سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹
امکان عبور از روایت تنهایی به سوی راهبرد تعامل

پس از تأمل در آرای منتقدان و واکاوی تحلیل‌های ارائه‌شده پیرامون جایگاه ایران در نظام بین‌الملل با تکیه بر مفهوم تنهایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، واقعیتی درخور توجه آشکار می‌شود؛ اینکه دو اثر شاخص و تأثیرگذار در تبیین مفهوم «تنهایی استراتژیک ایران» و نسبت آن با جهت‌گیری‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به قلم پژوهشگرانی نگاشته شده‌اند که خارج از ایران به فعالیت‌های علمی و دانشگاهی اشتغال دارند.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبناماهرخ ابراهیم‌پور: همه حرف‌ها و حدیث‌ها از کتاب «ایران و تنهائیش» شروع شد، کتابی به قلم محمدعلی اسلامی ندوشن که قلبش برای ایران می‌تپید. کتابی که از مجموعه مقالات اسلامی ندوشن تشکیل شده است. از منظر اسلامی ندوشن؛ از آنجایی که ایران با یونان تماس‌های سیاسی داشت و درگیری‌ها و کشمکش‌های متعدد بین دو ملت وجود داشت، این امر همواره عاملی برای قضاوت‌ها و جهت‌گیری‌های نامشخص بین دو تمدن شد و حضور یونانی‌ها، دموکراسی یونان و قدرت عظیم ارتش ایران به این موضع گیری‌ها کمک کرد. علت زاویه‌دار بودن مطالبی که مورخین یونانی درباره ایران ذکر کرده‌اند، در مواردی به همین مساله برمی‌گردد.

وقتی به تاریخ ایران نگاه ‌می‌کنیم، تنها صحنه‌ای از جنگ بین قدرت‌های خارجی را ‌می‌بینیم و «ایران و تنهائیش» این مساله را که سبب بسیاری از مشکلات فرهنگی در ایران شده بررسی می‌کند. از مغولان گرفته تا ورود اعراب به کشور، ایرانیان، بیش از هر زمان دیگری احساس ‌می‌کردند که باید سخن بگویند و صدایشان را باقی بگذارند و با سرنگونی حکومت ساسانی که تحصیلات را به کشیش‌ها و معلمان محدود ‌می‌کرد، فضایی برای رشد افراد فراهم شد. اما به دلیل فقدان آزادی بیان سیاسی در آن محیط هولناک، مجبور شدند به زبان عرفانی و کنایه روی بیاورند و در نتیجه بیشتر بزرگان، صحبت‌های مهم را به شکل شطحیات یا از زبان مجانین نقل می‌کردند. در این دوره که معادل با دوران سلجوقیان و ایلخانان است، اوج عرفان در ایران مشاهده می‌شود.

سپس با اضافه شدن اندیشه‌های خیامی‌ و آمیخته شدن آن با این محیط معنوی، مردم که از جامعه ناراضی و ناامید بودند، کم کم متوجه شدند که تنها راه نجات، تکیه بر خود است. مردم برای تحمل فضای وحشتناک آن زمان به پناهگاهی امن نیاز داشتند و این امنیت تنها در درون هر فرد پیدا می‌شد. "محمد علی اسلامی‌ندوشن" همینطور در تاریخ به جلو حرکت و شرح «ایران و تنهائیش» را بیان می‌کند.

حالا پس از چند دهه که از نوشتن کتاب اسلامی ندوشن می‌گذرد، نظریه پردازان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل با نگاه دیگری سراغ این ایران و تنهایی‌اش رفتند، تنهایی که موقعیت استراتژیک ایران در آن پررنگ است. به طوری که درک موقعیت ایران در تاریخ و سیاست بین‌الملل بدون توجه به پیوند میان جغرافیا، هویت و تجربه تاریخی آن ممکن نیست. ایران در نقطه‌ای راهبردی میان سه قاره قرار گرفته و همین جایگاه، آن را در طول قرون به مسیر اصلی تبادلات فرهنگی و تجاری تبدیل کرده است. با این حال، همین موقعیت ممتاز همواره با تهدیدهای بیرونی، جنگ‌ها و فشارهای ژئوپلیتیکی همراه بوده و تاریخ کشور را به صحنه‌ای از مقاومت و بازسازی‌های مکرر بدل کرده است.

بر اساس این نگاه، تداوم تاریخی ایران نه نتیجه شانس، بلکه حاصل شکل‌گیری نوعی «ذهنیت محاصره‌شدگی» در فرهنگ سیاسی آن است؛ ذهنیتی که امنیت را در گرو آمادگی دائمی در برابر تهدید خارجی تعریف می‌کند. در کنار این عامل، ویژگی‌های هویتی نیز در تشدید یا تداوم این وضعیت نقش داشته‌اند. ایران در منطقه‌ای قرار دارد که از نظر زبانی، مذهبی و فرهنگی با تفاوت‌های قابل توجهی نسبت به محیط پیرامونی خود مواجه است؛ از جمله پارسی‌زبان بودن در میان اکثریت عرب–ترک‌زبان و شیعه بودن در محیطی عمدتاً سنی‌مذهب.

بر اساس نظریه «تنهایی استراتژیک ایران»، این کشور در بخش عمده‌ای از تاریخ خود نتوانسته اتحادهای پایدار و قابل اتکا با قدرت‌های بزرگ ایجاد کند. این تنهایی به معنای انزوای کامل نیست، زیرا ایران همواره در نظام بین‌الملل حضور فعال داشته، اما بیشتر به‌صورت مستقل و بدون تکیه‌گاه خارجی عمل کرده است. در نتیجه، سیاست خارجی آن به سمت خوداتکایی و تلاش برای اثرگذاری مستقل در معادلات منطقه‌ای و جهانی حرکت کرده است.

نمونه‌های تاریخی متعددی این وضعیت را نشان می‌دهند؛ از جنگ ایران و عراق که کشور در شرایطی نابرابر قرار گرفت، تا فشارهای دوره پهلوی و تحریم‌ها و بحران‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷. در همه این موارد، ایران در شرایطی وارد تقابل شده که پشتوانه بین‌المللی محدودی داشته است.

در جمع‌بندی، «تنهایی استراتژیک» نه فقط یک واقعیت تاریخی، بلکه چارچوبی برای فهم سیاست خارجی ایران امروز است؛ چارچوبی که توضیح می‌دهد چگونه بقا، امنیت و استقلال در یک نظام جهانی پرتنش تعریف و پیگیری می‌شوند.

«تنهایی استراتژیک» کلید فهم سیاست منطقه‌ای

آن موقع محی‌الدین مصباحی، استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه فلوریدا نگاه و نظر خود را درباره «تنهایی استراتژیک ایران» را مطرح کرده بود، او طی مقالاتی مفهوم «تنهایی استراتژیک» را به‌عنوان کلید فهم سیاست منطقه‌ای و امنیت ملی ایران معرفی می‌کند. از نگاه او، ایران همواره به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود در معرض تهدیدهایی مداوم و ساختاری بوده است. نزدیکی جغرافیایی به منابع خطر، همچون امپراطوری‌های بزرگ تاریخی (روم، بیزانس، عثمانی، روسیه تزاری، بریتانیا و بعدها شوروی و آمریکا) و در عین حال، فقدان مرزهای طبیعی دفاعی، ایران را به فضایی مملو از آسیب‌پذیری تبدیل کرده است. این وضعیت باعث شده که ایران نه‌تنها بارها مورد تاخت و تاز قدرت‌های خارجی قرار گیرد، بلکه همواره نیازمند دفاع از امنیت ملی خود در بیرون از مرزهای جغرافیایی‌اش باشد.

بعدها نگاه و نظر مصباحی با تلاش، ترجمه و گردآوری علی نعمت‌پور، استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران در کتابی با عنوان «تنهایی استراتژیک ایران: از مخمصه ژئوپلتیک تا بحران هسته‌ای» در نشر پیله منتشر شد. نعمت پور هدف خود را از تدوین مقالات مصاحبی در یک کتاب را چنین تشریح کرد؛ زمانی که پس از مدتی به ایران بازگشتم، متوجه شدم که موضوع «تنهایی استراتژیک» به یکی از مباحث مهم در میان نخبگان و گروه‌های سیاسی تبدیل شده است. هر گروهی از زاویه دید خود به این مسئله پرداخته و آن را در چارچوبی که با اندیشه‌اش سازگارتر بود، تفسیر کرده است. با این حال، برخی از بزرگان این حوزه با رویکرد علمی این کار موافقت کامل نداشتند و بر این باور بودند که این مقالات، اگرچه در ایران و در یکی از مجلات معتبر علمی منتشر شده‌اند، شاید مخاطبان محدودی داشته باشند.

او می‌گوید با پیگیری‌ها و اصرارهایی که صورت گرفت، در نهایت این امکان فراهم آمد تا مقالات مربوط به سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳، به همراه مقاله‌ای درباره چین و تا حدی نیز درباره روسیه که به نوعی مکمل دیدگاه دکتر مصباحی در این زمینه است در کنار یکدیگر قرار گیرند. هدف از این گردآوری، بررسی روابط ایران با نظام بین‌الملل و به‌طور خاص، نسبت آن با ایالات متحده آمریکا و سپس دیگر قدرت‌ها بوده است.

پیرامون نظریه و نگاه مصباحی بحث‌هایی درگرفت و نکات و نظراتی مطرح شد. از جمله آرش رئیسی‌نژاد تنهایی ایران را یک ویژگی تاریخی و بادوام دانست و معتقد است تنهایی استراتژیک ایران نه یک نقص، بلکه یک ویژگی تاریخی و بادوام است؛ ویژگی‌ که ممکن است در آینده تغییر کند، اما تا امروز، در طول چند قرن گذشته، تداوم یافته است. به باور من، اگر سیاست‌گذاران ایران نتوانند این ویژگی را به‌درستی درک کنند، دچار اشتباهات راهبردی خواهند شد.

جبر جغرافیا و جبر فرهنگی مبنای یک تنهایی!

از آن طرف کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در نقد این نگاه بر این باور است که داعیه باورمندان به مقوله «تنهایی استراتژیک ایران» این است که ایران در تاریخ خود «فاقد هرگونه اتحاد طبیعی با ابرقدرتی بزرگ بوده‌» و «در تدوین، کاربرد و پیشبرد استراتژی‌های کلان خود تنهاست». به باور آنها «ایران، چه آگاهانه و خودخواسته و چه ناخواسته و از روی ناچاری، به‌گونه‌ای استراتژیک تنهاست و محروم از هرگونه اتحادهایی معنادار و متصل به قدرت‌های بزرگ است». حوادثی مانند انقلاب، گروگانگیری، جنگ تحمیلی و برخی تحولات اخیر مانند فاصله‌گرفتن چین از ایران نیز این نگرش را تقویت کرده‌ است.

به باور نگارنده، جبر جغرافیا و جبر فرهنگ که مبنای این نگرش است، در قیاس با مؤلفه‌هایی مانند نوع حکمرانی، نهادسازی و سیاست‌گذاری، اموری فرعی و غیرتعیین‌کننده هستند. نقطه حرکت قائلان به تنهایی استراتژیک ایران، «جبر جغرافیا» و «نفرین جغرافیا» است. جغرافیا در ترکیب با عوامل سیاسی قطعا فاکتور مهمی در سیاست داخلی و خارجی کشورهاست و یکی از مؤلفه‌هایی است که کم‌وبیش در طول زمان به شکل‌گیری خطوط اصلی منافع ملی ثابت اکثر کشورها کمک کرده؛ هرچند امروزه رشد فناوری نظامی به‌شدت از اهمیت جغرافیا کاسته است.

بدون شک، یکی از ویژگی‌های ژئوپلیتیک ایران قرار داشتن در جوار روسیه تزاری و روسیه شوروی در گذشته و حائل‌بودن بین روسیه و انگلیس در دوره استعمار و قرار داشتن در خط مقدم جنگ سرد در مرحله بعد بوده‌؛ اما این ویژگی تنها مختص ایران نبوده است. بسیاری از دیگر کشورها با موقعیتی مشابه، ازجمله کشورهای کوچک و متوسط اروپایی، این ویژگی را با اتخاذ سیاست‌های درست به نقطه قوت خود تبدیل کردند.

قائلان به تنهایی استراتژیک این است که ایران ناچار است به درون تکیه کند؛ اما نیاز به تکیه به درون و کسب توانایی، کارآمدی و مقبولیت در داخل امری عمومی برای همه کشورها و پیش‌شرط یک سیاست خارجی موفق است. رابطه منطقی و تعاملی بین دولت و ملت در همه کشورها سنگ‌بنای امنیت هر کشوری و یک سیاست خارجی موفق است و اختصاص به ایران ندارد. هر کشوری تنها در صورتی می‌تواند انتظار برخورداری از روابطی مفید و باثبات با قدرت‌های خارجی را داشته باشد که به عنوان پیش‌شرط لازم، حکمرانی خوب، نهادهای خوب و سیاست‌گذاری خوب را در داخل نهادینه کرده و به قدرتی باثبات با شاخصه‌های تعریف‌شده بر مبنای منافع ملی تبدیل شده باشد.

در نهایت اینکه شیوع تئوری توطئه را نمی‌توان به تنهایی استراتژیک نسبت داد؛ چراکه این تئوری در دیگر نقاط خاورمیانه بیشتر از ایران شیوع دارد. توطئه‌اندیشی را بیشتر باید ناشی از ضعف شناخت و میل به مسئولیت‌گریزی دانست.

ایران؛ نه منزوی کامل است نه دارای ائتلاف‌های پایدار

مصطفی بستانی، پژوهشگر سیاست بین‌الملل هم در مقاله‌ای به بررسی این نگاه و نظر پرداخت، هر چند او در مقاله‌اش بیشتر به نقد دیدگاه آرش رئیسی‌نژاد از منظر بعد ایرانشهری این تنهایی واکنش نشان داد؛ مفهوم «تنهایی استراتژیک ایران» به وضعیتی اشاره دارد که در آن ایران با وجود موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار مهم در خاورمیانه و اوراسیا، فاقد شبکه‌ای پایدار از اتحادهای بلندمدت و قابل اتکا با قدرت‌های جهانی است. این وضعیت به معنای انزوای کامل نیست، بلکه به معنای نبود ائتلاف‌های راهبردی دائمی است که در شرایط بحرانی پشتوانه سیاسی یا امنیتی فراهم کنند.

مقاله این وضعیت را نتیجه ترکیبی از عوامل ساختاری و رفتاری می‌داند. از یک سو، نظام بین‌الملل بر پایه رقابت قدرت‌ها و بی‌اعتمادی متقابل شکل گرفته و کشورهایی با سیاست مستقل، مانند ایران، معمولاً در ایجاد اتحادهای پایدار با محدودیت مواجه‌اند. از سوی دیگر، برخی ویژگی‌های سیاست خارجی ایران، مانند تأکید بر استقلال سیاسی، تجربه تاریخی بی‌اعتمادی به قدرت‌های خارجی و جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک، این وضعیت را تشدید کرده است.

در نتیجه، ایران در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای نقش فعال دارد، اما کمتر در قالب یک بلوک یا ائتلاف ثابت قرار می‌گیرد. روابط خارجی آن اغلب موضوع‌محور و موقت است و بیشتر بر اساس شرایط مقطعی شکل می‌گیرد تا تعهدات بلندمدت. پیامد این شرایط آن است که ایران ناچار به تکیه بیشتر بر توان داخلی در حوزه‌های امنیتی و دفاعی می‌شود. این وضعیت همزمان یک مزیت و یک محدودیت ایجاد می‌کند: از یک طرف استقلال عمل ایران را افزایش می‌دهد، و از طرف دیگر هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بیشتری به همراه دارد.

جمع‌بندی مقاله این است که ایران در موقعیتی قرار دارد که از نظر ژئوپلیتیکی بسیار اثرگذار است، اما از نظر شبکه اتحادها در وضعیت «تنهایی نسبی راهبردی» قرار دارد؛ یعنی نه منزوی کامل است و نه دارای ائتلاف‌های پایدار، بلکه در وضعیتی میان این دو قرار گرفته است.

تجربه تلخ نبود حمایت در بحران‌های ایران

در ادامه ولی نصر، استاد دانشگاه جان هاپکینز کتابی نوشت که در ایران با نام «بر لبه تنهایی» ترجمه وحید عابدینی و فاطمه‌سادات موسوی کریمی منتشر شد. کتاب با تکیه بر مفهوم «تنهایی استراتژیک»، شرح می‌دهد که ایران به عنوان کشوری فارسی‌زبان و شیعه در میان اعراب و ترک‌های سنی‌مذهب منطقه، همواره با احساس انزوا و بی‌اعتمادی به قدرت‌های خارجی مواجه بوده است. اشاره به این جمله از آیت‌الله خامنه‌ای،‌ رئیس‌جمهور زمان جنگ بیانی است از این حس مظلومیت و تنهایی: «تمام انواع کمک‌ها، پول، حمایت سیاسی و غیره در اختیار یک سوی جنگ بود... و در سوی دیگر، جمهوری اسلامی قرار داشت، تنها، واقعاً تنها». بنابراین تاکید کتاب بر این است که تجربه تلخ نبود حمایت در بحران‌هایی همچون جنگ ایران و عراق و فقدان متحدان واقعی در بزنگاه‌های تاریخی، رهبران ایران را به تأکید بر استقلال، خودکفایی و جست‌وجوی راهبردهای بومی سوق داده است.

فرضیه اصلی کتاب این است که جمهوری اسلامی از مرحله «صدور انقلاب» به معنای کلاسیک عبور کرده و عملاً به یک «دولت امنیت ملی» تبدیل شده است. در این چارچوب، اسلام و تشیع همچنان منابع اصلی مشروعیت و هویت سیاسی هستند، اما در عمل بیشتر در خدمت اهدافی قرار گرفته‌اند که ماهیت امنیتی، ملی و ژئوپلیتیکی دارند.

نصر توضیح می‌دهد که ایران پس از انقلاب با پارادوکسی اساسی روبه‌رو شد: میل به استقلال حداکثری در جهانی که بر وابستگی متقابل و نظم تحت رهبری آمریکا استوار است. تجربه جنگ ایران و عراق، تحریم‌ها، تهدیدهای نظامی و حضور گسترده آمریکا در پیرامون ایران، به شکل‌گیری نگاهی انجامید که جهان را تهدیدآمیز و امنیت را مسئله‌ای وجودی می‌بیند. در نتیجه، استراتژی کلان ایران بر بقا، بازدارندگی و خوداتکایی متمرکز شد و امنیت به چارچوب اصلی سیاست داخلی و خارجی تبدیل گردید.

نقطه قوت کتاب، رویکرد تحلیلی و تلاش برای فهم منطق درونی سیاست ایران بدون داوری ارزشی است. با این حال، نقدهایی نیز مطرح می‌شود. نخست اینکه کتاب بیش از حد بر عقلانیت امنیتی تأکید دارد و نقش ایدئولوژی و سیاست هویتی را کم‌رنگ می‌کند. دوم، ساختار تصمیم‌گیری در ایران پیچیده‌تر و متکثرتر از تصویر نسبتاً منسجم ارائه‌شده در کتاب است. سوم، توجه کافی به جامعه، نسل جوان و شکاف‌های داخلی وجود ندارد.

در مجموع، کتاب تصویری ارائه می‌دهد که در آن ایران یک دولت امنیت‌محور است، اما برای فهم کامل آن باید همزمان به ایدئولوژی، تنوع درونی قدرت و تحولات اجتماعی نیز توجه کرد.

مقابله با کلیشه‌های ایران‌هراسانه ضروری است

حامد کاظم‌زاده، پژوهشگر در یادداشتی به بررسی کتاب ولی نصر پرداخته است. او نقطۀ قوت بزرگ کتاب نصر در بی‌طرفی تحلیلی و تلاش برای فهم منطق درونی سیاست ایران می‌داند. او نه در مقام قاضی می‌نشیند و نه در جایگاه سخنگوی رسمی تهران. ارزش کتاب در آن است که به جای محکوم کردن یا ستایش کردن، می‌کوشد بفهمد و توضیح دهد. با این حال، می‌توان بر کتاب چند نقد نیز وارد کرد.

نخست، کتاب گاه بیش از اندازه بر عقلانیت امنیتی تأکید می‌کند. این تأکید، اگرچه برای مقابله با کلیشه‌های ایران‌هراسانه ضروری است، اما ممکن است نقش ایدئولوژی، باورهای آخرالزمانی، تعهدات انقلابی و سیاست هویتی انقلاب اسلامی را کمرنگ کند. برخی رفتارهای ایران را نمی‌توان صرفاً با منطق مادی امنیت توضیح داد؛ زیرا بخشی از آنها ریشه در نگاه انقلابی، الهیات سیاسی و آرمان‌های فراملی دارد.

دوم، نصر گاه نظام تصمیم‌گیری ایران را منسجم‌تر از آنچه در واقعیت هست نشان می‌دهد. تاریخ جمهوری اسلامی سرشار از کشاکش میان دولت و نهادهای امنیتی، اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان، دیپلمات‌ها و فرماندهان و عمل‌گرایان و ایدئولوگ‌هاست. این تضادها گاه موجب زیگزاگ‌های راهبردی شده‌اند؛ از برجام تا خروج عملی از محدودیت‌های آن، از تنش‌زدایی منطقه‌ای تا تشدید مواجهه با رژیم صهیونیستی و آمریکا.

سوم، کتاب به‌درستی از هزینه‌های مقاومت سخن می‌گوید، اما شاید لازم بود بیشتر به مسئله جامعه، نسل جوان، زنان، طبقات فرودست و بحران مشارکت جمعی در سیاست بپردازد. زیرا هیچ استراتژی کلانی، هر قدر در بیرون موفق باشد، بدون نوعی رضایت یا دست‌کم تحمل اجتماعی در داخل نمی‌تواند پایدار بماند.

تکیه بیش از حد بر عناصر امنیتی و ژئوپلیتیکی

علی اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی و وزیرامورخارجه اسبق در نقد خود بر کتاب «بر لبه تنهایی» معتقد است، نویسنده در تحلیل جمهوری اسلامی، بیش از حد بر عناصر امنیتی و ژئوپلیتیکی تمرکز کرده و در مقابل، نقش «جهان‌بینی اسلامی انقلاب» و بنیان‌های قدسی آن را کم‌رنگ دیده است. از نگاه او، این نوع چارچوب تحلیلی باعث می‌شود کتاب به روایت‌های رایج در برخی اندیشکده‌های غربی نزدیک شود که درک کاملی از ماهیت ایدئولوژیک و هویتی انقلاب اسلامی ندارند.

او تأکید می‌کند که ایران را نمی‌توان صرفاً در قالب یک بازیگر امنیتی یا ژئوپلیتیکی توضیح داد، زیرا این کشور علاوه بر مؤلفه‌های نظامی و سیاسی، بر سرمایه فرهنگی، تمدنی و تاریخی خود نیز تکیه دارد. صالحی با استناد به برخی گزارش‌های رسانه‌ای از جمله نیویورک تایمز، ایران را نه یک کشور منزوی، بلکه بازیگری اثرگذار در منطقه معرفی می‌کند که توانایی‌های نامتقارن نظامی و ظرفیت‌های تمدنی آن نقش مهمی در جایگاه بین‌المللی‌اش دارند.

او همچنین از نویسنده می‌خواهد در نسخه‌های بعدی کتاب، این ابعاد تمدنی و خودآگاهی تاریخی ملت ایران را پررنگ‌تر ببیند، زیرا آن را یکی از عوامل اصلی تداوم و پایداری کشور در برابر فشارهای خارجی می‌داند.

در بخش دیگر نقد، صالحی به تحلیل کتاب درباره مذاکرات هسته‌ای و روابط ایران و آمریکا اشاره کرده و برخی استدلال‌ها را متأثر از منابع آمریکایی یا دارای خطاهای فنی می‌داند. او معتقد است روایت کتاب در مواردی مسئولیت تنش‌ها را بیش از حد متوجه ایران نشان می‌دهد، در حالی که از منظر تاریخی، آمریکا از ابتدا انقلاب اسلامی را تهدیدی برای نظم مطلوب خود تلقی کرده است. در جمع‌بندی، او خواستار بازنگری در این تصویر برای ارائه روایتی متوازن‌تر از روابط ایران و آمریکا می‌شود.

گفت‌وگویی که برای فهم آینده راهبردی کشور

در مقام جمع‌بندی، می‌توان گفت که طرح مفهوم «تنهایی استراتژیک ایران» را نباید صرفاً محصول مباحث جدید در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی دانست، بلکه این ایده ریشه در سنتی عمیق‌تر از اندیشه سیاسی و تاریخی ایران دارد؛ سنتی که یکی از برجسته‌ترین صورت‌بندی‌های آن را می‌توان در کتاب «ایران و تنهایی‌اش» اثر محمدعلی اسلامی ندوشن مشاهده کرد. اسلامی ندوشن، با نگاهی تاریخی و تمدنی، از نوعی تنهایی دیرپای ایران سخن می‌گفت؛ تنهایی‌ای که حاصل موقعیت منحصربه‌فرد جغرافیایی، هویتی و فرهنگی ایران در میان حوزه‌های تمدنی پیرامون بود. آنچه در آثار متأخر با عناوینی چون «تنهایی استراتژیک ایران» و «بر لبه تنهایی» مطرح شده، در واقع کوششی برای بازتعریف همین ایده در چارچوب نظریه‌های روابط بین‌الملل و مقتضیات نظم جهانی معاصر است.


با این حال، اهمیت این آثار تنها در محتوای آنها خلاصه نمی‌شود. تأمل‌برانگیز آن است که بخش مهمی از این ادبیات نظری توسط پژوهشگران ایرانی مقیم خارج از کشور تولید شده است؛ در حالی که مراکز دانشگاهی، پژوهشگاه‌ها و اندیشکده‌های متعدد در داخل کشور، با وجود برخورداری از ظرفیت‌های قابل توجه، کمتر توانسته‌اند به تولید چارچوب‌های نظری بومی و اثرگذار در تراز بین‌المللی دست یابند. این وضعیت را می‌توان نشانه‌ای از غلبه رویکردهای توصیفی و سیاست‌محور بر نظریه‌پردازی مستقل در فضای علوم سیاسی و روابط بین‌الملل ایران دانست.


از سوی دیگر، بازتاب گسترده این آثار در میان دانشگاهیان و تحلیلگران نشان می‌دهد که مفهوم تنهایی استراتژیک توانسته است به یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های تفسیری برای فهم جایگاه ایران در نظام بین‌الملل تبدیل شود. این مفهوم، صرفاً به انزوای دیپلماتیک یا محدودیت ائتلاف‌ها اشاره ندارد، بلکه به مسئله‌ای عمیق‌تر یعنی نسبت میان هویت ملی، ادراک تهدید، الگوی تعامل با قدرت‌های بزرگ و ظرفیت ایران برای تبدیل منابع ژئوپلیتیکی به نفوذ پایدار بین‌المللی می‌پردازد.


در این میان، تلاش‌های پژوهشگرانی همچون علی نعمت‌پور در گردآوری و تدوین دیدگاه‌های مرتبط با این گفتمان نیز واجد اهمیت است؛ زیرا به انسجام‌بخشی و گسترش ادبیاتی کمک کرده که هنوز در حال شکل‌گیری است. با این همه، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا «تنهایی استراتژیک» یک وضعیت اجتناب‌ناپذیر و برآمده از مختصات تاریخی و ژئوپلیتیکی ایران است، یا آنکه نتیجه انتخاب‌های راهبردی و الگوهای خاص حکمرانی در سیاست خارجی محسوب می‌شود؟


از این منظر، ارزش اصلی این آثار نه در ارائه پاسخ‌های قطعی، بلکه در گشودن فضایی برای بازاندیشی انتقادی درباره جایگاه ایران در جهان معاصر است. اهمیت آنها در آن است که بار دیگر مسئله‌ای دیرینه را به مرکز بحث بازگردانده‌اند: اینکه ایران، برای رهایی از چرخه بازتولید تنهایی در عرصه بین‌المللی، بیش از هر چیز به تولید دانش راهبردی، نظریه‌پردازی بومی و گفت‌وگویی آزاد و نقادانه درباره مبانی سیاست خارجی خود نیازمند است. چنین مسیری است که می‌تواند فاصله میان تجربه تاریخی، واقعیت‌های ژئوپلیتیکی و الزامات کنش مؤثر در نظام بین‌الملل را کاهش دهد و امکان عبور از «روایت تنهایی» به سوی «راهبرد تعامل» را فراهم سازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها