به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، تحولات افغانستان در تابستان ۲۰۲۱م، یکی از تکاندهندهترین و بحثبرانگیزترین رخدادهای منطقه و جهان بود؛ رویدادی که نه تنها سرنوشت این کشور، بلکه معادلات سیاسی و امنیتی پیرامون آن را نیز دگرگون کرد. بازگشت طالبان به قدرت، فروپاشی سریع ساختار سیاسی-امنیتی دولت پیشین افغانستان، موج آوارگی، نگرانیهای انسانی و تغییر شکل جامعه، مجموعهای از پرسشهای جدیای را پیش روی صاحبنظران، تحلیلگران، بازیگران، منتقدان، پژوهشگران، خبرنگاران و حتی مردم عادی قرار داد.
در میان انبوه گزارشهای رسانهای و تحلیلهای رسمی و غیررسمی، آنچه که کمتر دیده شد، روایتهایی میدانی از روزهایی بود که کابل در تبوتاب سقوط قرار داشت.
کتابِ «سقوط کابل؛ روایتهایی میدانی از درون آشوب»، نوشته نایانیما باسو، در تلاش است که فضای آن روزها را از زاویۀ یک شاهد عینی بازتاب دهد؛ از لینز یک خبرنگار میدانی که در بطن رویدادها حضور داشته است.
نایانیما باسو، نویسنده و روزنامهنگار هندی است که چندروز قبل از سقوط کابل به افغانستان سفر میکند. او در کتاب سقوط کابل تجربههای عینی خود در روزهای منتهی به ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ را روایت میکند؛ روزهایی که کابل به شکلی ناگهانی و شتابان تغییر چهره میداد.

باسو با نثرِ روایی و تصویری، فضای شهری، اضطراب عمومی، گفتوگوهای مردمی، واکنشهایی مقامهای دولتی، رفتار گروههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بهویژه زنان را در همتنیدگیای از امید، ترس و ابهام نشان میدهد.
این کتاب ترکیبی از گزارش ژورنالیستی، روایتهای میدانی و مشاهدات انسانی است؛ کتابی که میکوشد نه تنها به تحلیل سیاسی-اجتماعی، بلکه به توصیفِ دقیق حالوهوای مردم در لحظههای بحرانی در نقاط مختلفی شهر کابل و مزار شریف بپردازد.
یکی از بخشهای برجسته کتاب، روایتهای روزانه و لحظه در روزهای آگوست ۲۰۲۱، در افغانستان است. نویسنده در آن روزها در کابل حضور داشته و در میان گفتوگو با گلبدین حکمتیار، رئیس حزب اسلامی افغانستان، ناگهان سیل خبرها درباره ورود طالبان به پایتخت آغاز میشود.
او از تغییر فضا در دفتر مصاحبه، اضطراب محافظان، پیامهای لحظهای خبرنگاران دیگر و سپس هجوم مردم به خیابانها میگوید؛ روایتی که خواننده را در همان فضای پرالتهاب کابل و افغانستان غوطهور میسازد.
باسو همچنین به واکنشهای جامعه به ویژه جامعه زنان، دانشجویان، رانندگان و خانوادههایی که برای خروج از کشور تلاش میکردند میپردازد و لحظههایی را نقل میکند که بسیاری از مردم میان ماندن و رفتن گیر مانده بودند.
کتاب «سقوط کابل» تنها به رخدادهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی نمیپردازد. در بخشهایی مهم، نویسنده بر پیامدهای انسانی و بشری نیز تمرکز میکند از جمله وضعیت آوارگان داخلی، کمبود مواد غذایی، صفهای طولانی در برابر خودپردازهای بانکی، و نگرانی خانوادهها از آینده دختران و پسرانشان که شاید روزگاری نتوانند به مکاتب و مدارس بروند. باسو آمارهای از سازمانهایی چون برنامه توسعه سازمان ملل و برنامه جهانی غذا را نقل میکند تا نشان دهد چگونه بحران انسانی در افغانستان، همزمان با تغییرات سیاسی گستردهتر شده است.
او در کنار این تصویرها، از تلاش روزنامهنگاران محلی، روایت شهروندانی که زندگیشان در یک روز زیرورو شد، و تجربههایی کوچک اما گیرا صحبت میکند؛ تجربههایی که بعدها به نشانههایی از یک فصل تاریخی تبدیل میشوند.
نویسنده در بخشهای دیگری از کتاب خواننده را با گفتوگوهایی که طی سالها با چهرهها و سیاستمداران افغان، کارشناسان امنیتی، اعضای جامعه مدنی و حتی افراد عادی داشته، آشنا میکند و تلاش دارد نشان دهد سقوط کابل یک حادثه ناگهانیِ تکعلتی نبود بلکه نتیجۀ سالها پیچیدگیهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی و منطقهای بود. با اینحال؛ کتاب همچنان از موضعِ یک خبرنگار میدانی روایت میشود بدون قضاوت، بدون تحلیلهای جهتدار و صرفاً با تمرکز بر روایت مشاهدات!. این روایتها برای خوانندگان فارسیزبان ارزش مضاعفی دارد. ادبیات موجود در زبان فارسی درباره روزهای سقوط کابل و افغانستان بیشتر شامل گزارشهای خبری یا تحلیلهای سیاسی بوده است اما کتابی سقوط کابل روایتهایی میدانی و انسانی به دست میدهد؛ روایتهایی که فضای شهر، اضطراب مردم و لحظههای تغییر را با جزئیاتی زنده بازآفرینی میکند. تجربههایی مستقیم نویسنده در نقاط شهر کابل و مزار شریف، گفتوگوهای او با افرادی از طیفهای مختلف و تواناییاش در ترسیم صحنهها باعث شده که کتاب نه فقط برای صاحبنظران، منتقدان، محققان، بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، بلکه برای همۀ خوانندگان نیز جذاب باشد.
کتاب «سقوط کابل؛ روایتهایی میدانی از درون آشوب»، نوشته نایانیما باسو، با ترجمه اسدالله جعفری (پژمان) از سوی انتشارات میراث فرهنگیختگان در قطع رقعی و با شمارگان ۲۰۰ نسخه منتشر شده است.
نظر شما