سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جنگ دوازدهروزه نقطه آغاز مجموعهای از رخدادهای تلخ بود که در جریان آن، شماری از دانشمندان هستهای کشور نیز به شهادت رسیدند. این اتفاقات، علاوه بر پیامدهای انسانی گسترده، ضرورت ثبت و روایت دقیق زندگی این افراد را بیش از پیش مطرح کرد؛ هرچند این کار با دشواریها و محدودیتهای جدی همراه است. نوشتن درباره دانشمندان هستهای همواره با ملاحظات خاص امنیتی و حرفهای روبهروست و دسترسی به اسناد و اطلاعات رسمی در این حوزه محدود است. به همین دلیل، بخش عمده کار پژوهش و نگارش ناگزیر بر پایه گفتوگو با خانوادهها، دوستان و نزدیکان این افراد شکل میگیرد؛ روایتی که در عین اصالت، بار عاطفی سنگینی نیز دارد. در این میان، زندگی شهید سید مصطفی ساداتی ارمکی بهعنوان یکی از این دانشمندان و استاد دانشگاه، در قالب یک زندگینامه مستند - داستانی روایت شده است. این اثر تلاش میکند علاوه بر ابعاد علمی و حرفهای، به زندگی خانوادگی و روابط انسانی او نیز بپردازد؛ از همسر و فرزندان گرفته تا شبکه گستردهتری از پیوندهای خانوادگی. حاصل کار، تصویری انسانی و چندلایه از شخصیتی است که زندگیاش در تقاطع علم، مسئولیت و ایمان معنا پیدا کرده و در نهایت در همان واقعه جنگ دوازدهروزه به پایان رسیده است. در گفتوگو با الناز عباسیان به بررسی جزئیات این کتاب در دست انتشار پرداختیم.
قالبی که برای روایت زندگی و کارنامه شهید سید مصطفی ساداتی ارمکی انتخاب شده، «زندگینامه» است یا «رمان»؟
این اثر، یک زندگینامه مستند-داستانی است که بر پایه روایتها و خاطرات خانواده، همکاران، دوستان و سایر افراد مرتبط تدوین شده است. کتاب به زندگی شهید سید مصطفی ساداتی ارمکی و همچنین خانوادهاش میپردازد. این خانواده در جریان جنگ دوازدهروزه، در محله نارمک (دردشت)، در شامگاه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ و همزمان با عید غدیر به شهادت رسیدند.

شخصیتهای این زندگینامه چه کسانی هستند؟
شخصیتهای اصلی این کتاب عبارتاند از: شهید سید مصطفی ساداتی ارمکی، دانشمند هستهای و شخصیت محوری اثر؛ شهیده فهیمه مقیمی، دبیر دبیرستان و همسر شهید ساداتی؛ شهید حمید مقیمی، پدر همسرش و شهیده ربابه عزیزی، مادر همسر شهید. همچنین فرزندان خانواده شامل شهیده ریحانه سادات، فاطمه سادات و سیدعلی ساداتی ارمکی نیز از شخصیتهای این زندگینامه به شمار میروند.
فرآیند تحقیق درباره شخصیت شهید و خانوادهشان و همچنین نحوهی نگارش این کتاب چگونه انجام شد؟
پس از جنگ دوازدهروزه، بهعنوان روزنامهنگار روزنامه «همشهری» و دبیر سرویس شهدا، متوجه شدم خانوادهای خاص در محله نارمک بهصورت دستهجمعی به شهادت رسیدهاند؛ موضوعی که از نظر انسانی بسیار جانگداز بود. این خانواده، از سادات بودند و در روز عید غدیر در یک جشن خانوادگی حضور داشتند.
بر اساس اطلاعات موجود، به پدر خانواده، شهید ساداتی، پیشتر اعلام شده بود که ممکن است در فهرست اهداف دشمن قرار داشته باشد. همچنین برخی از همکارانشان، از جمله دکتر فریدون عباسی، دکتر طهرانچی و دکتر مینوچهر، یک روز پیش از آن به شهادت رسیده بودند. به همین دلیل، ایشان همراه خانواده در ساعات پایانی شب به منزل مادر همسر خود، یعنی خانواده مقیمی، رفته بودند. در همان محل، مورد اصابت قرار گرفتند و در نتیجه، نهتنها خانواده ساداتی بلکه شماری از همسایگان آن منطقه نیز به شهادت رسیدند.

با توجه به اینکه زمان زیادی از شهادت ایشان و خانوادهشان نگذشته است، دسترسی شما به اسناد و اطلاعات مورد نیاز برای نگارش کتاب به چه شکل انجام شد؟
از همان ابتدا، این سوژه برای من بسیار جذاب بود. در همین راستا، با خانوادههای مرتبط ارتباط برقرار کردم و خوشبختانه استقبال خوبی از گفتوگوها صورت گرفت. نکتهای که برای من بسیار شگفتانگیز بود، مربوط به خانواده شهید ساداتی است. در نخستین باری که به همراه یکی از همکارانم برای انجام گفتوگو به منزلشان مراجعه کردم، خود را برای جلسهای سرشار از اندوه و اشک آماده کرده بودم؛ چراکه از دست دادن هفت عضو یک خانواده، داغی بسیار سنگین است. با این حال، برخلاف انتظارم، با خانوادهای بسیار مقاوم، صبور و استوار مواجه شدم. مادر شهیدان ساداتی، این دانشمند هستهای، با وجود این مصیبت بزرگ، با آرامش و افتخار از شهادت فرزندانش سخن میگفت. البته روشن است که چنین داغی سنگین و جانکاه است، اما نوع مواجهه این خانواده با آن، برای من بسیار تأثیرگذار بود. حتی در خانه آنها، بهقدری تعداد شهدا زیاد بود که فضای کافی برای نصب عکسها بر روی دیوار وجود نداشت. پدر شهیدان نیز همین روحیه استقامت را داشت و نحوه برخورد این پدر و مادر با این واقعه برای من بسیار ارزشمند و الهامبخش بود. نحوه مراوده و ارتباط با پدر و مادر شهیدان ساداتی برای من بسیار ارزشمند و تأثیرگذار بود. در همانجا با خود اندیشیدم که از چنین پدر و مادری، دانشمندی هستهای، عالم و مؤمن بزرگ پرورش یافته است. همچنین در ادامه، در خدمت خانوادهی شهیده فهیمه مقیمی نیز بودم؛ خانوادهای که در این حادثه، پدر، مادر و خواهرشان را از دست داده بودند و منزل پدری شهیده نیز بهطور کامل مورد اصابت قرار گرفته بود.
با توجه به اینکه فعالیت در حوزه هستهای دارای شرایط و محدودیتهای خاصی است، اطلاعات و اسناد لازم درباره این شهید را چگونه به دست آوردید؟
در خصوص دسترسی به اطلاعات نیز باید گفت که همانطور که اشاره کردید، نگارش کتاب و انجام کار پژوهشی در حوزه هستهای با محدودیتها و ملاحظات خاصی همراه است و به همین دلیل دسترسی ما به اسناد و اطلاعات رسمی بسیار محدود بود. با این حال، از طریق مکاتباتی که با سازمان صنایع دفاع انجام شد، اطلاعات محدودی در اختیار ما قرار گرفت.
بخش عمدهی کار بر پایه گفتوگوها و اطلاعاتی بود که خانوادهها در اختیار ما گذاشتند. به نظر من، این سطح از حساسیت از سوی نهادهای مربوطه قابل درک است و در نهایت، همین دادههای محدود در کنار روایتهای خانوادهها به ما کمک کرد تا تصویر روشنتری از شخصیت شهیدان ساداتی ارائه دهیم.

نظر شما