سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: گاهی کلمات وفادارتر از آدمها هستند؛ آنها میمانند تا جای خالی خالقشان را با طنین تفکری عمیق پر کنند. کتاب «زبان و معنی» که در سال ۱۴۰۳ توسط نشر علمی روانه بازار شد، گویی آخرین نامه دکتر کورش صفوی به جامعه علمی ایران است که درست یک سال پس از کوچ نابهنگامش، به مقصد رسیده است. حضور این اثر در میان نامزدهای نهایی چهل و سومین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی، تنها یک تقدیر رسمی نیست، بلکه گواهی بر زنده بودن اندیشهای است که حتی پس از خاموشی صاحبش، همچنان در جستوجوی کشف رازهای میان کلمه و معناست. این کتاب بوی حضور دوباره استادی را میدهد که علم را نه یک مشت فرمول خشک، بلکه ابزاری برای فهم بهتر زندگی میدانست.
کورش صفوی، آن استاد ژرفنگر، دانشمندی بود که از دوماهگی در غربت اروپا پرورش یافت و در نوجوانی با الفبای مادری آشتی کرد تا به یکی از ستونهای زبانشناسی نوین ایران بدل شود. او که در کودکی با زبانهای آلمانی، یونانی و لاتین بالیده بود، با بازگشت به وطن، نهتنها بر محدودیتهای زبانی چیره شد، بلکه به پلی میان سنتهای ادبی و نظریههای مدرن بدل گشت. کارنامه او جشنی است از دانایی؛ از کتاب «از زبانشناسی به ادبیات» که نگاهی معمارانه به ساختار شعر دارد، تا «آشنایی با معنیشناسی» و «فرهنگ توصیفی معنیشناسی» که هر کدام سنگ بنای این دانش در ایران شدند. او همان مترجمی بود که کتابهایی چون «دنیای سوفی» و «محفل فیلسوفان خاموش» را به خانههای ایرانیان برد و با صراحتی کمنظیر، در سالهای پایانی عمر، دگردیسیهای فکری خود را در نقد نظریات کلاسیک زبانشناسی بازگو کرد.
اکنون، کتاب «زبان و معنی» در غیاب فیزیکی او، همچون وصیتنامه علمی میدرخشد. این اثری است که در آن، صفوی با همان نگاه رندانه و عمیق، لایههای پیچیده معنا را میکاود. گرچه امروز او نیست تا با لبخندی همیشگی، نامزدی کتابش را جشن بگیرد، اما تکتک واژگان این اثر، راوی میراث مردی هستند که عمرش را صرف فهمیدن و فهماندن کرد. کتاب او یادآوری میکند که «معنا» هرگز نمیمیرد و در سطرهای به جا مانده از او، تا ابد در ذهن شاگردان و خوانندگانش تکثیر میشود. جای او خالی است، اما کلماتش در این کتاب پرافتخار، با همان شور همیشگی سخن میگویند. در ادامه مروری بر این کتاب او داشتهایم:
کتابی که «درسنامه» نیست
کورش صفوی در پیشگفتار زبان و معنی از همان ابتدا تکلیف خود و مخاطبش را روشن میکند: این کتاب یک درسنامه به معنای رایج آن نیست. نویسنده با نگاهی انتقادی به کتابهای آموزشی معنیشناسی در جهان، آنها را عمدتاً تکرار نسخههایی میداند که تفاوتشان بیش از آنکه در محتوا باشد، در شیوه ارائه است. از نظر او، در بسیاری از مباحث بنیادین معنیشناسی مانند هممعنایی یا چندمعنایی سخن تازهای برای افزودن وجود ندارد؛ مسئله، نه «چه گفتن»، بلکه «چگونه اندیشیدن» است.
بر همین اساس، زبان و معنی قرار نیست تکلیف خواننده را با هر مفهوم بهصورت قطعی روشن کند. این کتاب برای آموزش گامبهگام یک نظریه خاص نوشته نشده، بلکه متنی است برای اندیشیدن، تردیدکردن و دوباره دیدن آنچه بدیهی فرض شده است.
محک نظریهها با زبان فارسی
مهمترین تمایز کتاب صفوی با بسیاری از آثار مشابه، جایگاه محوری زبان فارسی در آن است. نویسنده تأکید میکند که هر مبحث نظری را با دادههای فارسی به آزمون گذاشته و اجازه نداده است مثالهای کلیشهای زبانهای دیگر، نتیجهگیریها را تعیین کنند. به باور او، بسیاری از مباحث معنیشناسی زمانی که در زبان فارسی بررسی میشوند، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند و همین تفاوتهاست که امکان اندیشیدن تازه را فراهم میکند.
این رویکرد سبب شده است که کتاب سرشار از مثالهای فارسی باشد و بحثها تا جایی ادامه پیدا کنند که «تکلیف» نویسنده و خواننده با آن مفهوم، دستکم در سطح تحلیل، روشن شود. از نگاه صفوی، اتکا به چند مثال محدود یا آنچه «شم زبانی» نامیده میشود، در مطالعه زبان بهعنوان یک نهاد اجتماعی راهگشا نیست.

ساختاری زنجیرهای در بیست فصل
کتاب زبان و معنی در بیست فصل تنظیم شده و ساختار آن بهگونهای است که فصلها همچون حلقههای یک زنجیره مفهومی عمل میکنند. فصلهای آغازین با بحث ارتباط کلامی، نسبت معنی و منظور، نظام زبان و جهان ممکن، چارچوبی نظری برای ورود به معنیشناسی فراهم میآورند. در ادامه، فصلهای مربوط به دلالت، نشانه، تعبیر و بافت، بنیانهای درک معنی در زبان را بررسی میکنند.
در بخشهای میانی، کتاب بهطور مفصل به معنیشناسی واژهبنیاد میپردازد؛ جایی که مفاهیمی چون حوزههای واژگانی، پیشنمونگی، مؤلفههای معنایی و انواع روابط معنایی از هممعنایی و چندمعنایی گرفته تا تقابل و تباین با جزئیات تحلیل میشوند. سپس نوبت به معنیشناسی جملهبنیاد میرسد؛ بخشی که در آن استلزامهای معنایی، تناقض، حشو، معنیشناسی پویا و نقص در تعبیر مورد بررسی قرار میگیرند.
از تغییر معنی تا کاربردشناسی
دامنه مباحث کتاب به واژه و جمله محدود نمیماند. در فصلهای بعدی، صفوی به معنیشناسی تاریخی و مسئله تغییر معنی میپردازد و نسبت آن را با معنیشناسی نظری و کاربردی بررسی میکند. سپس مباحثی چون مجاز، استعاره، کنشهای گفتاری، پیشانگاری، منطق گفتگو و نوسان معنی وارد بحث میشوند و پیوند میان معنیشناسی و کاربرد زبان را آشکار میسازند.
حضور فصلهایی درباره معنیشناسی صوری، متن گفتاری و نوشتاری، زمان، نمود، وجه، شاخصها، ارجاع، موجود و ناموجود، و در نهایت رویدادنمایی، نشان میدهد که نویسنده چگونه مطالعه معنی را از سطح خرد تا بازنمایی واقعیت در زبان گسترش میدهد.
اندیشیدن علمی بهجای شیفتگی نظری
یکی از محورهای فکری اصلی کتاب، تأکید بر اندیشیدن علمی است. صفوی با فاصلهگیری از شیفتگی نسبت به نظریهها و نامهای بزرگ زبانشناسی، یادآور میشود که علم همواره در حال تغییر است و هیچ نظریهای مصون از بازنگری نیست. آنچه باقی میماند، شیوه اندیشیدن است: گردآوری جامع اطلاعات، دقت در تعریف مفاهیم فنی و پرهیز از پذیرش صرفِ آراء دیگران.
این نگاه، تجربه زیسته نویسنده در آموزش زبانشناسی را نیز بازتاب میدهد؛ تجربهای که در آن، آموزش خنثای ظاهری، عملاً به حذف فرصت اندیشیدن دانشجو منجر شده است. زبان و معنی تلاشی است برای شکستن همین چرخه.
مخاطب کتاب کیست؟
صفوی مخاطب کتاب را فردی آشنا با مبانی زبانشناسی در نظر میگیرد؛ خوانندهای که علاوه بر دانش مقدماتی، حوصله همراهی با بحثهای طولانی و نمونههای متعدد را داشته باشد. این کتاب برای کسانی نوشته شده است که میخواهند بهجای حفظ تعاریف، درگیر مسئله شوند و نسبت خود را با مفاهیم معنیشناسی بازتعریف کنند.
جمعبندی
زبان و معنی بیش از آنکه کتابی آموزشی باشد، دعوتنامهای است به تفکر انتقادی درباره زبان. کتابی که با تکیه بر زبان فارسی، بدیهیات معنیشناسی را به پرسش میکشد و نشان میدهد فهم معنی، نه محصول شم زبانی، بلکه نتیجهٔ اندیشیدن نظاممند و علمی است.
این کتاب بهعنوان نامزد چهلوسومین دوره جایزه کتاب سال برگزیده شده است.
نظر شما