سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مسعود فرجالهی ، دکتری علوم ارتباطات و روزنامهنگار: سندی در صفحه ۲۲۶ کتاب «شورش لرستان»، اثر یداله ستوده آمده، یکی از آن شواهد کمیاب تاریخی است که شکافِ پنداشته شده میان سنت و آگاهی ملی را در ایران به چالش میکشد. اهمیت بنیادین آن در بازنماییِ عاملیت یک کنشگر سنتی در قامت سرباز ملی است.
نویسنده این سند، که یکی از خوانین و بزرگان لرستان در اواخر قرن نوزدهم میلادی است، در اوج بحران جنگ جهانی اول و در بحبوحه مواجهه با پیشروی بیگانگان تا همدان و اندیمشک، از جایگاهِ اقتدارِ ایلی خود در افق «ایران» میاندیشید و میکوشد از نفوذ خود برای دفاع از کشور تا آنجا که ممکن است و میتواند مایه بگذارد. بر این اساس به بیراهه نرفتهایم اگر ادعا کنیم این سند، حاوی روایتی ذیقیمت از برساخت خودآگاهی ملی در دل ساختارهای سنتی است؛ فرآیندی که در آن وفاداری به خاک کشور از زاد و توش سنت مردمان این خطه مایه میستاند و حضور خود را به صورت مویرگی در جای جای این کشور نشان میدهد.
اهمیت این سند از منظر تاریخنگاری فرهنگی و اجتماعی آنجا مشخص میشود که توجه نماییم ایده دفاع از کشور، پیش از نهادهای مدرن ریشه در نحوه اندیشیدن ایرانیان دارد و به طور مشخص میتوان از آن درونِ زیستجهانِهای سنتی تاریخی ایران همچون نظم ناشی از حضور و نقشآفرینی خوانین و ایلات در لرستان و استانهای لرنشین سراغ گرفت. به این ترتیب میتوان ادعا کرد که این سند تاریخی پارهای از حافظه جمعیِ این سرزمین است؛ پارهای غرورآمیز که نشان میدهد آزادمردانِ لر، بسی دورتر از آنکه حاشیهنشینانِ تاریخ ملی باشند، در زمره پیشگامانِ فهم ژرفاندیشانه اندیشه دینی و امر ملیاند و همچنانکه تجربه جنگ تحمیلی اخیر نیز به روشنی نشان داد، در شمار مهمترین مدافعان دست به ماشه این مرز و بوم جایی برجسته و جایگاهی مهم دارند.
تحلیل گزارهسنجانه متن سند با بهرهگیری از ابزارهای مطالعات گفتمان ما را با مولفههای سازنده و انگارههای آفریننده این متن پراهمیت و مغتنم به صورتی دقیقتر آشنا میکند. بهطور مشخص حضور این مولفهها در متن ظرفیت آن را در ایجاد اجماع و گسترش توافق نزد مخاطبان نشان میدهد. در واقع چنین تحلیلی اهمیت متن را در ایجاد ارتباطی سازنده با مخاطب آن نشان میدهد. به طبع این نوشتار کوتاه مجالی برای مطالعه موثر گفتمانی متن به دست نمیدهد و برای انجام این کار لازم است اجزاء متن طی مطالعهای مستقل در سه سطح توصیفی، تفسیری و تبیینی وارسی، فهم و طبقهبندی گزارهسنجانه شود. با این حال در ذیل، از باب نمونه، از چشماندازی اینگونه به وجهی مشخص از نحوه آرایش معانی به کار رفته در زبان گفتمانی متن به آن نظر میافکنیم. چنین مراجعهای مشخص میکند که چرا در اندیشه نگارنده این سند روح ایرانی با اسلام ارتباطی ناگسستنی و پیوندی درونی خورده است و این دو، که در دفاع از حاکم میهن خود را نشان میدهد، هیچگاه قابل جدایی و انفکاک از یکدیگر نیستند.
نگارنده سند با استفاده از اصطلاحات و واژگانی با بار معناشناختی مثبت همچون: «اسلام»، «ایران»، «پیغمبر»، «امام»، «آّب و خاک»، «جهاد»، «دفاع»، «ناموس»، «غیرت»، «ولایت»، «شرافت»، «تاریخ شش هزار ساله»، «دین»، «مذهب»، «جان»، «مال»، «نام نیک» و «فاعتبروا یا اولی الابصار» در مقابل اصطلاحات و واژگانی با بار معناشناختی منفی همچون «اجانب»، «مسلط»، «نامحرم»، «روسیه»، «اغراض» و «طمع به ناموس» سعی در برانگیختن حس دینی در افق غیرت ملی ایرانی دارد. این پیوند ناگسستنی میان غیرت ملی و حس دینی در درازنای تاریخ ایران باعث همبستگی و شکستناپذیری این کشور شده است.
اکنون، در مراجعه به جنگ رمضان و تجاوز صهیونستی آمریکایی به میهن اسلامی، میتوانیم صحت مندرجات متن این سند را به عینه در زمینه و زمانه خود ببینیم و دریابیم.
این جنگ تحمیلی نشان داد که چگونه مردمان لُر و مناطق لرنشین بسی خوش درخشیدند و اسلحه بر دوش، در مبارزه دشمن سلطهگر و اجنبی نامحرمی که هوس اشغال ایران را در مخیله ناپاک خود پرورده بود، تا پای جان در دفاع از وطن جانفشانی کردند. این جانفشانی جانانه صدای نحس کاخ سفید را نیز بلند کرد و زوزه اعترافگونه گرگ را در واکنش به رشادت مردان و زنانی برانگیخت که «با هر وسیلهای که در دست داشتند به هواپیماهای آمریکایی شلیک میکردند». آری بیگمان صحنههای پرشوری همچون شیلک گلوله از برنو به سوی هواپیمای دشمن و شادی کودک خردسال از تلاش پدر در انجام این تلاش هنگام مبارزه با دشمن هیچگاه از خاطر نخواهد رفت. این صحنه و صدها صحنه غرورانگیز تاریخی دیگر طی حمله دشمن به ارتفاعات زاگرس از وطن دوستی، غیرت، شجاعت و دیانتی خبر میآورد که مهاجمان در شمار محاسبات خود نیاورده بود. دشمن، در پی مواجهه با مردمی از این دست، دریافت که ملت ایران هیچگاه سر تسلیم در مقابل شیطان فرود نخواهد آورد و با چنگ و دندان از خاک پاک خود دفاع خواهد کرد.
این سند بیانگر ریشههای این استعداد دینی و ملی نزد ایرانیان است. به طور مشخص سند به ما میگوید مردم ایران حتی در گذشته، که کشور سامان امروزین را نداشت، نیز با تکیه بر ظرفیتهای شخصی و اعتبار موقعیتی خود، راه را بر متجاوز میبستند و در جانفشانی برای میهن عزمی استوار و مثالزدنی داشتند؛ به طبع اکنون که به واسطه نظامی مقدس پیوندی از جنس دیانت در بندبند جامعه استوار گردیده است دفاع ملی از کشور به طریق اولی اولویت یافته است و هرگز تحت هیچ شرایطی فروگذار نخواهد کرد.
متن سند به این شرح است:
فراخوان نظرعلیخان امرایی (امیر نظام) از محمّدشریف خان سلکی (سالار نظام) نهاوندی برای مبارزه با قوای متجاوز روسیه در جنگ جهانی اول
قربان گردم، دستورالعمل را به توسط معتمدالسلطان ضرغاملشکر خدمت جنابعالی زحمت دادهام حالیه هم خاطرنشان خواهم نمود. مقصد از این مسافرت و تحمل این مسائل فوق الطاقه به واسطه این است، کار به جان و کارد به استخوان رسیده و حکایت جهاد و دفاع و جنگ ناموس و ممانعت از دشمنان دین و مذهب است. مردم طمع به آب و خاک شش هزار ساله ایران نمودهاند، ماها ایرانی باید قدرتی حس و غیرت پیدا کنیم و انشالله به تقویت و همراهی صاحب ولایت و تائیدات لاریبی نگذاریم اجانب مسلط و مستولی شود در سه ماضیه ملاحظه فراری آقایان خوانین نهاوند و رفتن به چواری و کرمعلی فرمودید در میان برف با آن حالت چه مشققی متحمل شدند؟
درصورتی که حالیه از اجانب جلوگیری نشود. چهار روز دیگر همان معاملۀ است بلکه بدترخواهد شد بهتر این است علاج واقعی را پیش از وقوع نماییم. این است آقایان سروران عظام بختیاری با پانصد سوار آقای سردار منصور با سوار یاراحمدی و قایدرحمت و دالوند سیصد نفر علیرضا خان دهکردی با صد نفر شیرمحمدخان ایلخانی وحاجی علیخان سکوند صد نفر، ژاندارم و مجاهدین تازه رسیده هزار نفر چهار عراده توپ ماکزیم و مترالیوز سالار ملی با یک عده قوای ملایر کلیتا آمدهاند ملاحظه فرمایید این مردم که در این وقت وارد شدهاند خانه ندارند، علاقه ندارند، زندگی ندارند، گندمشان از ماهها کمتر و بیعلاقهتر هستند، مقصدشان از حفظ بیضه اسلام و حراست ناموس و آب وخاک و طن عزیز است امیدوارم به همت و غیرت فرزندان صالح و غیور این آب و خاک دست غیب بیاید و بر سینه نامحرم بزند البته حرکات خوانین دلفان را شنیدهاید حالا اگر بگویند حقوقمان دیر رسید کار خوبی ننمودند.
ماها لرستانی هم مخلوقی هستیم اسممان را میبرند. چند هزار نفر از اطراف حاضر شده و جهد مینمایند. در واقعه همچشمی است چرا ماها کاری بکنیم که از امثال و اقرار خود کمتر باشیم روز، روز غیرت و تحصیل شرافت و نام نیک تاریخی است. انسان در هر حال یک دفعه خواهد مرد و بهتر به نیکنامی ابدی. بنده به صدای بلند عرض میکنم و فریاد میزنم هر کس امروز جاناً و مالاً حاضر نشود فردا پشیمان خواهد شد و در حضور خدا و پیغمبر و امام منفعل و شرمنده و روسیاه است. حکایت ایلیت یا مطلب اغراض داخله این ده به آنده و این شهر و به آن شهر نیست اجانب طمع به ناموس اسلام کرده اشخاص غیور قبول این مطالب را نخواهند فرمود صادرات قفقازی را ملاحظه نمایید. فاعتبروا یا اولی الابصار.
جنابعالی این ورقه را خدمت عموم آقایان و خوانین ارائه دهید هر کدام سوار دارید حرکت فرمایید طول ندهید حقوقتان در اینجا داده خواهد شد قوراً به فرزندی امیرحشمت اطلاع بدهید یا خودتان حرکت بدهید باید خودتان و امیرخشت و سایرآقایان خوانین اقلاً دویست سوار حرکت داده وارد شوید. اردوهای منصور اسلامی بحمدالله در تمام فرونتهای جنگ فاتح و مظفر و دارای پیشرفت هستند منتظر ورودتان هستم انشاءالله تعالی.
۱۰ محرم ۱۳۳۵ [ق].
[نوشته روی پاکت نامه: هو]
(نهاوند)
خدمت ذیشوکت جناب اجل امجد عالی آقای سالارنظام زید اقبالهالعالی ۱۰ محرم۱۳۳۵ [ق].
[سجع مُهر پشت پاکت نامه: نظرعلی امیرنظام ۱۳۳۴ [ق].]
پانویسها:
۱. تاریخ: دوشنبه ۱۵ آبان ۱۲۹۵ ش. مطابق ۱۰/۷ محرم ۱۳۳۵ ق. / ۶ نوامبر ۱۹۱۶ م؛
۲. این سند به خط و انشای عبدالعلیخان زرینقلم فرزند محمدحسین خان مشرفالدیوان (سرشتهدار) است. زرین قلم در نگارش شاگرد علینقی خان (برادر کُهتر محمدتقی خان شاعر مشهور لک) فرزند مهدیخان رئیس ایل کولیوند بود. (برگرفته از اطلاعات حاج ماشاءالله خان ابراهیمی نوه سرشتهدار)؛
۳. محمدشریف خان سلکی ملقب به سالار نظام فرزند علی عسکرخان؛ رئیس ایل سُلکی و مالک روستای فارسبان در نهاوند بود. والیه خانم: دختر حسینی کاکاوند و خواهرزاده نظر علی خان امرایی، همسر محمدشریف خان بوده است. (برگرفته شده از اطلاعات جناب آقای فتح الله خان سلکی نوه دختری ضرغاملشکر)؛
۴. موسیخان سُلکی ملقب به ضرغاملشکر فرزند علی عسکریان نهاوندی است؛
۵. محمدخان یاراحمدی سردار منصور (امیرامنع) فرزند حاج احمد منصورالسلطنه است.
۶. منبع سند: کتاب شورش لرستان، تالیف یدالله ستوده، انتشارات شاپورخواست.
نظرات