یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۳
رستگارانه زیستن

کتاب نشان می‍دهد در نگاه ادیان، جهان همچنان صحنه‌ای است که در آن می‌توان راهی به سوی نور، معنا و رهایی جست؛ و شاید، همین جست‌وجو است که به «خوب زیستن» و «رستگارانه زیستن» در دل زندگی عرفی و معاصر معنایی تازه می‌بخشد.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مسعود تقی‌آبادی: کتاب «درآمدی کوتاه بر گناه و نجات در ادیان» اثر هارولد کوارد، با ترجمه دکتر ولی عبدی و محمدحسین محمدپور، تلاشی فشرده و روشمند برای پاسخ به پرسشی دیرینه است: انسان، در چشم‌انداز ادیان مختلف، از چه وضعیت آغاز می‌کند، مسئله‌اش چیست و «نجات» در هر سنت دینی چه معنایی دارد؟ نویسنده با نگاهی تطبیقی به پنج دین بزرگ (یهودیت، مسیحیت، اسلام، هندو و بودا) نشان می‌دهد که چگونه مفاهیمی مانند «گناه»، «جهل»، «رهایی» و «نجات» در عین اختلاف، از یک دغدغه مشترک سخن می‌گویند: امکان عبور انسان از وضع موجود و زیستن به شیوه‌ای رستگارانه.

رستگارانه زیستن

هارولد کوارد کتابش را نه با تعریف‌های خشک و آکادمیک، بلکه با خاطره آغاز می‌کند؛ خاطره‌ای از مواجهه جوانی‌اش با شعری از تی. اس. الیوت: «در نقطه‌ی سکون جهانِ گذران…». این تصویر شاعرانه از «نقطه‌ای ساکن در دل حرکت» برای او تبدیل به استعاره‌ای می‌شود از جست‌وجوی دینی انسان؛ جست‌وجویی برای یافتن نقطه‌ای که در آن، در میان رفت‌وآمد زمان و آشوب زندگی روزمره، طرحی از معنا و کلیت جهان دیده شود.

کوارد پس از این تجربه زیبایی‌شناختی، به خاطراتی شخصی‌تر بازمی‌گردد: زیستن در دامنه کوه‌های راکی کانادا، مواجهه با سکوت و عظمت طبیعت، و لحظاتی که در او نوعی احساس کوچک‌بودن و در عین حال پیوند با کل هستی را بیدار کرده است. او هم‌زمان، از تجربه‌های درونی کودکی می‌گوید؛ لحظاتی که در آن، در سکوت اتاق، پرسش‌هایی ساده و در عین حال سهمگین به ذهنش هجوم آورده‌اند: «چرا اینجا هستم؟ معنای این همه چیست؟» بعدها، وقتی نامه پولس به رومیان را می‌خواند – «ای انسان شقی، کیست که مرا از این بدن موت رهایی بخشد؟» – احساس می‌کند این فریاد، همان فریاد خاموش بسیاری از انسان‌هاست.

کوارد این خاطرات را صرفاً برای جذابیت روایی نقل نمی‌کند؛ از نظر او، همین تجربه‌های زیسته است که «افق مسئله» را روشن می‌کند: انسان، در لحظات رنج، سکوت یا شگفتی، ناگهان با پرسش‌های بنیادین روبه‌رو می‌شود: پرسش از خیر و شر، از مرگ و امکان معنای آن، از این‌که «آیا وضعیت کنونی همه‌چیز است یا می‌توان از آن عبور کرد؟». ادیان، در این معنا، پیش از آن‌که مجموعه‌هایی از عقاید و احکام باشند، پاسخ‌هایی جمعی و ساخت‌یافته به همین پرسش‌ها هستند؛ پاسخ‌هایی که در قالب روایت گناه، نجات، رهایی و رستگاری بیان می‌شوند.

نویسنده در مقدمه، خط تمایزی روشنگر میان دو خانواده بزرگ دینی ترسیم می‌کند. در سنت‌های ابراهیمی (یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام) نقطه شروع بحث، «گناه» است؛ انسان در نسبت با خدای شخصی و فرمان الهی تعریف می‌شود و مسئله اصلی، نافرمانی، فاصله گرفتن یا بی‌اعتنایی به اراده خداست. در مقابل، در سنت‌های شرقی نظیر هندوئیسم و بودیسم، نقطه آغاز نه «گناه» که «جهل» است؛ نادانی نسبت به حقیقت نهایی واقعیت و اسارت در چرخه تولد و مرگ (سمساره). در این‌جا، زبان غالب، زبان «بیداری» و «رهایی» است، نه زبان «خطا» و «بخشش».

با این همه، کوارد بر یک «بصیرت مشترک» در همه این سنت‌ها انگشت می‌گذارد: این‌که این جهان، هر قدر هم آمیخته با رنج، خطا یا توهم باشد، صحنه‌ای کاملاً بسته و بی‌راه خروج نیست. همه این سنت‌ها، هرکدام با زبان خود، از «راهی» سخن می‌گویند که از تاریکی به روشنایی و از وضع نامطلوب به وضعیت رستگارانه می‌برد.

گناه، شریعت و نجات در سنت‌های ابراهیمی

نخستین بخش کتاب به سه دین ابراهیمی اختصاص دارد: یهودیت، مسیحیت و اسلام. کوارد در هر فصل از ساختار مشابهی بهره می‌گیرد؛ ابتدا «وضعیت انسانی» را در آن سنت به تصویر می‌کشد، سپس به سراغ متون مقدس می‌رود و معنای گناه و نجات را در آن‌ها جست‌وجو می‌کند، بعد دیدگاه الهی‌دانان و مفسران مهم را مرور می‌کند و سرانجام به نسبت میان نجات و زندگی پس از مرگ می‌رسد. همین ساختار، کتاب را به نقشه‌ای خوانا و قابل‌مقایسه برای فهم ادیان تبدیل کرده است.

در یهودیت، نقطه عزیمت، «زندگی زیر تورات» است؛ زندگی در چارچوب عهدی که خدا با قوم اسرائیل بسته است. انسان یهودی در این چشم‌انداز نه صرفاً یک فرد، بلکه عضوی از جامعه عهدی است که رابطه‌اش با خدا در قالب «پیمان» تعریف می‌شود. گناه، در این‌جا، قبل از آن‌که یک لغزش فردی و روان‌شناختی باشد، شکستن این پیمان جمعی است. کوارد نشان می‌دهد که چگونه در متون عبری، مفهوم «رهایی» ابتدا معنایی تاریخی و سیاسی دارد: رهایی از بردگی مصر، بازگشت از تبعید، احیای قوم. با گذر زمان و رشد ادبیات حکمی و مکاشفه‌گرانه، این مفهوم به سطحی فردی‌تر گسترش می‌یابد؛ سخن از داوری نهایی، مسیح موعود و رستاخیز بدن به میان می‌آید. بدین ترتیب، نجات در یهودیت هم بعدی جمعی دارد و هم فردی: هم سرنوشت یک قوم در تاریخ است و هم سرنوشت یک انسان در افقی فراتر از مرگ.

در مسیحیت، به تعبیر کوارد، واژه «salvation» به معنای کلاسیک خود تبلور پیدا می‌کند. در الهیات پولسی و بخش مهمی از سنت مسیحی، گناه نه صرفاً مجموعه‌ای از اعمال نادرست، که وضعیتی بنیادین از جدایی و بیگانگی از خداست که همه انسان‌ها در آن سهیم‌اند. نجات، در این روایت، به‌واسطه شخص مسیح به‌عنوان «منجی» ممکن می‌شود؛ او که با مرگ و رستاخیز خود، راه آشتی میان انسان و خدا را می‌گشاید. کوارد ضمن شرح نگاه عهد جدید به عیسی به‌عنوان نجات‌بخش، تحول فهم نجات را در تاریخ مسیحیت پی می‌گیرد: از مباحث مربوط به نسبت ایمان و عمل، تا سنت‌های عرفانی، پروتستانی و کاتولیکی، و خوانش‌های معاصر انتقادی و رهایی‌بخش. جایگاه حیات پس از مرگ، بهشت و جهنم و رستاخیز، در این فصل به‌عنوان افق نهایی نجات بررسی می‌شود؛ افقی که در آن، انسان نجات‌یافته به کمال خود در حضور خدا می‌رسد. آن‌گونه که کتاب نشان می‌دهد، در مسیحیت نجات بیش از هر چیز «فیض» است؛ عطیه‌ای الهی که انسان با ایمان و پذیرش آن از وضعیت گناه‌آلود خود بیرون می‌آید.

فصل مربوط به اسلام، با ترسیم تصویری چندلایه از انسان در قرآن آغاز می‌شود؛ انسانی که هم بالقوه «خلیفه» و «کریمانه» است و هم می‌تواند «ظلوم» و «جهول» باشد. گناه، در این چارچوب، به معنای خروج از صراط مستقیم، ظلم به خویش و نافرمانی از دستور خداست. کوارد نشان می‌دهد که در زبان اسلامی، نزدیک‌ترین معادل برای «salvation» واژه «نجات» است؛ نجاتی که به‌معنای رهایی از آتش و ورود به رحمت خداوندی فهمیده می‌شود. با تکیه بر آیات قرآن و سنت اسلامی، او توضیح می‌دهد که ایمان، عمل صالح، توبه، رحمت الهی و در برخی قرائت‌ها شفاعت، عناصر اصلی در راه نجات محسوب می‌شوند.

در ادامه، نویسنده به اختصار به بحث‌های کلامی مسلمانان می‌پردازد: مناقشات بر سر جبر و اختیار، عدالت و رحمت الهی، و سرنوشت گناهکاران. این مباحث نشان می‌دهد که الهیات اسلامی چگونه کوشیده است میان مسئولیت اخلاقی انسان و گستره رحمت الهی تعادل برقرار کند. تصویر آخرت در اسلام (از حساب و میزان و صراط تا بهشت و جهنم) در این فصل با محوریت همین مسئله گناه و نجات بازخوانی می‌شود، به‌گونه‌ای که برای خواننده روشن شود چگونه فهم مسلمانان از زندگی پس از مرگ، با تصویر آنان از وضعیت انسان و امکان نجات درهم‌تنیده است.

کوارد در پایان این بخش نشان می‌دهد که در سه دین ابراهیمی، مسئله انسانی در نهایت مسئله رابطه با خداست؛ گناه به‌معنای نقض این رابطه و نجات به‌معنای آشتی، بخشایش و ورود به وضعیتی تازه در پیشگاه الهی. تفاوت‌ها یعنی از نقش شریعت و ایمان گرفته تا جمعی یا فردی‌بودن نجات پذیرفته می‌شود، اما خطوط اشتراک نیز برجسته می‌گردد.

رستگارانه زیستن

جهل، رهایی و چرخه تولد و مرگ در سنت‌های شرقی

در نیمه دوم کتاب، زاویه دید تغییر می‌کند: از زبان «گناه» و «شریعت» در ادیان ابراهیمی، به زبان «جهل» و «بیداری» در هندوئیسم و بودیسم. کوارد تأکید می‌کند که این تغییرِ واژگان، به معنای بی‌ارتباط بودن دو خانواده سنتی نیست؛ هر دو در پی پاسخ دادن به رنج و محدودیت انسانی‌اند، اما مسئله را در افق‌های مفهومی متفاوت صورت‌بندی می‌کنند.

فصل آیین هندو با معرفی مفهوم سمساره، چرخه پایان‌ناپذیر تولد، مرگ و تولد دوباره، و قانون کارما آغاز می‌شود. در این دیدگاه، انسان به سبب اعمال و جهل خود در این چرخه گرفتار است و رنج، بخش ساختاری این وضعیت است. مسئله اصلی، نه گناه در برابر خدای شخصی، بلکه نادانستن حقیقت نهایی واقعیت و خویشتن است؛ ندانستن این‌که آتمن (خود حقیقی یا روح) با برهمن (حقیقت مطلق) یگانه است. نجات، در این سنت، با واژه «مکشه» نامیده می‌شود؛ رهایی از سمساره و دست‌یابی به نوعی آزادی بنیادین.

کوارد با رجوع به متون کلاسیک(از وداها و اوپنیشدها تا بگودگیتا) نشان می‌دهد که چگونه هندوئیسم در عین تنوع درونی، بر امکان این رهایی تأکید می‌کند. او چهار راه اصلی هندو برای رسیدن به مکشه را معرفی می‌کند: راه عمل (کرمه مارگه)، راه معرفت (جنانه مارگه), راه عشق و اخلاص (بکتی مارگه) و راه مراقبه و انضباط درونی یا کفّ نفس (یوگا مارگه). این چهار راه، وجوه اخلاقی، معرفتی و معنوی رهایی را در کنار هم برجسته می‌کنند و نشان می‌دهند که «نجات» در هندوئیسم صرفاً یک تجربه ذهنی یا فکری نیست، بلکه به سبک خاصی از زیستن مربوط می‌شود.

فصل دین بودایی، با شرح آموزه بنیادین چهار حقیقت شریف آغاز می‌شود: واقعیت رنج (دوکه)، منشأ رنج در تشنگی و دلبستگی، امکان پایان رنج، و راه هشت‌گانه‌ای که به این پایان می‌انجامد. در این‌جا نیز، مسئله محوری «جهل» است؛ نادانی نسبت به ناپایداری همه چیز، نبود یک «خود» ثابت، و وابستگی متقابل همه پدیده‌ها. نیروانا، که معادل کارکردی «نجات» در این سنت است، به‌معنای خاموش شدن آتش حرص، نفرت و جهل است؛ نه الزاماً رفتن به قلمرویی دیگر پس از مرگ.

کوارد ضمن معرفی اختلاف‌نظرها و گفت‌وگوهای درونی مکاتب بودایی (از ترواده تا مهایانه) نشان می‌دهد که بحث درباره ماهیت نیروانا، نسبت آن با جهان و امکان یا چگونگی رسیدن به آن، چگونه به مناقشات فلسفی ژرفی انجامیده است. در عین حال، او ساختار سه‌گانه راه بودایی یعنی اخلاق، تمرکز ذهنی و بینش را به‌عنوان راهی عملی برای رهایی از رنج و تحقق نیروانا توضیح می‌دهد. بدین‌سان، معنای «نجات» در بودیسم نه صرفاً یک مفهوم انتزاعی، بلکه راهی برای تغییر کیفیت زندگی روزمره است.

در فصل پایانی، نویسنده همه این خطوط را به هم پیوند می‌زند. او نشان می‌دهد که اگرچه زبان‌ها و چارچوب‌ها متفاوت‌اند؛ گناه در برابر خدا در یک‌سو، و جهل در برابر حقیقت در سوی دیگر؛ نجات به‌مثابه بخشودگی در برابر نجات به‌مثابه رهایی از سمساره؛ اما در عمق، با پرسشی واحد مواجهیم: آیا انسان محکوم به ماندن در وضعیت کنونی است یا راهی برای عبور وجود دارد؟ با ارجاع دوباره به ویلیام جیمز و ایده «خودِ وسیع‌تر»، کوارد تأکید می‌کند که در همه این سنت‌ها، تجربه نجات نوعی گشودگی به افقی فراتر از خود معمولی است؛ خواه آن افق را خدا بنامیم، خواه حقیقت نهایی یا بیداری از خودمحوری.

ترجمه فارسی و مخاطب ایرانی

ترجمه فارسی کتاب، با عنوان «درآمدی کوتاه بر گناه و نجات در ادیان»، به قلم دکتر ولی عبدی و محمدحسین محمدپور و توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد در قطع وزیری و ۱۵۲ صفحه منتشر شده است. مترجمان، ضمن پایبندی به ساختار آکادمیک و ارجاعات علمی اثر، کوشیده‌اند متن را برای خواننده فارسی‌زبان روان و در دسترس نگه دارند. از ویژگی‌های متن انگلیسی که در نسخه فارسی نیز رعایت شده، حذف نشانه‌های آوایی (دی‌اکریتیک‌ها) در واژگان عبری، عربی و سانسکریت است، تا خواننده‌ای که با این زبان‌ها آشنا نیست در خواندن اصطلاحات دچار دشواری نشود.

این کتاب از یک‌سو می‌تواند به‌عنوان منبعی درسی برای دانشجویان و پژوهشگران فلسفه دین، کلام و مطالعات تطبیقی ادیان به‌کار رود؛ از سوی دیگر برای خوانندگان علاقه‌مند به آشنایی کلی اما دقیق با نگاه ادیان به گناه، رنج و نجات نیز مناسب است. مزیت اصلی اثر، رویکرد توصیفی و تطبیقی آن است: کوارد از داوری ارزشی بین ادیان پرهیز می‌کند و به‌جای آن، می‌کوشد هر سنت را از درون و در چارچوب مفاهیم خود آن بفهمد و سپس نقاط اشتراک و تفاوت را روشن کند.

در جهانی که عرفی‌شدن، فردگرایی و بحران‌های معنایی بخشی از تجربه روزمره‌اند، کتاب‌هایی از این دست می‌توانند به گفت‌وگو میان سنت‌های دینی و همچنین میان مؤمنان و نامؤمنان یاری برسانند. «درآمدی کوتاه بر گناه و نجات در ادیان» متنی است به بازاندیشی در این احساس مشترک انسانی که «چیزی باید تغییر کند»؛ احساسی که صورت‌های مختلفی دارد: رنج، شکست، احساس گناه یا تجربه جهل و سرگشتگی. کوارد، بدون افتادن در دام خوش‌بینی ساده‌لوحانه یا بدبینی افراطی، نشان می‌دهد که در نگاه ادیان، جهان همچنان صحنه‌ای است که در آن می‌توان راهی به سوی نور، معنا و رهایی جست؛ و شاید، همین جست‌وجو است که به «خوب زیستن» و «رستگارانه زیستن» در دل زندگی عرفی و معاصر معنایی تازه می‌بخشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها