به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، مجید غلامی جلیسه، مؤلف و فهرستنویس نسخههای سنگی و سربی در نشست «وضعیتشناسی منابع چاپی کهن، بهویژه کتابهای چاپ سنگی و سربی در کتابخانههای قم» در نشست ۵۹۷ بنیاد قمپژوهی با همکاری مجمع کتابخانههای تخصصی استان قم (مکتا) بیان کرد: پیش از گوتنبرگ پدیدهای به نام چاپ وجود داشته است؛ یعنی تکثیر کتاب، سند یا هر متن و اندیشهای که بتوان از آن نسخههای متعددی فراهم کرد. چینیها بسیار زودتر از گوتنبرگ و اروپاییان، با استفاده از ابزارهایی مانند چاپ چوبی، چه به صورت پیوسته و چه به صورت حروفی، دست به چاپ میزدند. به همین دلیل، نمونههایی از آثار چاپی در آسیا وجود دارد که سابقه آنها به قرن نهم میلادی بازمیگردد.
وی افزود: وقتی از «منابع چاپی کهن» سخن میگوییم، فقط منظور کتابهایی با قدمت ۱۰۰ یا ۱۵۰ یا ۲۰۰ سال نیست، بلکه گاه در کتابخانههای ما، حتی در قم، یا در کتابخانههای دیگر ایران و جهان، آثار چاپی وجود دارد که از برخی نسخههای خطی همان کتابخانهها نیز قدیمیتر و ارزشمندترند. به همین سبب، منابع چاپی کهن باید با همان نگاه جدی و علمیِ معطوف به میراث مکتوب بررسی شوند.
این فهرستنویس نسخههای سنگی و سربی به تاریخ ورود چاپ به ایران پرداخت و بیان کرد: قدیمیترین کتابهای چاپی در ایران، به معنای چاپ گوتنبرگی، به دوره صفوی بازمیگردد. نخستین آثار چاپی در ایران در دوره صفویه، در محله جلفای اصفهان و در کلیسای وانک، و البته به زبان و خط ارمنی، چاپ و منتشر شد
وی تصریح کرد: چاپ کتاب در ایران، از این منظر، سابقهای دیرینه دارد و به یک معنا میتوان گفت که در دوره صفویه در ایران چاپ وجود داشته است. گزارشهایی از ورود دستگاههای چاپ با فونت عربی نیز در اصفهان آن دوره در دست است و اسنادی درباره این موضوع وجود دارد، اما هنوز اشاره یا سندی قطعی در دست نیست که نشان دهد در آن زمان کتابی به زبان یا خط عربی یا فارسی در ایران چاپ و منتشر شده باشد. در مقابل، درباره چاپ آثار ارمنی تردیدی وجود ندارد و آثار متعددی در چاپخانه کلیسای وانک منتشر شده است.
این مؤلف بیان کرد: برای نخستین بار در سال ۱۲۳۳ قمری، یعنی در اوایل دوره قاجار، عباسمیرزا در تبریز موفق شد نخستین کتاب را به زبان و خط فارسی در ایران چاپ و منتشر کند. نام این کتاب «رساله جهادیه» بود. این اثر، نخستین کتاب چاپی ایران به زبان و خط فارسی است و محتوای آن مجموعهای از استفتائات در باب جهاد با روسهاست.
این پژوهشگر حوزه فرهنگ تصریح کرد: هر کتابخانهای که در قم تأسیس شد، بخشی از مخزن خود را به کتابهای چاپی اختصاص داد. البته در گذشته به این آثار «منابع چاپی کهن» گفته نمیشد و در دوره قاجار یا حتی پهلوی، تعبیر رایج همان «کتابهای چاپی» بود؛ اما امروز به دلیل قدمت و نوع تکنیک چاپ، اصطلاح «منابع چاپی کهن» برای آنها بهکار میرود.
وی افزود: اصطلاحاتی مانند «چاپ سنگی» و «چاپ سربی» اساساً اصطلاحاتی فنی و تکنیکیاند و به شیوه چاپ این آثار اشاره دارند. در کنار این دو شیوه، تکنیکهای دیگری همچون فوتولیتوگرافی، گراور، چاپ ژلاتینی و چاپ چوبی نیز وجود داشته، اما چون چاپ سنگی در یک دوره تاریخی غلبه بیشتری داشته، این اصطلاح در ذهنها بیشتر جا افتاده است.
جلیسه اضافه کرد: کتابخانه آستانه حضرت معصومه (س) کهنترین کتابخانه قم است و به دلیل سابقه دیرینه خود، همواره مورد توجه و عنایت افراد بسیاری بوده است. برخی اشخاص به طور مستقیم کتابهایی را وقف این کتابخانه کردهاند و برخی دیگر آثارشان پس از درگذشت، توسط ورثه به این کتابخانه منتقل شده است.

قدیمیترین مخازن منابع چاپی کهن در کتابخانه آستانه
وی ادامه داد: کتابخانه آستانه حضرت معصومه (س) را میتوان یکی از قدیمیترین مخازن منابع چاپی کهن در شهر قم دانست. همچنین این کتابخانه از آن جهت اهمیت دارد که فهرست کتابهای چاپ سنگی و سربی آن در دهه ۱۳۸۰، به کوشش استاد علی صدرا خویی، منتشر شد.
جلیسه گفت: پس از کتابخانه آستانه، کتابخانه فیضیه از حیث قدمت منابع چاپی، یکی از مهمترین کتابخانههای قم است. چهبسا از یک باب، قدمت عملی استفاده از منابع چاپی در کتابخانه فیضیه حتی از کتابخانه آستانه نیز بیشتر باشد؛ زیرا بسیاری از آثاری که در دورههای گذشته به صورت چاپ سنگی یا سربی منتشر میشدند، کتابهای مذهبی یا متون درسی حوزه بودند و طلاب حوزههای علمیه بهطور مستقیم از آنها استفاده میکردند.
این فهرستنویس یادآور شد: کتاب «اشارات الاصول» از جمله کتابهای چاپ معتمدی یا چاپ سربی دوره فتحعلیشاه است و از نخستین متون مذهبی و درسی حوزه بهشمار میرود که نسخه چاپی آن در حوزههای علمیه مورد استفاده قرار میگرفت. این کتاب در زمان حیات مؤلفش چاپ شد و حتی به طلاب وقف یا اهدا میشد تا آنان در تحصیل خود از آن بهره ببرند.
کتابخانه مسجد اعظم، کتابخانهای حرفهایتر با استانداردی متفاوت
این نویسنده درباره کتابخانه مسجد اعظم گفت: با تأسیس کتابخانه مسجد اعظم، قم شاهد شکلگیری کتابخانهای حرفهایتر و با استانداردی متفاوت شد. نگاه و توجه خاص حضرت آیتالله بروجردی سبب شد کتابخانه مسجد اعظم از همان آغاز در سطحی متفاوت با دیگر کتابخانههای قم شکل بگیرد؛ کتابخانهای که برای مراجعه عموم مردم نیز طراحی شده بود و خدمات خود را فراتر از فضاهای سنتیتر پیشین، مانند کتابخانه آستانه یا فیضیه، عرضه میکرد.
وی تاکید کرد: اهدای بزرگ محمد رمضانی به کتابخانه مسجد اعظم یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ کتابخانههای قم است. اهدای مجموعه عظیم مرحوم محمد رمضانی را میتوان یکی از بزرگترین و مهمترین اهداءها در تاریخ کتابخانههای ایران دانست. این اهداء سبب شد مخزن کتابخانه مسجد اعظم از حیث منابع چاپی کهن، با فاصلهای چشمگیر، به یکی از شاخصترین و ارزشمندترین مخازن کتابهای چاپی کهن در ایران و حتی در جهان تبدیل شود.
رمضانی مردی خبره در شناخت کتاب بود
غلامی جلیسه بیان کرد: مرحوم محمد رمضانی، کتابفروش و کتابشناسی باسواد و دقیق بود. او فرزند رمضانعلی کاشانی، از ناشران شناختهشده دوره قاجار، بود و از همان محیط خانوادگی با کتاب، نشر و حرفه کتابفروشی آشنا شد. او همچنین در دارالفنون تحصیل کرده بود و از شناختی عمیق نسبت به تاریخ چاپ، انواع شیوههای چاپ، محتوای کتابها و تفاوت نسخهها برخوردار بود.
وی ادامه داد: رمضانی نهفقط یک کتابفروش، بلکه مردی خبره در شناخت کتاب بود. او اگر از یک اثر چند چاپ یا چند نسخه متفاوت میدید، بهخوبی میتوانست تفاوتهای محتوایی، شکلی، تصحیحی و چاپی آنها را تشخیص دهد.
نظر شما