به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «پیدایش مدارس: نهادهای علمی ـ آموزشی در اسلام و غرب» نوشته جورج مقدسی یکی از پژوهشهای بنیادین در حوزه تاریخ آموزش و نهادهای علمی در تمدن اسلامی است که به تازگی با ترجمه سنجیده و وفادار دکتر هادی عالمزاده و علیهمت خلیلی از سوی انتشارات حکمت منتشر شده است.در این یادداشت اختصاصی، مجتبی سلطانی احمدی-تاریخپژوه و دانشیار دانشگاه پیامنور- با نگاهی تحلیلی به بررسی دقت علمی نویسنده در تبیین تطور مدرسه اسلامی و تأثیر آن بر الگوهای آموزشی غرب مسیحی، همچنین قوت ترجمه و نکتهسنجیهای مترجمان در انتقال مفاهیم دقیق و اصطلاحات پیچیده متن اصلی پرداخته است. متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:

کتاب «پیدایش مدارس: نهادهای علمی ـ آموزشی در اسلام و غرب» اثر دانشور لبنانیتبار، جورج مَقْدِسی، با ترجمه استاد فرزانه دکتر هادی عالمزاده و با همکاری علیهمت خلیلی از سوی انتشارات حکمت در قطع رقعی و در ۷۰۵ صفحه منتشر شد. اهمیت انتشار این اثر در زبان فارسی، بیش از هر چیز مرهون کوششهای علمی و دغدغهمندی دکتر عالمزاده است. کارهای جورج مقدسی پس از گذشت سالها از نشر آنها، همچنان در موضوع خود استوار پابرجایند و گویی هنوز هیچ پژوهشگری نتوانسته به شکلی محسوس آنها را از جای خود کنار بزند؛ همچنین از چنان قوتی برخوردار بودهاند که گذر از آنها به سادگی ممکن نیست.
«پیدایش مدارس» از آثار مرجع و بنیادین در حوزه تاریخ تعلیم و تربیت اسلامی بهشمار میآید. سالها، دانشجویان دکتری رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی به سبب اهمیت این کتاب، ناگزیر به مطالعه متن انگلیسی یا ترجمه عربی آن بودند و نبودِ ترجمهای فارسی از این اثر، خلأی جدی در منابع آموزشی ایجاد کرده بود. ترجمه دقیق و سنجیده دکتر عالمزاده، که از سنت علمی «مکتب دقت» برخاستهاند، این خلأ را بهگونهای شایسته جبران کرده و جایگاه کتاب را در محیطهای دانشگاهی استوارتر ساخته است.
پس از آنکه از پایان یافتن ترجمه آگاه شدم، از استاد خواستم از ناشر بخواهند روند چاپ را تسریع کنند. ایشان با بزرگواری پذیرفتند و طی نامهای خطاب به انتشارات حکمت، بر ضرورت انتشار هرچه سریعتر کتاب تأکید کردند. افزون بر این، حق ترجمه خود را برای همیشه به ناشر واگذار کردند تا کتاب با بهایی مناسبتر در اختیار اساتید و دانشجویان قرار گیرد. این رفتار نشاندهنده نجابت علمی، فروتنی و روحیه فرهنگی ایشان است. خداوند ایشان را در پناه خود محفوظ بدارد.
از منظر محتوایی، این کتاب با تمرکز بر مهمترین نهاد آموزشی در تمدن اسلامی، یعنی مدرسه، و نیز نهادهای علمی و آموزشیِ موازی یا رقیب آن، تصویری روشن و ژرف از ساختار آموزش و پرورش اسلامی و تأثیرات آن بر غرب مسیحی ارائه میکند. ترجمه روان، وفادار و دقیق دکتر عالمزاده و آقای خلیلی باعث شده است خواننده فارسیزبان بتواند با انسجام بیشتری با مباحث این اثر مهم مواجه شود و اهمیت تاریخی و تمدنی آن را دریابد.
جورج مقدسی در این اثر نشان میدهد که مدرسه، تجسم علوم دینی اسلام—بهویژه فقه—و نمود رویکردی سنتگرایانه است که به پیدایش روش «مَدرسی» انجامید؛ روشی که قرنها صورت غالب تفکر نظاممند در جهان اسلام و سپس در غرب مسیحی شد. ترجمه سنجیده صورت گرفته عمق این مباحث را بهروشنی منتقل میکند و بهرهگیری از این اثر را برای پژوهشگران دوچندان میسازد.
جورج مقدسی در این کتاب به خوبی نشان می دهد تطور مذاهب فقهی با مذاهب جغرافیایی آغاز شد و سپس به تطور مذاهب شخصی مانند حنفی و مالکی و ... و پس از آن به درگیری میان دین و با دولت و به سود و ارتقای اهل حدیث و سنت انجامید. مقدسی بر این باور است تاریخ نهادهای علمی اسلامی پیوندی استوار با تاریخ دینی و جنبشهای فقهی و کلام اسلامی دارد.
مقدسی در این کتاب به خوبی به بیان دقیق تفاوت اساسی میان وقف در اسلام و و وقف در بیزانس و غرب مسیحی و تأثیرات چشمگیر این تفاوت در نحوه اداره مدارس اسلامی و دانشکده ها و دانشگاه های غربی و به تبع آن تأثیر این دو نوع مدیریت در رکود آموزش در اسلام و نُضج علوم در غرب پرداخته است.
طرح و تبیین تفاوت موجود در مبانی ساختار دانشگاه در غرب و کاربرد واژه مدرسه در برابر واژه انگلیسی College و پرهیز از به کار بردن واژه دانشگاه در برابر آن؛ موضوعی است که مقدسی در فصل پایان کتاب به تفصیل بدان پرداخته است.
عالم زاده و خلیلی در مقدمه خود بر کتاب به مطلب بسیار مهمی اشاره می کنند. مطلبی که مترجم عربی کتاب در مقدمه خود از بیان آن غفلت و یا تغافل ورزیده اند، اشاره به علل و سبب اصلی افول و رکود «علم» به معنای Science، و نه به معنای «حدیث»، در جهان اسلام است. به نظر مترجمان که درست هم می باشد علم در نزد «اهل مدرسه» تا نیمه دوم سده پنجم هجری، صرفا به معنای «حدیث» رایج و بود. از جمله منابع اصیل و معتبر دالّ بر این مدّعا کتاب «تقیید العلم» تألیف حطیب بغدادی، متوفای 463 ق است که همه فصول آن به امر یا نهی پیامبر اکرم (ص) از کتابت احادیث اختصاص دارد؛ همچنین تألیف سترگ و تأثیرگذار احیا علوم الدین، از محمد غزالی توسی، به زبان عربی، و نیز کتاب فارسی او «کیمیای سعادت» که غزالی در این دو اثر بر مخالفت با علوم دخیله یونانی و هندی و ... پای می فشرد و با اتکای صِرف به قرآن و سنت و علوم شرعی(فقه، حدیث و تفسیر) و بهره گیری از علم کلام، خاصه کلام اشاعره، به نفی و طرد فلسفه، ریاضی و حتی طب میپردازد؛ نکته مهمی که گرچه جورج مقدسی در مقدمه خود بدان اشاره نکرده، اما در ذیل بحث ارزشمند دارالعلم ها و نیز فصل چهارم، در این باره سخن گفته است.
بیتردید انتشار این کتاب، بهبرکت تلاش علمی و نکتهسنجی دکتر عالمزاده، گامی مهم در تقویت مطالعات آموزش اسلامی در دانشگاههای ایران است و میتواند سالها یکی از متون اصلی و راهگشای پژوهشگران این حوزه باشد. البته بررسی و نقد این کتاب در محافل علمی دانشگاهی و حوزوی ضرورتی انکارناپذیر است؛ چرا که گفتوگوی میان دو سنت پژوهشی، میتواند به همافزایی فکری در فهم مسئله «علم» و ارزیابی مجدد جایگاه نهادهای علمی در تاریخ اسلام بینجامد. چنین مواجههای، امکان بازخوانی نقادانه الگوهای آموزشی گذشته و بازاندیشی در مسیر آینده را فراهم میکند.
نظر شما