شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۶
قلم، حتی در روزهای تاریک جنگ هم می‌تواند خانه باشد

نویسندگانی از شهرهای مختلف، با هر سلیقه و رویکردی، کنار هم ننشسته‌اند تا نشان دهند: قلم، حتی در روزهای تاریک جنگ هم می‌تواند خانه باشد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا در فرهنگسرای حافظیه، ۱۱ اردیبهشت ماه جمعی از نویسندگان، شاعران، فعالان رسانه و اصحاب فرهنگ و هنر در دورهمیِ گروه ادبی «خانه» گرد هم آمدند؛ گروهی که متولدِ روزهای سخت جنگ و همدلی بود و حالا با نام تازه‌ای به مسیر خود ادامه میدهد: «خانه راوی».

روایتی از یک ایده که در جنگ زنده ماند

مراسم با صحبت‌های سمیه جمالی، بنیانگذار گروه آغاز شد. او از روزهایی گفت که قرار بود گروهی از نویسندگان با اهداف مشترک شکل بگیرد، اما جنگ آمد و همه چیز را به تعلیق انداخت.

«شب دوم جنگ بود که تصمیم گرفتم کانال تلگرامی بزنم. بعد به این نتیجه رسیدم که کانال کافی نیست؛ باید گروهی باشد که همه بتوانند بنویسند، نظر بدهند، مشارکت کنند.»

او به تجربهٔ ناموفق ایتا برای کامنت‌گذاری اشاره کرد و توضیح داد که چطور گروهی از نویسندگان، اصحاب رسانه، مدیران انتشارات و فعالان فرهنگی دور هم جمع شدند تا «همدلی را جایگزین انزوا کنند».

از جمله دستاوردهای این گروه در مدت کوتاه فعالیت:

· انتشار سه کتاب الکترونیک با موضوع «وطن»

· شکل‌گیری گروه‌های مستندسازی، شعر و داستان

· همکاری گسترده اعضا در ویرایش، صفحه‌آرایی (با همراهی خانم میرزایی از کرمانشاه) و تولید محتوا

جمالی تأکید کرد که انتخاب قالب الکترونیک برای سرعت در دسترسی مخاطب بود و افزود:«نه با پایان جنگ و نه با اوج گرفتن جنگ، این گروه از بین نمی‌رود. نقطهٔ مشترک ما نوشتن است، و میخواهیم این مسیر را منسجم‌تر و حرفه‌ای‌تر ادامه دهیم.»

او همچنین از برنامه‌هایی مانند کارگاه‌های حضوری و برخط در زمینه نوشتن، خواندن، فیلم، هنرهای تجسمی و همکاری با ناشران مختلف خبر داد و از اعضای گروه خواست به متون ارسالی در گروه اهمیت دهند: «متن ویرایش شده، مرتب و ارزشمند باشد. ما نویسنده‌های حرفهای هستیم و به مخاطب احترام میگذاریم.»

در پایان بخش اول، از اعضای حاضر خواسته شد خود را معرفی کنند و فضای صمیمانه و تعاملی جلسه شکل گرفت.

سجاد سهیلی با غزلی عاشقانه-مذهبی شروع کرد؛ ترکیبی از ارادت به امام رضا (ع) و حسِ بیداری درونی. ابیاتی مانند:

«بوی نسیمت آمد و فصل بهار شد / وقتی دل کبوتر تو بیقرار شد»

حضار را به سکوتی عمیق و همراه با احساس واداشت.

وحیدزاده با لحنی حماسی و اعتراضی، از داغ جوانان، تخته‌سیاه سرخ مدرسه، و ایرانِ زنده گفت:

«پای تو میمونم وطن / آه ای وطن غمگین نشو»

او پایان شعر خود را به امید «بهاری که با سپاه لاله‌ها می‌آید » گره زد.

در ادامه داود امیریان با تأکید بر اینکه «ما هنوز در بطن قصه زندگی میکنیم»، جنگ را نه رویدادی گذشته، بلکه واقعیتی زنده و جاری توصیف کرد.

او با اشاره به آمارِ راویان جنگ گفت: «از یک میلیون رزمنده، شاید فقط ۱۰۰ یا ۲۰۰ نفر راوی شدند. شما هم امروز گلچین شده‌اید. قدر خودتان را بدانید؛ شما قرار است راوی این ماجرا باشید، چه به شکل مستند، چه داستان، نمایشنامه یا فیلمنامه.»

این نویسنده با شوخ‌طبعی و شیرینی از اتفاقاتی گفت که در روزهای اخیر در محله‌ها دیده: از مردی که به دنبال «ته موشک» برای فروش بود تا آتش‌نشانی که گربه‌ای را از زیر آوار نجات داد. او تأکید کرد که زاویه‌های ریز و انسانیِ این وقایع، از هر درام بزرگی تأثیرگذارترند.

از سوال پرسیدن نترسید

امیربان روایت کرد که چگونه برای نوشتن دربارهٔ کلانتری، خود را به یک کلانتری معرفی کرد، حتی درخواست بازداشت یکساعته داد تا حسِ آن را تجربه کند.

«نیروهای امنیتی هم دوست دارند کمک کنند. وقتی به آنها اهمیت بدهید، اطلاعات بیشتری میدهند. ما ایرانی‌ها از این نظر بی‌پرده هستیم.»

سه روایت کوتاه از دل روزهای اخیر خواندند؛ روایت‌هایی از دلتنگی، ترس، همدلی و امید. متنها بدون شرح اضافی، با صدای آرام و تأملبرانگیز بازگو شد و فضای جلسه را به اوج احساس رساند.

پایان‌بخش مراسم، رونمایی از نام تازهای بود که اعضا پس از مشورت‌های بسیار بر آن اتفاق نظر داشتند.

نام پیشین «خانه» حفظ شد، اما با قالبی تازه:

جمالی در توضیح این انتخاب گفت: «خانه نماد وطن و آرامش است. اما ما فقط خانه نمیخواهیم؛ میخواهیم راویِ اتفاق‌های این خانه باشیم. راویِ دردها، امیدها، شادی‌ها و حتی روزهای سخت.»

اعضا متعهد شدند که گروه را با نظم و برنامه‌ریزی بیشتر، برگزاری کارگاه‌های آموزشی حضوری و آنلاین، و همکاری با ناشران معتبر ادامه دهند. همچنین کتاب چهارم گروه (با موضوع روایت جمعی از روزهای اخیر) به‌زودی به صورت فیزیکی منتشر خواهد شد.

این مراسم نه فقط یک دورهمی ادبی، بلکه اعلام موجودیتِ دوبارهٔ گروهی بود که از دلِ بحران زاده شد، با نوشتن نفس کشید، و حالا با نام «خانه راوی» مسیر حرفه‌ای و منسجم‌تری را آغاز کرده است.

نویسندگانی از شهرهای مختلف، با هر سلیقه و رویکردی، کنار هم ننشسته‌اند تا نشان دهند: قلم، حتی در روزهای تاریک جنگ هم می‌تواند خانه باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها