سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: کتاب «صمیمیت در خطر» نوشته سبا مقدم از همان مقدمه، خودش را صرفاً بهعنوان یک کتاب روانشناسیِ روابط معرفی نمیکند؛ بلکه تلاشی است برای فهمیدن این پرسش قدیمی و همیشه زنده: چرا آدمها با وجود عشق، آگاهی و انتخابِ ظاهراً درست، باز هم در رابطه شکست میخورند؟ چرا صمیمیت، که قرار است پناه باشد، گاهی به میدان سوءتفاهم، رنج و فرسودگی بدل میشود؟

مقدم، که پیشینهاش در روانکاوی و زوجدرمانی است، از تجربههای بالینیاش شروع میکند؛ از زوجهایی که با عشق و امید وارد رابطه شدهاند اما خیلی زود خودشان را در بنبست عاطفی یافتهاند. نکته مهم اینجاست که نویسنده، برخلاف بسیاری از کتابهای عامهپسند حوزه روابط، مسئله را فقط به «مهارت ارتباطی» یا «انتخاب اشتباه» تقلیل نمیدهد. او معتقد است در پسِ انتخابهای عاشقانه، نیروهایی پنهان عمل میکنند؛ نیروهایی که هم فردیاند و هم فرهنگی. همین ایده، ستون اصلی کتاب را میسازد.
یکی از جذابترین بخشهای مقدمه، جایی است که نویسنده از مفهوم «ناخودآگاه فرهنگی» حرف میزند؛ مفهومی که در ادبیات روانکاوی فارسی کمتر جدی گرفته شده است. او میگوید ما فقط محصول خانواده و کودکی خود نیستیم، بلکه روایتهای فرهنگی، ارزشهای شهر و طبقه اجتماعی، باورهای مذهبی و حتی تصویر زن و مرد در جامعه نیز در انتخاب شریک عاطفی و شکل رابطه اثر میگذارند. این نگاه، کتاب را از روانکاوی کلاسیکِ صرف بیرون میآورد و آن را به جامعه امروز ایران پیوند میزند.
مقدمه کتاب «صمیمیت در خطر» شاید مهمتر از بسیاری از فصلهایش باشد؛ چون نویسنده دقیقاً در همین چند صفحه، هم مسئله اصلی کتاب را روشن میکند، هم زاویه نگاهش را، هم بحران امروز روابط در ایران را. مقدمه صرفاً یک «درآمد» نیست؛ نوعی بیانیه فکری برای کل کتاب است.
نویسنده مقدمه را نه با نظریه، بلکه با یک پرسش انسانی آغاز میکند: «انسان چه میخواهد؟» و بعد این پرسش را به حوزه روابط عاطفی میبرد: چرا آدمها با وجود عشق و انتخاب آگاهانه، باز هم در رابطه ناکام میشوند؟ همین شروع، نشان میدهد نویسنده بیشتر از آنکه دنبال نسخه دادن باشد، در پی فهمیدن است. این تفاوت مهمی با بسیاری از کتابهای بازاریِ حوزه روابط دارد که همه چیز را به تکنیک و مهارت تقلیل میدهند.
او تصویری آشنا از زوجهای امروز ارائه میکند؛ زوجهایی که برخلاف نسلهای قبل، اغلب با شناخت، علاقه و حتی معیارهای روشن وارد ازدواج شدهاند، اما خیلی زود دچار فرسودگی عاطفی و نارضایتی میشوند. این توصیف، در واقع نقطه عزیمت کتاب است: اگر عشق و انتخاب آگاهانه کافی نیست، پس چه چیزی رابطه را از درون تخریب میکند؟ پاسخ نویسنده، همانجاست که مقدمه را جذاب میکند: «ناخودآگاه». اما نه فقط ناخودآگاه فردیِ فرویدی؛ بلکه چیزی فراتر، یعنی «ناخودآگاه فرهنگی». او توضیح میدهد که انسان فقط با زخمهای کودکی وارد رابطه نمیشود، بلکه با تاریخ فرهنگی، باورهای جمعی، نقشهای جنسیتی، تصویر زن و مرد، سنتهای خانوادگی و حتی خردهفرهنگ شهریاش عاشق میشود. این ایده، مهمترین و شاید تازهترین بخش کتاب است.
در واقع، نویسنده میخواهد بگوید بحران رابطه در ایران امروز را نمیتوان فقط با روانشناسی فردی توضیح داد. جامعه ایرانی در وضعیت «گذار» قرار گرفته؛ نه کاملاً سنتی است و نه واقعاً مدرن. آدمها از یک طرف عشق، برابری و انتخاب فردی میخواهند، اما از طرف دیگر هنوز زیر نفوذ همان الگوهای قدیمی قدرت، جنسیت و خانوادهاند. نتیجه، نوعی دوپارگی عاطفی است؛ روابطی که ظاهراً مدرناند اما در عمق، هنوز با ترسها و باورهای سنتی اداره میشوند.
قدرت کتاب دقیقاً در همین اتصال روانکاوی به وضعیت اجتماعی ایران است. بسیاری از متون روانکاوی، وقتی وارد فضای فارسی میشوند، از بستر اجتماعی جدا میافتند و صرفاً ترجمهای از مفاهیم غربی باقی میمانند. اما مقدم تلاش کرده روانکاوی را به تجربه زیسته زن و مرد ایرانی وصل کند؛ به تناقضهای نسل جدید، به بحران نقشهای جنسیتی، و به سردرگمیای که در روابط امروز دیده میشود.
یکی دیگر از نکات مهم اثر لحن آن است. نویسنده از موضع دانای کل صحبت نمیکند. او خودش را درمانگری معرفی میکند که سالها شاهد رنج زوجها بوده و حالا میخواهد معنای پنهان این رنج را بفهمد. این لحن، به متن نوعی صداقت و همدلی میدهد. حتی وقتی از مفاهیم سنگین روانکاوی حرف میزند، همچنان دغدغه اصلیاش تجربه انسانیِ رابطه باقی میماند.
این کتاب فقط نظریهپردازی نیست، بلکه بر پایه یک پژوهش کیفی شکل گرفته است؛ گفتوگو با هفده زن و مرد متأهل از طبقه متوسط شهری که تجربه واقعیشان ماده خام کتاب شده است. همین مسئله اهمیت کتاب را بیشتر میکند، چون نویسنده صرفاً مفاهیم فرویدی را تکرار نکرده، بلکه تلاش کرده آنها را در متن زندگی ایرانی بررسی کند.
با این حال، مقدمه اثر یک ضعف هم دارد: گاهی بیش از حد متراکم و دانشگاهی میشود. نویسنده میخواهد هم بحران اجتماعی را توضیح دهد، هم روانکاوی را معرفی کند، هم روش پژوهش را شرح دهد و هم مسئله صمیمیت را صورتبندی کند. نتیجه این شده که بعضی بخشها، مخصوصاً برای مخاطب غیرمتخصص، کمی فشرده و نظری به نظر میرسند. شاید اگر مقدمه اندکی رواییتر و سادهتر نوشته میشد، ارتباطش با مخاطب عمومی عمیقتر میشد.
«صمیمیت در خطر» را میتوان تلاشی برای توضیح وضعیت معلق و گذار جامعه ایرانی دانست؛ جامعهای که نه کاملاً سنتی مانده و نه کاملاً مدرن شده است. نویسنده با اشاره به همین وضعیتِ بینابینی توضیح میدهد که چرا بسیاری از زوجهای امروز با ذهنیتی مدرن وارد رابطه میشوند اما در عمل، هنوز زیر سایه الگوهای سنتی زندگی میکنند. این تضاد، یکی از ریشههای بحران صمیمیت در روابط امروز معرفی میشود.
از نظر ساختار، کتاب مسیر نسبتاً منظمی دارد. فصل اول به «ناخودآگاه فردی» میپردازد و با مرور مفاهیم بنیادین روانکاوی، از فروید تا نظریهپردازان معاصر روابط زوجی، نشان میدهد که انسان چگونه در روابط عاشقانه، در حال تکرار زخمهای قدیمی خود است. فصل دوم سراغ مضامین ناخودآگاه فردی در زنان و مردان ایرانی میرود. فصل سوم و چهارم، مسئله ناخودآگاه فرهنگی و باورهای پنهان جمعی را بررسی میکنند. فصل پنجم سیر تاریخی عشق و صمیمیت را از غرب تا شرق دنبال میکند و فصلهای ششم و هفتم به تعریف صمیمیت و موانع آن در جامعه ایرانی اختصاص دارند.
اما شاید مهمترین امتیاز کتاب این باشد که نویسنده فقط نظریهپردازی نمیکند. او پژوهش کیفی مفصلی را مبنای کارش قرار داده؛ گفتوگوهایی عمیق با هفده زن و مرد متأهل که تلاش کردهاند تجربه زیسته خود از عشق، ازدواج و صمیمیت را روایت کنند. همین ویژگی باعث میشود کتاب، صرفاً مجموعهای از ارجاعات روانکاوانه نباشد و به زندگی واقعی نزدیک بماند.
فصل اول کتاب، بیش از هر چیز یک نقشه نظری است. نویسنده از فروید آغاز میکند؛ از ایده مشهور او که «آدمی هرگز با غریبه ازدواج نمیکند» و در واقع شریک عاطفی را بر اساس الگوهای اولیه زندگی انتخاب میکند. سپس سراغ مفاهیمی مثل «اجبار به تکرار»، «فرافکنی»، «همانندسازی فرافکنانه» و «خیالپردازی ناخودآگاه مشترک» میرود تا توضیح دهد چرا بسیاری از آدمها، ناخواسته، دوباره همان رنجهای قدیمی را بازسازی میکنند. نقطه قوت این فصل، پیوند دادن نظریههای کلاسیک با روانکاوی معاصر روابط زوجی است؛ از فروید و کلاین تا مورگان و برنشتاین.
با این حال، کتاب بینقص هم نیست. یکی از نقدهایی که میتوان به آن وارد کرد، غلبه سنگین زبان روانکاوانه بر متن است. در بعضی بخشها، حجم اصطلاحات تخصصی و ارجاعات نظری ممکن است خواننده غیرمتخصص را خسته کند. مخصوصاً فصل اول، که گاهی بیشتر شبیه مرور ادبیات دانشگاهی است تا متنی برای مخاطب عمومی. نویسنده تلاش کرده توضیح بدهد، اما همچنان کتاب بیش از آنکه عامهپسند باشد، رنگوبوی آکادمیک دارد.
نکته دیگر این است که هرچند کتاب درباره جامعه ایرانی حرف میزند، اما چارچوب نظری آن همچنان شدیداً متأثر از روانکاوی غربی است. پرسشی که میشود مطرح کرد این است که آیا مفاهیمی مثل عقده ادیپ، همانندسازی فرافکنانه یا خیالپردازی ناخودآگاه، بدون بازنگری جدی، قابلیت توضیح تمام پیچیدگیهای رابطه در فرهنگ ایرانی را دارند؟ کتاب این پرسش را تا حدی مطرح میکند، اما شاید میتوانست جسورانهتر به بومیسازی نظریهها نزدیک شود.
با وجود این، «صمیمیت در خطر» کتاب مهمی است؛ نه فقط برای رواندرمانگران یا دانشجویان روانشناسی، بلکه برای هر کسی که میخواهد بفهمد چرا رابطه انسانی تا این اندازه پیچیده است. کتاب یادآوری میکند که عشق فقط احساس نیست؛ میدان رویارویی تاریخ شخصی، فرهنگ، خانواده، ترسها، آرزوها و زخمهای قدیمی است. شاید مهمترین حرف کتاب همین باشد: بسیاری از ما پیش از آنکه عاشق دیگری شویم، درگیر روایتهای نادیدهای هستیم که سالها پیش در ناخودآگاه ما نوشته شدهاند.
نظر شما