سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): هفتمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم محمد برکت، به زندگی و اقدامات فرهنگی ابن یوسف شیرازی، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.
در سالهای پرهیاهوی آغاز قرن چهاردهم قمری، در کوچههای آرام شیراز کودکی چشم به جهان گشود که بعدها نامش در تاریخ کتاب و فرهنگ ایران ماندگار شد؛ ضیاءالدین حدائق شیرازی، «ابن یوسف». او در خانهای بزرگ شد که کتاب و گفتوگوهای علمی، بخشی از زندگی روزمره بود. پدرش، شیخ یوسف حدائق، عالمی خوشبیان و آزاداندیش بود؛ مردی که از دل سنت برآمده بود اما دل در گروی مدرسهسازی، مشروطهخواهی و گسترش دانش داشت. چنین فضایی، نخستین بذرهای عشق به تحقیق و نسخههای خطی را در جان پسر جوان کاشت.
ابن یوسف مسیر دانش را از حجرههای شیراز آغاز کرد و بعدها پا به شهرهایی گذاشت که هرکدام بخشی از هویت علمی او را ساختند: اصفهان، قم، مشهد؛ اما این تهران بود که سرنوشتش را تغییر داد. ورود او به مدرسه سپهسالار، گویی دری تازه به روی او گشود. میان اتاقهای مملو از نسخ کهنه و خوشخط، روزهایی را سپری کرد که بعدها «سالهای طلایی» زندگیاش نام گرفت.
از تولد تا کتابشناسی
آیتالله ضیاءالدین حدائق شیرازی، معروف به «ابن یوسف»؛ در یازدهم محرم سال ۱۳۲۳ هجری قمری، در یک خانواده علمی و روحانی، در شیراز به دنیا آمد. نسب وی با چهار واسطه به شیخ یوسف بحرانی (متوفای ۱۱۸۶ هجری قمری)، صاحب کتاب گرانقدر «الحدائق الناضره إلی أحکام العتره» میرسد.
پدرش، آیتالله حاج شیخ یوسف حدائق، از علماء و مجتهدین طراز اول شیراز بود که در دوره اول و سوم مجلس شورای ملی، نماینده مردم شیراز بود. خطابههای آگاهانه و با بصیرت وی در «مذاکرات مجلس» و «روزنامه مجلس» آمده است. همچنین وی نماینده انجمن ایالتی و ولایتی فارس در دور دوم بود که بخشی از سخنانش در «خلاصة مذاکرات انجمن ایالتی و ولایتی فارس» آمده است۲. وی عالمی شعر دوست و شعرشناس بود و در انجمنهای ادبی «سالار» و «فارس» و «دارالأدب شوریده» شرکت میکرد.
و مرحوم بهروزی میگوید: «مرحوم حجت الاسلام آقای حاج شیخ یوسف حدائق از فحول علماء و مجتهدین مبرز شیراز بوده که در فنون ادب و علوم قدیمه و فقه و اصول و مخصوصاً زبان عربی تبحر کاملی داشت. آن مرحوم از آزادیخواهان و روشنفکران معروف صدر مشروطیت بود و بسیاری از مدارس شیراز در اثر مساعدت و همراهی آن مرحوم تأسیس یافت و در راه تعمیم فرهنگ و استقرار مشروطیت مجاهدت بسیار کرد و لذا مردم حقشناس شیراز در دوره اول او را به عنوان «مجتهد طراز اول» انتخاب کردند و فقید سعید در نوشتن قانون اساسی شرکت داشت. در واقعه به توپ بستن مجلس با زحمات بسیار از راه روسیه به ترکیه رفت و از آنجا به مکه معظمه مشرف شد. فقید سعید سالها مدرس مدرسه منصوریه بود و در حسن خلق و تواضع بیمثل بود. مسجد جمعه (جامع عتیق) که کاملاً منهدم و مخروبه شده بود به سعی ایشان دوباره تعمیر و مرمت شد. آن مرحوم در سال ۱۳۲۲ شمسی به رحمت ایزدی پیوست و در شاهچراغ به خاک سپرده شد.
در سال ۱۲۸۴ شمسی (۱۳۲۴ قمری) یکی از رؤسای مدرسه الیانس موسوم به «مسیو ونزیانی» ایتالیائی به دین اسلام مشرف شد و با مساعدت و همراهی مرحوم آیت الله آقای میرزا ابراهیم مجتهد محلاتی و مرحوم حجت الاسلام آقای حاج شیخ یوسف حدائق نماینده دوره اول مجلس شورای ملی، مدرسهای را به نام «مدرسه اسلامیه» تأسیس کرد و چند نفر از معلمین تحصیل کرده و فاضل را به آموزگاری آن انتخاب کرد. این مدرسه قریب یک سالی دائر بود.»
ابن یوسف پس از تحصیل مقدمات علوم در مدارس جدید و مدرسه علمیه منصوریه، به سال ۱۳۴۵ هجری قمری برای تکمیل علوم معقول و منقول به اصفهان، قم، تهران و مشهد رفت و مدت پانزده سال در تهران اقامت گزید و با گرفتن لیسانس دانشکده معقول و منقول، در مدرسه عالی سپهسالار و مدرسه خان مروی به تدریس پرداخت. او از علمای بزرگ تهران اجازه اجتهاد گرفت و سپس به عتبات عالیات رفت و از معلمان نامدار آنجا نیز موفق به اخذ اجازه شد.
ابن یوسف با صبیة «مجاهد بزرگ آیت الله حاج شیخ محمدحسین مجاهد برازجانی که شخصیت استثنائی ایشان در جنگ جهاد علیه اجانب در بوشهر، دشتستان و تنگستان اظهر من الشمس است و حکم جهاد وی، رئیس علی دلواری را سرمست پیکار کرد و در رکاب او حماسه آفرید» ازدواج کرد و خداوند و به ایشان سه فرزند دختر و سه فرزند پسر به نامهای: فاطمه، حمیده، عطیه، محمد (مشهور به برهان)، محمدحسین و یوسف عطا فرمود.
آقای محییالدین حدائق، برادر مرحوم ابن یوسف، در دوازدهمین آئین بزرگداشت حامیان نسخ خطی (سال ۱۳۹۱) که در شیراز برگزار شد، مطالبی درباره پدر و برادرشان اظهار داشتند که آنچه در نوشتههای تراجم نویسان نیامده این است: «... پس از به توپ بسته شدن مجلس، مدتی در تهران فعالیت میکرد تا بالاخره تحت تعقیب قرار گرفت و با لباس مبدل با مهارتی که در زبان ترکی اسلامبولی داشت از چنگ مأمورین سعدالدوله وزیر داخله وقت فرار کرد و خود را به اسلامبول رسانید.
خوشبختانه در همان زمان در عثمانی مشروطیت اعلام شده بود ارفع الدوله سفیر ایشان و عدهای از مشروطه خواهان از ایشان استقبال کردند و شیخ یوسف با بسیاری از رجال عثمانی آشنا شد و سپس به مصر رفت و چند ماهی مهمان دانشگاه الازهر بود و سپس به لبنان و سوریه رفت و به تکمیل ادبیات عرب اقدام فرمود و سپس بهوسیله راه آهن میان دمشق و مدینه عازم حجاز شد و پس از ادای حج و زیارت حرم مطهر نبوی و بقیع به شیراز بازگشت و به وکالت دوره سوم مجلس شورای اسلامی برگزیده شد. گر چه عمر دوره سوم بهخاطر جنگ جهانی اول کوتاه بود، برای مرحوم شیخ خالی از فایده نبود از جمله دوستی ایشان با مرحوم سید حسن مدرس، ملک الشعرای بهار و کسانی دیگر از دانشمندان مقیم تهران.
امّا شادروان ضیاءالدین ابن یوسف، ... به امر پدر عازم تهران شد ۱۳۰۷ شمسی و مستقیماً با نامهای به خدمت مرحوم سید حسن رسید مرحوم مدرس شادمانه او را در آغوش گرفت و حجرهای بزرگ و مفروش در اختیار او نهاد و کل درس خود را به آنجا منتقل کرد.
مرحوم ابن یوسف در مدرسه سپهسالار تهران از استادان گرانقدری مانند مرحوم مدرس، مرحوم الهی قمشهای، بدیع الزمان فروزانفر، مشکوه، میرزا [محمد]طاهر تنکابنی و آیتالله [سید محمدکاظم] عصار و عدهای دیگر از علماء و حکمای معاصر دیگر [بهره برد]. و در مدت سه سال موفق به اتمام تحصیلات اولیه شد و مقام اولی را کسب کرد. از قول خود ایشان منقول است که: در جلسة جشن فارغ التحصیلی مرحوم ابن یوسف سخنرانی مبسوطی میفرماید که مورد توجه استادان و سایر بزرگان که در جلسه بودند قرار میگیرد تا آنجا که مرحوم استاد بدیع الزمان فروزانفر از جای خود برمیخیزند و میفرمایند: اگر «طیب الله أنفاسکم» مهبطی داشته باشد دهان این جوان شیرازی است. و دیگری از استادان که نامشان را بنده از یاد بردهام میگوید: «بأبه اقتدی عدی بالکرم / و من یشابه أبه فما ظلم» ...
مسئله نام فامیلی ابن یوسف: در اوایل سالهای ورود مرحوم ابن یوسف به تهران و اشتغال به تحصیل و کار در مدرسه عالی سپهسالار مستلزم انتخاب نام فامیلی میشود. مرحوم ابن یوسف به مرحوم مدرس مراجعه میکند. ایشان میفرمایند: تو پسر کیستی؟
میگوید: یوسف.
مدرس میفرمایند: پس تو ابن یوسفی.
آن مرحوم اطاعت امر میکند و این کلمه را برای نام فامیلی انتخاب میکند و در نامهای این جریان را به شادروان پدرش مینویسد. ایشان در جواب مینویسند: امر، امر مدرس است و إن شاء الله مبارک است.
سال بعد که [در] سایر ولایات و ایالات مملکت، مردم موظف به انتخاب نام فامیلی شدند مرحوم شیخ یوسف کلمه «حدائق» را برای نام فامیلی انتخاب کرد.
در پشت جلد اول فهرست مدرسه عالی سپهسالار نوشته شده بود تألیف ابن یوسف شیرازی. چون این کتاب به دست پدر رسید کمی متغیر شد و به ایشان مرقوم داشت که ما هر چه داریم از آن مرد بزرگ داریم نه از من حقیر. مرحوم ابن یوسف .... در پشت جلد دوم آن جبران این نقیصه را فرمود و نوشت: تألیف ضیاءالدین حدائق و کمی پایینتر مرقوم کرد ابن یوسف شیرازی و پدر را شادمان کرد. ...
آنچه به خاطر دارم نامهایست که از یکی از کتابخانههای مُعظم غرب که میلیونها کتاب دارد به مرحوم ابن یوسف نگاشته شده بود (زمستان ۱۳۳۶) و از ایشان دعوت شده بود که برای تدوین کتبی دربارة کتابهای فارسی و عربی آن کتابخانه به آن کشور بروند. بنده و مرحوم عیسی وصال دبیر فاضل زبانهای فرانسه و انگلیسی نامه را ترجمه کرد ولی ایشان از رفتن به آن ولایت دور دست استنکاف کردند و هرگز از استنکاف اظهار پشیمانی نفرمودند.»
حیات کتابشناسانه
ابنیوسف از نوجوانی با کتاب و کتابخانه آشنا بود. و تا آخرین ساعات عمر هم که در بستر بیماری بود، از کتاب جدا نشد. آنچه بهصورت حرفهای و به اصطلاح «حیات کتابشناسانه» میتوان از آن نام برد، پانزده سالی است که وی در تهران اقامت داشت. ابنیوسف در حدود سال ۱۳۰۷ وارد تهران شد و حدود سال ۱۳۲۱ (یکسال قبل از فوت پدر) به شیراز مراجعت کرد. در سال ۱۳۴۹ هجری قمری (/ ۱۳۰۹ شمسی) ترجمه کتاب «صدرالدین شیرازی» را آغاز و در روزنامه ایران امروز به چاپ رساند. مهمترین فعالیت کتابشناسانه وی با نوشتن فهرست نسخههای خطی مدرسه سپهسالار شروع میشود.
با درخواست علی اصغر حکمت شیرازی، وزیر معارف وقت و متولی مدرسه سپهسالار، در سال ۱۳۱۳ نوشتن فهرست تفصیلی نسخ خطی مدرسه سپهسالار شروع میشود. جلد اول در سال ۱۳۱۵ و جلد دوم سال ۱۳۱۸ به چاپ میرسد. پس از آن به درخواست مسئولین کتابخانه مجلس شورای ملی، نوشتن جلد سوم فهرست نسخههای خطی آن کتابخانه را شروع و در سال ۱۳۲۱ چاپ و منتشر میشود.
شیوه فهرستنگاری ابن یوسف مورد توجه تمام اهل کتاب و کتابشناسی قرار گرفت.
درخصوص ارزش کار ابن یوسف، زریاب خویی بیان میکند: «بنده یک وقتی بین سالهای ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱ شاید هم پیش از این سالها به آن مجله نگاه میکردم و میدیدم که دائماً از نداشتن آگاهی و دسترسی به کتابهای خطی و چاپی و کتابخانههای ایران شکوه میکنند، ... یکی حاج میرزا اباعبدالله زنجانی بود. این مرحوم کتابهای خطی را که متعلق به عمویش بود و در دسترس او قرار گرفته بود، در مجله معرفی میکرد. و یک وقتی هم سعید نفیسی از کتابهای چاپ سنگی ایران تهیه کرده بود که در همین مجله منتشر شد.
اما پیش از او مرحوم ثقه الاسلام شهید تبریزی که با مجلههای المقتطف و الهلال ارتباط داشت و بعضی از کتابهای خطی، مخصوصاً کتابهای ریاضی را در آنجا معرفی میکرد. من نوشتههای او را دیدم. آشنایی دنیای اسلام با کتابخانههای ایران بیش از این حد بیشتر نبود. در کتاب «تاریخ آداب اللغات العربیه» نوشته جرجی زیدان فصلی است راجع به کتابخانههای عربی در دنیای آن روز. در این فصل از کتابخانههای استانبول، نجف و ... سخن رفته، اما اصلا و ابداً از کتابخانههای ایران صحبت نشده است، تا اینکه فهرست مرحوم اعتصام الملک چاپ شد. بعد از انتشار این فهرست بود که فهمیدند در ایران کتابخانهای به نام کتابخانه مجلس شورای ملی هست که چند صد کتاب خطی دارد و ... خلاصه بعد از اینها باید از ابن یوسف نام برد که فهرستی از کتابهای کتابخانه مدرسه سپهسالار و مجلس شورا را به چاپ رساند».
اولین کلاس کتابداری در ایران در تابستان سال ۱۳۱۷ در تهران برگزار شد. مؤسس، مدیر و اساتید آن کلاسها، همه از بزرگان اهل کتاب و کتابشناسی بودند. درس «متون کهن» که باید در ده جلسه برگزار میشد، بر عهده ابن یوسف گذاشته شد.

پس از کتابشناسی
ابن یوسف، پس از تألیف جلد سوم فهرست مجلس در سال ۱۳۲۱ شمسی، تهران و کتابشناسی حرفهای را رها و به شیراز مراجعت کرد و موجب تأسف اهل کتاب و کتابشناسی شد.
هیچ دلیل روشنی در دست نیست که چرا ابن یوسف، در اوج فعالیت و موفقیت در فهرست نویسی و کتاب شناسی، تهران را ترک و به شیراز آمد. وی کتاب، مطالعه و تألیف را هیچگاه رها نکرد؛ اما با مراجعت به شیراز نتوانست نوشتههایش، حتی جلدهای بعدی فهرست مدرسه سپهسالار را که فیشبرداری کرده بود، به چاپ برساند. البته در سالهای پایانی عمر و در بستر بیماری، دو کتاب از ایشان چاپ و منتشر شد.
ابن یوسف پس از مراجعت به شیراز، در مدرسه منصوریه مشغول به تدریس علوم دینی شد، و از آنجا که بیانی رسا داشت و خطیبی فصیح به شمار میرفت، به ارشاد خلق میپرداخت و اغلب اوقات را مصروف به تحقیق و تتبع میکرد. ابن یوسف تا توان داشت در جلسه های کانون دانش پارس و انجمن صدر شرکت میکرد.
مرحوم ابن یوسف ـ در حالی که چند سالی در بستر بیماری بود ـ در جمعه سیام بهمن ۱۳۶۶ هجری شمسی، پس از ۸۴ سال زندگی با نیک نامی جهان را بدرود گفت و در آرامگاه حضرت امامزاده ابراهیم رخ در نقاب خاک کشید.
مرحوم ایرج افشار خبر درگذشت ابن یوسف را در «آینده» اینگونه گزارش کرده است:
«ابن یوسف شیرازی (حدائق) (شیراز ۱۳۲۳ق ـ ۱۳۶۶ش)
خبر درگذشت این دانشمند نسخهشناس را که از پیشروان فن فهرست نویسی در ایران بود، دوستی به من داد که خود بهطور خصوصی خبر شده و به مجلس تذکر آن مرحوم در منزل دوست فاضل آقای مهدی ماحوزی رفته بود. ماحوزی خویش نزدیک آن مرحوم است. ابن یوسف تحصیلات سنتی قدیم را در شیراز و سپس در اصفهان و قم و مشهد و تهران دیده بود و درجة لیسانس دانشکده معقول و منقول را هم دریافت کرد و در مدرسههای سپهسالار و مروی درس میگفت.
فرزندانش نام خانوادگی برهان دارند. به آنان و دیگر بازماندگان (خاندان دشتی، آرجین، ماحوزی) تسلیت میگوییم. از آثار اوست: فهرست کتابخانة مدرسة عالی سپهسالار دو جلد ۱۳۱۵ و ۱۳۱۸. فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، جلد سوم، ۱۳۲۱. نهج البلاغه چیست؟ ترجمة نوشتة هبهالدین شهرستانی ۱۳۱۶. صدرالدین شیرازی، ترجمة نوشتة ابوعبدالله زنجانی که در روزنامه ایران منتشر شده است».
لازم به ذکر است که: پسر بزرگ مرحوم ابن یوسف، نامش محمد و مشهور به «برهان» بود و آثاری از او در ایران و آمریکا به چاپ رسیده و نامهای هم به مرحوم ایرج افشار داشته که در جلد اول نامههای ایشان چاپ شده است. «نهج البلاغه چیست؟» ترجمة «ما هو نهج البلاغه» نیست، بلکه به تصریح ابن یوسف در مقدمه کتابش: «بسیاری از مطالب آن ترجمه گردیده».
مرحوم ابن یوسف، کتابخانهای نفیس و با ارزش از کتابهای چاپی و خطی داشت که بخشی از آن، مجموعه کتابهای مرحوم والدش، حاج شیخ یوسف حدائق بود که از کشور مصر آورده بود. آنچه از نسخههای خطی پس از فوت ایشان باقی ماند و بالغ بر سیصد نسخه بود، به کتابخانه آیت الله العظمی نجفی مرعشی در قم منتقل شد.
عشق به کتاب موجب شده بود که ابن یوسف، تمام کتابهای موجود در کتابخانهاش و بهخصوص نسخههای خطی را با دقت، از اول تا به آخر مطالعه کند و با حافظة قوی خدادادی، در جای جای تألیفاتش از مطالب آنها بهره گیرد. برای نمونه، در کتاب «شرح آیات معنونه» که در سالهای پایانی عمر وی نوشته شده میگوید: «در کتابی که در خواصّ آیات در کتابخانة اینجانب موجود است بهخاطر دارم که نگاشته شده: آیت الکرسی را که مشتمل بر پنجاه حرف است با ده وقف اگر تلاوت کنی فایدههای بسیار دارد و شماره کردم تا «و هو العلی العظیم» پنجاه حرف و در کتب قرائت مواقف وقفهای دهگانة آن مشخص شده است!».
آثار
بیش از سی عنوان تألیف از مرحوم ابن یوسف بجای مانده، که فقط ده عنوان آن به چاپ رسیده و بقیه همچنان دستنویس و اکثر آنها نزد داماد ایشان، آقای دکتر مهدی ماحوزی است. از جمله دو کتاب «النظائر و المقتبسات» و «گمشدهها» که تمام تراجم نویسان از آن یاد کردهاند و مرحوم ابن یوسف در توصیهنامهای که به دامادش نوشته و در مقدمه کتاب «امثال القرآن الکریم» چاپ شده، میگوید: «باز هم به یادم آمد که راجع به دو اثر دیگر که در چهار کلاسور مرتب کردهام و برای چاپ و انتشار به شما اهداء و تسلیم داشتم در همین مختصر چند کلمهای با شما صحبت کنم. مقتضی است از آغاز تا پایان آن دو کتاب یعنی «النظائر و المقتبسات» و «گمشدهها» را همانطور که تنظیم شده است با خط خودتان روی کاغذ منظم نقل دهید و آنها را بهترین طرز چاپ و منتشر سازید».
برخی آثار آثار چاپ شده به ترتیب سال چاپ، عبارتند از:
۱ـ صدرالدین شیرازی
این کتاب نوشتة مرحوم ابوعبدالله زنجانی۲۷ است و مرحوم ابن یوسف شیرازی آنرا ترجمه کرده و در سی و پنج شماره از روزنامة ایران آزاد به چاپ رسانده است. اولین بخش آن در شماره ۱۰۴ در تاریخ ۱۳ رمضان المبارک ۱۳۴۹ و آخرین بخش (بخش ۳۵) در ۱۰ مهر ۱۳۱۰ چاپ شده است.۲۸ بعدها این کتاب به همت فرزند مترجم، آقای دکتر محمدحسین ابن یوسف، در لسآنجلس آمریکا در بهار سال ۱۳۷۷ چاپ دوم شده و بخش پایانی ترجمه که در روزنامة ایران آزاد چاپ نشده بود را اضافه کرده و مقدمهای هم در گزارش چاپ دوم ذکر کردهاند. بخشی از مقدمه، شرحی است که مرحوم ابن یوسف در چگونگی ترجمه بیان کردهاند:
«در سال ۱۳۴۹ در ماه شعبان (۱۳۰۹ شمسی) در تهران به دندان درد دچار بودم. پیش دندانپزشکی که در خیابان پشت وزرات فرهنگ بود میرفتم. با خود کتابی که نام آن «غایه الفکر» به زبان عربی که در آن به شرح حال بسیاری از حکما پرداخته بود همراه داشتم و تصمیم گرفته بودم آنرا به نام «راهنمایان اندیشه» به پارسی درآورم. یکروز که از درمانخانه آن پزشک دندان بیرون آمدم، از جلو دفتر روزنامه «ایران آزاد» به مدیریت همشهری بزرگوار و آزادیخواه ایراندوست، آقای سید ابراهیم ضیاءالواعظین گذر کردم. ایشان سید منبری و آزادیخواه، جدی و مردی بسیار وارسته و پُر کار بود و چندی نمایندگی مجلس شورای ملی را داشتند.
چندین سال روزنامه ایران آزاد را در تهران منتشر میکردند و پس از آن در میدان بهارستان فروشگاهی به نام «روزی» درست کردند تا لوازم خوراکی بندگان خدا را پاک و پاکیزه بدست آنها برسانند. دلم کشید که به پاس همشهریگری از ایشان دیداری کنم. بدانجا رفته از من پرسیدند: کتابی که در دست شماست چیست؟ گفتم: چنین نام دارد و روزها که به دندانپزشکی میروم تا نوبت من برسد آن هنگام سود میبرم و آنرا به نام «راهنمایان اندیشه» به پارسی در میآورم.
انسانیت، ادب و دوستی به جا آورد و مرا بدین کار تهنیت گفت و فرمود: بهتر از این، کتابی تازه بهدستم آمده که در همین باره و خوشبختانه راجع به «آخوند ملاصدرای شیرازی» آن فیلسوف بلندپایه میباشد. آنرا به شما میدهم و امیدوارم که شما به پارسی کردن آن بپردازید و روزنامة من هم فرمانبردار شماست و هر روز بخشی از آنرا چاپ و دیدة دوستداران دانشهای ارجمند را روشن میکند. تا چه کند همت والای تو؟ از شما چه پنهان است، من نمیدانم چه نحوه گفتاری بود که این سید بزرگ و دوست ارجمند بر زبان آورد که با اشتغال به یاد گرفتن دانشهای گوناگون، گردن گرفتم که یک بخش از شبانه روز را برای انجام این کار گذارم و آنچه از خامهام بیرون میآمد بیدرنگ به آن چاپخانه و روزنامه میرساندم».
۲ـ فهرست نسخههای خطی کتابخانة مدرسة عالی سپهسالار، جلد اوّل، چاپخانه مجلس، تهران ۱۳۱۵.
۳ـ فهرست نسخههای خطی کتابخانة مدرسة عالی سپهسالار، جلد دوم، چاپخانه مجلس، تهران ۱۳۱۸.
۴ـ نهجالبلاغه چیست؟ چاپخانه مجلس، چاپ دوّم، تهران ۱۳۱۶.
تمام مطالب این کتاب در جلد دوم فهرست مدرسة سپهسالار آمده و به همین دلیل، این چاپ مستقل به عنوان چاپ دوم معرفی شده است. روی جلد کتاب آمده: «روز دوشنبه ۱۱ محرم الحرام سال ۱۳۵۷ که نخستین روز سی و پنجمین سال مؤلف است».
این کتاب در زمستان سال ۱۳۶۶ در لسآنجلس آمریکا به همت فرزند مؤلف، آقای دکتر محمدحسین ابن یوسف به چاپ سوم رسیده است.
۵ـ فهرست نسخههای خطی کتابخانه مجلس شورای ملی، جلد سوم، چاپخانه مجلس، تهران ۱۳۲۱.
این کتاب در سال ۱۳۵۲ با اضافات استاد عبدالحسین حائری چاپ دوم شده است.
۶ـ امثال القرآن، به کوشش: مهدی ماحوزی، انتشارات اساطیر، تهران ۱۳۶۳.
تألیف این کتاب در ۲۶ ربیع الاول سال ۱۳۷۵ شروع و در روز دوشنبه ۱۳ جمادی الآخر سال ۱۳۸۴ به پایان رسیده است. در این کتاب ۱۲۰۸ جمله که آیه و یا بخشی از یک آیة قرآنی است و به دلیل کثرت استفاده در گفتگوها، مانند یک مثل شده، جمع آوری شده است. این امثال از اول سوره حمد تا پایان قرآن کریم است.
۷ـ شرح آیات مُعَنونه یا اربعین قرآنی، چاپخانــه مصــطفوی، شیراز ۱۳۶۵.
ابن یوسف درباره این کتاب چنین میگوید: «خوانندگان محترم بدانند که: این آیات معنونه چهل قسمت از یک تا ده آیه میباشند و چنین ملهم شدم که کتاب اربعینی است که این بنده برای استفادة خویشان و دوستانم جمعآوری کردهام و همه میدانیم از پیغمبر صلّیالله علیه و آله و سلّم چنین رسیده است که: «هر کس چهل حدیث که مفید به حال دنیا و آخرت بندگان خدا باشد حفظ کند خداوند تعالی او را در روز قیامت فقیه و عالم مشهور فرماید»، و در اثر این حدیث شریف بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی به نوشتن احادیث متنوع در بیان اصول عقائد و فروع دین و مطالب عالیه نگاشته و منتشر کردهاند که اسامی قسمتی از آن مؤلفات در «کشف الظّنون فی اسماء الکتب و الفنون» و کتاب «الذّریعه الی تصانیف الشیعه» که مؤلف آن عالم جلیل و محدث نبیل شیخ محمدمحسن مشهور به میرزا آقا بزرگ تهرانی رضوان الله علیه که با پدر مرحومم حضرت آیت الله حاج شیخ یوسف حدائق اعلی الله مقامه شاگردی مرحوم محدث عالیمقام حاجی میرزا حسین نوری مؤلف کتاب «مستدرک الوسائل» و کتابهای دیگر داشته نیز داشتهاند و آقای آقا بزرگ تهرانی شیخ اجازة حقیر میباشند و اجازة ایشان در کتابخانهام موجود است.
۸ـ نامداران ادب ایران، به کوشش محمدحسین ابن یوسف، کانون پژوهش و آموزش، لسآنجلس آمریکا ۱۳۸۰.
شرح حال شاعرانی که مرحوم ابن یوسف در دو جلد فهرست مدرسه سپهسالار و جلد سوم فهرست مجلس، به گزارش آنها پرداخته است. این شاعران عبارتند از: «ازرقی، اسدی طوسی، امیر خسرو دهلوی، انوری، اهلی شیرازی، جامی، حافظ شیرازی، خاقانی شروانی، خواجوی کرمانی، رودکی، سعدی، سلمان ساوجی، سنائی، شبستری، صائب تبریزی، ظهیر فاریابی، عراقی، عرفی، عطار نیشابوری، عنصری، فرخی، فردوسی، قطران تبریزی، لطفی، معزی، مسعود سعد سلمان، منوچهری دامغانی، مولوی، ناصر خسرو، نظامی، وحشی کرمانی، وحید قزوینی، هاتف اصفهانی».
نظر شما