سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- فاطمه عربپور؛ کارشناس ارشد ادبیات نمایشی و مدرس زبان فارسی: زبان پارسی آئینهای است از تاریخ غرورآمیز یک ملت و نمادی از هویت ملی. گرچه پیشینه مطالعات در دانشهایی چون عرفان، کلام، فلسفه، طب، نجوم و غیره به زبان فارسی بوده است، پس از ظهور اسلام و گسترش آن و گرویدن ایرانیان به آئین جدید، فارسیزبانان با مفاهیم و آموزههای نوین روبه رو شدند که در قالب کلمات و اصطلاحات و بعضاً ضربالمثلها از عربی به فارسی راه یافت ولی بر خلاف تمدنهایی چون مصر که زبان پیشین خود را در برابر تمدن عربی و اسلامی از دست دادند، تمدن ایرانی و زبان فارسی به کلی تسلیم زبان عربی نشد. گویند به تشویق یعقوب لیث صفاری (پادشاه صفاریان) شاعران به زبان فارسی شعر سرودند تا درک آن برای فارسیزبانان آسان شود. لذا فارسی در حکم زبان رسمی ایران قرار گرفت و متعاقباً زمینه برای گسترش زبان فارسی فراهم شد. در ادامه با کوشش سامانیان، تکامل زبان فارسی تضمین شد؛ زیرا امیران سامانی به دلیل علاقۀ زیاد به شعر و زبان فارسی، روند گسترش این زبان را تسهیل نمودند.
روند وامگیری واژگانی فارسی از زبان عربی در قرون نخستین اسلامی با گذشت زمان، سیر صعودی داشت؛ تا جایی که به نقل از ملکالشعرای بهار، وامواژههای عربی در متون فارسی در زمان نگارش شاهنامه (قرون سوم و چهارم) از ده درصد به قریب پنجاه درصد از قرن پنجم به بعد میرسد.
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
اهتمام فردوسی بزرگ در سرایش شاهنامه، تأثیر مهمی بر احیا واژههای فراموش شده فارسی و اسطوره¬های کهن بر جا نهاد. در این دوران که بیم خاموشی زبان پارسی می¬رفت، فردوسی حکیم با همتی سترگ و ایمانی استوار، تجدید فروغ آن را جاودانه ساخت. او با احساس مسئولیتی تاریخی، چونان پاسداری امین، حافظ میراث نیاکان و نگهبان دلسوز فرهنگ ایرانی شد.
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند، بزاید
بسیاری از اصطلاحات اسلامی ریشه عربی دارند و طبعاً انتظار وضع معادل فارسی برای آنها در دوره استیلای اعراب بر ایران متصور نبوده است. به نظر میرسد در سدههای اخیر تلاشهایی برای احیای نسخهای خالصتر از زبان فارسی با کاهش استفاده از وامواژههای عربی صورت گرفته است. در قرن اخیر، فرهنگستان زبان اول و دوم در این راستا در کنار معادلگزینی برای وامواژههای اروپایی، برای برخی واژه¬های قرضی عربی نیز معادلگزینی کردند. به علاوه در راستای حمایت از زبان فارسی و توجه به آن، دستور بازسازی آرامگاه فردوسی در اواسط دهه ۱۳۱۰ ش. صادر شد تا احیاگر زبان فارسی برای همه بازشناخته شود. در ادامه، در مشهد مراسمی با عنوان جشن هزاره فردوسی برگزار و هزارمین سال سرایش شاهنامه گرامی داشته شد.
لذا گرچه در سده اخیر میل به معادلگزینی برای واژههای عربی در دستور کار فرهنگستانهای اول و دوم واقع شد ولی فرهنگستان سوم این روند را ادامه نداد؛ چرا که وامواژههای عربی را به مثابۀ ذخیره واژگانی فارسی در نظر گرفته و آنها را در واژهسازی دوباره، به خدمت زبان فارسی در میآورد؛ برای نمونه، نخستین واژه پیشنهادی و مصوب فرهنگستان برای رفراندوم «مراجعه به آرا» بود. نظر به توفیق فرهنگستان¬های گذشته در واژهسازی برای وامواژههای عربی، به نظر میرسد واژههای عربی غیرضروری باید از این نگاه عام فرهنگستان سوم خارج شوند تا از رهگذر فرهنگسازی برای معادل¬های نوین، میزان وام¬واژه¬های عربی در فارسی از تعادلی منطقی و کارآمد بهرهمند شود.
فارسی در سدههای گذشته به سهم خود بر زبانهای دیگر تأثیر گذاشته و واژههایی از این زبان نیز به زبانهای دیگر راه یافته و آثار شاعران بزرگی چون خیام، حافظ، سعدی، فردوسی و ... به زبانهایی چون انگلیسی، فرانسوی، قزاقستانی، بوسنیایی، ایرلندی و ... ترجمه شده و در تعامل فرهنگی و زبانی ملل جهان مؤثر بوده است.
هر عصر برای حفظ این میراث گرانبها به نخبگان و مرزبانانی متعهد نیاز دارد تا با اندیشهای پویا به اعتلا و صیانت از زبان پارسی بکوشند؛ چنانکه در این زمان نیز در تداوم این رسالت دیرینه، دانشورانی به روشن¬نگه-داشتن چراغ فروزان فارسی در سرزمینهای دور اهتمام ورزیدهاند. یکی از این دلسوزان میهندوست، مدیر خدوم زندهیاد بانو دکتر زهرا استادزاده (عضو فقید هیئت علمی مرکز همکاریهای بینالمللی وزارت علوم) بود که سالها مشعل پاسداری از زبان و ادب پارسی را در حوزه کاری خود با اعزام استادان زبان و ادب فارسی و زبانشناسان داخلی به کرسیهای زبانآموزی ایران در دانشگاههای خارج از کشور، فروزان نگاه داشت و تعداد آنها را دوچندان کرد. کوششهای خالصانه این بانوی پارسیدوست در مسیر حفظ و گسترش زبان پارسی، جلوهای از عشق و تعهد فرهنگی را در خلال ۲۰ سال مسئولیت مرتبط به نمایش گذاشت. دریغ که چراغ عمرش در آستانه ۵۰ سالگی در دوران همهگیری ویروس کرونا به خاموشی گرایید. جای خالی این بانوی مسئول و نیکنام در فضای ترویج زبان و ادب فارسی خالی است و استادان زیادی از دانشگاههای مختلف که به واسطه تلاشهای پیگیر او برای آموزش زبان فارسی به کرسیهای زبانآموزی ایران در خارج از کشور مأموریت یافتند، بر این نکته نیک واقفاند.
در سالی که گذشت؛ ایران عزیز از تجاوزات دشمنان این مرز و بوم و فرهنگ و تمدن اصیل در امان نبود و روح آزاده ایرانی در رسانههای بینالمللی گاه مورد تحقیر و توهین واقع شد. لذا در دوران پساجنگ که بیش از پیش نیازمند وحدت و انسجام ملی هستیم، شایسته است که با پاسداشت حریم زبان فارسی و حمایت از ترویج دامنه آن، در روشن نگه داشتن شعله این چراغ دشمنشکن اهتمام ورزیم و در این مسیر برکتخیر بکوشیم.
نظر شما