یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۹
خاورمیانه محصول درهم‌تنیدگی دانش و قدرت

به‌گفته افضلی: «نکته‌ی مهمی که باید بر آن تأکید شود این است که اساساً خود کلمه‌ی Middle East یا خاورمیانه مفهوم یا سازه‌ای است اساساً اروپایی یا، به‌بیان دقیق‌تر، اروپای غربیانه. همان‌طورکه لاکمن می‌گوید منطقه‌ای که امروزه به خاورمیانه معروف شده است صرفاً از منظر اروپای غربی چیزی خاوری و میانی محسوب می‌شود».

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رضا دستجردی: «تصورات رقیب از خاورمیانه؛ تاریخ و سیاست شرق‌شناسی» به‌قلم زکری لاکمن استاد مطالعات خاورمیانه و اسلامی و تاریخ در دانشگاه نیویورک با ترجمه دامون افضلی از تازه‌های نشر نو است. کتاب از پیوند میان دانشی که غرب درباره جهان مسلمان و خاورمیانه تولید کرده با سیاست‌های غرب، و عمدتاً ایالات متحده در قبال مسلمانان و کشورهای خاورمیانه سخن می‌گوید. به‌باور مولف، اختلافات دانش‌پژوهان بر سر شیوه شناختن خاورمیانه و جهان مسلمان مشق‌هایی صرفاً آکادمیک نیستند، بلکه همگی در برداشت‌هایی خاص از جهان و شکل‌هایی خاص از دانش ریشه دارند و معمولاً با سیاست‌هایی مشخص، و اغلب فاجعه‌بار، گره خورده‌اند. لاکمن در این کتاب، چارچوب‌های تفسیری مشخصی نظیر شرق‌شناسی و نظریه نوسازی را وارسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه در شکل‌گیری فهم اکثر غربیان از شرق/جهان مسلمان، و نهایتاً سیاست‌های غربی‌ها در این مناطق، مؤثر بوده‌اند. ایبنا به‌مناسبت انتشار این کتاب با دامون افضلی مترجم به گفت‌وگو نشسته است. از افضلی، ترجمه «همواره مستدام، سپس نابود» و «سوداگران خشونت‌پیشه» نیز منتشر شده است.

خاورمیانه محصول درهم‌تنیدگی دانش و قدرت

دامون افضلی

چرا امروزه دستیابی به درکی بهتر از چگونگی مشاهده، فهمیدن، مطالعه و تصویرکردن خاورمیانه و اسلام بیش از همیشه مهم است؟

اگر دیدمان را به تاریخ همین دو سه دهه‌ی اخیر محدود کنیم می‌توان گفت که اهمیت آن خاصه ناشی از تحولاتی است که پس از حوادث یازده سپتامبر در سیاست خارجی ایالات متحده به‌وجود آمده است، ایالات متحده به‌عنوان دارنده‌ی قوی‌ترین و بزرگ‌ترین ارتش تاریخ. در یک‌سال اخیر هم، پس از (فعلاً) دو جنگی که امریکا و اسرائیل علیه ایران راه انداختند، بر اهمیت این موضوع نزد ما ایرانی‌ها افزوده شده، چرا که سیاست خارجی ایالات متحده در قبال کشورهای منطقه‌ی ما عموماً تأثیرپذیرفته از دانشی است که آکادمی‌های غربی از اسلام و کشورهای مسلمان خاورمیانه تولید کرده‌اند. اصولاً هر سیاست (یا جنگی) مبتنی بر آماده‌سازی‌ها و فراهم‌آوردن پیش‌فرض‌هایی در توجیه آن سیاست است. کتاب لاکمن از این حیث منبعی غنی و ارزشمند است.

خاورمیانه محصول درهم‌تنیدگی دانش و قدرت

آیا قطع به‌یقین می‌توان گفت که دانش موجود در خصوص خاورمیانه و اسلام برای شکل‌دهی و توجیه سیاست‌هایی استفاده شده‌اند که صاحبان قدرت دنبال کرده‌اند؟

بله. اساساً همان‌طورکه لاکمن در این کتاب نشان می‌دهد دانش غربی از خاورمیانه و اسلام از آغاز بی‌ارتباط با سیاست نبوده است. سوای ارتباط‌های نهادی بسیاری از شرق‌شناسان به‌نام با نهادهای تصمیم‌گیر در غرب، اساساً تصویری که از ”دیگری“ (یا در اینجا: فرد مسلمان) در این نوع دانش تولید می‌شود استوار بر نگاه فرادستِ ”غربی“ به ”دیگری“ است که لاکمن ردش را تا افلاطون پی می‌گیرد. مسئله این است که خود همین نگاه نه امری ابژکتیو یا عینی و بی‌طرفانه، بلکه تفسیری عمیقاً خاص و جهت‌گیرانه است. نکته‌ی مهمی که باید بر آن تأکید شود این است که اساساً خود کلمه‌ی Middle East یا خاورمیانه مفهوم یا سازه‌ای است اساساً اروپایی یا، به‌بیان دقیق‌تر، اروپای غربیانه. همان‌طورکه لاکمن می‌گوید منطقه‌ای که امروزه به خاورمیانه معروف شده است صرفاً از منظر اروپای غربی چیزی خاوری و میانی محسوب می‌شود. از منظر مردمان این منطقه که نگاه کنیم این نام‌گذاری هیچ ربطی به آن‌ها ندارد، همان‌طورکه مفهوم ”افریقایی“ هیچ دخلی به فردی که در آن بخش از دنیا زندگی می‌کند ندارد. پس: اولاً دانشی که غرب از خاورمیانه تولید کرده دانشی بی‌طرفانه یا به‌اصطلاح ”عینی“ نیست. دوماً این دانش همواره پیوندی نهادی با مراجع سیاست‌گذاری در غرب داشته و در بسیاری از بزنگاه‌ها با سیاست قدرت درآمیخته بوده است.

مجادلات متعدد بر سر شیوه‌های مطالعه‌ی مردمان، سیاست‌ها و فرهنگ‌های خاورمیانه در آمریکا برخاسته از چیست؟

علت درگرفتن چنین مجادلاتی، خیلی‌ساده، به سیاست‌های قدرت‌های غربی و خاصه امریکا در این منطقه برمی‌گردد. وقتی آبشخورهای فکری به‌لحاظ تاریخی برآمده از دانشی است که یکی از پیش‌فرض‌هایش مثلاً ”رسالت متمدن‌سازی“ یا ضرورت ”برقراری دموکراسی“ در کشورهایی است که مردمان‌شان را به‌لحاظ ذهنی یا فرهنگی در مراحل تکاملی فروتری قرار می‌دهند؛ طبیعتاً از سیاستی که این دانش را دستاویز یا چارچوب فکری مداخلات سیاسی خود قرار داده است نمی‌توان انتظار چندان متفاوتی داشت.

خاورمیانه محصول درهم‌تنیدگی دانش و قدرت

اصولاً فهم سیاست دانش در مطالعات خاورمیانه و مطالعات اسلامی و شیوه‌های بدیل فهم اسلام و خاورمیانه در جهان مدرن چه اهمیتی دارد؟

تمام مسئله بر سر فاصله‌گرفتن از نگاه فرادستی است که مردمان منطقه‌ی خاورمیانه را بری از هر نوع عاملیتی می‌بنند و همین را بهانه‌ای برای توجیه مداخلات امپریالیستی فاجعه‌بارشان در این منطقه قرار می‌دهند. مسئله بر سر این است که هر کدام از کشورهای این منطقه، سنّت‌ها، تاریخ‌ها، فرهنگ‌ها و پیشنیه‌های متفاوتی دارند که در دل آن‌ها مردمانی زندگی می‌کنند که با ساختارها و وضعیت‌های خاص خودشان درگیر مبارزه‌ای بطئی، روزمره و گاه حاد هستند. مقصودم تأکید بر خاص‌بودگی یا استثنایی‌بودنِ این منطقه و مردمانش نیست، بلکه مرادم این است که باید اصل را بر دینامیسم‌ها و پویش‌های درونی این مناطق و سنّت‌های متفاوت هر کدام از مردمان آن‌ها گذاشت، به‌جای این‌که ”از چشم غربی“ دانش یا نسخه‌ی واحدی برای آنان تولید کرد و سپس با مداخله‌ی نظامی برای واردکردن این کشورها به مدار توسعه و تاریخ برآمد.

سیاست دانش در خاورمیانه طی پنجاه‌سال گذشته چه روندی را پشت سر گذاشته است؟

پاسخ به این سؤال از عهده‌ی من برنمی‌آید و مستلزم دانشی بسیار گسترده از تحولات متعدد مطالعات خاورمیانه طی نیم‌قرن گذشته است.

خاورمیانه محصول درهم‌تنیدگی دانش و قدرت
زکری لاکمن

چرا مولف، خصوصاً وقتی به قرن بیستم می‌رسد، به آثار و مباحث محققان فرانسوی، آلمانی یا روسی نمی‌پردازد؟

چون تأکید مؤلف در این کتاب بر تحولات مطالعات خاورمیانه در امریکای پنجاه‌سال گذشته است. و این انتخابی معقول به نظر می‌رسد، چون در این دوره شاهد جابه‌جایی کانون مطالعات خاورمیانه و مطالعات اسلامی از اروپا به ایالات متحده بوده‌ایم، و اساساً هم مداخلاتی که در این چند دهه انجام گرفته از ناحیه‌ی همین قدرت مسلط بوده است.

آیا می‌بایست پذیرفت که اختلاف دانش‌پژوهان بر سر شناخت خاورمیانه و جهان مسلمان صرفاً آکادمیک نیست و در برداشت‌هایی خاص از جهان و شکل‌هایی خاص از دانش ریشه دارد؟

بله. این حقیقتی است که امروزه در خود آکادمیای غربی نیز بسیاری بر آن صحه می‌گذارند و ازین‌رو نگاهی انتقادی به کارهای پیشینیان خود اختیار کرده‌اند. کافی است به آثار تاریخ‌نگارانی بنگریم که همّ خود را معطوف به نوشتن تاریخ «از پایین» کرده‌اند. این انتخابی صرفاً متدولوژیک نیست که به سطحی فرمال محدود بماند، بلکه تأکیدی متفاوت است که اصولاً کانون مسئله را دینامیسم‌های تاریخ‌ها و سنّت‌های مردمان عادی می‌بیند و از نگاهی فرادست به تاریخ نمی‌نگرد و از این حیث تاریخ را همچون خطی واحد و دارای مراحل مختلف نمی‌بیند، مراحلی که هر کشور بسته به وضع خود لاجرم آن را باید طی کند. کافی است کارهای کسی مثل ماکسیم رودنسون را (که خوشبختانه ترجمه‌ی رضا براهنی از کتاب «عرب و اسرائیل» او پس از چندین دهه در انتشارات خوارزمی تجدیدچاپ شده) با آثار برنارد لوئیس مقایسه کنید. نقش‌های سیاسی این دو نیز به اندازه‌ی برداشت‌ها و چارچوب فکری خاص‌شان متفاوت بوده است.

خاورمیانه محصول درهم‌تنیدگی دانش و قدرت

در آخر اگر نکته‌ی خاصی مدنظرتان هست بفرمایید.

دو نکته هست که مایلم بر آن‌ها تأکید کنم. نخست این که نقد سنّت شرق‌شناسی به‌قول متفکر سوری صادق جلال‌العظم نباید به نوعی ”شرق‌شناسی وارونه“ منجر شود، بدین‌معنی‌که نقد شرق‌شناسی نباید به نظرگاهی ختم شود که کل مصائب ما را معلول مداخلات غربی می‌داند و بدین‌طریق عاملیت خود ما و سنّت‌هایمان را در تولید و بازتولید وضع موجود انکار می‌کند. واقعیت آن است که خود ما، حاکمان و سنّت‌های دینی و فرهنگی و سیاسی خود ما هم در وضع موجود دخیل بوده‌اند و نقد دانش غربی نباید به تطهیر عواملی منجر شود که همواره نقشی واپسگرایانه و خسارت‌بار در تاریخ و سیاست ما ایفا کرده‌اند. نکته‌ی دوم به رابطه‌ی دانش و سیاست و مفهوم «سیاست دانش» برمی‌گردد. تردیدی در فضل و دانش و آثار بزرگ بسیاری از شرق‌شناسانی که در این کتاب ذکرشان رفته نیست. منظور از سیاست دانش هرگز این نیست که این دانش محصولی نیّات سیاستمداران و دولتمردان غربی بوده است. اساساً حسن کتاب لاکمن نسبت به بسیاری از آثار مشابه‌اش در نقد سنّت شرق‌شناسی این است که رابطه‌ی این دانش و سیاست را هرگز به‌نحوی سرراست و مبتذل طرح نمی‌کند بلکه بر رابطه‌ی نهادی این رابطه تأکید می‌گذارد. دانش شرق‌شناسی حتماً شأنی فراتر از ایفای نقش نوعی آلت‌دست در بازی‌های قدرت داشته است، اما پیوند مرموز آن با قدرت غربی و دخالت آشکار برخی از شهیرترین دانش‌پژوهان آن (نظیر نقش و مداخله‌ی لوئیس در فاجعه‌ی اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ و کلاً سیاست امریکا) قابل‌انکار نیست و سزاست که در کشور ما نیز، در عین تأکید بر ارزش پژوهشیِ بسیاری از آثار این سنّت، بر سویه‌ی سیاسیِ آن‌ها نیز انگشت گذارده شود.

خاورمیانه محصول درهم‌تنیدگی دانش و قدرت
صادق جلال‌العظم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها