چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۲
نویسندگان ایرانی در بزنگاه‌ها نقش خود را در روایت‌ها ثبت کرده‌اند

سمیه جمالی، پژوهشگر، نویسنده و دبیر مجموعه روایت (باوطن) گفت: می‌خواستیم پیام آزادگی، بزرگ‌زادگی و وطن‌دوستی مردم را به سهم خودمان منتقل کنیم. در بسیاری از این آثار زندگی در جریان است و مخاطب خود را در آینه این کتاب می‌بیند.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ثبت تاریخ از اهمیت بسیاری برخوردار است. اینجاست که نقش روایت، آن‌هم روایت دست‌اول و در صحنه، مشخص می‌شود. روایت لحظاتی که بر مردم می‌گذرد همراه با جزئیات می‌تواند هم در روزگار کنونی تاثیرگذار باشد هم اقتدار همراه با مظلومیت هموطنان را به آیندگان این مرز و بوم نشان دهد. نویسندگان ایرانی همواره در بزنگاه‌ها نقش خود را، با تفکر و ثبت درست و درلحظه، به‌درستی ایفا کرده‌اند. این بار از آغاز جنگ رمضان در حالی‌که داغدار رهبر شهید و کودکان بی‌گناه مدرسه شجره طیبه میناب بودند دست به‌قلم شدند تا از این داغ عظیم حیاتی ماندگار بیافرینند. در همین راستا ۶۲ نویسنده روایت‌های خود را از وطن نوشتند و در یک حرکت همدلانه آن را در کتابی مجازی با عنوان « با وطن » منتشر کردند. این کتاب که حاصل قلم نویسندگان دغدغه‌مند از پژوهشگران و نویسندگان جوان است در هفته سوم جنگ رمضان منتشر و در فضاها و سکوهای مجازی مختلف بارگزاری شد. در ادامه گفت‌وگویی با سمیه جمالی، دبیر مجموعه روایت (باوطن) انجام دادیم.

درباره علت شکل‌گیری این مجموعه توضیح دهید روایت و روند نگارش آن و اینکه چقدر طول کشیده است؟

در اولین روزهای جنگ رمضان نویسندگان هم مانند افراد دیگر واکنش‌هایی نسبت به جنگ داشتند. واکنش نویسنده اغلب در قالب نوشتار است. گروهی تشکیل دادیم با عنوان خانه تا در آنجا اهالی قلم و رسانه و نیز کنشگران فرهنگی، در کنار یکدیگر تعامل و همدلی کنند، متن‌های خود را روزانه و همزمان با اتفاقات جنگ بارگزاری کنند. این متن‌ها گاه بر اساس درخواست رسانه‌های مختلف یا دعوت‌نامه‌ها نوشته می‌شد. از همان ابتدا قصد داشتیم تا کتابی از این روایت‌ها یا داستان‌های کوتاه منتشر کنیم ولی برای انتشار کتاب فیزیکی نیاز به زمان بود تا بتوانیم کارهای آن را انجام دهیم. به پیشنهاد دوستان از جمله هاشم نصیری تصمیم گرفتیم اولین کتاب را به صورت مجازی منتشر کنیم و در بجبوحه جنگ به دست مخاطبان برسانیم بلکه مرهمی باشد بر داغ‌های پی‌در پی هموطنانمان. ما از روز هفدهم اسفند از اهالی قلم درخواست کردیم تا آثار خود را ارسال کنند و کتاب در روز ۲۸ اسفند ۴۰۴ روی سکوها قرار گرفت.

طرح روی جلد اثر، عکسی است مستند و واقعی از حمله وحشیانه آمریکا به مدرسه میناب. سؤالی که برای مخاطب پیش می‌آید این است که در جنگ رمضان مناطق مختلفی در سراسر کشور مورد هجوم موشک‌های آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفته است، چرا برای طرح جلد به جای استفاده از مجموعه تصاویری از این حملات، چنین تصویری را انتخاب کردید؟

بله، می‌توانستیم از تصاویر مناطق دیگر استفاده کنیم ولی حمله به مدرسه میناب و شهادت تعداد زیادی کودک بی‌گناه وجدان تمام آزادگان جهان را به‌درد آورد. این عکس سند مظلومیت وطن ماست. دلیل حقانیت ما و بدسرشتی دشمن. دشمنی که ادعا می‌کرد با غیر نظامیان کاری ندارد و فقط به‌دنبال زدن مراکز نظامی و هسته‌ای ایران است؛ در اولین حملات یک مدرسه ابتدایی را مورد هدف قرار داد. این سند ثابت می‌کند امریکا و رژیم جعلی دروغ‌گو هستند و برای رسیدن به اهداف شوم خود از هیچ خباثتی حیا نمی‌کنند.

عنوان کتاب «با وطن» واجد نوعی گزاره‌ مقاومتی است. از نگاه شما، آیا این گزاره بیانیه‌ای است در ستایش وطن‌پرستی و نکوهش و مذمت وطن‌فروشی؟

انتخاب این عنوان با مشورت دوستان دست‌اندرکار این کتاب انجام شد. عنوان کتاب هم اشاره به این دارد که متن‌ها درباره وطن، و با وطن همراه است و از طرفی در مقابل بی‌وطنانی که همدست بیگانه و مزدور شده‌اند این عنوان به‌کار برده شده است که در خود دو معنا را دارد.

روایت‌های نوشته شده در این مجموعه حول محور دو موضوع «خانه» و «وطن» است: اول، چرا از بین موضوعات مختلفی که در رابطه با جنگ وجود دارد به این دو موضوع پرداختید؟ دوم آیا بهتر نبود انتخاب موضوع را به خود نویسندگان و روایان می‌سپردید تا خواننده با موضوعات بیشتر و گسترده‌تری در این مجموعه روبه‌رو می‌شد؟

در این جنگ بیش از جنگ دوازده روزه مسئله خانه بودن وطن واضح شد. کسانی که از ترامپ برای جنگ و به خیال خودشان، نجات دعوت کردند؛ درک نکردند که وطن به‌مثابه خانه است. چه کسی برای رفع مشکلات خود در خانه آن را تقدیم غیر می‌کند و منتظر می‌ماند تا اوضاع را درست کند بعد در آن زندگی کند؟! در ضمن خانه محل تبادل افکار و حضور سلیقه‌های مختلف است. در هر خانواده ممکن است دو فرزند از یک پدر و مادر و با یک تربیت زندگی کنند اما هرکدام از نظر دیدگاه و سلیقه کاملا نقطه مقابل هم باشند. اما باهم مدارا و گفت‌وگو و معاشرت می‌کنند و در مقابل دیگری از خانه دفاع می‌کنند. این مفاهیم اگرچه در گفتار ساده به‌نظر می‌آید اما برای درک درست آن باید درباره‌اش بسیار صحبت کرد و نوشت تا در عمل به این نقطه برسیم. ایران کشور بزرگی است با تنوع قومیتی، مذهب و نگرش‌های سیاسی اگر این خانه بودن کشور برای ملت باور واقعی شود مثل همیشه در مقابل هیچ زورگویی سر خم نمی‌کنند.

درباره بخش دوم پرسش شما عرض می‌کنم که تصمیم گرفتیم کتاب انسجام موضوعی داشته باشد تا تمرکز مخاطب بریک مفهوم باشد و آن را از دریچه‌های مختلف ببیند و با روایت‌های متنوع با یک مفهوم عمیق و گسترده مواجه شود تا آنکه تعدد موضوع داشته باشیم. این‌طور شد که با همفکری اهالی گروه خانه بر آن شدیم تا مهم‌ترین موضوع را انتخاب کنیم. چه شد که امریکا در این برهه زمانی به ایران حمله کرد؟ برخی وطن‌فروشان بر طبل جنگ کوبیدند و وطن‌فروشان بی‌وطن برایش نامه نوشتند از او خواستند تا بیاید و کمک‌شان کند. این عامل جنگ است نه ایستادگی ملت در برابر ستم.

اگر این کتاب را یک «بیانیه نظری» بدانیم، این بیانیه چه موضعی در قبال ادبیات جنگ پس از این خواهد گرفت؟

در این کتاب سعی شده است تعدد دیدگاه در نظر گرفته شود. در ادبیات جنگ نیاز به این تنوع داریم. همه نویسندگان باید احساس کنند این کشور متعلق به آنهاست و نوشتن درباره جنگ مربوط به یک دیدگاه یا افراد یک نوع خاص از سلیقه سیاسی، اجتماعی و مذهبی نیست. وطن متعلق به همگان است و اتفافات اجتماعی‌ که در کشور می‌افتد محل اعتنا و تفکر همه افراد است. از این جهت به موضوع جنگ و دفاع میهنی نیاز است نگاه شود و امیدوارم با گذر زمان این نوع برخورد ادامه پیدا کند. پس از جنگ نباید فراموش کنیم همه مردم با همه رنگارنگی در دفاع از کشور به‌پا خواستند و بعد از آن نباید از صحنه کنار گذاشته شوند. این مسئله را در روایت‌های این کتاب داریم از تفکر نویسندگان تا نوع روایت و یادداشت‌های آنها.

در فرآیند گردآوری این مجموعه، آیا لحظه‌ای احساس کردید که نوشتن خودش به خشونتی تازه بدل می‌شود؟ یعنی بازنمایی رنج، یا بازتولید رنج؟

نگاه ایرانی به رنج و جنگ شاید با نگاه سایر مردمان متفاوت باشد. هموطنان ما با رنج و غم ققنوس‌وار مواجه می‌شوند. آنها از دل سختی و مصیبت امید می‌آفرینند. مخاطب وقتی خواندن یک متن را آغاز می‌کند؛ ابتدا همین رنج را می‌بیند اما نویسنده ایرانی هم، به عنوان یک انسان رنجدیده از متنش امید و زندگی می‌آفریند. اما خشونت! خشونت از سمت ایران ایجاد نشده است انسان ایرانی مورد تهاجم قرار گرفته است در شرایط سخت قرار گرفته است اما دفاع می‌کند؛ دفاع جانانه به‌عنوان مقتدر مظلوم. یک خاطره از فرایند تولید کتاب بگویم شاید با گفتن آن این مطلب به شکلی مصداقی روشن شود: بنده وقتی از نویسندگان درخواست می‌کردم برای این کتاب متنی بنویسند، بعضی‌شان می‌گفتند حال روحی مناسبی ندارند و نمی‌توانند دست به‌قلم ببرند و گفتند اگر توانستیم می‌نویسیم اما وقتی شروع به نوشتن کردند بعد از آن مدام در گروه خانه یا کانال‌های خود مطلب می‌نوشتند. یعنی خود این‌کار باعث تولید امید شد.

به‌عنوان دبیر، از منظر شما مهم‌ترین پیامی که از طریق روایت‌های این مجموعه به نسل‌های آینده منتقل می‌شود در خصوص جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل چیست؟ آیا این کتاب می‌تواند در شکل‌دهی دیدگاه و نگرش جوانان به مسئله حفظ هویت ایرانی و دفاع از وطن اثری بگذارد؟

همه نویسندگان این کتاب با این امید دست به‌قلم شدند که قدمی برای این امر بردارند. استادان صاحب نام و تفکری، که لطف کردند، درخواست ما را پذیرفتند و کلمات‌شان را در اختیار کتاب قرار دادند آگاهانه و با این هدف نوشتند که این روزها را به، درستی و با جزئیات در اختیار مخاطب قرار دهند. آنها می‌خواستند تا لحظه به لحظه دفاع را بی‌کم و کاست روایت کنند. در این روزگار که جنگ روایت‌ها مطرح است نیاز است تا هرچه زودتر و با صداقت روایت‌ها نوشته شود تا آیندگان بدانند چه بر این کشور و مردمانش گذشت و چگونه وطن را از دست بیگانه و وطن‌فروش نجات دادند. ما می‌خواستیم پیام آزادگی، بزرگ‌زادگی و وطن‌دوستی مردم را به سهم خودمان منتقل کنیم. در بسیاری از این آثار زندگی در جریان است و مخاطب خود را در آینه این کتاب می‌بیند.

در پایان اگر صحبت ناگفته‌ای درباره کتاب باقی مانده‌است بگویید.

از تمام نویسندگانی که در شرایط پیش آمده و سخت، لزوم این کار را درک کردند و به‌هنگام و در اسرع وقت آثار خود را تحویل دادند تشکر کنم. ما در این شماره تمام آثاری را که به‌دست‌مان رسید بدون حذف منتشر کردیم. پس از پایان مهلت بسیاری از عزیزان اعلام آمادگی کردند و حتی روایت و داستان‌های خوبی هم فرستادند، اما به‌دلیل اینکه می‌خواستیم کتاب در اسرع وقت به دست خوانندگان برسد متاسفانه نتوانستیم از آن آثار استفاده کنیم. امیدوارم عذر بنده را بپذیرند و در آینده و با استقبال مخاطبان بتوانیم جلد دوم این کتاب را نیز در قالب‌های دیگر ادبی، مثل شعر و داستان و رده‌های سنی کودک و نوجوان نیز منتشر کنیم. لازم است از زحمات هاشم نصیری و مهناز نصیری، که زحمات اصلی را برای آماده سازی، صفحه‌بندی و طراحی جلد انجام دادند، تشکر فراوان بکنم و سخن پایانی: برای وطن زخم خورده‌ام صلابت، پیروزی و آبادانی آرزو می‌کنم.

مصاحبه از الهام قاسمی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها