سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ ساره گودرزی: صنعت نشر ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد؛ روزهایی که ترکیب فشارهای اقتصادی، جهش قیمت مواد اولیه و تغییر ذائقه مخاطبان، مدلهای سنتی کسبوکار را با چالشی وجودی روبهرو کرده است. تحولات شتابان فناوری و تغییر الگوهای مصرف فرهنگی در سالهای اخیر، صنعت نشر ایران را با چالشها و فرصتهای بیسابقهای روبهرو کرده است؛ علاوهبراین رویدادهای کتابمحور نیز باید به تناسب این تغییرات خود را روزآمد کنند.
مدتی پیش، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران برگزار شد، نمایشگاهی که فعالان نشر، نظرات و دیدگاههای مختلفی را درباره آن بیان کردند، نمایشگاه کتاب که زمانی تنها رویداد فیزیکی و فصلی محسوب میشد، اکنون باید خود را با واقعیتهای جدید بازار دیجیتال و انتظارات نسل جدید مخاطبان تطبیق دهد. میتوان گفت، گذار از فضای سنتی به پلتفرمهای مجازی، نهتنها یک انتخاب راهبردی، بلکه پاسخی ضروری به محدودیتهای جغرافیایی، اقتصادی و زمانی است که پیشتر دسترسی برابر به منابع فرهنگی را دشوار میساخت.
این موضوع بهانهای شد، با محمدرضا سالکی، مدیر نشر کاگو که بیش از دو دهه سابقه فعالیت در حوزه نشر دارد به گفتوگو بنشینیم و چگونگی تطبیق دنیای نشر با تحولات روز را بررسی کنیم، وی با اشاره به هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، برگزاری این رویداد را یک «ضرورت اجتنابناپذیر» دانست و گفت: با توجه به تحولات فناوری، شبکههای اجتماعی، دگرگونی در ذائقه مردم، تحولات فکری و ذهنی و توسعه دیجیتال، نمایشگاه مجازی کتاب یک نیاز انکارناپذیر است.
بهگفته سالکی، نمایشگاه مجازی برای کسانی که امکان حضور فیزیکی ندارند و کسانی که میخواهند از رویداد نهایت استفاده را ببرند، منافع زیادی دارد. سامانه نمایشگاه مجازی کتاب، برای همه ناشران، امکان دیده شدن را به راحتی فراهم میکند و با ماهیت جستجومحور سامانه، قدرت دسترسی برای آحاد افراد جامعه مخاطب را تسریع و تسهیل میکند.
تزریق نقدینگی؛ شریان حیاتی ناشران کوچک و متوسط
نکته اصلی این است که اقتصاد نشر همواره به جریان نقدینگی پایدار وابسته بوده است، اما در شرایط کنونی، این وابستگی به بحران تبدیل شده است. ناشران کوچک و متوسط که سهم عمدهای از تنوع فرهنگی کشور را بر عهده دارند، به دلیل محدودیتهای سرمایهای و هزینههای سربار تولید، بیشترین آسیب را از رکود بازار دیدهاند. در چنین فضایی، رویدادهای فروشمحور و ظرفیت دیجیتال، میتوانند بهعنوان دریچهای برای بازگشت سرمایه و تداوم چرخه تولید عمل کنند و از انفعال تدریجی این بنگاههای فرهنگی جلوگیری کنند.

سالکی، با تأکید بر این نقش اقتصادی گفت: نمایشگاه مجازی به تقویت نقدینگی ناشران کمک میکند، در غیر این صورت، بسیاری از ناشران متوسط و کوچک غیرفعال خواهند بود؛ زیرا نمیتوانند محصول جدیدی تولید کنند، اگر به نمایشگاه مجازی دقت نشود، بازار صنعت نشر کوچک میشود و سهم دیگری از دست میرود.
تغییر مسیر فروش؛ اقبال مردم به خرید برخط کتاب
نگاهی به آمار خرید و فروش مخاطبان از نمایشگاه مجازی کتاب، طی هفت دوره اخیر نشان میدهد، رفتار خرید کتاب در ایران، دستخوش تغییری ساختاری شده است و مخاطبان بهطور فزایندهای به سمت کانالهای فروش غیرمستقیم و برخط روی آوردهاند. این گذار نهتنها ناشی از سهولت دسترسی و تنوع انتخاب است؛ بلکه بازتابی از تغییر سبک زندگی شهری و ترجیح نسل جدید برای تعامل دیجیتال با محصولات فرهنگی است. در پاسخ به این دگرگونی، برگزاری رویدادها و نمایشگاهها نیز باید از مدلهای تکبعدی فروش فاصله گرفته و به اکوسیستمهای تعاملی و چندرسانهای تبدیل شوند.
مدیر نشر کاگو، با اشاره به این روند گفت: جریان فروش کتاب به فروشگاههای تخصصی و غیرتخصصی کتاب تغییر مسیر داده است که نشاندهنده اقبال مردم به خرید اینترنتی کتاب است. در سایت برگزاری نمایشگاه، بخش رویدادهای فرهنگی، مانند تبادلات رویداد، تعاملات و نشستها نیز باید برخط باشد تا امکان دسترسی به آنها فراهم شود. نمایشگاه کتاب، محل تضمینکننده تعاملات صنعت نشر است؛ در این فضا مصرفکننده به مخاطب تبدیل میشود.
طوفان قیمتها؛ فشار بیسابقه بر تولید چاپی
صنعت نشر ایران سالهاست که با نوسانات شدید هزینههای تولید دستوپنجه نرم میکند، اما افزایش اخیر قیمت مواد اولیه بهویژه کاغذ، فشار بیسابقهای بر ساختار قیمتگذاری کتاب وارد کرده است. این افزایش هزینهها مستقیماً به قیمت نهایی کتاب منتقل شده و توان خرید مخاطبان عمومی را به شدت کاهش داده است. در چنین شرایطی، ناشران برای حفظ حاشیه سود و جلوگیری از زیان انباشته، ناچار به اتخاذ راهکارهای کوتاهمدت شدهاند؛ اگرچه بهطور موقت فشار مالی را کاهش میدهد، اما در بلندمدت میتواند به کاهش شمارگان و محدود شدن دسترسی عمومی به کتاب بینجامد.
سالکی، با اشاره به این واقعیت تلخ گفت: طبق تجربیات روزهای اخیر، محصول نهایی تولید شده امروز یکونیم تا دو برابر قیمتگذاری بهمنماه سال گذشته است و همین مسئله قیمت کتاب را افزایش میدهد. اما ناشران به سراغ موجودیهای انبار خود میروند و کتابها را به مخاطبان عرضه میکنند.
تخلیه انبارها؛ زنگ خطر توقف تولید
تکیه ناشران به فروش موجودی انبار، اگرچه در کوتاهمدت میتواند جریان نقدینگی را احیا کند، اما در واقعیت به معنای توقف چرخه تولید و کاهش سرمایهگذاری در عناوین جدید است. این الگوی مصرفگرایانه از منابع موجود، صنعت را با خطر کمپویی و کاهش تنوع محتوایی روبهرو میسازد. در مقابل، کاهش هزینههای تولید دیجیتال و سهولت توزیع الکترونیکی، ناشران را به سمت بازتعریف مدل کسبوکار خود سوق داده است؛ مدلی که در آن کتاب، نه صرفاً بهعنوان کالای فیزیکی، بلکه بهعنوان دادهای قابل مدیریت و توزیع کمهزینه دیده میشود.
مدیر نشر کاگو با هشدار درباره این روند بیان کرد: موجودی انبار به هزینههای یومیه تبدیل میشود و تولید و توسعه کتاب، طی ماههای آتی، تأثیر میگیرد و همین مسئله به انتقال تولید کتاب به بازار دیجیتال منجر خواهد شد.
سالکی، دلیل این گذار را چنین توضیح داد: وقتی هزینههای تولید کتاب چاپی افزایش داشته باشد، کتابها در نسخه دیجیتال تولید میشوند، زیرا هزینهها بسیار کمتر است.
تحول بنیادین؛ از ناشر به محتواساز
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که مفهوم سنتی نشر که عمدتاً بر چاپ، توزیع و فروش فیزیکی متمرکز بود، دیگر پاسخگوی نیازهای بازار پویا و رقابتی امروز نیست. در شرایط کنونی، ارزش اصلی در مالکیت، تولید و مدیریت محتوا نهفته است و ناشرانی که نتوانند از نقش صرفاً واسطهای فراتر رفته و به تولیدکنندگان فعال محتوا تبدیل شوند، به تدریج از چرخه رقابت حذف خواهند شد. این تحول نیازمند بازنگری در زنجیره ارزش نشر، سرمایهگذاری در فرمتهای نوین مانند کتاب صوتی و الکترونیک، و ایجاد اکوسیستمهای چندرسانهای است.
سالکی، در این باره نیز معتقد است؛ در صنعت نشر فعلی محتوا اهمیت دارد. صنعت نشر باید به صنعت محتوا تبدیل شود و ناشر، محتواساز شود و آثار به تناسب روز در قالب دیجیتال، صوتی یا فیزیکی تولید شود.

وی با انتقاد از وضعیت موجود افزود: ناشران، اغلب محتواساز نیستند و ناشران محتواساز، به نسبت جواز نشر، بسیار کم و محدود هستند، در این شرایط ناشر باید به فکر محتوا و نحوه ارائه محتوا به مخاطب باشد و سرمایه را برای توسعه و بقای خود اختصاص دهد، در غیر این صورت باید در مدت کوتاهی صنعت را ترک کند و به نظر من ریزش در ناشران زیاد خواهد بود.
ناشران؛ زیرساخت فرهنگی یک جامعه
اگرچه بُعد اقتصادی کار نشر مسئله مهمی است، اما ناشران در هر جامعهای نقشی فراتر از بنگاههای اقتصادی ایفا میکنند و بهعنوان زیرساختهای شناختی و فرهنگی هر کشور هستند، انتقال اندیشه، حفظ میراث مکتوب، و شکلدهی به گفتمانهای عمومی، همگی در گرو فعالیت مستمر و هدفمند این نهادهاست. در دورهای که جریان اطلاعات با سرعتی بیسابقه در حال گسترش است و مرزهای میان واقعیت و شبهواقعیت کمرنگ شده، نقش ناشران بهعنوان دروازهبانان کیفیت و اعتبار محتوا بیش از هر زمان دیگری نمایان میشود.
مدیر نشر کاگو، با اشاره به این جایگاه تأثیرگذار گفت: ناشران مغزافزار جامعه هستند. نمیتوان منکر این موضوع شد که فرهنگ، تفکر و یادگیری توسط ناشران به جامعه منتقل خواهد شد.
مسئله دیگر این است که پویایی بازار نشر در سالهای اخیر، مدیریت سنتی و مبتنی بر برنامهریزیهای بلندمدت و غیرقابل انعطاف را ناکارآمد ساخته است. ناشران، امروز در محیطی فعالیت میکنند که نوسانات اقتصادی، تغییرات سریع فناوری و رفتار مصرفکننده، هر یک میتوانند معادلات بازار را در کوتاهمدت دگرگون کنند. در چنین فضایی، بقا و رشد مستلزم اتخاذ رویکردهای چابک، توانایی پیشبینی ریسکها، و تصمیمگیری سریع مبتنی بر دادههای بازار است.
سالکی، بر این ضرورت مدیریتی تأکید کرد و گفت: برای بقای صنعت نشر، باید برنامه راهبردی و چابک اندیشیده شود و ناشران سرعت تصمیمگیری داشته باشند، زیرا گاهی یک خطا، بهای زیادی برای ناشر دارد و حتی به قیمت حذف او در بازار نشر تمام میشود، نکته مهم این است که ناشران باید مدیریت ریسک، مدیریت بحران و مدیریت چابک داشته باشند.
آموزش آکادمیک و حرفهایسازی نشر
یکی از چالشهای ساختاری صنعت نشر در ایران، فاصله میان فعالیت حرفهای ناشران و آموزشهای آکادمیک و تخصصی این حوزه است. بسیاری از فعالان این عرصه، دانش مدیریتی و فنی لازم برای اداره یک بنگاه نشر در شرایط پیچیده کنونی را از طریق تجربه شخصی یا آزمون و خطا کسب کردهاند که این امر میتواند به تصمیمگیریهای غیربهینه و هدررفت منابع بینجامد. جای دورهها و کارگاههای آموزشی صنعت نشر امروز بیش از هر زمان دیگری خالی است و شاید تنها به یک دوره آموزشی قبل از صدور پروانه کسب در اتحادیه ختم شود. این در حالی است که توسعه رشتههای دانشگاهی مرتبط، برگزاری دورههای مهارتمحور و استانداردسازی فرآیندهای حرفهای، از الزاماتی است که میتواند به ارتقای کیفیت تصمیمگیری و پایدارسازی کسبوکارهای نشر کمک شایانی کند
سالکی، درباره این خلأ ساختاری در صنعت نشر نیز گفت: یکی از ضعفها، این است که ناشران به تحصیلات آکادمیک در حوزه نشر و مدیریت نیاز دارند و باید در این حوزه گامهای جدی و مهم برداشته شود.
لزوم بازآفرینی مدل کسب و کار در نشر
نگاهی به نکتههای مختلف این گزارش نشان میدهد که صنعت نشر ایران در نقطه حساسی قرار دارد؛ ترکیب فشارهای اقتصادی، تغییر الگوهای مصرف، و شتاب تحولات دیجیتال، مدلهای کسبوکار سنتی را به چالشی وجودی تبدیل کرده است. بقا در این اقلیم جدید، به سه تحول همزمان وابستگی دارد؛ گذار از نقش «توزیعکننده» به «تولیدکننده محتوا»، پذیرش ابزارهای دیجیتال و نمایشگاههای مجازی بهعنوان شریانهای حیاتی فروش و تجهیز ساختارهای مدیریتی به رویکردهای چابک، ریسکپذیری آگاهانه و آموزشهای تخصصی.
ناشرانی که این مثلث را نادیده بگیرند، نهتنها سهم بازار، بلکه جایگاه فرهنگی خود را از دست خواهند داد. در مقابل، آنانی که زودتر از دیگران به بازآفرینی مدل کسبوکار خود بپردازند، میتوانند از این بحران بهعنوان فرصتی برای جهش کیفی و تثبیت حضور در اکوسیستم جدید فرهنگ و دانش بهره ببرند.
نظر شما