سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مسعود تقیآبادی: کتاب «صهیونیسم؛ مقدمهای بسیار کوتاه» نوشته مایکل استانیسلاوسکی و با ترجمه محمدرضا غلامی شکارسرائی از سوی انتشارات شوند در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. نویسنده، استاد تاریخ یهود در دانشگاه کلمبیا، در این اثر کوتاه اما فشرده میکوشد سیر تاریخی و ایدئولوژیک صهیونیسم را از ریشههای ناسیونالیسم یهودی در اروپا تا تحولات پساصهیونیستی معاصر ـبهصورت تحلیلی و تا حد امکان بیطرفانه روایت کند. نقطه عزیمت کتاب این است که صهیونیسم را نه یک روایت خطی و یکدست، بلکه جنبشی متکثر و چندصدایی نشان دهد که در پاسخ به «مسئله یهود» در اروپای قرن نوزدهم شکل گرفت. استانیسلاوسکی تأکید میکند که نمیتوان صهیونیسم را صرفاً به چند شعار سیاسی یا رخداد معاصر تقلیل داد؛ بلکه باید آن را در بستر ترکیب پیچیدهای از یهودستیزی مدرن، میراث روشنگری، سکولاریسم، و تغییرات اجتماعی و اقتصادی اروپا فهمید. از منظر او، صهیونیسم واکنشی است به این تجربه دوگانه: از یک سو ادغامناپذیری جامعه یهودی در ملتهای اروپایی، و از سوی دیگر افزایش فشارهای یهودستیزانه که در نهایت به فاجعه هولوکاست انجامید.
در فصلهای آغازین، نویسنده به این پرسش کلیدی میپردازد که «یهودیان چه هستند؟ دین یا ملت؟»؛ پرسشی که بدون پاسخ به آن، نمیتوان شکلگیری ناسیونالیسم یهودی را توضیح داد. استانیسلاوسکی نشان میدهد چگونه در سده نوزدهم، بخشی از نخبگان یهودی تحت تأثیر ایدههای ملیگرایی اروپایی، بهتدریج از تصور سنتی «امت دینی» فاصله گرفتند و به سوی ایده «ملت» با سرزمین، زبان و حاکمیت سیاسی مشخص حرکت کردند. این تغییر، در عرصه زندگی روزمره به صورت بحث بر سر زبان (عبری یا زبانهای اروپایی)، آموزش، مشارکت سیاسی و حتی شکل لباس و سبک زیست یهودیان بروز یافت.
نویسنده سپس به ظهور «ملیگرایی یهودی مدرن» در فاصله ۱۸۷۲ تا ۱۸۹۷ میپردازد و نشان میدهد چگونه موجهای فزاینده یهودستیزی در امپراتوری روسیه، فرانسه و سایر نقاط اروپا، احساس ناامنی ساختاری را در میان جوامع یهودی تثبیت کرد. استانیسلاوسکی توضیح میدهد که صهیونیسم در این مرحله هنوز به معنای یک جنبش سازمانیافته نبود، بلکه شبکهای از ایدهها، جمعیتها و انجمنهای پراکنده بود که به تدریج این تصور را تقویت میکردند که «حل مسئله یهود» در چارچوب دولتهای ملی اروپایی ممکن نیست. او با استفاده از مثالهای تاریخی از پوگرومها، محدودیتهای حقوقی علیه یهودیان و ادبیات سیاسی آن دوره، نشان میدهد چرا بخش مهمی از یهودیان، گزینه «خروج» و تأسیس یک دولت مستقل را تنها راه ممکن میدیدند.

در ادامه، استانیسلاوسکی به نقش تئودور هرتسل و کنگره صهیونیستی ۱۸۹۷ میرسد؛ جایی که صهیونیسم از یک ایده پراکنده به یک جنبش سیاسی منسجم تبدیل میشود. نویسنده، هرتسل را محصول شرایط فکری و سیاسی زمانهاش معرفی میکند: روزنامهنگاری که تحت تأثیر محاکمه دریفوس و گفتمان ملیگرایانه اروپا، «مسئله یهود» را مسئلهای سیاسی و بینالمللی میبیند، نه صرفاً دینی یا اخلاقی. استانیسلاوسکی نشان میدهد که چگونه هرتسل صهیونیسم را در قالبی دیپلماتیک صورتبندی کرد: مذاکره با قدرتهای بزرگ، تلاش برای کسب منشور قانونی، و تبدیل آرمان مسیحایی به پروژهای واقعگرایانه برای تأسیس دولت یهودی در فلسطین.
یکی از نقاط قوت تحلیلی کتاب، تمایزی است که میان شاخههای مختلف صهیونیسم میگذارد: صهیونیسم سیاسی هرتسلی، صهیونیسم فرهنگی (با تأکید بر زبان و فرهنگ عبری)، و صهیونیسم کارگری با بعد سوسیالیستی و تعاونی آن. استانیسلاوسکی نشان میدهد که هر یک از این جریانها، تصویر متفاوتی از «دولت یهودی» ارائه میکردند: از دولتی مدرن و سکولار با نهادهای پارلمانی، تا جامعهای سوسیالیستی مبتنی بر کیبوتصها، و تا دیدگاههایی که پیوند دولت با سنت دینی و مسیحاگرایی را پررنگتر میکردند. این تفاوتها تنها در سطح نظری نماند؛ بلکه در شکلگیری نهادهای شبهدولتی، سیاستهای مهاجرت، الگوی استقرار در سرزمین فلسطین و رابطه با جمعیت بومی جلوهگر شد.
در بخشهای مربوط به «دوران ویزمن» و صدور اعلامیه بالفور، نویسنده نشان میدهد که چگونه صهیونیسم موفق شد از تضاد منافع قدرتهای استعماری، بهویژه بریتانیا، بهره ببرد. استانیسلاوسکی با نگاهی تاریخی توضیح میدهد که اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ چگونه از یک سو راه را برای تشکیل «کانون ملی یهود» در فلسطین هموار کرد و از سوی دیگر، پایههای تنشهای آینده را با اعراب فلسطینی و جهان عرب گذاشت. او در این میان، به نقش نهادهایی چون آژانس یهود، صندوق ملی یهود و ساختارهای اداری تحت کنترل رهبران صهیونیست اشاره میکند که عملاً «دولت در حال شکلگیری» را پیش از ۱۹۴۸ ساختند.
کتاب در فصلهای میانی به دو جریان مهم درون صهیونیسم میپردازد: صهیونیسم سوسیالیستی و صهیونیسم تجدیدنظرطلب (رویزیونیستی). استانیسلاوسکی نشان میدهد که چگونه صهیونیسم کارگری، با تکیه بر ایدههای سوسیالیستی و جمعگرایانه، الگوی خاصی از جامعهسازی در فلسطین را دنبال میکرد؛ الگویی که در کیبوتصها، اتحادیههای کارگری و حزب ماپای تجسم یافت. در برابر آن، صهیونیسم رویزیونیستی به رهبری ژابوتینسکی، بر ملیگرایی پررنگتر، سیاست امنیتی سختگیرانهتر و قلمرو گستردهتر برای دولت آینده تأکید داشت. این تعارض درونی، بهگفته نویسنده، تنها نزاعی حزبی نبود، بلکه دو تصویر متفاوت از رابطه میان یهودیان، سرزمین، همسایگان عرب و قدرتهای جهانی را در برابر هم قرار میداد.
در بخش مربوط به جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن، استانیسلاوسکی به تأثیر هولوکاست بر مشروعیت و فوریت پروژه صهیونیستی میپردازد. او توضیح میدهد که فاجعه نابودی یهودیان اروپا، برای بسیاری از یهودیان و نیز برای قدرتهای بینالمللی، ایده دولت یهودی را از یک گزینه سیاسی به «ضرورت تاریخی» بدل کرد؛ در عین حال که این روند برای جمعیت بومی فلسطین به معنای تشدید مهاجرت یهودیان، درگیریهای مسلحانه و در نهایت شکلگیری مسئله آوارگان (نکبت) بود. نویسنده تلاش میکند در عین وفاداری به هدف اصلی کتاب یعنی ترسیم ایدئولوژی صهیونیسم اشارهای منصفانه به پیامدهای انسانی و سیاسی این فرایند برای فلسطینیان نیز داشته باشد.
استانیسلاوسکی در فصلهای بعدی، صهیونیسم را در متن «دولت یهودی تحققیافته» بررسی میکند؛ یعنی از ۱۹۴۸ تا امروز. او نشان میدهد که چگونه با تأسیس دولت اسرائیل تحت رهبری دیوید بنگوریون، صهیونیسم از جنبش ملیِ بدون دولت به ایدئولوژی یک دولت مستقر تبدیل شد؛ تغییری که پرسشهای تازهای را در باب رابطه میان یهودیت و دموکراسی، حقوق اقلیتهای عرب، سیاستهای سرزمینی و امنیتی و نسبت دین و دولت برانگیخت. نویسنده، جنگ ششروزه ۱۹۶۷ را نقطه عطفی میداند که در آن، مسئله اشغال سرزمینهای فلسطینی، گسترش شهرکسازی و تقویت جریانهای ملیگرای مذهبی درون صهیونیسم، چشمانداز ایدئولوژی صهیونیستی را دگرگون کرد.

در این بخش، بحث نویسنده به پیوند میان «ملیگرایی» و «مسیحاگرایی» میرسد؛ بهویژه در دهههای پس از ۱۹۶۷ که برخی جریانها فتح سرزمینهای جدید را در چارچوب روایتی دینی و آخرالزمانی تفسیر کردند. استانیسلاوسکی در برابر این روند، به ظهور جنبشهایی مانند «صلح اکنون» اشاره میکند که با تکیه بر گفتمان صلح، حقوق بشر و راهحل دو دولت، قرائتهای دیگری از صهیونیسم ارائه کردند. این تقابل، بهویژه در دوره چرخش به راست در سیاست اسرائیل، از ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۵ و سپس انتخابات نخستوزیران محافظهکاری مانند بنیامین نتانیاهو، به صورت منازعهای مداوم میان «صهیونیسم مناسب برای دولت یهودی» و «صهیونیسم پس از دولت یهودی» خود را نشان میدهد.
در فصلهای پایانی، نویسنده به «تحولات صهیونیسم پس از ۱۹۹۵» و بحثهای مربوط به پساصهیونیسم میپردازد. او میپرسد: در جهانی که دولت یهودی مستقر شده، صهیونیسم چه معنایی دارد؟ آیا همچنان ایدئولوژیِ رهاییبخشِ یک ملت بیدولت است، یا به ایدئولوژی توجیهگر یک دولت قدرتمند با چالشهای اخلاقی و سیاسی پیچیده تبدیل شده است؟ استانیسلاوسکی، بدون اتخاذ موضع سیاسی صریح، نشان میدهد که چگونه روشنفکران، سیاستمداران و گروههای مدنی، درون و بیرون اسرائیل، در حال بازتعریف نسبت خود با صهیونیسماند؛ برخی با تأکید بر بعد فرهنگی و هویتی آن، برخی با نقد جنبههای استعمارگرانه و برخی با تلاش برای آشتیدادن آن با اصول حقوق بشر و عدالت برای فلسطینیان.
در جمعبندی، کتاب «صهیونیسم؛ مقدمهای بسیار کوتاه» را میتوان تلاشی دانست برای اینکه یکی از مناقشهبرانگیزترین ایدئولوژیهای مدرن، پیش از آنکه صرفاً در قالب شعارهای سیاسی و رسانهای فهمیده شود، در بستر تاریخی و فکری خودش دیده شود. استانیسلاوسکی میکوشد نشان دهد که صهیونیسم، همزمان که برای بسیاری از یهودیان پاسخی به قرنها تبعیض و خشونت بوده، برای فلسطینیان و بخش گستردهای از جهان، با تجربهای از بیخانمانی، اشغال و بیعدالتی گره خورده است؛ و همین دوگانه، فهم آن را بهشدت حساس و پرتنش میکند.
این کتاب پرسشی اساسی را پیش روی خواننده امروز میگذارد: در منطقهای مانند خاورمیانه که با بیثباتی، خشونت و رقابتهای ژئوپلیتیک روبهرو است، تا چه اندازه میتوان ایدئولوژیای را که بر ملیگرایی قومی و سرزمینمحور استوار شده، از حیث اخلاقی و سیاسی بازاندیشی کرد؟ و برای خواننده فارسیزبان، شاید پرسش دیگری نیز مطرح شود: در مواجهه با مسئله فلسطین و اسرائیل، تا چه حد حاضر است از چارچوبهای صرفاً شعاری فاصله بگیرد و ریشههای تاریخی و فکری این منازعه را، همانگونه که هستند با همه پیچیدگیها و تناقضها مطالعه کند؟
کتاب استانیسلاوسکی پاسخی قطعی به این پرسشها نمیدهد، اما زمینهای فراهم میکند تا خواننده، چه منتقد سرسخت صهیونیسم باشد و چه در پی درک دقیقتر آن، بتواند از سطح کلیشهها و داوریهای شتابزده فاصله بگیرد و با نگاهی مستندتر و تحلیلیتر به یکی از گرهگاههای اصلی جهان معاصر بیندیشد.
نظر شما