به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، کتاب «تجلی شیعه در هنر و معماری در ایران» نوشته گیسو ماهوتی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرانزلی است که نشر بلور در ۱۹۶ صفحه منتشر و روانه بازار کرده است.
کتاب در دو فصل و ۱۹ بخش نوشته شده؛ فصل اول با عنوان نقش شیعه در معماری بناهای ایرانی شامل ۱۲ بخش است: فضاهای مذهبی، عناصر نشانه ای در ساختار شهرهای ایران، بررسی نقش مذهب شیعه بر هنر و معماری امامزادگان، نهادهای نقشآفرین در حاکمیت شهری دوران صفویه و قاجار، مفهوم هنر شیعی در معماری عصر تیموری، نقش باورهای شیعی در معماری عصر صفوی، نقش جریان های فکری عصر صفوی در شکلگیری ورودی مساجد مکتب اصفهان، گونهشناسی معماری مدارس شیعه در دوره صفویه، زمینههای موثر در شکلگیری باغ شهرهای صفوی با آموزه های مذهب شیعه، تحول فضاهای جمعی اسلامی با موسیقی مذهبی در معماری عصر قاجار، آموزههای شیعی در معماری مقابر دوره قاجار، تأثیر آموزه های دینی بر کالبد معماری مسکن بر اساس نظام معرفتی اسلام، نقش آیات قرآن و احادیث شیعه در شکلگیری کالبد مسکن سنتی.
فصل دوم نیز با عنوان نقش شیعه در هنر و تزئینات بناهای ایرانی شامل ۷ بخش است: تأثیر مذهب تشیع بر روی مضامین تزئینی در معماری عصر صفوی، نقش مذهب شیعه در شکل گیری تزئینات مسجد جامع اصفهان، نقش کتیبهنگاری بناها در ترویج اندیشه های مذهبی و مشروعیت حاکمان صفوی، کتیبههای مدارس عصر صفویه به مثابه رسانههای نمادین هنر شیعی، تجلی فرهنگ شیعی در کتیبهنگاری علمهای صفوی، سنگابها؛ هنر قدسی شیعه و نمادهای تصویری هنر شیعی در نقاشی قهوهخانهای.
آنگونه که در پیشگفتار کتاب آمده: تشیع بهعنوان مذهب حاکم بر جامعه عصر صفوی نقش موثری در تغییر و ایجاد دیدگاهی جدید در زمینه هنر و معماری ایفا کرد. اگرچه عناصر مذهبی به صورت ناگهانی در این دوره پدید نیامد و در عصر تیموری پایه ریزی شده بود اما در این دوره است که تشیع و بناهایی با درونمایهها و عناصر شیعی توانست ویژگی حاکم بر جامعه باشد … ساخت بناهایی که در آنها عناصر تزئینی در جهت ترویج مذهب شیعه بود کمک شایانی به گسترش و رواج فرهنگ شیعی در جامعه ایفا نمود و این نمادها و نشانهها با واسطه و بهصورت غیرمستقیم توانست تشیع را مذهب غالب در معماری دوره اسلامی ایران معرفی کند. صفویان بنای حکومت خود را بر دو ستون مذهب شیعی و ملیت ایرانی قرار دادند که اولی بر عواطف و شعائر ویژه شیعی و دیگری بر ملیت ایرانی و سنت های قومی تکیه داشت و همین عامل توانست نفوذ باورهای شیعی را در جامعه عصر صفوی امکان پذیر سازد. تشیع نه تنها بر نوع معماری و آذین بندی اماکن موجود اسلامی همچون مساجد تأثیر گذاشته، بلکه در ایجاد انواع دیگری از اماکن مذهبی همچون حسینیه، تکیه، سقاخانه، سقانقار / سقاتالار، آب انبار، امامزاده و زورخانه نیز تأثیرگذار بوده و نمادهای مذهبی به وضوع در این گونه اماکن تبلور یافته اند.
ماهوتی در مقدمه کتاب نیز در توضیح تأثیر اندیشههای شیعی بر نوآوریهای هنری در عصر صفویه نوشته است: در بررسی کیفیت تأثیر تشیع بر هنر، آنچه غالباً مغفول واقع میشود، تأثیراتی است که تشیع بر هنرمند، بر باورهای او و دریافتش برای نگاهش به علم و برای کیفیت تجلی این عقاید در دلش می گذارد … رواج و گسترش اندیشههای شیعی در عصر صفوی و در چارچوب مکتب فلسفی اصفهان، سرآغاز نوآوریهای بیشماری گشت که یکی از نمونههای آن مسجد شیخ لطفالله است. ورود علمای مذهب تشیع به ایران و تجمع آنها در مرکز قدرت صفوی (شهر اصفهان) و برخورد آنها با روحانیت داخل مملکت، مسائل جدیدی در قلمرو اندیشههای سیاسی و مذهبی پدیدار میساخت و زمینههای رشد حیات عقلی شیعه را فراهم نمود. شکوفایی حیات عقلی شیعی (در عصر صفوی) به همراه امنیت، باعث رشد هنر اسلامی ایرانی در همه زمینهها از جمله معماری و شهرسازی شد، در واقع این دوره خلاقترین ادوار هنر اسلامی و نیز فلسفه و متافیزیک اسلامی است.
نویسنده در ادامه مقدمه کتاب به اهمیت یافتن مخاطب در عصر صفوی اشاره و خاطرنشان کرده است: در عصر صفوی و با رونق گرفتن هنر و معماری، معماران عصر صفوی کوشیدند تا با حفظ ویژگی های معماری ایرانی، نوآوری هایی را در زمینه معماری به انجام برسانند ازجمله این ویژگی ها می توان به افزایش بار بصری در تدوین فضای شهری، دادن نقش نمادین به بناهای دارای کاربرد همگانی اشاره نمود. در مکتب اصفهان نه مقیاس بلکه فضای انسانی مطرح میشود؛ مقیاس ها، اندازه ها، احجام، گشودگی و بسته شدن ها و … همه بیانگر این فضا هستند و به عبارت دیگر کمال و تمامیت اثر در نگاه مخاطب، شاید مهمترین و بنیادی ترین اصلی است که ذهن و فکر معماران را به خود مشغول میداشته است.
نویسنده در بخش دیگری از این مقدمه و در توضیح معماری و هنر نوشته است: در اثر توجه پادشاهان صفوی و خلاقیت معماران، مکتب اصفهان شکل گرفت که باعث تمایز میان این مکتب با معماری ادوار گذشته شد به عبارت بهتر در این دوره، معماری از یک اثر ارگانیک که صرفاً بر اساس نیازهای طبیعی شکل می گرفت، به معماری خردگرا بدل شد که واجد ارزش های فلسفی، هنری و فنی است. در این دوره با مطرح شدن اندیشه شیعی در جامعه و رسمیت یافتن تشیع و با وجود تفکرات خاص حاکم بر زمان، از لحاظ علمی، فلسفی و سیاسی با دوره متفاوتی روبرو هستیم که تأثیر مستقیم بر هنر و معماری گذاشت. به تأسی از اندیشههای اشراقی و بینش عرفانی همه گونه های هنر ایرانی متأثر شدند و نقاشی و معماری با آنکه در قالب زمان مکان هستند. تشکیل حکومت واحد و مقتدر شاهان صفوی به بسط و گسترش هنر کمک موثری نمود. تقید شاهان به تشیع و توجه آنها به هنر، فرصتی را فراهم آورد تا معماری به بهترین نحو در قالب ایده های مرتبط با جهان بینی خاص دوران بروز یابند. شاه عباس به عنوان یک مسلمان اثنی عشری مومن، می خواست شهر خود را بر اساس تصویر شهرهای بهشت که چه در قرآن و چه در متون حکمای عارف ایرانی ذکر شده، بنا کند و در دوران او، بازخوانی مجدد حکمت ایرانی و جهت دهی به باورهای مذهبی بار دیگر به معماری ایرانی هویت و تشخص بخشید و معماری این دوران، نمایانگر عالیترین شکل وحدت فرهنگ دینی اسلام با فرهنگ ایرانی است.
نظر شما