سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۵
بحران خاموش کتاب‌های غیرداستانی؛ چه کسی مقصر است؟

فروش کتاب‌های غیرداستانی در بریتانیا به پایین‌ترین سطح خود در هشت سال گذشته رسیده است. آمارها نشان می‌دهد مردم در مقایسه با شش سال قبل، ۱۷ میلیون نسخه کمتر کتاب‌های واقع‌محور می‌خرند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تایمز، دنیای نشر مدت‌هاست زمزمه‌ای نگران‌کننده را در گوشه و کنار خود می‌شنود: کتاب‌های غیرداستانی رو به زوال‌اند. آن عنوان‌های پرصلابت و فکری که زمانی قفسه‌های کتابخانه‌ها را پر می‌کردند، به‌تدریج ناپدید شده‌اند و جای خود را به خاطرات سلبریتی‌ها و کتاب‌های خودیاری داده‌اند.

آمار موسسه NielsenIQ BookData این نگرانی را تایید می‌کند. فروش کتاب‌های غیرداستانی در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل شش درصد کاهش داشته و به ۵۵ میلیون نسخه رسیده است؛ کمترین میزان از سال ۲۰۱۷ تاکنون. در حالی که فروش رمان‌ها به‌واسطه موج‌هایی مانند «رمانتاسی» همچنان پررونق است، کتاب‌های فکری و پژوهشی با افتی مداوم روبه‌رو شده‌اند.

در میان ۲۰ کتاب پرفروش سال گذشته تنها چهار عنوان غیرداستانی دیده می‌شود: اثری از چارلی مکسلی، کتاب انگیزشی مل رابینز، کتاب آشپزی جیمی الیور و – طبق معمول – کتاب رکوردهای گینس. از میان ده کتاب صوتی پربازدید اسپاتیفای نیز تنها یک عنوان غیرداستانی بوده است.

این وضعیت با دهه‌های گذشته فاصله‌ای چشمگیر دارد. زمانی کتاب‌هایی مانند «تاریخچه مختصر زمان» استیون هاوکینگ یا «انسان خردمند» یووال نوح هراری میلیون‌ها خواننده داشتند و موضوعات علمی و تاریخی در صدر فهرست فروش قرار می‌گرفتند؛ اما امروز تصور چنین موفقیتی دشوار به نظر می‌رسد.

پادکست؛ رقیب تازه کتاب

یکی از مهم‌ترین متهمان این افول، رشد انفجاری پادکست‌هاست. در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵.۵ میلیون نفر در بریتانیا شنونده پادکست بوده‌اند. مارک ریچاردز، از بنیان‌گذاران نشر مستقل Swift Press، می‌گوید: «تا چند سال پیش اگر می‌خواستید درباره موضوعی عمیق بدانید، تنها گزینه واقعی کتاب بود. حالا پادکست‌ها برای نخستین بار به رقیبی جدی تبدیل شده‌اند.»

حتی دامینیک سندبروک، تاریخ‌نگار و مجری پادکست مشهور «The Rest is History»، اذعان می‌کند که بسیاری از شنوندگان به جای خواندن کتاب‌ها، به گوش دادن برنامه‌ها بسنده می‌کنند. به گفته او، کتاب‌های دایره‌المعارفی و پژوهش‌های مفصل تاریخی بیش از همه در خطر نابودی قرار گرفته‌اند.

تمرکز بر چهره‌ها به جای اندیشه‌ها

عامل مهم دیگر، گرایش ناشران به «نشر مبتنی بر پلتفرم» است. در سال‌های اخیر ناشران بیشتر به سراغ نویسندگانی می‌روند که در اینستاگرام، تیک‌تاک یا یوتیوب مخاطب آماده دارند؛ نه پژوهشگران گمنام با ایده‌های تازه.

ریچل هیویت، نویسنده کتاب موفق «نقشه یک ملت»، می‌گوید در سال ۲۰۲۵ سه طرح پیشنهادی او تنها به این دلیل رد شده که «پلتفرم اجتماعی کافی» نداشته است. به گفته او، امروزه کارشناس واقعی کسی محسوب می‌شود که دیده می‌شود، نه لزوما کسی که دانش عمیق‌تری دارد.

هیویت همچنین از کاهش بودجه‌های تبلیغاتی برای نویسندگان جدی انتقاد می‌کند و می‌گوید بخش‌های فروش در ناشران بزرگ، بیش از پیش ریسک‌گریز شده‌اند و ترجیح می‌دهند روی «گزینه‌های تضمینی» سرمایه‌گذاری کنند.

هزینه‌های سنگین تولید

توبی موندی، مدیر جایزه معتبر بیلی گیفورد، مشکل را بیشتر اقتصادی می‌داند. او توضیح می‌دهد که نوشتن یک کتاب پژوهشی بزرگ به سال‌ها تحقیق و هزینه‌های فراوان نیاز دارد و اغلب تنها دانشگاهیان می‌توانند چنین پروژه‌هایی را پیش ببرند، چون از محل شغل خود حقوق دریافت می‌کنند.

با این حال، او همچنان خوش‌بین است و معتقد است اگر کتابی واقعا ارزشمند باشد، حتی بدون شهرت نویسنده نیز می‌تواند موفق شود؛ نمونه‌هایی مانند «امپراتوری درد» اثر پاتریک ردن کیف یا «پرورش خرگوش» نوشته کلوئی دالتون.

آینده‌ای نامطمئن اما قابل نجات

جان اش، یکی از کارگزاران ادبی برجسته، می‌گوید فضای فرهنگی شاید دوباره به سود کتاب‌های جدی تغییر کند: «مردم از اعتیاد به اسکرول بی‌پایان خسته شده‌اند. شاید دوباره قدر تمرکز و مطالعه عمیق دانسته شود.»

اما مارک ریچاردز جمع‌بندی صریح‌تری دارد: «اگر می‌خواهیم کتاب‌های غیرداستانی زنده بمانند، فقط یک راه داریم: باید مطمئن شویم که واقعا فوق‌العاده خوب باشند.»

بحران کنونی شاید نتیجه رقابت فناوری‌های جدید، تغییر ذائقه مخاطبان و محافظه‌کاری صنعت نشر باشد؛ اما همچنان این پرسش پابرجاست که آیا جامعه می‌تواند بدون کتاب‌های جدی و اندیشه‌محور، آینده‌ای روشن داشته باشد؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها