یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۸
وقتی رمان‌ها تبدیل به سنگر امید می‌شوند/ تأثیر کتاب‌درمانی بر اضطراب جمعی

اصفهان- آیا در روزهای پرهیاهوی جنگ، خواندن داستان می‌تواند اضطراب را آرام کند؟ پاسخ را در گفت‌وگو با فردیس هاشمی، روان‌درمانگر می‌یابیم؛ جایی که او از نقش ادبیات به عنوان درمانگر خاموش ذهن انسان و از قدرت روایت برای احیای امید سخن می‌گوید.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در روزهایی که سایه جنگ بر زندگی روزمره مردم سنگینی می‌کند، اضطراب و نگرانی به بخشی از تجربه جمعی جامعه تبدیل می‌شود. تداوم حملات و اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه کشورمان که اکنون به هشتمین روز خود رسیده، تنها یک رخداد نظامی نیست؛ بلکه رخدادی است که لایه‌های مختلف زندگی روانی و اجتماعی مردم را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، روان‌شناسان از «اضطراب جمعی» سخن می‌گویند؛ وضعیتی که در آن نگرانی، نااطمینانی و فشار روانی در میان گروه‌های مختلف جامعه گسترش می‌یابد و حتی افرادی که مستقیماً در معرض خطر نیستند نیز آن را تجربه می‌کنند.

در این میان، توجه به راهکارهای فرهنگی برای مدیریت و تنظیم هیجانات اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. یکی از این راهکارها که سال‌هاست در روان‌شناسی و علوم رفتاری مورد توجه قرار گرفته، «کتاب‌درمانی» یا Bibliotherapy است؛ رویکردی که بر این فرض استوار است که خواندن داستان، رمان و متون ادبی می‌تواند به افراد کمک کند احساسات پیچیده خود را بهتر درک کنند، با اضطراب و ترس مواجه شوند و از طریق همذات‌پنداری با شخصیت‌های داستانی، مسیرهایی برای امید و تاب‌آوری پیدا کنند.

ادبیات داستانی در بسیاری از بحران‌های تاریخی، از جنگ‌ها گرفته تا بحران‌های اجتماعی، به عنوان پناهگاهی برای ذهن انسان عمل کرده است. روایت‌ها به ما امکان می‌دهند رنج و اضطراب را در قالبی قابل فهم تجربه کنیم، فاصله‌ای ایمن با واقعیت دردناک ایجاد کنیم و در عین حال معنایی تازه برای آن بیابیم.

اما آیا واقعاً خواندن رمان و داستان می‌تواند در شرایط جنگی به کاهش اضطراب کمک کند؟ کتاب‌درمانی چگونه عمل می‌کند و روان‌شناسان چه نقشی برای داستان در تنظیم هیجانات انسان در بحران قائل‌اند؟ برای بررسی این موضوع با «فردیس هاشمی» روان‌شناس بالینی و پژوهشگر حوزه سلامت روان و ادبیات گفت‌وگو کرده‌ایم.

در سال‌های اخیر اصطلاح «کتاب‌درمانی» یا Bibliotherapy بیشتر شنیده می‌شود. ابتدا بفرمایید این مفهوم در روان‌شناسی دقیقاً به چه معناست؟

کتاب‌درمانی در ساده‌ترین تعریف به استفاده هدفمند از کتاب‌ها و متون ادبی برای کمک به بهبود سلامت روان گفته می‌شود. این رویکرد سابقه‌ای بیش از یک قرن دارد. در اوایل قرن بیستم در برخی بیمارستان‌های روان‌پزشکی در اروپا و آمریکا از کتاب‌ها به عنوان ابزار مکمل درمان استفاده می‌شد. بعدها این مفهوم در روان‌شناسی بالینی و مشاوره توسعه پیدا کرد. در کتاب‌درمانی فرض بر این است که خواندن داستان‌ها می‌تواند سه فرآیند مهم را فعال کند: همذات‌پنداری، کاتارسیس یا تخلیه هیجانی، و بینش. فرد در هنگام خواندن داستان با شخصیت‌ها همذات‌پنداری می‌کند، احساسات سرکوب‌شده‌اش را تجربه و تخلیه می‌کند و در نهایت به درک تازه‌ای از وضعیت خود می‌رسد.

آیا این روش واقعاً پشتوانه علمی دارد یا بیشتر یک توصیه فرهنگی است؟

کتاب‌درمانی کاملاً در ادبیات علمی روان‌شناسی بررسی شده است. پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که خواندن داستان به ویژه رمان‌های روایی می‌تواند همدلی و تنظیم هیجان را تقویت کند. مطالعاتی که در مجلات معتبر روان‌شناسی منتشر شده‌اند نشان می‌دهند افرادی که به طور منظم ادبیات داستانی می‌خوانند، در آزمون‌های «نظریه ذهن» یا همان توانایی درک احساسات و افکار دیگران عملکرد بهتری دارند. این توانایی دقیقاً همان چیزی است که در شرایط بحران به افراد کمک می‌کند احساسات خود را بهتر پردازش کنند.

در شرایط جنگی، اضطراب جمعی چگونه شکل می‌گیرد؟

در زمان جنگ یا تهدیدهای امنیتی، مغز انسان در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد. اخبار مداوم، تصاویر خشونت و احساس نااطمینانی باعث فعال شدن سیستم استرس در بدن می‌شود. وقتی این وضعیت در سطح جامعه گسترده شود، ما با چیزی مواجه می‌شویم که روان‌شناسان آن را «اضطراب جمعی» می‌نامند. در چنین وضعیتی مردم مدام در معرض اطلاعات تنش‌زا هستند و ذهن فرصت پردازش سالم هیجانات را پیدا نمی‌کند. اینجاست که فعالیت‌هایی مثل مطالعه داستان می‌تواند نقش تنظیم‌کننده داشته باشد.

چگونه خواندن یک رمان می‌تواند در چنین شرایطی به کاهش اضطراب کمک کند؟

داستان‌ها چند کارکرد مهم دارند. نخست اینکه ذهن را از چرخه مداوم نگرانی جدا می‌کنند. وقتی فرد وارد جهان یک روایت می‌شود، توجه او از محرک‌های استرس‌زا فاصله می‌گیرد. این شبیه نوعی وقفه روانی است که برای سیستم عصبی بسیار ضروری است. دوم اینکه داستان‌ها به ما اجازه می‌دهند ترس‌ها و بحران‌ها را در قالبی نمادین تجربه کنیم. بسیاری از رمان‌ها درباره از دست دادن، جنگ، مهاجرت یا بحران‌های انسانی هستند و خواننده با دیدن اینکه شخصیت‌ها چگونه با این موقعیت‌ها مواجه می‌شوند، احساس تنهایی کمتری می‌کند.

یعنی نوعی همدلی با شخصیت‌های داستانی شکل می‌گیرد؟

دقیقاً. همذات‌پنداری یکی از مهم‌ترین سازوکارهای کتاب‌درمانی است. وقتی ما داستانی را می‌خوانیم، مغز ما بسیاری از همان شبکه‌های عصبی را فعال می‌کند که در تجربه واقعی احساسات فعال می‌شوند. به همین دلیل است که گاهی با یک شخصیت داستانی می‌خندیم یا گریه می‌کنیم. این تجربه هیجانی کنترل‌شده به افراد کمک می‌کند احساسات پیچیده‌ای مثل ترس، غم یا امید را بهتر پردازش کنند.

در ادبیات جهان نمونه‌هایی از رمان‌هایی که به تقویت تاب‌آوری کمک کنند وجود دارد؟

بسیار زیاد. ادبیات جهانی پر از روایت‌هایی است که درباره بقا، امید و مقاومت انسانی هستند. برای مثال «انسان در جست‌وجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل هرچند بیشتر یک روایت تجربی و فلسفی است، اما نمونه مهمی از متنی است که به انسان کمک می‌کند حتی در سخت‌ترین شرایط معنایی برای زندگی پیدا کند. یا رمان «دزد کتاب» اثر مارکوس زوساک که در بستر جنگ جهانی دوم روایت می‌شود و نشان می‌دهد چگونه کتاب‌ها می‌توانند در دل ویرانی به منبع امید تبدیل شوند.

آیا در ادبیات داستانی آثار دیگری هم هست که بتواند در چنین شرایطی برای خوانندگان الهام‌بخش باشد؟

بله، آثار زیادی وجود دارد. رمان «زندگی پیش رو» نوشته رومن گاری نمونه‌ای از داستانی است که درباره امید و انسانیت در شرایط دشوار است. یا «کیمیاگر» اثر پائولو کوئیلو که گرچه فضایی استعاری دارد اما درباره جست‌وجوی معنا و امید است. حتی برخی رمان‌های کلاسیک مانند «بینوایان» ویکتور هوگو نیز روایت‌هایی درباره مقاومت اخلاقی انسان در برابر شرایط سخت هستند.

برخی می‌گویند در زمان بحران، خواندن داستان نوعی فرار از واقعیت است. از نظر روان‌شناسی این نگاه درست است؟

نه لزوماً. در روان‌شناسی ما بین «اجتناب ناسالم» و «فاصله‌گیری سالم» تفاوت قائل می‌شویم. اگر فرد کاملاً از واقعیت فرار کند و هیچ مواجهه‌ای با آن نداشته باشد، این می‌تواند مشکل‌ساز باشد. اما فاصله‌گیری موقت برای تنظیم هیجان یک مکانیسم سالم است. مطالعه داستان دقیقاً چنین نقشی دارد. این کار به ذهن فرصت می‌دهد از فشار مداوم اطلاعات استرس‌زا فاصله بگیرد و دوباره تعادل پیدا کند.

آیا این تأثیر برای همه گروه‌های سنی یکسان است؟

اصول کلی مشابه است اما نحوه استفاده از کتاب‌درمانی در گروه‌های سنی متفاوت فرق می‌کند. برای کودکان و نوجوانان داستان‌ها می‌توانند ابزار بسیار مؤثری برای توضیح مفاهیم دشوار مثل ترس یا ناامنی باشند. در بزرگسالان نیز رمان‌ها اغلب به شکل غیرمستقیم به بازتاب تجربه‌های انسانی کمک می‌کنند و همین امر می‌تواند به تنظیم هیجانات کمک کند.

در شرایطی که مردم مدام اخبار جنگ را دنبال می‌کنند، چه توصیه‌ای برای ایجاد تعادل روانی دارید؟

یکی از مهم‌ترین توصیه‌ها مدیریت مصرف اخبار است. قرار گرفتن مداوم در معرض خبرهای اضطراب‌آور می‌تواند فشار روانی را افزایش دهد. در کنار آن، فعالیت‌هایی مثل مطالعه، نوشتن، گوش دادن به موسیقی یا گفت‌وگو با دیگران می‌تواند به بازگشت تعادل کمک کند. مطالعه به ویژه زمانی مفید است که به یک عادت روزانه تبدیل شود.

آیا می‌توان گفت ادبیات نوعی پناهگاه روانی برای انسان است؟

تا حد زیادی بله. ادبیات از دیرباز یکی از راه‌های بشر برای معنا دادن به رنج بوده است. انسان‌ها در طول تاریخ از طریق داستان‌ها تجربه‌های دشوار خود را روایت کرده‌اند. وقتی ما این روایت‌ها را می‌خوانیم، در واقع به یک تجربه انسانی مشترک متصل می‌شویم. همین اتصال می‌تواند احساس تنهایی و اضطراب را کاهش دهد.

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، نقش رمان و داستان در شرایط بحرانی چیست؟

رمان‌ها و داستان‌ها به ما کمک می‌کنند جهان را از زاویه‌های مختلف ببینیم، احساسات خود را بشناسیم و در دل تاریکی روزنه‌ای از معنا پیدا کنیم. در شرایط بحران، این توانایی بسیار ارزشمند است. کتاب شاید نتواند جنگ را متوقف کند، اما می‌تواند به انسان کمک کند با اضطراب و ترس ناشی از آن بهتر کنار بیاید و امید را از دست ندهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها