سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۸
یک فرم پیشنهادی تازه برای نوشتن رمان سیاسی و اجتماعی

اصغر نوری - مترجم رمان «تماما مدرن‌ها» - گفت: «در این رمان، ما در دل قصه، مشغول پژوهش در اسناد هستیم. یعنی خود اسناد وارد متن می‌شوند و راوی در حین تعریف کردن قصه، روایتی مستند هم ارائه می‌دهد. این یک فرم پیشنهادی برای نویسندگان ایرانی است که می‌توانند درباره تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از چنین ظرفیتی استفاده کنند.»

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: رمان «تماما مدرن‌ها!» اثر ژروم مزو، نویسنده و پژوهشگر برجسته سوئیسی، سفری عمیق و تماشایی به قلب دگرگونی‌های اجتماعی سوئیس است. مزو در این رمان، با نگاهی تیزبین به بررسی فرآیند نوسازی و مدرنیزاسیون در کشورش می‌پردازد. داستان در سیزده گاه‌شمار روایت می‌شود و از جرقه‌های اولیه مدرنیته در روستاهای دورافتاده تا برپایی بزرگ‌راه‌ها و نیروگاه‌های عظیم را در بر می‌گیرد.

راوی با ظرافت، تاثیر این پیشرفت‌های مهارناپذیر را بر زیست خانوادگی و سرنوشت آدم‌های اطرافش واکاوی می‌کند. نویسنده با بهره‌گیری از اسناد تاریخی و نقل‌قول‌ها، به روایت خود جنبه‌ای مستدل بخشیده و در نهایت پرسشی بنیادین طرح می‌کند: پس از پایان یافتن منابع و رسیدن به اوج مصرف، چه بر سرِ انسان مدرن خواهد آمد؟ این کتاب، آینه‌ای تمام‌نما از چالش‌های انسان در مواجهه با مفهوم «پیشرفت» محسوب می‌شود.

ژروم مزو (زاده ۱۹۶۷) نویسنده، منتقد ادبی و دانشیار دانشگاه لوزان است. او در خانواده‌ای سیاسی در سوئیس پرورش یافت و پس از تحصیل ادبیات، نزد پیر بوردیو در پاریس جامعه‌شناسی آموخت. مزو با کسب دکترای ادبیات، سابقه تدریس در زوریخ و ژنو را در کارنامه دارد. وی اکنون در دانشگاه لوزان مدیر آموزش بین‌رشته‌ای دکتری و مدرس ادبیات فرانسه است و در حوزه نقد و پژوهش‌های ادبی فعالیت گسترده‌ای دارد.

کتاب «تماما مدرن‌ها!»ی ژنو را اصغر نوری ترجمه کرده است. نوری همچنین مصاحبه‌اش با نویسنده این کتاب درباره رسالت رمان و دغدغه‌های اجتماعی را در انتهای این ترجمه آورده است. اصغر نوری (زاده ۱۳۵۵، تبریز) مترجم، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر است که تحصیلات خود را در رشته ادبیات فرانسه و کارگردانی به پایان رساند. او با ترجمه آثار نویسندگان نسل نو فرانسه همچون آگوتا کریستوف و پاتریک مودیانو، نقشی کلیدی در پیوند ادبی ایران و فرانسه دارد. نوری با وسواس در انتخاب آثار، کتاب‌هایی را برمی‌گزیند که علاوه بر لذت شخصی، به پرسش‌های مخاطب ایرانی پاسخ دهند و زندگی او را به چالش بکشند. در پی نامزد شدن کتاب «تماما مدرن‌ها!» به ترجمه او، در چهل و سومین دوره جایزه کتاب سال با وی گفت و گویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

آقای نوری، شما در مقدمه کتاب، در توضیح شیوه‌های داستان‌نویسی، آثار را به دو دسته تقسیم کرده‌اید: دسته اول آثاری که بر پایه روایت خاطرات پراکنده شکل می‌گیرند و دسته دوم آثاری که حول محور موضوعی خاص با بن‌مایه‌های اجتماعی، سیاسی یا تاریخی می‌گردند. با توجه به اینکه «تماما مدرن» در دسته دوم جای می‌گیرند، ممکن است درباره این نوع آثار مزو بیشتر توضیح دهید؟

«ژروم مزو» پیش از ورود به دنیای ادبیات، در رشته جامعه‌شناسی تحصیل کرده و همین پیشینه باعث شده است که نگاهی جامعه‌شناختی در رمان‌هایش جاری باشد. او حتی در آثار نظری و نقد ادبی خود نیز تلاش کرده تا این رویکرد را صورت‌بندی کند. مزو به‌شدت تحت تأثیر نویسندگانی است که در آثارشان به پیوند میان فرد و ساختارهای اجتماعی می‌پردازند؛ نویسندگانی همچون «آنی ارنو»، نویسنده معاصر فرانسوی و برنده جایزه نوبل، و همچنین چهره‌های کلاسیک‌تری مانند «لویی فردینان سلین». او نه‌تنها از این نویسندگان الهام گرفته، بلکه در کتاب‌های تئوریک خود نیز آثار آن‌ها را از منظر پیوند میان فرم ادبی و واقعیت‌های جامعه‌شناختی مورد تحلیل و تفسیر دقیق قرار داده است. در واقع، در این نوع آثار، روایت شخصی تنها یک خاطره‌نگاری ساده نیست، بلکه پنجره‌ای است برای درک عمیق‌تر سازوکارهای اجتماعی و تاریخی.

شما به تأثیر «مزو» از نویسندگان چپ فرانسه در فاصله میان دو جنگ و همچنین تأثیرپذیری‌اش از «سلین» اشاره کردید. آیا این تأثیر در لایه‌های فکری و محتوایی است یا بیشتر در فرم و تکنیک روایت دیده می‌شود؟

ژروم مزو یک نویسنده چپ‌گراست؛ او در رشته جامعه‌شناسی تحصیل کرده و شاگرد «پیر بوردیو»، از جامعه‌شناسان برجسته چپ‌گرای فرانسه، بوده است. این نگاه چپ در تمام آثار او مشهود است. در واقع هر دو جنبه وجود دارد: هم جهان‌بینی چپ در کارهای او دیده می‌شود و هم تأثیری که از فرم نویسندگان چپ می‌گیرد، هرچند مورد دوم به نسبت کمتر است. جهان‌بینی چپ در آثار مزو بسیار واضح است، اما به نظر من، فرم ادبی او به‌رغم تأثیراتی که از دیگران پذیرفته، امضای شخصی خودش را دارد. این فرم که در رمان «تماما مدرن‌ها» کاملاً آشکار است را می‌توان «ادبیات مستند» نامید؛ ادبیاتی که از اتفاقات مستند زندگی نویسنده، جامعه و تاریخ، بهره‌برداری‌های روشنی می‌کند. مزو تحت تأثیر صرف نیست، بلکه از منابع و اسناد موجود استفاده‌ای مستقیم می‌کند و آن‌ها را به رمان تبدیل می‌نماید.

من در گفت‌وگویی که در پایان کتاب «تماما مدرن‌ها» با او داشتم، عنوان «رمان-رساله» را برای آثارش پیشنهاد دادم، اما خودش این عنوان را نمی‌پذیرفت. از نظر او، در «رمان-رساله» که نویسندگانی مثل میلان کوندرا از شاخص‌های آن هستند، نویسنده معمولاً یک نظریه مشخص دارد و می‌خواهد آن را در فضای داستانی به خواننده منتقل کند. اما مزو نمی‌خواهد صرفاً یک نظریه شخصی را انتقال دهد؛ او در «تماما مدرن‌ها» نظریه‌های مختلف درباره یک موضوع را گردآوری کرده و در کنار دیدگاه خودش ارائه می‌دهد. به همین دلیل، مزو این نوع رمان‌های مستند را «رمان چندصدایی» نام‌گذاری می‌کند؛ ویژگی‌ای که به‌وضوح در رمان «تماما مدرن‌ها» قابل مشاهده است.

آیا در ترجمه فارسی این رمان، ویژگی خاصی در متن اصلی وجود داشت که بازگرداندنش به فارسی دشوار باشد و چالشی جدی در فرآیند ترجمه به‌وجود بیاورد؟

من در ترجمه این رمان به هیچ وجه چالش معنایی نداشتم. البته جاهایی برای درک بهتر مطلب، نیاز بود که درباره تاریخ سیاسی و اجتماعی سوئیس مطالعه کنم که معمولاً در ترجمه‌هایم این کار را انجام می‌دهم. در این مسیر، شانس بزرگی هم داشتم؛ چرا که در طول ترجمه، سه بار با «مزو» ملاقات کردم و از طریق ایمیل هم با هم در ارتباط بودیم. بنابراین هر جا ابهام کوچکی پیش می‌آمد، مستقیماً با خود نویسنده مطرح می‌کردم.

چالش اصلی من در واقع «درآوردن صدای راوی» بود. معتقدم هر رمان یک صدا و لحن خاص دارد که مترجم باید آن را بشنود و در زبان مقصد بازآفرینی کند. شنیدن صدای راویِ مزو کمی دشوار بود، زیرا در این کتاب با سه صدای متفاوت روبه‌رو هستیم:
صدای اول، راوی است که زندگی خود را برای ما تعریف می‌کند؛ قصه‌ی نوجوانی‌اش، پدر، مادر، برادر و دیگر اعضای خانواده و شهری که در آن زندگی کرده است. این صدا لحنی صمیمی و نزدیک به زبان گفتار، اما کمی ادبی دارد.
صدای دوم، متعلق به همین آدم است اما در مقام یک گزارشگر؛ در اینجا لحن او تغییر می‌کند، فرم گزارشی به خود می‌گیرد و اسنادی را که پیدا کرده برای ما روایت می‌کند.
صدای سوم، در سیزده بخش کوتاه رمان به نام «فرشته‌ها» شنیده می‌شود. این بخش‌ها شبیه قصه‌های پریان هستند؛ روایت‌هایی شاعرانه که گاهی شخصیت‌هایشان واقعاً فرشته‌اند یا حتی خود خدا یکی از شخصیت‌هاست. مزو در این بخش‌ها، آدم‌های خاص و متفاوتی را که در زندگی دیده، شبیه به فرشته‌ها روایت می‌کند.

بنابراین ما با سه صدا مواجه بودیم: یک صدای رواییِ خانوادگی، یک صدای گزارشگر و یک صدای شاعرانه. بازآفرینی این سه صدا به‌گونه‌ای که در عین شباهت، تفاوت‌هایشان برای خواننده محسوس باشد، چالش اصلی من بود. چالش‌های معنایی معمولاً زود حل می‌شوند، اما بازآفرینی فرم، همیشه چالش اساسی است و در این رمان، این دشواری کمی بیشتر از کارهای دیگر بود.

یکی از ویژگی‌های رمان «تماما مدرن‌ها» طنز سیاه آن است؛ لطفاً درباره ویژگی‌های طنز در این رمان توضیح دهید.

شاید دلیل اصلی آشنایی من با «مزو» و کشف آثار او، همین طنز سیاه خاصش باشد که تقریباً در تمام کارهایش دیده می‌شود. من از سال‌های ۸۶-۸۷ با ترجمه مجموعه داستان «دیوارگذر» اثر مارسل امه، پژوهش درباره ردپای طنز سیاه را در آثار نویسندگان فرانسوی‌زبان (فرانسوی، سوئیسی و بلژیکی) آغاز کردم که این مسیر هنوز برایم ادامه دارد. در جریان همین مطالعات بود که با «ژروم مزو» آشنا شدم. اولین کتابی که از او خواندم «زلزله‌ها» نام داشت که طنزی بسیار تلخ و کنایه‌آمیز دارد؛ آن رمان را بسیار دوست داشتم و ترجمه‌اش کردم.

اتفاقاً درباره آن کتاب، ماجرایی پیش آمد که خودش شبیه به یک طنز سیاه است. ما حق کپی‌رایت «زلزله‌ها» را از ناشر سوئیسی گرفتیم، کتاب ترجمه شد و در نوبت اول بدون هیچ اصلاحیه‌ای از اداره ارشاد مجوز گرفت. اما وقتی طرح جلد و متن پشت جلد (که برشی از همان رمانِ مجوزگرفته بود) برای تأیید فرستاده شد، بررسی‌کننده مجدد، هم طرح را رد کرد و هم دستور بازخوانی کل کتاب را داد. در بازخوانی دوم، ۵۰ مورد ممیزی به کتاب خورد! من هم دیدم با این حذفیات دیگر چیزی از رمان باقی نمی‌ماند، پس از چاپش منصرف شدم و تصمیم گرفتم اثر دیگری از این نویسنده را کار کنم. تا آن زمان من مزو را دیده بودم و درباره «زلزله‌ها» با او گفتگو کرده بودم و همه منتظر چاپش بودیم، اما در نهایت قرعه به نام «تماما مدرن‌ها» افتاد که در سال ۲۰۱۹ منتشر شده بود.

طنز سیاه مزو، بن‌مایه‌ای روان‌شناختی و جامعه‌شناختی دارد و اینجا همان نگاه «چپ» نویسنده خودش را نشان می‌دهد. طنز او از دل مناسبات اجتماعی، اختلاف طبقاتی، نسبت انسان با اجتماع و نابرابری‌های موجود در کشوری به‌ظاهر سعادتمند مثل سوئیس می‌آید. مزو در این «کارت‌پستالِ زیبا» از سوئیس، نقاط سیاهی را کشف می‌کند که شاید از دور کوچک به نظر برسند، اما وقتی نزدیک می‌شوید، بسیار عمیق‌اند. او عمق تراژدی پشت این ظاهر فریبنده را با زبان طنز به ما نشان می‌دهد.

اگر بخواهم مقایسه کنم، مثلاً در آثار «ژوئل اگلوف» که پیش‌تر ترجمه کرده‌ام، طنز سیاه از تنهایی مفرط انسان و عدم ارتباط میان آدم‌ها شکل می‌گیرد؛ اما در آثار مزو، طنز بر محور مشکلات فرد با جامعه، قدرت و طبقات اجتماعی می‌چرخد. طنز او بسیار ظریف، صیقل‌خورده، سرد و تیز است؛ طنزی که نقطه‌ای عمل می‌کند و می‌گذرد. قرار نیست این طنز شما را به قهقهه بیندازد، بلکه لبخندی تلخ بر لبان‌تان می‌نشاند تا از آن عبور کنید و به فکر فرو روید. به نظرم مزو در خلق این نوع طنز یک استاد تمام‌عیار است.

یک فرم پیشنهادی تازه برای نوشتن رمان سیاسی و اجتماعی

یکی از مضامین رمان که طنز سیاه را هم می‌سازد، مسئله مرگ و بیماری است؛ آیا این دغدغه‌ها ریشه در تجربه زیسته نویسنده دارد؟

بله، مرگ و بیماری در آثار مزو ریشه در تجربه‌های زیسته او دارد. برای مثال در رمان «زلزله‌ها»، داستان با مرگ شخصیت مادر شروع می‌شود؛ مادری که به‌نوعی خودکشی کرده و ضربه هولناکی به خانواده می‌زند. شروع آن رمان بسیار تکان‌دهنده است: «وقتی مادر خودش را جلوی قطار انداخت، باید یک خدمتکار پیدا می‌کردیم برای کارهای خانه و کارهایی که پدر نمی‌توانست انجام دهد.»

در رمان «تماما مدرن‌ها» نیز با شخصیت مادری روبه‌رو هستیم که سرطان دارد؛ گویی این سرطان، نمادی از وضعیت جامعه و خانواده است. پس از مرگ مادر، شخصیت پدر هم در اواخر رمان می‌میرد و بدین ترتیب مسئله مرگ نه‌تنها در این خانواده، بلکه به صورت عمومی در کل رمان مطرح می‌شود. این موضوع با نقد مدرنیته پیوند عمیقی دارد؛ چرا که یکی از اهداف مدرنیته، افزایش طول عمر انسان از طریق پیشرفت‌های پزشکی است و حتی برخی با تکیه بر علم به‌دنبال عمر جاویدان هستند. مزو هرچند در مقایسه میان طب قدیم و جدید، مسلماً طرف طب مدرن را می‌گیرد (برادر خودش هم پزشک است و او از این آگاهی بهره می‌برد)، اما در عین حال به افراط در این حوزه کنایه می‌زند.

اصلاً مسئله اصلی کتاب «تماما مدرن‌ها» نه خودِ مدرنیسم، بلکه «افراط در مدرنیسم» است. نویسنده می‌پرسد این روند تا کجا قرار است ادامه یابد؟ او این پرسش را نه‌تنها در پزشکی، بلکه در ساخت «مال‌ها» یا فروشگاه‌های بزرگ چندطبقه در مناطق کوچک سوئیس، یا احداث بزرگراه‌های بسیار عریض برای فاصله‌های کوتاه مطرح می‌کند. منتقدان مدرنیته، از جمله مزو، مخالف ماهیت تکنولوژی نیستند، بلکه مسئله‌شان این حرص سیری‌ناپذیر برای تنوع و سرعت است که منجر به بلعیدن انرژی، آب و نابودی محیط زیست می‌شود. مزو با دیدگاهی کاملاً چپ‌گرا این سوال کلیدی را پیش می‌کشد که آیا مدرنیته واقعاً برای راحتی تمام انسان‌هاست یا ابزاری است تا عده‌ای خاص به ثروت و سود بیشتری دست پیدا کنند؟

ممکن است درباره وجه زیست‌محیطی نقد مزو به مدرنیته و همچنین آن قسمت از این نقد که مشخصاً به تأثیر مدرنیته بر طبیعت و جامعه سوئیس مربوط می‌شود بیشتر توضیح دهید؟

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، نگاه مزو به مدرنیته کاملاً انتقادی است و سوئیس بستر بسیار مناسبی برای این نقد فراهم می‌کند. نویسندگانی مثل ژروم مزو که در قلب اروپا به مدرنیته نقد دارند، معمولاً دغدغه‌های زیست‌محیطی را نیز در اولویت قرار می‌دهند. او در این کتاب نشان می‌دهد که چطور مدرنیته و صنعتی‌شدن پرشتاب سوئیس در طول دو دهه، زندگی سنتی سوئیسی را که با طبیعت گره خورده بود، دگرگون کرد. مزو معتقد است این روند، محیط‌های بکر را به فضاهایی بی‌هویت تبدیل کرده که هیچ تفاوتی با شهرهای بزرگ و صنعتی دیگر کشورها ندارند.

او مثال می‌زند که در کلان‌شهرهای آمریکا، مردم به دلیل گرانی یا کمبود جا ناچارند در حاشیه شهر زندگی کنند و هر روز ساعت‌ها در ترافیک بزرگراه‌ها بمانند تا به محل کار برسند؛ پدیده‌ای که در گذشته برای یک سوئیسی کاملاً غریبه بود. در سوئیس قدیم، شهرها و روستاها مرزهای مشخصی داشتند و مفهوم «حاشیه‌نشینی» به این معنا وجود نداشت، اما مدرنیزاسیون اجباری، شهرهای سوئیس را به‌زور به الگوی شهرهای آمریکایی یا کشورهای صنعتی همسایه مثل فرانسه و آلمان نزدیک کرد.

مزو در این رمان فقط به نقد تخریب طبیعت نمی‌پردازد، بلکه به مسئله «نظامی‌گری» و دوران جنگ سرد نیز وارد می‌شود. در آن دوران، ترس از حمله اتمی یا زمینی شوروی باعث شد کشورهای اروپایی هزینه‌های هنگفتی صرف سپرهای دفاعی کنند. یکی از بزرگ‌ترین و مخفی‌ترین این سپرها در دل کوه‌های آلپ سوئیس ساخته شد؛ پادگانی عظیم و بسیار گران‌قیمت که قرار بود در صورت حمله روسیه، از اروپای مرکزی دفاع کند. سوالی که مزو مطرح می‌کند این است: آیا این حجم از پیشرفت تسلیحاتی واقعاً برای حفظ جان انسان‌هاست یا صرفاً بازاری پرسود برای سرمایه‌گذاران؟ آن سپر دفاعی که بسیاری از سوئیسی‌ها حتی جای آن را نمی‌دانستند، سال‌ها رها شد، مدتی به موزه تبدیل گشت و در نهایت میلیون‌ها دلار ثروت ملی در آنجا مدفون ماند.

مزو در رمان «زلزله‌ها» نیز گریزی به این مدرنیزاسیون می‌زند و به این واقعیت اشاره می‌کند که سوئیس پس از جنگ جهانی دوم، به گورستان پول‌های دنیا تبدیل شد؛ از پول‌های پاک گرفته تا ثروت‌های کثیف دیکتاتورها و مافیا. او جمله طلایی و تکان‌دهنده‌ای دارد که می‌گوید: «روزی ما زیر این پول‌ها دفن خواهیم شد.» در واقع، چه در «تماما مدرن‌ها» و چه در سایر آثارش، مزو با رویکردی جامعه‌شناختی بر مفاهیمی تمرکز می‌کند که نه فقط زندگی یک فرد، بلکه سرنوشت کل جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهند. او در کنار تخصص ادبی، همچون یک جامعه‌شناس، لایه‌های پنهان و آسیب‌زای تمدن امروز را کالبدشکافی می‌کند.

ژروم مزو از معروف‌ترین استادان ادبیات در سوئیس و اروپاست؛ کسی که مقالات و کتاب‌های متعددی در تحلیل و تفسیر آثار نویسندگان بزرگی چون «رامو»، «شاپاز»، «سلین» و دیگران نوشته است. او در واقع یک متخصص تراز اول ادبیات محسوب می‌شود. اما آنچه او را به‌عنوان یک نویسنده «متعهد» (به معنای نویسنده‌ای که دغدغه‌های اجتماعی دارد و نسبت به مسائل پیرامونش حساس است) متمایز می‌کند، تمرکز او بر مفاهیمی است که بر توده مردم تأثیر می‌گذارند.

این ویژگی، او را از هم‌نسلانش، به‌ویژه در سوئیس، جدا می‌کند. معمولاً آثار نویسندگان هم‌دوره او بسیار فردی، شخصی و درگیر مسائل درونی و روان‌شناختی هستند؛ اما مزو حتی زمانی که از مسائل شخصی خود و خانواده‌اش سخن می‌گوید، آن‌ها را به‌گونه‌ای روایت می‌کند که گویی در حال کالبدشکافی جامعه است. در آثار او، مرز میان امر فردی و امر اجتماعی برداشته می‌شود و مسائل شخصی همواره در پیوند با کلِ جامعه معنا می‌یابند.

به نظرتان ترجمه رمانی از نوع «تماما مدرن‌ها» و خواندن آن به زبان فارسی، چه پیشنهادی می‌تواند برای داستان‌نویسی امروز ایران در بر داشته باشد و چه خلئی را در ادبیات داستانی ما پر می‌کند؟ این رمان حاوی چه امکان‌ها و ایده‌های تازه‌ای برای داستان‌نویسان ماست؟

استفاده از مواد واقعی و مستند توسط نویسنده برای خلق رمانی که در عین برخورداری از جنبه‌های تخیلی و فضای داستانی، به‌طور مستقیم از اسناد بهره می‌برد، الگوی بسیار خوبی است. ما در صد سال اخیر (از ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ هجری شمسی) تحولات عظیم، جنگ‌ها و وقایع اجتماعی-سیاسی متعددی را در ایران پشت سر گذاشته‌ایم؛ از انقلاب مشروطه گرفته تا کودتای ۲۸ مرداد و وقایع دیگر. به نظر من، ادبیات ایران هنوز به اندازه کافی درباره تمام این اتفاقات رمان تولید نکرده است.

البته در ایران کارهای ارزشمندی انجام شده است؛ برای مثال من آثار آقای رضا جولایی را خیلی دوست دارم. ایشان رمان‌هایی می‌نویسند که در یک برهه تاریخی خاص می‌گذرد و مشخص است که برای آن تحقیق کرده‌اند، اما در نهایت با تخیل خود، کاراکترهای داستانی خلق می‌کنند. این فرمی قدیمی و آشنا در ادبیات دنیاست. اما فرم «تماما مدرن‌ها» تازه‌تر است؛ در این رمان، ما در دل قصه، مشغول پژوهش در اسناد هستیم. یعنی خود اسناد وارد متن می‌شوند و راوی در حین تعریف کردن قصه، روایتی مستند هم ارائه می‌دهد. این یک «فرم پیشنهادی» برای نویسندگان ایرانی است که می‌توانند درباره تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از چنین ظرفیتی استفاده کنند.

اصلی‌ترین ویژگی رمان «تماما مدرن‌ها» که شما را به ترجمه آن ترغیب کرد، چه بود؟

جدا از فرم روایت مستند که برای خود من بسیار تازه و جذاب بود، مسئله بعدی «صداقت» نویسنده بود. مزو با وجود اینکه رویکرد انتقادی و چپ‌گرای مشخصی دارد، اما مسائل را یک‌طرفه ارزیابی نمی‌کند؛ او حتی روایت و دیدگاه آدم‌های راست‌گرا را درباره مدرنیزاسیون و اتفاقات جامعه در رمانش ارائه می‌دهد.

این صداقت و توانایی در ایجاد «شگفتی» برای من در هنر و ادبیات بسیار اهمیت دارد. معتقدم نویسنده حتماً حرفی برای گفتن دارد، اما جای «بیانیه صادر کردن» در مقاله و کتاب نظری است، نه در رمان. هنرمندی که حرفی برای گفتن دارد، باید بتواند احساس ما را درگیر کند تا دچار شگفتی شویم؛ شگفتی‌ای که بیش از آنکه عقلی و منطقی باشد، حسی است. رمان «تماما مدرن‌ها» سرشار از این لحظات شگفت‌انگیز است و همین ویژگی برای من بسیار ارزشمند بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها