سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «اسطوره و دین در یونان باستان» تالیف ژان پیر ورنان با ترجمه شروین اولیایی از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب آمده است.

دین یونان باستان به مجموعه باورها، آیینها و اساطیر یونان باستان گفته میشود. مهمترین مؤلفههای این دین یا آیین باور به دوازده ایزد المپنشین (زئوس، هرا، پوزئیدون، آتنا، دمتر، آرس، آفرودیته، آپولون، آرتمیس، هرمس، هفائستوس و هستیا یا دیونیسوس)، عقاید فیلسوفانهای چون رواقیگری و بهطور محدودتر فلسفه افلاطونی میباشد. یونانیان قائل به چندخدایی بودند. خدایان مادینه و نرینه فراوانی که دارای سلسلهمراتبی بودند و پادشاه این خدایان زئوس بود. برخی از این خدایان ربالنوع مظاهر طبیعی بودند. برخی از ایشان شهری مخصوص به خود داشتند. خدایان یونانی از رذیلتهایی که انسانها بدان دچارند مبری نبودند. یونانیان به زندگی پس از مرگ و دنیای مردگان باور داشتند.
آداب مذهبی یونانی از خود یونان تا آسیای صغیر، ایونیه، مگنا گراسیا و دیگری کلنیهای یونانینشین رواج داشت. این آیینها در آینده بر باورهای اولیه مردمان ایتالیا چون اتروسکها و دین رومی هم اثر گذاشت.
(به فرانسوی: [vɛʁnɑ̃]؛ ۴ ژانویه ۱۹۱۴ - ۹ ژانویه ۲۰۰۷) یک مورخ، انسانشناس و از اعضای جنبش مقاومت فرانسه و متخصص یونان باستان بود. ورنر تحت تأثیر کلود لوی-اشتراوس، رویکردی ساختارگرایانه به اسطوره، تراژدی و جامعه یونانی ایجاد کرد که خود در میان محققان کلاسیک تأثیرگذار بود. او استاد افتخاری کالج دو فرانس بود.
کتاب «اسطوره و دین در یونان باستان» بعد از مقدمه در پنج بخش اصلی به موضوعهایی همچون اسطوره، مناسک آیینی، هیئت خدایان، جهان خدایان، دین شهروندی، از انسانها به خدایان: قربانی و رازورزی یونانی میپردازد.
در شرح اسطوره، مناسک آیینی، هیئت خدایان دین باستانی و کهن یونانی از قرن ۸ تا قرن ۴ پیش از میلاد را واجد چندین ویژگی ذاتی میداند که یادآوری آنها ضروری است: «این دین، مانند دیگر آیینهای چندخدایی، با هر شکلی از وحی بیگانه است: این دین نه پیامبر دارد و نه مسیحا. این دین ریشه در یک سنت دارد؛ سنتی که تمام عناصر برسازنده تمدن هلنی را، یعنی تمام اموری که به یونانِ نمودیافته در شهرها سیمای خاصش را میبخشد، در کنار این دین جمع میآورد و عمیقاً با آنها درمیآمیزد: از زبان، حرکات، شیوههای زیست، احساس و اندیشه گرفته تا نظامهای ارزشی و قواعد زندگی جمعی. این سنت دینی نه یکدست است و نه اکیداً ثابت؛ این دین هیچگونه خصلت جزمی ندارد. دین یونانی، که فاقد طبقهای ویژه کشیشان و روحانیت است، کتاب مقدسی ندارد که در آن حقیقت همچون امانت یک بار برای همیشه در دل متن به ودیعه نهاده شده باشد. این دین مستلزم هیچ اعتقادنامهای نیست که مجموعهای منسجم از باورهای مربوط به ماورا را در قالب آن به مومنان بقبولاند.
اگر به راستی چنین است، پس عقاید دینی یونانیان بر چه چیز مبتنیاند و چگونه نمود مییابند؟ از آنجا که صحت این عقاید بر طرح اعتقادی مبتنی نیست، متدین مجبور نیست برای گریز از اتهام بیدینی نظامی از حقایق معین را دربست بپذیرد؛ کافی است کسی آداب آیینی را به جا آورد و با فهرست بلندبالایی از حکایات که از کودکی برایش آشنا بودهاند و واجد نسخههای متنوعیاند اعلام موافقت کند. این نسخهها چنان متعددند که به هر کس مجالی برای تفسیر آزاد میدهند.»
در پشت جلد این کتاب نوشته شده است؛ «دین، بدون خدای یکتا، بدون کلیسا، بدون روحانیت، بدون اصول جزمی، بدون اعتقادنامه و بدون وعده نامیرایی چگونه میتواند باشد؟ برای اینکه تصویری از دین شهروندی یونانیان ترسیم کنیم، باید بکوشیم به این پرسش پاسخ دهیم. این دین در خدمت نهادهای شهر و معطوف به زندگی زمینی است: هدفش این است که وجودی تماماً انسانی برای شهروندان در این جهان فراهم سازد نه اینکه رستگاریشان را در جهان دیگر بیمه کند.
اموری را که این دین از حیطهاش بیرون میگذارد بعدها فلسفه از آن خودش میکند: تمهید مفهوم تعالی، تفکر درباره روح، سرشت و تقدیر آن، و جستجوی نوعی اتحاد میان خود و خدا به واسطه پالایش روح از هرآنچه در درونش شبیه به امر الهی نیست.»
کتاب «اسطوره و دین در یونان باستان» تالیف ژان پیر ورنان و ترجمه شروین اولیایی با ۸۷ صفحه و شمارگان ۷۷۰ نسخه از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.
نظر شما