دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۷
از تحلیل دیدگاه‌های فرهنگی بوردیو تا راهکارهای اقتباس از ادبیات کهن فارسی

اولین همایش ملی سیاست‌گذاری هنر در ایران به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اولین همایش ملی سیاست‌گذاری هنر در ایران به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و با همکاری فرهنگستان هنر روز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه از ساعت ۸ الی ۱۸ در سالن های گلستان هنر و صنیع الملک فرهنگستان هنر برگزار شد.

در این همایش، پنل‌هایی با موضوعات «سیاست‌گذاری هنر، حکمرانی و توسعه فرهنگی»، «سیاست‌گذاری هنر و توسعه اجتماعی و سیاسی»، «سیاست‌گذاری هنر و مدیریت سازمان‌های هنری»، «سیاست‌گذاری هنر و توسعه اقتصادی صنایع خلاق»، «سیاست‌گذاری هنر و دیپلماسی فرهنگی و مطالعات تاریخی و تطبیقی»، «سیاست‌گذاری هنر و آموزش عالی»، «سیاست‌گذاری هنر و آموزش عمومی هنر»، «سیاست‌گذاری هنر و فناوری‌های نوین» با حضور استادان و نگارنده‌های مقالات برگزار شد. مدیران هر کدام از این پنل‌ها از استادان برجسته حوزه‌های مختلف مربوط به موضوع پنل بودند.

اقتباس در ادبیات کهن فارسی و سیاست‌گذاری فرهنگی

در پنل «سیاست‌گذاری هنر و توسعه اجتماعی و سیاسی» محمد نجاری به ارائه مقاله خود با موضوع «راهکارهای نگارش یادداشت سیاستی برای اقتباس هنری از ادبیات کهن فارسی با رویکرد وفاق ملی» پرداخت.

نجاری گفت: ادبیات کهن فارسی به‌عنوان بخشی از هویت فرهنگی و ملی ایرانیان، نقشی اساسی در تقویت هویت اجتماعی و فرهنگی دارد. با آمدن اسلام به ایران و پیروزی ترکان غزنوی بر ایران، حکیم ابوالقاسم فردوسی دچار غم تاریخی بود و این حزن را به اندیشه تبدیل کرد و در اینجا اولین بزنگاه تاریخی اتفاق می‌افتد و شاهنامه نگارش می‌شود. این بزنگاه‌ها در طول تاریخ ایران در زمان صفویه و بعد از آن در عصر مشروطه نیز اتفاق می‌افتد.

نجاری ادامه داد: روشنفکران ایرانی با تکیه بر اندیشه‌های ایرانی، هویت جدید در آثار خود خلق می‌کنند و حتی به فارسی‌سازی واژه‌های فلسفی فکر می‌کنند. بعد از انقلاب اسلامی، هویت با مفهوم میهن، خاک و وطن عجین می‌شود و گاهی در آثار سینمایی نیز متجلی می‌شود. البته که در این عرصه موفق عمل نکرده‌ایم و دلیلش بحث سیاست‌گذاری است.

این پژوهشگر درباره روش تحلیل این مقاله گفت: این پژوهش بر اساس روش تحلیل کیفی و مطالعه اسنادی راهکارهایی برای نگارش یادداشت‌های سیاستی ارائه می‌دهد و شامل شناخت صحیح ادبیات کهن، تدوین سیاست‌های حمایتی برای هنرمندان و کارگردانان اقتباسی، تاکید بر مفاهیم مشترک انسانی و اخلاقی، استفاده از زبان ساده و قابل فهم، همکاری با نهادهای فرهنگی و هنری، توجه به تنوع قومی و زبانی ایران و رعایت توازن میان حفظ اصالت ادبی و نوآوری هنری است.

نجاری گفت: در دنیا ادبیات دراماتیک، ذیل ادبیات بررسی می‌شود ولی در دانشگاه‌های هنر ما اینگونه نیست. مثلاً در جنبه‌های نمایشی در دانشگاه‌های دنیا، شکسپیر اولویت رشته‌های انسانی است ولی در دانشگاه‌های ما، دانشجویان هنر هنوز اشعار فردوسی و ادبیات کهن را نخوانده است.

وی افزود: در این پژوهش، برای تبیین مفاهیم مستخرج از ادبیات نظری و مطالعه اسنادی، قابلیت‌های اقتباس از چهار اثر منثور از ادبیات کهن فارسی استخراج شد و بر اساس آن راهکارهای سیاستی پیشنهادی حاصل شد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد سیاست‌گذاری فرهنگی در این حوزه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که هم نیازهای هنرمندان را برآورده کند و هم به تقویت وفاق اجتماعی و هویت ملی در ایران کمک کند. همچنین به سیاست‌گذاران فرهنگی پیشنهاد می‌شود که با ایجاد بسترهای حمایتی موثر و همکاری‌های بین نهادی زمینه را برای تولید آثار هنری اقتباسی مناسب از متون کهن فراهم آورند.

سیاست‌گذاری فرهنگی و توسعه اجتماعی ایران از دیدگاه پیر بوردیو

در بخش دوم این پنل، سینا رضایی به ارائه مقاله خود با عنوان «هنر و جامعه: سیاست‌گذاری فرهنگی در مسیر توسعه اجتماعی ایران بر اساس تحلیل دیدگاه‌های پیر بوردیو» پرداخت.

رضایی درباره مقاله خود بیان کرد: در این مقاله با این پرسش روبرو هستیم که چرا با وجود حجم بالای سیاست گذاری فرهنگی همچنان با گسست فرهنگی و نابرابری دسترسی به هنر مواجهیم و هنر چگونه می تواند در تنش های اجتماعی و افزایش انسجام فرهنگی در ایران موثر باشد؟ با توجه به مسائلی مانند تنوع فرهنگی، نابرابری های اجتماعی، و بحران هویت، بررسی سیاست های فرهنگی با رویکردی هدفمند و عینی در جمهوری اسلامی ایران ضرورت به نظر می رسد.

رضایی افزود: پیر بوردیو سیاست فرهنگی را ساختارمحور می‌داند و از سه مفهوم میدان، سرمایه فرهنگی و بازتولید در جایگاه ابزار تحلیل استفاده می‌کند. او توضیح می‌دهد که افراد چگونه میدان‌های اجتماعی را می‌سازند و آن را تحت تاثیر قرار می‌دهند و در آن رقابت ایجاد می‌کنند. مانند میدان سینمای ایران که بازیگران عوامل این میدان هستند و مدیران بخش‌های اصلی آن را تشکیل می‌دهند.

این پژوهشگر با اشاره به نظریات بوردیو، تاکید کرد: بوردیو می‌گوید هر میدان قواعد خود را دارد. ممکن است سرمایه تولید در یک میدان ارزشمند باشد و در میدان دیگر بی‌ارزش باشد. برای همین فلسفه می‌گوید ارزش‌ها را باید بازتعریف کرد. بوردیو رابطه اجتماعی را سرمایه فرهنگی می‌داند و معتقد است که به موقعیت اجتماعی و تحصیلی افراد کمک می کند. به ویژه جوامع مدرن که ارتباط نزدیکی با شایستگی‌های رسمی تحصیلی دارد. این پژوهش با بهره‌گیری از نظریات پیر بوردیو تلاش می‌کند نقش هنر و سیاست‌های فرهنگی را در ساختارهای اجتماعی و قدرت فرهنگی تحلیل کند.

رضایی ادامه داد: یافته‌ها نشان می‌دهد که طراحی سیاست‌گذاری هنر، با تاکید بر تقویت سرمایه فرهنگی، افزایش مشارکت اجتماعی و حمایت از تنوع فرهنگی می‌تواند به کاهش نابرابری‌های اجتماعی، تقویت هویت ملی و ایجاد تعامل فرهنگی سازنده در جامعه منجر شود.

جشنواره فجر و چالش عدالت فرهنگی در ایران

در پنل «سیاست‌گذاری هنر، حکمرانی و توسعه فرهنگی» نیز طیبه عزت‌اللهی‌نژاد به ارائه مقاله خود با عنوان «جایگاه توسعه فرهنگی در سیاست گذاری های هنر (مورد مطالعه: دوازده دوره جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر) پرداخت.

عزت‌اللهی‌نژاد گفت: توسعه یافتگی در گفتمان غالب سیاست‌گذاری ایران نسبت مستقیمی با مقوله رشد اقتصادی دارد و در اغلب برنامه‌ریزی‌های دولت‌ها یکی از یکی از معیارهای بسیار مهم سنجش توسعه یافتگی کشور به شمار می‌آید. این در حالی است که مطالعات نشان می‌دهد توجه به مسائل اقتصادی و تاکید صرف بر آن به غفلت از توسعه فرهنگی و اجتماعی ایران منجر شده است.

وی افزود: پرسش محوری این پژوهش این است که جایگاه توسعه فرهنگی در سیاست‌گذاری جشنواره های بین المللی هنرهای تجسمی فجر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چیست. هدف از برگزاری این جشنواره‌ها ایجاد فرصتی برای ظهور و بروز خلاقیت‌های هنری، انتقال پیام هنرمندان، تمهید زمینه مناسب برای ارتباط میان هنرمندان معاصر ایران و جهان ذکر شده است.

دبیر اجرایی این همایش ادامه داد: یافته‌ها نشان می‌دهد که میزان مشارکت هنرمندان مناطق توسعه یافته در ۱۲ دوره اجرا شده جشنواره‌های بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر بسیار چشمگیرتر از مناطق کمتر توسعه یافته است. به طوری که در برخی جشنواره‌ها تعداد آثار ارسالی از این مناطق بیش از ۲۰۰ برابر مناطق کمتر توسعه‌ یافته است.

عزت‌اللهی‌نژاد با اشاره به نقش جشنواره فجر در ارتقای فرهنگ عمومی جامعه گفت: در اغلب جشنواره ها نیز تهران به مثابه توسعه یافته‌ترین شهر ایران مرکز برگزاری این جشنواره‌ها مدنظر قرار گرفته است. در حالی که در ۱۲ دوره برگزار شده هرگز روستاها به عنوان مکان برگزاری جشنواره مشارکت نداشتند. قطعاً جشنواره فجر می‌تواند با بازبینی در سیاست‌گذاری‌های اجرایی زمینه گسترش مشارکت حداکثری مناطق کمتر توسعه‌یافته را فراهم کند و در فرآیند ارتقای فرهنگ عمومی جامعه نقشی اثرگذار داشته باشد.

تبیین چارچوب‌های روش‌شناختی در سیاست‌گذاری هنر

در بخش بعدی بابک امرایی، عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز به ارائه مقاله خود با عنوان «روش شناسی فرآیند سیاست‌گذاری برای هنر» پرداخت.

امرایی درباره موضوع مقاله‌اش گفت: سیاست‌گذاری عمومی مجرای برنامه‌ریزی برای اداره جامعه است که خود هنری‌ها سهم کمی در این حوزه داشتند. در این پژوهش هدف این نیست که بسته سیاستی ارائه دهیم بلکه درصدد ارائه چهارچوب‌های روش‌شناختی برای تنظیم فرآیند سیاست‌گذاری هنر هستیم. نباید در این مسیر انتظار تجربه آزمایشگاهی داشته باشیم. در این پژوهش سیاست‌گذاری هنر از نظر ماهیت، شدت مداخله، سطح، رابطه سازمانی و راهبرد و زمینه بررسی می‌شود؛ باید پژوهش‌محور عمل کنیم.

امرایی ادامه داد: واژه سیاست‌گذاری در انواع گفتمان‌های علمی، سیاسی و مدیریتی شنیده می‌شود اما معمولاً در حد اصطلاحی کلی در نظر گرفته می‌شود. بی توجهی به اهمیت روش، فرآیند و گفتمان سیاست گذاری ممکن است این مفهوم را به سطح واژه‌ای با تاریخ مصرف محدود تقلیل دهد. از این رو لازم است به طور جدی و با رعایت نظام و مبانی علمی به سیاست گذاری و سیاست پژوهی در حوزه هنر پرداخت.

وی یادآور شد: یکی از مشکلات این کار ضرورت تطبیق و سازگاری فرآیندهای سیاست‌گذاری با موضوع‌ها و میدان هنری است. در این مقاله به تحلیل اینکه «فرآیند مناسب برای سیاست گذاری هنر چیست» می‌پردازیم و به آن در قالب پرسش‌های مقدماتی و رویشی پاسخ داده می‌شود.

تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری هنر در ایران؛ چالش‌ها و رویکردهای نوین

در بخش دیگری از این پنل، سیدمهدی پورباشی نیز به ارائه مقاله خود با موضوع «تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری هنری در ایران: چالش‌ها، فرصت‌ها و رویکردهای نوین» پرداخت.

وی گفت: در این مقاله به تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری هنر و آموزش هنر در ایران پرداخته می‌شود و به دنبال شناسایی مشکلات، فرصت‌ها و رویکردهای جدید در این حوزه هستیم. مسئله اصلی تحقیق نبود چارچوبی منسجم و هماهنگ در سیاست‌گذاری هنر و فقدان بهره‌برداری موثر از فناوری‌های نوپدید در آموزش هنر است. در این مقاله سعی شده که به بررسی روند سیاست گذاری هنر و آموزش هنر در ایران، مقایسه آن با تجارب جهانی، ارائه راهکارهایی برای بهبود سیاست گذاری و استفاده از فناوری های نوپدید در این زمینه است.

پورباشی افزود: در این تحقیق با این پرسش مواجه هستیم که چه مشکلات و فرصت هایی در سیاست گذاری هنر و آموزش هنر ایران وجود دارد و چگونه می‌توان از فناوری‌های نوین برای بهبود آموزش هنر بهره برد. چالش‌های پیش رو در این زمینه نیز چالش‌های فرهنگی، چالش‌های مالی و چالش‌های اصلی سیاست‌گذاری و آموزش هنر در ایران است.

این پژوهشگر ادامه داد: روش تحقیق در این پژوهش کیفی است و داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، تحلیل اسناد و داده‌های تطبیقی از نمونه‌های بین‌المللی مانند فنلاند، چین و ایالات متحده آمریکا گردآوری شده است. نتایج نشان می‌دهد که نبود هماهنگی میان سازمان‌های مسئول از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت آموزش و پرورش و استفاده ناکافی از فناوری‌های نوپدید مانند هوش مصنوعی و واقعیت مجازی و پلتفرم‌های آموزش آنلاین از مشکلات اصلی در این حوزه به شمار می‌آیند.

وی یادآور شد: بر اساس تجربه جهانی، استفاده از فناوری‌های نوپدید، آموزش معلمان متخصص و تدوین سیاست‌های پایدار می‌توان کیفیت آموزش هنر را به طور چشمگیری بهبود بخشد.

توسعه کمی دانشگاه‌ها و چالش کیفیت در آموزش هنر

در بخش نشست‌های تخصصی نوبت عصر این همایش و در پنل سیاست گذاری هنر و آموزش عالی هنر صادق رشیدی به ارائه مقاله خود با عنوان «بررسی تاثیر فرآیندهای سیاست گذاری در آموزش عالی هنر ایران بر ناهمسویی نظریه و عمل» پرداخت.

رشیدی این باره بیان کرد: در این پژوهش این سوال مطرح می‌شود که سیاست‌گذاری که یک مفهوم کلان مدیریتی است چطور می‌تواند در میدان دانشگاه تاثیر بگذارد؟ این مقاله با هدف بررسی و تحلیل تاثیر فرآیندهای سیاست‌گذاری در آموزش عالی هنر ایران بر ناهمسویی نظریه و عمل نوشته شده است.

وی افزود: موضوع مقاله طرح فرضیه‌ای مبتنی بر مشاهدات واقعی و با استناد به تحقیقاتی است که در باب سیاست‌گذاری در آموزش عالی نوشته شده‌اند. در این فرآیند متغیرهای موثر و مداخله‌گری نظیر توسعه کمی دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی هنر، کالاشدگی دانش، تجاری‌سازی دانش و ابعاد معرفت‌شناختی هنر، تفکر سرمایه‌داری حاکم بر دانشگاه‌ها، فقدان مناسبات بین‌المللی دانشگاه‌های هنری، فقدان پژوهش‌های ناظر بر ارتقای شیوه‌های جدید آموزش هنر، فقدان مشروعیت اجتماعی و نهادی هنر، بخشی از یافته‌های این مقاله هستند که می‌توانند به عنوان مسائل و عوامل موثر بر گسست بین نظریه و عمل مورد توجه قرار بگیرند.

رشیدی با اشاره به روند رشد دانشگاه‌ها در کشور گفت: زمانی دولت بر آموزش عالی رایگان تاکید داشت و این موضوع رفته رفته به سمت تاسیس دانشگاه‌های علمی کاربردی رفت تا با مهارت‌محوری دانشجو تربیت کند. ولی اکنون تبدیل به یک معضل شده و خروجی آن دانشگاه‌ها تنها به تولید مدرک منتهی می‌شود. باید بدانیم که هنر، علم نیست. از زمانی مطالعات علمی هنر بوجود می‌آید که هنر بر اساس نظریه های علمی بررسی می‌شود.

وی ادامه داد: تنها رشته‌های هنری را با صورت‌بندی دانشگاه‌ها در دنیا انجام دادیم که از آنها عقب نیفتیم ولی متاسفانه با تجاری کردن علوم، علوم انسانی نیز گرفتار شد و دانشگاه‌ها ملزم شدند که خودشان پولشان را دربیاورند. این موضوع محصول سیاست‌گذاری کلان است. ما هنوز در ابتدایی‌ترین دغدغه‌ها مانده‌ایم و دغدغه ما در کسب تحصیل، کسب منزلت اجتماعی است. در صورتی اگر مثلاً در انگلیس دانشگاه‌هایی برای هنر وجود دارد، مدرسه فیلمسازی لندن هم وجود دارد. یعنی همزمان با مبانی نظری و علمی آن رشته، عملی هم رشد کرده‌اند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها