جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۳
سوگ دانش‌آموزان میناب در سنندج با شعر روایت شد

کردستان - محفل سراسری شعرخوانی «نیمکت‌های آسمانی» با هدف پاسداشت اربعین شهادت دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب، با حضور شاعران آیینی و جمعی از فعالان فرهنگی در سنندج برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در سنندج، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان کردستان در این محفل ادبی، با اشاره به ابعاد انسانی این حادثه، اظهار کرد: آنچه در میناب رخ داد، تنها یک حادثه نبود، بلکه زخمی عمیق بر وجدان جمعی جامعه بود؛ چراکه کودکانی با آرزوهای ساده و بزرگ، بی‌آنکه فرصت ادامه مسیر زندگی را بیابند، از میان ما رفتند.

معصومه حسنی‌خونسار با تأکید بر شرایط خاص وقوع این رخداد افزود: این اتفاق در زمانی روی داد که انتظار می‌رفت امنیت و آرامش بیشتری بر زندگی مردم حاکم باشد، اما آنچه رقم خورد، نشان‌دهنده چهره‌ای تلخ از خشونت علیه بی‌گناهان بود.

وی ادامه داد: در چنین بزنگاه‌هایی، نقش فعالیت‌های فرهنگی بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند و محافلی از این دست می‌توانند با زبان هنر، پیام همدلی، مقاومت و بیداری را به جامعه منتقل کنند.

به گفته او، حضور مستمر مردم در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی، بیانگر پویایی جامعه و پایبندی به ارزش‌هایی است که در بزنگاه‌های تاریخی، خود را آشکار می‌کند.

در ادامه این آیین، جمعی از شاعران از جمله شاهد فاتحی، حسن بدخشانی و هنگامه الوند با خوانش اشعاری در سوگ دانش‌آموزان میناب، فضایی تأثیرگذار و تأمل‌برانگیز ایجاد کردند؛ فضایی که در آن، شعر به زبان مشترک اندوه و همدلی تبدیل شد.

این محفل ادبی در کنار جنبه سوگوارانه خود، فرصتی برای هم‌افزایی میان اهالی فرهنگ و ادبیات نیز فراهم کرد و نشان داد که ظرفیت‌های بومی در استان کردستان می‌تواند در بزنگاه‌های ملی، حضوری مؤثر و جریان‌ساز داشته باشد.

برگزارکنندگان این رویداد نیز با تأکید بر تداوم چنین برنامه‌هایی، ابراز امیدواری کردند که با بهره‌گیری از زبان هنر و ادبیات، بتوان مفاهیم انسانی، اخلاقی و اجتماعی را به نسل‌های مختلف منتقل کرد و زمینه‌ساز تقویت حس همدلی و مسئولیت‌پذیری در جامعه شد.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ابن یمین IR ۲۱:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۳
    مرثیهٔ میناب باز این چه آتشی‌ست که از چرخِ کین دمید باز این چه بلایی است' زعمو سام لعین رسید باز این چه ناله بود که از میناب برکشید کز داغِ نوگلانِ وطن، آسمان تپید باز این چه ستم بود که بر کودکان برفت وز داغ کودکان ز قلب ها خون چکید نوگل به دامانِ شرر افتاد و پر گشود مادر به داغِ کودکش گریست اما چه سود خورشید، سر به دامان ابرِ سیاه برد ماه از مصیبتِ وطن، رنگِ خود ببُرد شهر در شیون و در فغان و در خروش سلبریتی ز ترس عمو سام ٫خموش ای وای از این سکوتِ مرگ بار بی‌ثمر ای وای از این نگاهِ فروبستهٔ هنر مند بی هنر ای وای بر بی غیرتان ‘ زِ بیمِ عمو سام ٫خموش بر داغِ مِلٌتَی، چشم بست و زبان خموش ملتی در آتش و خون سوخت و تو ای وطن فروش خاموش مانده‌ای، نه صدایی، نه یک خروش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها