به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران رمانهای تازه نشر سفیر شامل «امپوزیوم» نوشته اولگا توکارچوک با ترجمه تارا کاظمی، «زندگیهای توی شیشه» اثر سوفی ونلون ترجمه رعنا صنیعی و «تهاجم» نوشته خوان پابلو ویلالوبوس با ترجمه حسام شیخان عرضه خواهد شد.
«امپوزیوم»
کتاب «امپوزیوم» نوشته اولگا توکارچوک، نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات، مجموعهای است از داستانهای کوتاه با مضامین پیچیده و تأملبرانگیز که مرزهای میان واقعیت و خیال را در مینوردد. این اثر چندلایه و پر از ابهام، خواننده را به دنیایی از تفکر و تأمل دعوت میکند. نویسنده در این کتاب به مسائل مهمی مانند خشونت پنهان و زنستیزی پرداخته و از ژانر ترسناک بهعنوان ابزاری برای برجسته کردن این موضوعات استفاده میکند.

در این کتاب، داستان میچیسواف ووجنیچ، دانشجوی مهندسی جوانی که برای درمان مشکلات ریوی خود به این مکان آمده، روایت میشود. در اینجا، او با گروهی از بیماران مرد آشنا میشود که در فضایی جدا از جهان، به تبادل نظر درباره موضوعات مختلف میپردازند.
این کتاب بهطور عمده با ابهام و پیچیدگی همراه است و خواننده را وادار به تفکر عمیق میکند، توکارچوک از ارائه پاسخهای قطعی اجتناب کرده و این فضای ذهنی را برای مخاطب میسازد که خود به جستوجوی معنا بپردازد.
«زندگیهای توی شیشه»
رمان «زندگیهای توی شیشه» نوشته سوفی ونلوِن که با ترجمه رعنا صنیعی منتشر شده نیز از تازههای انتشارات سفیر در نمایشگاه مجازی است.

سوفی ونلوِن در رمان «زندگیهای توی شیشه» از زن جوانی به نام آلینا سخن میگوید که میان دنیای ساده و امن خانوادگی و فضای تاریک سیاستهای کمونیستی گرفتار شده است؛ از یک سو مادری دارد حامی حکومت و از سوی دیگر، همسری که به دام اتهامات سیاسی افتاده و آلینا ناچار به انتخابهای دشواری میشود که هر یک بهایی گزاف دارند.
«تهاجم»
رمان «تهاجم» نوشته خوان پابلو ویلالوبوس، اثری است میان خیال و واقعیت اجتماعی؛ داستانی درباره مهاجرت، تعلق، و ترس از «دیگری». نویسنده با زبانی ظریف و نگاهی استعاری، جهانی را میسازد که در آن بیگانگی نه فقط در چهره مهاجران، که در درون خود انسانها ریشه دارد.

در شهری بینام، مهاجران و بومیان در کنار هم اما در تنشی پنهان زندگی میکنند. در مرکز این جهان مبهم، گاستون قرار دارد؛ مهاجری از آمریکای جنوبی که روزهایش را با پرورش سبزیجات و گیاهان در باغچه کوچک خود میگذراند. او سگی بیمار به نام کیتن دارد که نفسهای آخرش را میکشد و همین مراقبت بیثمر، تبدیل به نمادی از وابستگی، فقدان و جستوجوی معنا در جهانی بیثبات میشود.
ویلالوبوس در این رمان با طنز ملایم و نثری موجز نشان میدهد که تخیل میتواند آیینهای باشد برای دیدن واقعیتی که از آن میگریزیم.
مهاجرت را «تهاجم» مینامند و بیگانگان، چه از زمین و چه از آسمان، تهدیدی برای نظم موجود تلقی میشوند. ویلالوبوس با نگاهی تیزبین، این وضعیت را به استعارهای از تاریخ استعمار، مهاجرت و بحران هویت در دنیای معاصر بدل میکند.
نظر شما