شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۸
ایران؛ روایت یک سیال غیرنیوتنی منتشر شد

کتاب «ایران؛ روایت یک سیال غیرنیوتنی» روایت نویسی و مستندنگاری در دوران دفاع تالیف مهدی کاموس منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا کتابچه «ایران؛ روایت یک سیال غیرنیوتنی» تالیف مهدی کاموس در مجموعه فرهنگی دانشجویی مهوا منتشر شد.

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است: «الان نوع نبرد ما از نوع نبرد سیاسی و اقتصادی است که تبدیل شده به نظامی؟ یا الان نبرد ما نبرد تمدنی است؟ نبرد آخرالزمانی است؟ نبرد قومی است؟ نبرد دینی است؟ الان چه باید کرد؟ کما اینکه ما در مدلهای دیگر هم خیلی آگاهانه عمل نکردیم مثلا در دوران تحریم(که به نظر من سختترین نوع نبرد «تحریم» است و ما بیش از ۲۵ سال است که در تحریم سخت قرار داریم و این در دنیا بیسابقه است) باید ببینیم ما این تحریمها را چگونه نوشتیم؟ چگونه روایت کردیم؟ ما هنوز یک مردمنگاری، یک تاریخشفاهی از دوران تحریم نداریم! یک خاطرهنویسی از دوران تحریم نداریم! درآینده نزدیک هم متوجه میشویم که تحریم سختتر از دوران نبرد نظامی بوده است و الان این دو با هم تلفیق شده است. در واقع، نبرد نظامی بهخاطر تکمیل این مسئله است و ما در نبرد آینده که طراحی میکردیم و بحث میکردیم؛ میدانستیم که تحریم از همه نبردها سختتر است. اما در رمانها، فیلمها، نمایشنامهها، خاطرات؛ ردپایی از تحریم نمیبینیم. یعنی نمیبینیم این تحریم با ساختار خانواده ما چه کار کرد؟ تحریم با وضعیت بهداشت ما، سلامت ما، صنعت ما، شغل و کار در جامعه ما چهکارهایی کرد؟ الان در نبرد نظامی یک مقدار قضیه رو شده و همه احساس ضرورت میکنند که حتما باید روایت این لحظات را بنویسیم؛ امیدها، رشادتها، شهادتها، ترسها، اضطرابها، استرسها، توکلها، توسل‌ها، معجزات ،کرامات، دغدغههای سیاسی و همینطور بحث عملیات روانی و امثالهم را روایت کنیم. اما آنچه کمتر به ذهنمان میآید ولی مهمتر است؛ روایت نبرد اصلی است. آن نبرد اصلی که همیشه وجود دارد و ریشهاش میرسد به نبرد بین انسانِ الهی با شیاطین اِنسی و شیطانِ رجیم.»

در متن کتاب درباره چیستی روایت و ارکان آن آمده است:

چیستی روایت

روایت چیست؟ روایت ساختارمند کردن تجربه، احساسات و اندیشه ماست. یعنی چه؟ یعنی وقتی ما یک احساسی داریم مثلا ترس داریم یا یک احساس عاطفی در ما هست یا اندیشه‌ای داریم یا یک رویدادی را داریم از سر می‌گذرانیم؛ برای بیانش نیاز به یک ساختار داریم. یعنی ما نیازمند این هستیم که این رویداد یا احساس را به یک شکلی بیان کنیم که شروع و میانه و پایان داشته باشد و یک قالب داشته باشد، یک زبان مخصوص به خود داشته باشد. به‌خاطر همین، برای اینکه ما بتوانیم بگویم که الان چگونه داریم دفاع می‌کنیم و چگونه داریم هیجانات‌مان را مدیریت می‌کنیم و در اطراف ما چه می‌گذرد؛ ما به روایت نیاز داریم.

ارکان روایت

روایت‌ها برای شکل‌گیری ناگزیرند ۳ رکن داشته باشند: راوی، داستان(حکایت یا قصه) و گفتمان. معمولا راوی و داستان قابل شناسایی و نشان دادن به دیگران است اما گفتمان که همانا عمل روایت کردن است، جنبة پنهان و نامرئی دارد و فقط می‌توان نشانه‌هایش را بررسی کرد.

راوی

یعنی چه کسی می‌خواهد این تجربه، احساس، خاطره یا رویداد را روایت کند؟ راوی کیست؟ روایت‌هایی که الان دوستان برای ما می‌فرستند در گروه مهوا یا در گروه‌های دیگر؛ اکثرا حدیث نفس است، اکثرا روایت مستقیم خاطرات در قالب یادداشت روزانه است. درحالی‌که اگر بخواهیم روایتِ مؤثر بنویسیم الزاما نباید روای خود ما باشیم؛ هرچند ایرادی ندارد و ما مختاریم در اینجا. اما فراموش نکنیم که راوی می‌تواند کس دیگری هم باشد. راوی می‌تواند یک شخصیت باشد که ما آن را با روایت‌مان می‌سازیم. راوی باید عنصری باشد که امکان و توان روایت را داشته باشد و از همه مهم‌تر اینکه بر خواننده تأثیر بگذارد. چه‌بسا روایتی که می‌خواهید انجام دهید از زبان یک کودک، از زبان یک زن جوان، یک مرد پیر، از زبان یک شی، از زبان یک روح، از زبان یک ملک و از زبان فرشتگان باشد و حتی از زبان موشک باشد. هر عنصری که امکان روایت ماجرا را داشته باشد، می‌تواند راوی باشد؛ این بستگی دارد به انتخاب شما و اینکه آن‌ چه تأثیری بر خواننده دارد.

داستان

در روایت ما به یک قصه، یک خاطره، یک زندگی‌نامه؛ به یک حادثه یا رویداد نیاز داریم. یعنی بالاخره ما چیزی را می‌خواهیم روایت کنیم. چه چیزی را می‌خواهیم روایت کنیم؟ به هرحال، بیان هر کنشی نیاز به یک راوی و نیاز به یک داستان(استوری، قصه، حکایت) دارد. اگر راوی شما قصه تعریف کند می‌شود داستان، اگر خاطره تعریف کند می‌شود خاطره، اگر یک حادثه خبری یا گزارشی مطرح کند می‌شود یک روایت مستند. یا فرض کنید یک نوشته شعرگونه و عاطفی را مطرح کند می‌شود؛ دلنوشته.

در اینجا منظور از داستان یا حکایت و قصه؛ تجربه، حادثه، رویداد، خاطره، احساس و اندیشهای است که برای ابراز وجود و بیانشدن نیاز به بافت قصه و داستان دارد. در واقع، داستان در روایت همان محتوای روایت است که راوی قصد نقل و بیان آن را دارد. این داستان میتواند خبر، گزارش، خاطره، زندگینامه، تاریخ شفاهی، سفرنامه، داستان تخیلی و غیر واقعی باشد.

گفتمان

گفتمان در روایت همان عمل روایت کردن است که ایدئولوژی پنهانِ روایت را می‌سازد. ببینید انگاره گفتمان یا دیسکورس آن ایدئولوژی پنهانی است که در رویدادها، شخصیت‌ها، محیط، دیالوگ و توصیف نهفته است. گفتمان از طریق چینش رویدادها، کنش شخصیت‌ها، دیالوگ، فضاسازی، توصیف مکان و محیط و لحظه‌پردازی‌ها؛ ایدئولوژی پنهان خود را منتقل می‌کند. یعنی اگر فرض کنیم که کسی بخواهد نبرد بین ایران و رژیم جعلی اسرائیل را به‌طور مستقیم یک نبرد آخرالزمانی و یک نبرد تمدنی مطرح کند به سمت مقاله و بیانیه می‌رود. در روایت اگر اندیشه را بخواهیم مستقیم بیان کنیم به سمت مقاله و گزارش خبری می‌رویم. روایت‌ها نباید دچار مستقیم‌گویی شوند. مثلا اگر می‌خواهیم این نبرد را تمدنی و آخرالزمانی به تصویر بکشیم باید در دل فضاسازی و شخصیت‌ها این گفتمان را ببینیم. اگر می‌بینیم «روایت فتح» شهید مرتضی آوینی ماندگار می‌شود به دلیل روایت جنگ تحمیلی در گفتمان دفاع مقدس از طریق توصیف رزمندگان و محیط و مکان آن‌ها با زبان متناسب با آن فضا است. چنان‌که «زخم‌دار» جهانگیر خسروشاهی یا «شب‌های قدر کربلای ۵» نصرت‌الله محمودزاده ماندگار می‌شوند، به همین دلیل است.

اما وقتی در روایت صحبت از گفتمان به میان می‌آید ما با چگونگی روایتِ راوی سروکار داریم و اینکه راوی برای این روایت از چه شیوه‌ها و الگوهایی استفاده می‌کند، به عبارت دیگر، گفتمان معلوم می‌کند که داستان از دید چه کسی روایت می‌شود، ویژگی راوی چیست و چگونه است و راوی از چه لحن و بیانی استفاده می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها