سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- الهام عبادتی: در میان انبوه روایتهایی که طی سالهای اخیر درباره انقلاب ۱۳۵۷ منتشر شدهاند، کمتر سندی را میتوان یافت که نه از موضع خاطره، ایدئولوژی یا روایت سیاسی، بلکه از منظر «مشاهده جامعه» به آن روزها نزدیک شده باشد. کتاب «تهران: خرداد »۱۳۵۸ که بهتازگی از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده، دقیقاً از همین جنس است؛ سندی کمیاب از جامعهای که هنوز در تبوتاب انقلاب به سر میبرد و آیندهاش شکل قطعی نگرفته بود.

کتاب «تهران: خرداد ۵۸» بازنشر نتایج پیمایشی اجتماعی است که سه محقق شناختهشده، علی اسدی، مهدی بهکیش و منوچهر محسنی، در خرداد ۱۳۵۸ به نیت تکرار پیمایش ۱۳۵۳ درتهران اجرا کردند. اما اهمیت کتاب صرفاً به دادهها و جدولهایش محدود نمیشود. آنچه این اثر را به کتابی مهم و خواندنی بدل کرده، پیشگفتار مفصل و تحلیلیِ محمدرضا سفیدخوش است؛ متنی که کتاب را از یک گزارش آماری صرف فراتر میبرد و آن را به سندی برای فهم «روح زمانه» در نخستین ماههای پس از انقلاب تبدیل میکند.
سفیدخوش پیشگفتار خود را نه با آمار و ارقام، بلکه با تصویرکردن تهرانِ انقلابی آغاز میکند؛ شهری که هنوز از التهاب خیابانها، بحثهای سیاسی، آرمانخواهی انقلابی و ابهام آینده لبریز است. او با اشاره به مستند تازهنفسها ساخته کیانوش عیاری تلاش میکند فضای اجتماعی بهار ۵۸ را بازسازی کند؛ فضایی که در آن سیاست، زندگی روزمره، فرهنگ و رسانه درهم تنیده شدهاند. اما مهمترین پرسش پیشگفتار، مسئله امکان «اندازهگیری جامعه» در یک وضعیت انقلابی است. سفیدخوش با ارجاع به پیر بوردیو و نقد مشهور او به مفهوم افکار عمومی، این پرسش را مطرح میکند که آیا پیمایشهای اجتماعی میتوانند واقعاً جامعهای را ثبت کنند که هنوز در حال دگرگونی است؟

همین نگاه انتقادی، کتاب را از یک گزارش آماری ساده فراتر میبرد. «تهران: خرداد ۱۳۵۸» نه تصویری قطعی از جامعه ایران، بلکه لحظهای ثبتشده از جامعهای در حال تغییر است؛ جامعهای که هنوز نسبت خود را با انقلاب، سیاست، مذهب، خانواده و آینده تعریف نکرده است. یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، ساختار منظم و موضوعمحور آن است. نویسندگان کوشیدهاند از خلال بخشهای مختلف، تصویری جامع از سبک زندگی و نگرشهای جامعه شهری تهران در نخستین ماههای پس از انقلاب ارائه دهند.
کتاب با بخشی درباره ویژگیهای جمعیتشناختی پاسخگویان آغاز میشود؛ بخشی که اطلاعاتی درباره سن، تحصیلات، شغل و موقعیت اجتماعی نمونه آماری ارائه میدهد. همین دادههای اولیه نشان میدهند که کتاب صرفاً درباره سیاست نیست، بلکه میخواهد جامعه تهران را در کلیت زندگی روزمرهاش توصیف کند. بخش دوم کتاب به رسانههای همگانی اختصاص دارد؛ یکی از جذابترین فصلهای کتاب برای خواننده امروز. در این بخش، میزان استفاده مردم از رادیو، تلویزیون، نوار کاست، روزنامه، مجله و کتاب بررسی شده است. خواندن این فصل امروز تجربهای تاریخی و حتی نوستالژیک است. جامعهای را میبینیم که هنوز تلویزیون مهمترین رسانه جمعی آن است، نوار کاست نقشی جدی در گردش فرهنگی و سیاسی دارد و مطبوعات و کتاب همچنان جایگاه مهمی در زندگی روزمره دارند.

فصل مربوط به تلویزیون و رادیو، تصویری روشن از الگوهای مصرف رسانهای جامعهای ارائه میدهد که هنوز وارد عصر رسانههای دیجیتال نشده است. در عین حال، دادهها نشان میدهند که رسانهها چگونه در شکلگیری افکار عمومی پس از انقلاب نقش داشتهاند. بخش مربوط به کتاب و مجله نیز اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد طبقه متوسط شهری تهران تا چه اندازه با فضای فرهنگی و مکتوب در ارتباط بوده است.
بخش سوم کتاب درباره «رضایت اجتماعی» است؛ بخشی که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری قابل تأمل باشد. در این فصل، میزان رضایت مردم از درآمد، شغل، خانواده و وضعیت سلامت بررسی میشود. اهمیت این بخش در آن است که نشان میدهد جامعه ایران در نخستین ماههای پس از انقلاب، صرفاً جامعهای سیاسی و ایدئولوژیک نبوده، بلکه همچنان دغدغههای روزمره معیشتی و فردی نیز داشته است.

یکی از جذابترین نکات این فصل، همزمانی امید اجتماعی و نگرانیهای اقتصادی است. مردم از یکسو در فضای انقلابی و آیندهخواهانه زندگی میکنند و از سوی دیگر همچنان با مسئله درآمد، شغل و کیفیت زندگی درگیرند. همین مسئله، کتاب را به منبعی ارزشمند برای فهم جامعه ایران در آستانه ورود به دهه ۶۰ تبدیل میکند.بخش چهارم کتاب به «ارزشها و هنجارهای اجتماعی» میپردازد؛ بخشی که از مهمترین فصلهای پژوهش است. در این قسمت، نگرش مردم نسبت به زندگی فردی، ارزشهای اجتماعی و حتی نوعی نگاه جبرگرایانه بررسی میشود. این فصل نشان میدهد که جامعه تهران در سال ۵۸ تا چه اندازه میان سنت، مدرنیته، مذهب و فردگرایی در نوسان بوده است.
در اینجا کتاب تصویری پیچیدهتر از جامعه پس از انقلاب ارائه میدهد؛ جامعهای که برخلاف برخی روایتهای سادهساز، نه کاملاً یکدست و انقلابی است و نه کاملاً مدرن و سکولار. بلکه ترکیبی از گرایشها، ارزشها و سبکهای مختلف زندگی را در خود جای داده است. بخش پنجم کتاب به رفتارها و گرایشهای خانوادگی اختصاص دارد؛ بخشی بسیار مهم برای فهم تحولات فرهنگی ایران. موضوعاتی چون انتخاب همسر، ازدواج، نقش اجتماعی زن و مرد و الگوهای رفتاری خانواده در این فصل بررسی میشوند.

امروز، پس از گذشت نزدیک به نیمقرن، خواندن این بخش اهمیت دوچندانی دارد. زیرا دادههای آن امکان مقایسهای تاریخی را فراهم میکنند؛ اینکه جامعه شهری ایران در سالهای آغازین پس از انقلاب چه نگاهی به خانواده، زنان، نقشهای جنسیتی و ازدواج داشته است. بخش مربوط به نقش اجتماعی زن و مرد از مهمترین قسمتهای کتاب است. این فصل نشان میدهد که حتی در فضای انقلابی آن دوران، جامعه تهران هنوز با نوعی تنوع نگرشی درباره جایگاه زنان مواجه بوده است. همین مسئله به پژوهشگران امکان میدهد تحولات بعدی جامعه ایران را در بستری تاریخیتر تحلیل کنند.
بخش ششم کتاب به گرایشها و رفتارهای مذهبی میپردازد؛ بخشی که شاید برای پژوهشگران تاریخ اجتماعی ایران از همه مهمتر باشد. در این فصل، شاخص مذهبی بودن، نماز خواندن، روزه گرفتن و نذر و نیاز مردم بررسی شده است. اهمیت این بخش در آن است که تصویری واقعیتر از نسبت جامعه و مذهب در سال ۵۸ ارائه میدهد؛ تصویری که از کلیشههای رایج فاصله دارد. دادههای این فصل نشان میدهند که دینداری در جامعه ایران حتی در فضای انقلابی نیز درجات و اشکال مختلفی داشته است.

همین تنوع در رفتارهای مذهبی، یکی از مهمترین یافتههای کتاب به شمار میرود. زیرا نشان میدهد جامعه ایران نه یک توده همگن، بلکه مجموعهای متکثر از سبکهای زندگی، نگرشها و تجربههای اجتماعی بوده است. از سوی دیگر، یکی از نکات مهم کتاب، توضیح درباره نمونه آماری آن است. پاسخگویان این پیمایش از میان خانوادههای دارای تلویزیون انتخاب شدهاند؛ مسئلهای که به گفته نویسندگان باعث میشود نمونه تحقیق تا حدی بیشتر نماینده طبقات شهری و مدرنتر تهران باشد. همین نکته برای خواننده امروز اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد دادههای کتاب بیش از هر چیز بازتابدهنده بخشی از طبقه متوسط شهری ایران در سال ۵۸ هستند.

در نهایت، «تهران: خرداد ۱۳۵۸» فقط یک گزارش آماری یا سند تاریخی نیست؛ بلکه نوعی «عکس فوری» از جامعهای است که هنوز نمیدانست آیندهاش چگونه رقم خواهد خورد. مردم این کتاب، نه قهرمانان تاریخاند و نه صرفاً تودههای سیاسی؛ آنها شهروندانیاند که درباره کار، خانواده، رسانه، مذهب، ازدواج و آینده حرف زدهاند.
شاید مهمترین ارزش کتاب نیز همین باشد؛ اینکه تاریخ را نه فقط از خلال رهبران سیاسی و رخدادهای بزرگ، بلکه از خلال زندگی روزمره مردم عادی روایت میکند. در دورانی که بازخوانی تاریخ معاصر ایران اغلب به دوگانههای سیاسی تقلیل پیدا میکند، این کتاب یادآوری میکند که جامعه همیشه پیچیدهتر، چندلایهتر و انسانیتر از روایتهای رسمی و ایدئولوژیک است.
نظر شما