سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در هر دورهای از بحران، جوامع به نهادهایی اتکا میکنند که بتوانند پیوندها، ارزشها و روایتهای تاریخیشان را حفظ کنند. در ایرانِ روزهای جنگ، یکی از این نهادهای تعیینکننده، کتابخانه عمومی است؛ مکانی برای نقش آفرینی فرهنگی و پناهگاهی برای هویت ملی. هویت ملی در ایران، با ریشههای عمیق در تاریخ، زبان، ادبیات، اسطورهها و تجربه زیسته جمعی ـ در این دورهها بیش از هر زمان دیگری نیازمند حفاظت و بازتولید است. کتابخانهها در سکوت و بیهیاهو این وظیفه را بر عهده دارند.
وقتی انفجارها شهر را میلرزانند و اضطراب در میان خانوادهها میدود، در دل محلهها فضاهایی وجود دارد که مردم هنوز در آنها «خود» و «ما» را تجربه میکنند: سالنهای کوچک و بزرگ کتابخانهها، اتاقهای مطالعه، حلقههای جمعخوانی و پاتوقهای ادبی. این فضاها، صرفاً مراکز فرهنگی نیستند؛ «ایستگاههای بازتولید هویت ایرانی»اند. در چنین وضعیتی، کتابخانهها نقش خود را از «محل نگهداری کتاب» به «محور هویتساز» تغییر میدهند.
مصطفی آهنگر، کارشناس علم اطلاعات و دانششناسی، این نقش را چنین توضیح میدهد: «کتابخانه فقط خانه برای کتاب نیست؛ محور، وجود مکانی برای جریان پیدا کردن اطلاعات است.» تأکید او بر «جریان اطلاعات» معنایی فراتر از مبادله داده دارد. در دورههای جنگ، جریان اطلاعات یعنی تداوم روایتها، انتقال تجربههای جمعی، توضیح و بازتفسیر مفاهیم ملی، و ساختن زبانی مشترک در برابر بیثباتی.
کتابخانه در میدان بحران؛ از ساختمان تا شبکه معنایی
تجربه جنگ نشان داده است که کتابخانههای عمومی یک کارکرد چندلایه دارند. نخستین لایه، همان کارکرد ملموس و فیزیکی است: مکانی امن و آرام برای مطالعه، گفتوگو و گردهمایی. اما جنگ این لایه را تهدید میکند. آهنگر یادآوری میکند: «اگر فعالیت کتابخانههای عمومی ادامه داشته باشد، جان اعضا و کتابداران در خطر است… بنابراین ارائه خدمات حضوری عاقلانه نیست.» این نکته مهمی است؛ زیرا بسیاری از مؤسسات اجتماعی در جنگ با تعطیلی کامل عملاً خاموش میشوند.
اما کتابخانه چنین نمیکند. اینجا لایه دوم آشکار میشود: کتابخانه یک «شبکه فرهنگی» است، نه فقط یک ساختمان.
همانطور که آهنگر تصریح میکند: «قرار نیست در هزاره سوم، کتابخانه را فقط در یک ساختمان خلاصه کنیم.» این نگاه حاصل درک دقیق از نقش کتابخانه در حفظ هویت ملی است. کتابخانه در اصل نهادی برای تداوم فرهنگ و ساماندهی حافظه جمعی است؛ بنابراین وقتی ساختمان بسته میشود، مأموریتش تعطیل نمیشود. بلکه شکل خود را تغییر میدهد: از سالنهای فیزیکی به برنامههای سیار، از میزهای کوچک مطالعه به گروههای مجازی، از نشستهای حضوری به حلقههای جمعخوانی تلفنی.
این تغییر شکل، تنها یک اقدام اضطراری نیست؛ «بازتعریف کتابخانه بهعنوان نهادی سیال برای مراقبت از هویت ایرانی در شرایط بحران» است.
ادبیات و حافظه ملی؛ ستونهای پایداری زیر سقف کتابخانه
در تاریخ ایران، ادبیات همیشه نقشی هویتساز داشته؛ از شاهنامه تا شعر نو، از متون دینی تا روایتهای شفاهی. در سالهای جنگ، کتابخانهها با محور قرار دادن ادبیات، حافظه ملی را فعال نگه داشتند. برای خانوادههایی که اخبار تلخ را هر لحظه حس میکردند، نشستن در جمعی که شعر یا سطرهایی از داستان خوانده میشد، صرفاً یک سرگرمی نبود. این جلسات نوعی «تمرین جمعی برای حفظ روح ملی» بودند.
در بسیاری از شهرها، محافل ادبی کتابخانهها حتی در شرایط ناامن نیز ادامه دارند، گاه در زیرزمینها، گاه در مدارس پناهبر، و گاه در خانههای مردم. این محافل میان نسلها پیوند ایجاد میکنند؛ نوجوانان در کنار رزمندگان و مادران داغدیده مینشینند و در جهان مشترک شعر و داستان سهیم میشدند. این همنشینی، «احساس تعلق به یک ملت واحد» را زنده نگه میدارد.
شناخت از گذشته، همدلی امروز و امید به آینده سه خطی است که هویت جمعی را میسازند، و کتابخانهها این سه را در قالب ادبیات به هم پیوند میدهند.
کتابخانه سیار و هویت سیار؛ وقتی شهر پراکنده میشود
جنگ، مردم را از محلهها جدا میکنند. اما کتابخانههای سیار، از وانتهای کتاب تا چمدانهای کتابداران، این پراکندگی را ترمیم میکنند. در مناطق آسیبدیده، کتابخانههای سیار حامل چیزی بیش از کتاب هستند: «حامل نشانههای فرهنگی، حامل زبان مادری، حامل ارزشهای مشترک».
یکی از تأثیرگذارترین تجربههای دهه شصت، حضور کتابداران در پناهگاهها بود. آنها با قصهگویی برای کودکان، نه فقط اضطراب را کاهش میدادند، بلکه به آنها روایتی از «ما» میدادند. کودکانی که شب را با شنیدن قصههای ایرانی یا شعرهای کلاسیک میگذراندند، در واقع در حال پیوند خوردن با هویت ملی خود بودند.
این همان چیزی است که آهنگر به آن اشاره میکند: «کتابدار نقش اصلی خود را در جریان اطلاعرسانی ایفا میکند.» این اطلاعرسانی فقط درباره اخبار یا کتابهای جدید نیست؛ بلکه انتقال آرام و پیوستهی لایههای فرهنگی است که هویت را میسازند.
جمعخوانی؛ تکنیکی ساده برای تقویت همبستگی و هویت ملی
نشستهای جمعخوانی در کتابخانهها کارکردی دوگانه یافتند:
• کاهش اضطراب ناشی از جنگ
• تقویت حس تعلق به یک ملت با گذشته، زبان و روایت مشترک
در این نشستها، وقتی متنی مشترک خوانده میشود، شرکتکنندگان وارد یک تجربه جمعی میشوند. این تجربه نوعی همهویتی میسازد؛ زیرا افراد نهتنها با متن، بلکه با یکدیگر پیوند برقرار میکنند. مهمتر اینکه انتخاب متون—داستانهای جنگ، خاطرات، شعرهای ملی، روایتهای تاریخی—عملاً مردم را در یک شبکه ارزشگذار و معنایی مشترک قرار میدهد.
کتابخانه؛ حافظهبان خاموش هویت ایرانی
در نهایت، کتابخانههای عمومی در دورههای بحران نه با قدرت رسانههای بزرگ، نه با هیاهوی شعارها، بلکه با **کارکرد آرام اما عمیق فرهنگی خود هویت ملی را حفظ کردهاند. این نهادها با ترکیب سه مؤلفه، نقشی تعیینکننده داشتهاند:
- ادبیات بهعنوان قلب هویت ایرانی
- کتابداران بهعنوان مدیران جریان فرهنگ و اطلاعات
- برنامههای جمعی بهعنوان بستر همبستگی ملی
در روزهایی که شهر درگیر جنگ است، کتابخانهها چه باز و چه بسته، به یاد مردم میآورند که هویت ملی تنها در مرزها یا نمادهای رسمی خلاصه نمیشود. هویت ملی مجموعهای زنده از حافظه، زبان، ادبیات و تجربه مشترک است؛ و کتابخانه، یکی از مهمترین مکانهایی است که این مجموعه را پاسداری میکند.
نظر شما