به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ۲۵ اردیبهشت ماه روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسهسرای بلندآوازه ایران زمین است که شاهنامهاش به زبان پارسی حیاتی دوباره بخشید.
در آستانه روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فارسی به همت نشر پژوهشهای علمی ادبی، کتاب «شاهنامه آسان» حاصل کوشش امید مجد، از استادان دانشگاه تهران در بازنویسی تمام شاهنامه بهگونهای مختصر، ساده و زودیاب به بازار آمده است.
امید مجد در گفتوگو با خبرنگار ما به بیان انگیزه خود برای تالیف این کتاب پرداخت و عنوان کرد: عموم مردم، علاقهمند به خواندن دو کتاب شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی هستند ولی بهدلیل سنگینی متن و حجم زیاد آن از خواندنشان چشم میپوشند یا اگر هم بخوانند آنچه را زیبنده است کامل درک نکرده و پس از مدتی خوانده و نخوانده کتابها را کنار میگذارند. کوشیدهام با «شاهنامه آسان»، همین مشکل را برطرف کنم در این اثر تمام شاهنامه با ترکیبی از ۸۵۰۰ بیت شعر و توضیحات نثری که آنها را به هم پیوند میدهد در مدت هشت ماه بازنویسی کردهام و شرح مشکلات آن نیز در پاورقیها آمده است. منبع اصلی من خود شاهنامه با تصحیحات مختلف و شرحهای آن بوده است.
مجد همچنین گفت: این کتاب میتواند برای عموم مردم و بهویژه دانشجویان زبان و ادبیات فارسی منبعی مناسب باشد زیرا تمام شاهنامه را در حجم کم روایت میکند. اکنون دانشجویان ادبیات فارسی از شاهنامه فقط رستم و سهراب و رستم و اسفندیار را میخوانند و از بقیه شاهنامه میگذرند. این کتاب باعث میشود همه شاهنامه را بخوانند.

وی با بیان اینکه شعر فردوسی ویژگی ممتاز و متمایز زیاد دارد، افزود: فردوسی استاد توصیفهای هنری است اعجاز ادبی شاهنامه آن را جهانی کرده است. از جمله نبردهای کیخسرو بهویژه جنگ پشن و هاماوران برایم جذابیت بیشتری دارد. همچنین یکی از مهارتهای خاص شاهنامه نشاندادن حالات درونی افراد است «چو رستم بیامد به ایوان خویش/ نگه کرد چندی به دیوان خویش/ زواره بیامد به نزدیک اوی/ ورا دید پژمرده و زردروی/ بدو گفت رو تیغ هندی بیار/ یکی جوشن و مغفری نامدار/ کمان آر و برگستوان آر و ببر/ کمند آر و گرز گران آر و گبر/ زواره بفرمود تا هرچه گفت/ بیاورد گنجور او از نهفت/ چو رستم سلیح نبردش بدید/ سرافشاد و باد از جگر برکشید/ چنین گفت کای جوشن کارزار/ برآسودی از جنگ یک روزگار/ کنون کار پیش آمدت سخت باش/ به هر جای پیراهن بخت باش»
مولف شاهنامه آسان با اشاره به اینکه شاهنامه از لحاظ فرهنگی، ادبی و زبانی تاثیر بسیار عمیقی در ایران داشته و دارد، توضیح داد: از لحاظ فرهنگی تاثیر شاهنامه به این مربوط میشود که این اثر را میتوان شناسنامه و هویت فرهنگی و تاریخی ما ایرانیان دانست. از لحاظ ادبی نیز فردوسی حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار بیت شعر طراز اول به ادبیات ما پیشکش کرده و بنیانگذار بسیاری از زیباییها و مهارتهای شعری است. از نظر زبانی نیز فردوسی بیشک از بهترین استادان ترجمه و لغت سازی است.
مجد به شخصیت رستم شاهنامه اشاره کرد و گفت: در یک عبارات میشود گفت رستم نماد میهن پرستی و منجی ایران است. البته هفت خان نماد چیزی نیست هرچند میدانم برخی میکوشند آن را به هفت وادی سلوک ربط دهند. پیام شخصیت رستم برای ایرانیان حضور بیمنت و همیشگی و همهجانبه در راه آزادی کشور از بیگانگان است. زال نیز میتواند نماد انسان با تجربه خردمندی که همزمان قدرت معنوی نیز دارد باشد و سیمرغ نماد قدرتهای پنهانی است که در بزنگاهها به کمک دوستان میآیند. خواندن شاهنامه همیشه به خواننده حس شجاعت سرافرازی و میهندوستی میدهد و سدهها موتور محرک وطنخواهان بوده است «ز ضحاک شد تخت شاهی تهی/ سرآمد بر او روزگار مهی».

وی توضیح داد: رستم در صحنههای مختلفی از شاهنامه توصیف میشود؛ بهعنوان نمونه یکبار از زبان تهمینه و بار دیگر از زبان کتایون مادر اسفندیار «ز بهمن شنیدم که از گلستان/ همی رفت خواهی به زابلستان/ ببندی همی رستم زال را/ خداوند شمشیر و کوپال را/ ز گیتی همی پند مادر نیوش/ به بد تیز مشتاب و بر بد مکوش/ سواری که باشد به نیروی پیل/ به پیکار خوار آیدش رود نیل/ بدرد جگرگاه دیو سپید/ ز شمشیر او گم کند راه شید/ هم او ماه هاماوران را بکشت/ نیارست گفتن کس او را درشت/ به کین سیاوش از افراسیاب/ ز خون کرد گیتی چو دریای آب/ از آن گرد چندانکه گویم سخن/ هنرهاش هرگز نیاید به بن/ مده از پی تاج سر را به باد/ که با تاج خود کس ز مادر نزاد»
مولف «شاهنامه آسان» به شخصیتهای زن شاهنامه نیز اشاره کرد و افزود: شخصیتهای زن مثبت در شاهنامه نسبتا زیادند و هریک کارکرد ویژه خود را دارند و میتوانند الگو باشند؛ چه شخصیتهای مشهورتر مانند فرانک و سیندخت چه شخصیتهای کمتر مشهور مانند گلنار همسر اردشیر بابکان و گردیه خواهر بهرام چوبین؛ همای چهرآزاد فرزند بهمن زنی بود که به حکمرانی رسید و توانمندی او این بود که توانست در برابر سپاه روم سپاه توانمندی فراهم و آنها را شکست دهد.«به بیماری اندر بمرد اردشیر/ همی بود بیکار تاج و سریر/همای آمد و تاج بر سر نهاد/ یکی راه و آیین دیگر نهاد/ سپه را همه سربهسر بار داد/ در گنج بگشاد و دینار داد/ به رای و به داد از پدر برگذشت/ همه گیتی از دادش آباد گشت»
نظر شما