حضرت آیتالله خامنهای نیز تقریباً از بیست سال پیش همین برداشت را داشتم و امروز نتیجه آن را آشکارا میبینیم. ایشان رهبری آیندهساز بودند. بسیاری از اتفاقاتی که امروز در آن زندگی میکنیم، پیشتر در نگاه و اندیشه ایشان ترسیم شده بود. آیندهای که امروز در آن قرار داریم، آیندهای است که ایشان برای آن برنامهریزی و زمینهسازی کرده بودند.
مومنی شریف رهبر شهید را مصداق «حاکمِ حکیم» دانست و گفت: این مصداق همان آرزوی دیرینهای است که در اندیشه ایرانی وجود داشته است. در شاهنامه نیز وقتی از «شاه» سخن گفته میشود، منظور صرفاً پادشاه به معنای رایج امروز نیست، بلکه انسانی است که واسطه میان آسمان و زمین است. همان مفهومی که در فرهنگ شیعه از آن با عنوان «امام» یا «انسان کامل» یاد میکنیم. خوشبختانه با ظهور انقلاب اسلامی نمونههایی از این حاکمان حکیم را دیدیم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: صحبت درباره حضرت امام خمینی(ره) برای قضاوت تاریخی زود است. هنوز باید عقلها و نسلها رشد کنند تا عظمت ایشان بهتر شناخته شود. اما حضرت آیتالله خامنهای به نسل ما نزدیکتر بودند. ما ایشان را دیدیم، با ایشان نشست و برخاست داشتیم و از نزدیک، مهربانی و بزرگواریشان را لمس کردیم. ایشان ملت ایران را به خلوت انس خود راه دادند و درباره خود، درباره شکلگیری شخصیتشان و مسیر زندگیشان سخن گفتند؛ امکانی که درباره امام خمینی(ره) کمتر وجود داشت.
وی با بیان اینکه وقتی از وجه فرهنگی و ادبی حضرت آیتالله خامنهای سخن میگوییم وارد هسته مرکزی منظومه فکری انقلاب اسلامی میشویم، گفت: اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را بشناسیم، یکی از بهترین راهها شناخت رهبران آن است. انقلاب اسلامی پدیدهای شگفتانگیز است و هنوز هم درباره حقیقت آن به درک و تبیین کامل نرسیدهایم.
وی ادامه داد: هنوز هم تعریف دقیقی از انقلاب اسلامی ارائه نشده است چرا که هر کس از زاویه حوزه مطالعاتی خود به آن نگاه کرده و به همین دلیل به حقیقت آن نرسیده است. انقلاب اسلامی با تعاریف رایج موجود درباره وقوع انقلابها همخوانی نداشت. اندیشمندان علوم سیاسی و جامعهشناسی سالها تلاش کردند و به فرمولهایی رسیدند که بر اساس آن توضیح میدادند انقلاب چگونه و تحت چه شرایطی شکل میگیرد.
مومنی شریف همچنین گفت: لیلی عشقی فیلسوف ایرانی مقیم فرانسه کتابی با عنوان «زمانی در میان زمانها» نوشته است. او در زمان انقلاب در ایران حضور نداشت اما این کتاب را نه برای مخاطب ایرانی بلکه برای متفکران غربی نوشت تا توضیح دهد که انقلاب اسلامی از چه جنسی است و چگونه باید آن را فهمید. او بحث را به بستر اندیشه شیعی میبرد و میگوید در عرفان اسلامی مفهومی به نام «واقعه» وجود دارد؛ یعنی لحظهای که زمان مُلکی و ملکوتی یا زمان مادی و معنوی با یکدیگر تلاقی پیدا میکنند. آنچه عارف در این تقاطع مشاهده میکند «واقعه» نام دارد.
این نویسنده افزود: لیلی عشقی میگوید انقلاب اسلامی همان واقعه است. با این تفاوت که این بار نه برای یک فرد بلکه برای یک ملت رخ داده است. یک ملت چنین تجربهای را از سر گذرانده و انقلاب اسلامی حاصل آن تجربه بوده است. این نگاه دوباره ما را به نسبت «امت» و «امام» بازمیگرداند.
وی با تاکید بر اینکه یکی از مهمترین راههای شناخت انقلاب اسلامی، کنکاش در اندیشه و شخصیت رهبران آن است، گفت: حضرت آیتالله خامنهای این فرصت را برای ما فراهم کردند تا از نزدیک با ساحت فکری و فرهنگی ایشان آشنا شویم.
سررشته دیپلماسی کتاب از سیره رهبر معظم انقلاب آغاز میشود
در ادامه این نشست محمود دامغانی با بیان اینکه سخن گفتن درباره شخصیتهای بزرگ بسیار دشوار است، گفت: همیشه این سؤال ذهن مرا مشغول کرده است. اینکه آیا این کتاب است که به رهبر شخصیت داده یا این رهبر است که به کتاب شخصیت بخشیده است؟ پاسخ این است که درباره ایشان، این رابطه کاملاً دوسویه بوده است.
دامغانی ادامه داد: زمان حضورم در سازمان تبلیغات اسلامی مأمور شدم زندگینامه فقهی و مرجعیتی مقام معظم رهبری را تدوین کنم. حاصل آن کتاب «مرجعیت فقهی و سیاسی مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی خامنهای» بود. زمانی که ایشان در اوج تحصیل در حوزه علمیه بودند، پدر بزرگوارشان دچار مشکل بینایی میشوند. ایشان درس و بحث خود را رها میکنند و به خدمت پدر میپردازند. یکی از کارهای روزانهشان این بود که برای پدر کتاب بخوانند؛ فقط برای اینکه علاقه ایشان به مطالعه و ارتباطشان با کتاب حفظ شود.
معاون بینالملل بنیاد جهانی خورشید ولایت افزود: از همانجا بود که این سؤال برای من جدی شد که آیا کتاب شخصیت انسان را میسازد یا انسان به کتاب شخصیت میدهد؟ درباره رهبر معظم انقلاب هر دو درست است؛ هم کتاب در شکلگیری شخصیت ایشان نقش داشته و هم ایشان به کتاب اعتبار و شخصیت بخشیدهاند.
دامغانی با بیان اینکه کتاب سرلوحه بسیاری از فضیلتهای انسانی است، گفت: اگر بتوانیم این نگاه را به یک دیپلماسی فرهنگی تبدیل کنیم میتوانیم از «دیپلماسی کتاب» سخن بگوییم. سررشته این دیپلماسی را نیز میتوان از سیره رهبر معظم انقلاب آغاز کرد.
وی همچنین بیان کزد: نگاه ایشان به ویکتور هوگو، نگاهی بسیار عمیق و ادیبانه بود. با اینکه در جایگاه یک رهبر سیاسی قرار داشتند، آثار ویکتور هوگو را همچون یک منتقد و ادیب تحلیل میکردند. ظرفیت بزرگی برای شکلگیری دیپلماسی کتاب وجود دارد. امروز در کنار تلخی شهادت رهبر، برکات بزرگی نیز نصیب ما شده است؛ از جمله اینکه چهره واقعی دشمن بیش از گذشته برای جامعه روشن شده است. در چنین شرایطی پرداختن به دیپلماسی کتاب میتواند به یک برنامه نظاممند بینالمللی تبدیل شود.
رمان در شکلگیری شناخت رهبر شهید از جهان غرب نقش داشت
در ادامه این نشست محسن مومنیشریف با بیان اینکه رهبر شهید حتی در اوج مذاکرات و دیدارهای سیاسی نیز از دیپلماسی فرهنگی و کتاب غفلت نمیکردند؛ گفت:
ما این شخصیت بزرگ را نشناختیم. او را در قالبهای کوچک اندازه گرفتیم، در حالی که بسیار بزرگتر از این چارچوبها بود. متأسفانه گاهی این دشمن بود که او را برای ما روایت کرد. اخیراً مستند بیبیسی درباره ایشان را دیدم. بسیار ضعیف و از ابتدا تا انتها سرشار از اهانت بود. انگار حتی بعد از شهادت ایشان هم از چه چیزی میترسند که چنین مستندی میسازند؟ تلاش میکنند از هر نکتهای استفاده کنند تا ثابت کنند ایشان دیکتاتور بودهاند و ریشههای دیکتاتوری را در زندگی شخصی ایشان پیدا کنند.
وی افزود: اینها اصلاً دیکتاتور ندیدهاند. اگر دیکتاتور را میدیدند، معنای آن را میفهمیدند. در نظامهای خودشان، سنا، کنگره و مراکز قدرت برای ادامه جنگ تصمیم میگیرند و همهچیز را کنترل میکنند، اما هیچوقت آن را دیکتاتوری نمینامند. در همان مستند، نسبت به پدر بزرگوار ایشان نیز بیمهری میکنند. ما که از نزدیک با این خانواده آشنا بودیم، میدانیم رهبر شهید از نظر علمی بهویژه در حوزه فقه بسیار مدیون پدرشان بودند. از کودکی رابطهای سرشار از دوستی، محبت و رفاقت با ایشان داشتند.
این نویسنده افزود: در آن مستند تصویری از یک پدر مستبد ارائه میکنند؛ فقط برای اینکه القا کنند ایشان در کودکی محروم بودهاند. در حالی که اینها تفاوت «زهد» و «فقر» را نمیفهمند. زهد یعنی دل نبستن به دنیا، نه اینکه انسان چیزی نداشته باشد یا دستش به امکانات نرسد. متأسفانه این تفاوتهای معنایی را درک نمیکنند.
مومنی شریف عنوان کرد: ما در حوزه مفاهیم با غرب یک مشکل جدی داریم. بخشی از جریان روشنفکری ما هم به جای اینکه مفاهیم را از دل متون و سنت فکری خودمان استخراج کند، آنها را با ترجمه مفاهیم غربی میسنجد و بعد بر همان اساس قضاوت میکند. ما این شخصیت بزرگ را آنگونه که باید نشناختیم. شهادت ایشان برای همه ما خسارت بزرگی بود، اما به گمان من، جامعه روشنفکری بیش از همه از این فقدان آسیب دید؛ چون هنوز نقش واقعی ایشان را در شکلگیری و استمرار انقلاب اسلامی بهدرستی درک نکرده است.
وی با بیان اینکه رمان در شکلگیری بخشی از شناخت رهبر شهید از جهان بهویژه جهان غرب نقش مهمی داشت، گفت: خودشان میفرمودند که گاهی شناختی که از جامعه آمریکا از طریق رمان به دست آوردهاند، از شناخت برخی دیپلماتهایی که سالها در آمریکا زندگی یا تحصیل کرده بودند، دقیقتر بوده است.
مومنی شریف همچنین به چگونگی شکلگیری نگاه تمدنی رهبر شهید اشاره کرد و گفت: یکی از نشانههای آن، سفر ایشان به عتبات در حدود هفدهسالگی است. ایشان در آن سفر تنها به زیارت اکتفا نکردند. به حوزههای علمیه رفتند، از مراکز علمی بازدید کردند و حتی در بغداد به سراغ دفتر اخوانالمسلمین رفتند؛ زیرا دغدغه جهان اسلام و اندیشه اسلامی از همان سالها برایشان جدی بود. تصور کنید جوانی هفدهساله از حوزه علمیه مشهد در بغداد به دنبال گفتوگو با اندیشمندان و فعالان جهان اسلام است. این خاطره را خود ایشان در گفتوگوهایی که با ما داشتند نقل کردند و هنوز هم منتشر نشده است.
این نویسنده با بیان اینکه سخنرانیهای رهبر شهید در سالهای ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ در مسجد امام حسن مجتبی(ع) مشهد بعدها با عنوان طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن منتشر شد، گفت: مخاطبان اصلی این جلسات، جوانان بهویژه دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بودند و ایشان از همان زمان مباحثی را مطرح میکردند که بعدها در قالب نظریه «تمدن نوین اسلامی» صورتبندی شد.
مومنی شریف افزود: رهبر شهید در سال ۱۳۴۶ کتابی با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» ترجمه میکنند. ایشان عنوان شاعرانه، زیبا و معناداری برای آن برگزیدهاند. حتی پاورقیهایی که بر این کتاب نوشته بودند، بعدها از دلایل بازداشت و زندانی شدنشان شد. این نشان میدهد که این دغدغه، دغدغهای ریشهدار و دیرینه بوده است.
او با اشاره به اینکه عملکرد جمهوری اسلامی از دوران ریاستجمهوری رهبر شهید تا دوره رهبری ایشان، همه تصمیمها، نهادسازیها و سیاستگذاریها، قطعات یک منظومه فکری واحد هستند، گفت: قطعات یک پازل که در کنار هم تصویری کامل را شکل میدهند. ادبیات، شعر و هنر نیز بخشی از همین منظومهاند.
کتاب پایه تمدنسازی است
در ادامه این نشست محمود دامغانی با بیان اینکه کتاب پایه تمدنسازی است و این میراثی است که از حضرت امام و رهبر معظم انقلاب برای ما باقی مانده است، گفت: یکی از ارزشمندترین اقدامات رهبر انقلاب، اهتمام جدی ایشان به گردآوری، حفظ و صیانت از نسخههای خطی فارسی و عربی در نقاط مختلف جهان است. این نگاه دوراندیشانه نشان میدهد که کتاب یکی از ارکان اصلی تمدنسازی است. اگر کسی بخواهد به عمق اندیشه تمدنی رهبر انقلاب برسد، پیشنهاد میکنم مجموعه استفتائات ایشان را مطالعه کند.
وی در ادامه سخنان خود گفت: این کتاب تنها مجموعهای از پاسخهای فقهی نیست؛ بلکه نگاه تمدنی ایشان را نسبت به مسائل مختلف نشان میدهد. بسیاری از پرسشهای نوپدید در حوزه پزشکی، حقوق، سیاست و دیگر عرصههای زندگی معاصر در این کتاب پاسخ یافتهاند. به اعتقاد من یکی از پایههای اصلی اندیشه تمدنی ایشان همین مجموعه استفتائات است.
معاون بینالملل بنیاد جهانی خورشید ولایت ادامه داد: مدتی پیش در جلسهای پیشنهاد دادم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی «موزه کتاب» تأسیس کند. امروز تقریباً همه حوزهها موزه دارند، اما ما موزهای برای کتاب نداریم. اگر یک پژوهشگر بخواهد نخستین نسخه منتشرشده یک کتاب یا نخستین نسخه دارای اعلام وصول وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را ببیند، چنین امکانی بهصورت عمومی وجود ندارد. پیشنهاد دیگر من این است که نسخههای خطی نویسندگان نیز حفظ و نگهداری شوند.
وی بیان کرد: سالها پیش نویسندگان آثار خود را به صورت دستنویس به ناشر تحویل میدادند. ناشر آن را تایپ میکرد و نسخه دستنویس در بسیاری از موارد در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارشاد باقی میماند. این نسخهها بخشی از میراث فرهنگی ما هستند و شایسته است برای آنها موزهای تخصصی ایجاد شود. سال ۱۳۹۱ کتاب خاطرات یکی از آزادگان هشت سال دفاع مقدس را آماده انتشار کردیم. وقتی کتاب چاپ شد، نسخه دستنویس آن را به موزه اهدا کردم. نخستین دستنوشته یک آزاده ایرانی که به کتاب تبدیل شده بود، با شماره ثبت رسمی در آن موزه نگهداری شد. امروز دستخط بسیاری از شاعران و نویسندگان بزرگ در اختیار افراد مختلف است، اما جایگاه مشخصی برای نگهداری آنها وجود ندارد.
دامغانی در ادامه سخنان خود گفت: تمدن با کتاب ساخته میشود. رهبر انقلاب نیز دقیقاً به همین مسئله توجه داشتند. پایه تمدن ما، قرآن کریم است. کتابی که محور شکلگیری تمدن اسلامی بوده است. به نظر من «یار مهربان» فقط کتاب نیست؛ رهبر انقلاب نیز یار مهربان کتاب بودند. از محافل شعر گرفته تا نشستهای ادبی، همواره با کتاب زندگی میکردند. اگر امروز قرار است در صنعت نشر و کتاب تحولی تمدنی رخ دهد، ما ایرانیان باید پیشگام آن باشیم؛ زیرا رهبری داشتیم که کتاب، مطالعه، شعر، ادبیات و فرهنگ، بخش جداییناپذیر زندگی او بود.
معاون بینالملل بنیاد جهانی خورشید ولایت پیشنهاد کرد: این مسیر را از آثار و دستنوشتههای خود ایشان آغاز کنیم. همانگونه که موزه هدایای ایشان در آستان قدس رضوی شکل گرفته است، میتوان موزهای برای نسخههای خطی و میراث مکتوب معاصر نیز ایجاد کرد.
تبلور انقلاب اسلامی در وجود رهبر شهید
در ادامه محسن مومنیشریف با اشاره به جانمایه فرهنگی و انسانی اندیشه رهبر انقلاب در حوزه ادب، فرهنگ و هنر گفت: شخصیت ایشان تجسمیافته باورهای انقلاب اسلامی در عرصه فرهنگ، ادب و هنر است. اگر امروز زندگی ایشان را بررسی میکنیم، به این دلیل است که انقلاب اسلامی در وجود ایشان تبلور یافته است.
وی ادامه داد: در نگاه رهبر شهید، فرهنگ، ادبیات و هنر، نرمافزار تمدن هستند. روح یک تمدن را ارزشهای انسانی، اخلاق، باورها و معنویت تشکیل میدهد و این روح از طریق ادبیات و هنر به جامعه منتقل میشود. بنابراین هنر مسئولیت دارد ارزشهایی مانند عدالت، کرامت انسانی و استقلال را برای جامعه قابل فهم و قابل زیست کند. هنر نباید تنها به بازتاب آسیبها و زشتیهای جامعه بسنده کند. بلکه باید ضمن روایت واقعیت، افق امید را نیز پیش روی مخاطب قرار دهد.
مومنی شریف افزود: در نگاه رهبر شهید، داستان صرفاً روایت وقایع نیست؛ بلکه ابزاری برای ساخت الگوهای رفتاری است. وقتی خواننده با قهرمان داستان همراه میشود، در حقیقت شیوهای از زندگی را تمرین میکند. بنابراین نویسنده تنها یک روایتگر نیست بلکه معمار روان جامعه است. داستان باید بتواند تاریخ و هویت یک ملت را برای نسلهای آینده بازآفرینی کند؛ به گونهای که مردم تاریخ خود را نه فقط از خلال اسناد، بلکه از طریق روایتهای زنده و اثرگذار بشناسند.
وی همچنین گفت: رهبر شهید معتقدند ادبیات و هنر، نرمافزار تمدن هستند. روح هر تمدن را ارزشهای متعالی انسانی، باورها، اخلاق و معنویت تشکیل میدهد و این روح از طریق ادبیات و هنر به جامعه منتقل میشود. بنابراین، هنر و ادبیات نقش اساسی در انتقال و ترویج ارزشهای تمدنی بر عهده دارند.
مومنی شریف بیان کرد: رهبر شهید همچنین هنر را مسئول میدانند و معتقدند که هنر نسبت به ارزشهای والای انسانی مسئولیت دارد. هنر باید آرمانهای یک تمدن همچون عدالت، کرامت انسانی و استقلال را برای جامعه تبیین و قابل فهم کند. امروز در شرایطی زندگی میکنیم که گاه مفهوم استقلال بهتدریج بهعنوان یک ضد ارزش معرفی میشود. برخی جریانهای غربگرا و لیبرالهای نوین با استناد به ایده «دهکده جهانی» میگویند استقلال دیگر معنایی ندارد. این یکی از جلوههای جنگ هویتی است؛ جنگی که در آن مرزها، هویت ملی و عناصر هویتبخش ملتها مورد تردید قرار میگیرند.
وی ادامه داد: رهبر انقلاب همچنین هنر را زبان جهانی انتقال پیام تمدن میدانند. به باور ایشان هنر باید به پرسشهای بنیادین انسان پاسخ دهد و از پرداختن صرف به مسائل سطحی و روزمره فاصله بگیرد. هنر باید آرمانها را از سطح شعار به سبک زندگی تبدیل کند؛ زیرا ارزشهایی مانند عدالت زمانی معنا پیدا میکنند که در زندگی روزمره انسانها تجلی یابند.
وی همچنین گفت: از دیگر تأکیدات ایشان، پیوند هنر با گذشته تاریخی و معنوی است. گذشته چه به معنای تاریخ و چه به معنای میراث فرهنگی و ادبی، سرمایهای بزرگ برای هنر محسوب میشود. یکی از آسیبهای جدی هنر معاصر بهویژه در ادبیات داستانی، گسست از این سنت غنی است. به همین دلیل، ادبیات داستانی امروز ما گاه از سنت ادبی و هنری ایران فاصله گرفته و نتوانسته جایگاه شایسته خود را در میان مخاطبان پیدا کند.
مومنی شریف با بیان اینکه در این نگاه، ادبیات داستانی صرفاً وسیلهای برای سرگرمی نیست، بلکه ابزاری برای ساخت الگوهای رفتاری است، گفت: هنگامی که خواننده با قهرمان داستان همراه میشود در حقیقت شیوهای از زندگی و منظومهای از ارزشها را تمرین میکند. از این منظر، داستاننویس صرفاً نویسنده نیست، بلکه معمار روان جامعه است.
مومنی شریف ادامه داد: بر همین اساس توجه به قهرمان اهمیت ویژهای پیدا میکند. در مقطعی تحت تأثیر برخی نظریههای ادبی غرب از «مرگ قهرمان» سخن گفته میشد و این نگاه به ادبیات ما نیز راه یافت. در حالی که حتی در سینمای آمریکا همچنان قهرمان نقش محوری دارد. تجربه جامعه ما نیز نشان داده است که مردم به شخصیتهای الهامبخش و قهرمانان ملی و دینی علاقهمندند و با آنان همذاتپنداری میکنند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به قهرمان نیاز دارد؛ زیرا قهرمانان، انسان را به آرمانهایش نزدیک میکنند.
این نویسنده به دیگر تاکیدات رهبر شهید اشاره کرد و گفت: ایشان همچنین بر معناگرایی در ادبیات تأکید دارند و معتقدند رمان در تمدن اسلامی باید میان خواستههای نفسانی و رسالتهای انسانی کشمکش ایجاد کند تا مخاطب به بلوغ فکری برسد. از منظر ایشان، داستان ابزار مهمی برای تفسیر تاریخ و حفظ هویت نیز هست. داستاننویس میتواند روایتهای تاریخی فراموششده یا کمتر دیدهشده را بازآفرینی کند. از نگاه ایشان اگر تمدنی بخواهد هویت خود را حفظ کند، باید روایت خویش را در قالب داستانهای قدرتمند بازگو کند تا نسلهای آینده تاریخ خود را نه فقط از خلال اسناد خشک بلکه از طریق احساس، تجربه و همذاتپنداری با قهرمانان تاریخی بشناسند.
خاطرات رهبر شهید از بازدیدهای نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران منتشر شود
در ادامه، محمود دامغانی با اشاره به خاطرات خود از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران گفت: بازدیدهای رهبر انقلاب از نمایشگاه بینالمللی کتاب خود بهتنهایی بخشی از تاریخ فرهنگی کشور است و اگر خاطرات ناشران گردآوری شود، مجموعهای ارزشمند شکل خواهد گرفت. اگر خاطرات ناشران از این بازدیدها گردآوری شود، میتواند به الگویی عملی برای سیاستگذاری فرهنگی آینده تبدیل شود.
معاون بینالملل بنیاد جهانی خورشید ولایت ادامه داد: رهبر انقلاب همواره مردم را به مطالعه آگاهانه و امتخاب درست کتاب دعوت میکردند. ایشان خود نیز برای مطالعه برنامه منظم داشتند و بارها فرمودهاند که در سالهای آغازین مسئولیتهای اجرایی مدتی از مطالعه فاصله گرفتند، اما بهزودی احساس کردند که از نظر فکری در حال تهی شدن هستند. به همین دلیل دوباره برای مطالعه روزانه وقت مشخصی قرار دادند و یکی از زمانهای ثابت مطالعهشان ساعات پایانی شب بود.
وی همچنین گفت: امروز نباید تصور کنیم که یار مهربان فقط کتاب چاپی است. هر رسانهای که حامل اندیشه و معرفت باشد، میتواند نقش کتاب را ایفا کند. فضای مجازی نیز اگر درست به کار گرفته شود، یکی از مهمترین ابزارهای انتقال دانش و فرهنگ خواهد بود.
معاون بینالملل بنیاد جهانی خورشید ولایت همچنین پیشنهاد کرد: خاطرات رهبر انقلاب از بازدیدهای نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، یادداشتها و تقریظهای ایشان بر کتابها بهصورت مجموعهای مستقل منتشر شود تا در اختیار پژوهشگران و علاقهمندان قرار گیرد.
وی با اشاره به شیوه روایت تاریخی مرحوم ذبیحالله منصوری گفت: ذبیحالله منصوری تاریخ را با روایت داستانی درهم میآمیخت و همین سبب میشد آثارش برای عموم مردم جذاب باشد. ما نیز باید پژوهشهای مستند و تاریخی خود را در قالب داستان و رمان بازآفرینی کنیم تا هم پیام اصلی حفظ شود و هم مخاطب گستردهتری پیدا کند.
محمود دامغانی در پایان تأکید کرد: کتاب در اندیشه رهبر انقلاب جایگاهی بیبدیل دارد و هیچ رسانهای نمیتواند بهطور کامل جای آن را بگیرد. گردآوری خاطرات فرهنگی، یادداشتها، تقریظها و دیدگاههای رهبر انقلاب درباره کتاب، ادبیات و هنر میتواند منبعی ارزشمند برای شناخت منظومه فکری ایشان و نیز راهنمایی برای سیاستگذاری فرهنگی آینده کشور باشد.
نظر شما