سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)ُ- پریا حیدری، دانشآموخته جامعهشناسی؛ مارتین هایدگر یکی از تأثیرگذارترین و جنجالیترین فیلسوفان قرن بیستم، شخصیتی است که آثارش همچنان محل مناقشه و منبع الهام در حوزههای فلسفه، الهیات، ادبیات و نظریهی انتقادی باقی مانده است. دغدغه محوری فلسفه او، یعنی «مسئله وجود» یا هستی (Sein)، تلاشی برای فراروی از تاریخ متافیزیک غربی بود که از نظر او، هستی را به موجودات فروکاسته و معنای اصلی آن را به فراموشی سپرده بود.

شهرت هایدگر عمدتاً مدیون اثر بزرگ و ناتمام او، «هستی و زمان» (Sein und Zeit) (۱۹۲۷) است. در این اثر، او به تحلیل پدیدارشناسانهی دازاین (Dasein) یا «هستی در آنجای انسان» میپردازد تا از طریق درک ساختارهای وجودی انسان (از جمله مرگ، زمانمندی و اضطراب) به معنای هستی دست یابد. این رویکرد، هستیشناسی را به پدیدارشناسی گره زد و تأثیری عمیق بر اگزیستانسیالیسم (به ویژه سارتر)، فلسفه قارهای و هرمنوتیک (به ویژه گادامر) گذاشت.
بااینحال، زندگی فکری هایدگر از نظر سیاسی نیز به شدت جنجالی است. همکاری او با حزب نازی و پذیرش ریاست دانشگاه فرایبورگ در سال ۱۹۳۳، نقطه سیاهی در کارنامه او محسوب میشود. هرچند هایدگر بعدها از فعالیت سیاسی خود کنارهگیری کرد، اما سکوت او در مورد جنایات نازیها و بهویژه، مسأله ارتباط عمیق میان تفکر فلسفی او و تعهدات سیاسیاش، موضوعی است که تا به امروز فیلسوفان را به دو دسته موافقان و منتقدان شدید تقسیم کرده است.
یکی از درگیران فکری برجسته با هایدگر، هانا آرنت، فیلسوف یهودیالاصل و شاگرد پیشین او بود که رابطه پیچیدهای با استادش داشت. آرنت که خود از قربانیان نازیسم بود، علیرغم دوری از هایدگر به دلیل مواضع سیاسی او، بعدها در دفاع از اهمیت فلسفه هایدگر - با جداکردن آن از زندگی سیاسیاش- نقش داشت. این تنش میان عمق فلسفه هایدگر و خطای اخلاقی او، تعیینکننده فضای فکری نیمه اول قرن بیستم بود و خواندن هر کتابی درباره هایدگر باید با توجه به این زمینه حساس انجام گیرد.

کتاب «زمین و خدایان: درآمدی بر فلسفه مارتین هایدگر» اثر وینسنت وایسیناس تلاشی جاهطلبانه است که با هدف ارائه یک معرفی جامع و ساختارمند از کل منظومه فکری هایدگر نگاشته شده است. این کتاب با ترجمه علیرضا میرزایی از سوی نشر مرکز منتشر شده است. نشر مرکز طی سالهای اخیر، چند کتاب درباره هایدگر منتشر کرده از جمله: «هایدگر و تاریخ هستی» و «هایدگر و پرسش بنیادین» اثر بابک احمدی، «هایدگر و نازیسیم» اثر ویکتور فاریاس، و «آشنایی با هایدگر» اثر پل استراترن. کتاب وایسیناس در ادامه آثار پیشین، به جای پرداختن صرف به «هستی و زمان» که اغلب محور مقدمهها است، فلسفه هایدگر را از فاز پایانی و تکاملیافته آن، یعنی فاز «زمین و خدایان»، مورد بررسی قرار میدهد.
وینسنت وایسیناس (درگذشته ۲۰۰۲) فیلسوف لیتوانیاییالاصل و نویسنده چندین اثر در مورد فلسفه هایدگر است. او با تسلط بر میراث فکری هایدگر، توانسته است مدلی را برای فهم فلسفه او ارائه دهد که رویکردی متفاوت و از نظر او، کاملتر است. وایسیناس معتقد است که برای درک صحیح هایدگر، باید سیر تکاملی اندیشه او را درک کرد؛ سیری که در فاز نهایی خود به بلوغ میرسد.
عنوان کتاب ممکن است در نگاه اول برای یک اثر مقدماتی عمومی غیرمعمول به نظر برسد؛ اما وایسیناس به وضوح توضیح میدهد که چرا «زمین و خدایان» درواقع کل فلسفهی هایدگر را دربرمیگیرد. او فلسفه هایدگر را به سه فاز یا دوره اصلی تقسیم میکند:
یک: فاز دازاین (Dasein - ۱۹۲۷ تا حدود ۱۹۳۰): این فاز عمدتاً با «هستی و زمان» مشخص میشود، جاییکه هایدگر از طریق تحلیل هستیشناسانهی انسان (دازاین) به عنوان موجودی که هستی برایش یک مسأله است، به جستوجوی معنای هستی میپردازد.
دو: فاز هستی (Being - حدود ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰): در این دوره، هایدگر با «چرخش» (Kehre) مواجه میشود و توجه خود را از دازاین به سوی خود هستی معطوف میکند. هستی دیگر صرفاً توسط انسان مورد پرسش قرار نمیگیرد، بلکه خود را «میفرستد» یا «رویداد» میدهد. این فاز شامل انتقاد هایدگر به متافیزیک غربی و مفهوم «فراموشی هستی» است.
سه: فاز زمین و خدایان (Earth and Gods - از حدود ۱۹۴۰ به بعد): این فاز نهایی که وایسیناس آن را «فلسفه کاملاً تکاملیافته هایدگر» مینامد، نهتنها مسائل دو فاز پیشین را تکرار میکند، بلکه آنها را در چارچوبی جامعتر حل و فصل مینماید. هستی در این مرحله به صورت نیروها یا قدرتهای هستی (Seinsmächte) ظهور میکند. این نیروهای بنیادی چهارگانهای هستند که هایدگر آنها را «چهارگانه» (Geviert) مینامد:
زمین (Earth): نماد ناپیدایی، نگهداری و مقاومت در برابر آشکارسازی، و مأمن همه چیزها.
آسمان (Sky): نماد آنچه میدرخشد، میرود و میآید، و پدیداری پدیدهها.
میرندگان (Mortals): یعنی انسانهایی که به دلیل آگاهی از مرگ، «خانه هستی» را میسازند و در این چهارگانه سکونت دارند.
خدایان (Gods): نماد الوهیت و نیروهای فراانسانی که به انسان و جهان، معنا و جهت میدهند.
چرا «زمین و خدایان» درآمدی بر کل فلسفه هایدگر است؟ وایسیناس استدلال میکند که عنوان کتاب یعنی «زمین و خدایان» درواقع یک کوتهنوشت برای کل چهارگانه هستی (زمین، آسمان، خدایان و میرندگان) است. زمین بدون آسمان معنا ندارد و خدایان نیز در جهان میرندگان، خدایان به حساب میآیند. بنابراین، با بررسی عمیق مفاهیم زمین و خدایان، خواننده عملاً با ساختار نهایی و کل اندیشهی هایدگر روبهرو میشود؛ اندیشهای که مسائل دازاین (میرندگان) و هستی (قدرتهای هستی) را در خود مستحیل کرده است.
این رویکرد نهتنها یک معرفی صرف نیست، بلکه یک تفسیر قدرتمند است. وایسیناس با تمرکز بر فاز سوم، یک پسزمینه ضروری و کارآمد را برای خوانندگان فراهم میآورد تا بتوانند با درک عمیقتر از دیدگاه نهایی هایدگر، به سراغ متون دشوار خود فیلسوف بروند. این کتاب خواننده را به این درک میرساند که فلسفه هایدگر یک سیستم ایستا نیست، بلکه جریانی طبیعی از مسائلی بنیادی است که در طول زندگی فکری او به بلوغ و تکامل رسیدهاند.
بسیاری از مقدمهها بر هایدگر، به دلیل دشواری متون متأخر او، عمدتاً به «هستی و زمان» محدود میشوند. اهمیت «زمین و خدایان» در این است که از این محدودیت فراتر میرود. وایسیناس به مخاطبان این فرصت را میدهد که اندیشه متأخر هایدگر – که اغلب به شعر، زبان و هنر میپردازد و هستی را در رویدادهای هستیشناختی میبیند – را نیز درک کنند. این درک برای فهم تأثیر هایدگر بر زیباییشناسی، فلسفه زبان و نظریه معماری کاملاً حیاتی است.
کتاب وایسیناس به دلیل چارچوب منظم سهگانهاش، برای دانشجویانی که میخواهند از سردرگمی میان «هستی و زمان» و متون پس از چرخش هایدگر رهایی یابند، ابزاری بسیار ارزشمند است. این کتاب درواقع «کلیدِ» ورود به جهان هایدگر پس از نقد متافیزیک است، جاییکه او در تلاش برای یافتن یک زبان و تفکر «دیگر» (Another Thinking) برای هستی است.
«زمین و خدایان» صرفاً یک «درآمد» نیست؛ بلکه یک تحلیل روشمند و عمیق از سیر تکامل هستیشناسی مارتین هایدگر است. با تمرکز بر نمادهای هستیشناختی نهایی او – زمین، آسمان، خدایان و میرندگان – کتاب موفق میشود تا فلسفه هایدگر را به عنوان یک کُل منسجم، به جای مجموعهای از فازهای گسسته، نمایش دهد. همچنین برای خواننده فارسیزبانی که میخواهد هایدگر را نه صرفاً به عنوان یک چهره جنجالی، بلکه به عنوان اندیشمندی که مفهوم ما از هستی، زمان، زبان و هنر را دگرگون کرد، درک کند، این کتاب منبعی کمنظیر و حیاتی است؛ پیشنیازی برای درکِ آنکه چرا علیرغم همه جنجالهای سیاسی، فلسفه هایدگر همچنان در کانون مباحث هستیشناختی باقی مانده است.
نظر شما