دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۹
ما از ناحیه کتابخوان‌های جدی به فرهنگ مطالعه ضربه زدیم/ ذبیح‌الله منصوری زندگی غریب و تراژیکی داشت

درباره ذبیح‌الله منصوری مهمتر از همه این است که عده‌ای را به کتاب خواندن عادت داد. این خیلی نکته مهمی است. صنعت نشر باید به شرایط اقتصادی توجه کند و بازار اصلی‌اش از خوانندگان عام به دست بیاورد تا در کنار آن بتواند به انتشار کتاب‌های خاص هم بپردازد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمد محمدتبریزی؛ مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» با محوریت زندگی ذبیح‌الله منصوری در نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمده و توانسته از زندگی این نویسنده و مترجم رمزگشایی کند. رضا بهبودی از بازیگران باسابقه سینما و تئاتر، در این مستند، نقش منصوری را بازی می‌کند و حضور او بر جذابیت‌های مستند افزوده است. بهبودی در گفت‌وگو با ایبنا از ذبیح‌الله منصوری و نقش او در علاقه‌مند کردن عموم مردم به کتابخوانی می‌گوید.

آقای بهبودی چی شد قبول کردید در مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» بازی کنید؟

از چند زاویه می‌توان به این موضوع نگاه کرد. ذبیح‌الله منصوری برای نسل من هم که در دهه ۶۰ نوجوان بودم نویسنده و مترجمی بود که می‌شد کتاب‌های جذابی از او خواند. من از دبستان به کتاب علاقه پیدا کرده بودم و مطالعه را دوست داشتم. خواندن کتاب‌های ایشان هم جزو سرگرمی‌ها و لذت‌های آن دوران من بود.«سینوهه»، «خواجه تاجدار» و «خداوند الموت» کتاب‌های مشهور و خوش‌خوان منصوری بودند که مخاطبان زیادی داشتند.

من در سریال «شبکه مخفی زنان» به کارگردانی افشین هاشمی چند نقش تاریخی کوتاه بازی کردم که یکی از آنها جوانی‌های ذبیح‌الله منصوری بود. آنجا به خاطر فضای کار بعضی از این نقش‌ها کمی به تیپ نزدیک می‌شد ولی عمدتاً سعی می‌شد شخصیت‌پردازی هم برای کاراکتر صورت بگیرد.

در مورد جوانی‌های منصوری و با توجه به ادعایی که کرده بودند من بوکسور و قهرمان بوکس بودم ما کمی رویکرد طنازانه به ماجرا داشتیم. شخصیت‌پردازی را به خاطر کمبود وقت و نوع رویکرد در آن سکانس‌ها کمی با شوخی انجام دادیم. آنجا من دیدم چهره‌ام مناسب این نقش است. چون نقش‌های دیگری که در این سریال بازی کردم عمدتاً با گریم همراه بود ولی برای ذبیح‌الله منصوری به گریم نیازی نداشتم. البته با زیرسازی‌هایی بدن ایشان را هم درشت اجرا کردیم تا حال و هوای بوکسوری را بنا به ادعای خودشان داشته باشد. همچنین کمی لهجه کرمانشاهی به دیالوگ‌ها دادم و آن اجرا حالتی شوخ پیدا کرد.

پس از تجربه حضور در «شبکه مخفی زنان» به مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» رسیدید؟

ظاهراً آقای شهپرراد آن سریال را دیده بودند و تماس گرفتند و گفتند مستندی درباره ذبیح‌الله منصوری داریم و می‌خواهیم چهره ایشان را هنگام مصاحبه با اسماعیل جمشیدی بازسازی کنیم. من هم مشتاق بودم منتهی به خاطر کمبود وقت و تعدد کارها با هم هماهنگ نمی‌شدیم.

آقای شهپرراد و تیمش خیلی صبوری کردند تا در نهایت دو روز قبل از جنگ ۱۲ روزه توانستیم این سکانس‌ها را بگیریم که اگر نمی‌گرفتیم فکر می‌کنم مستند ساخته نمی‌شد. علاقه شخصی و اتودهایی بر شخصیت ایشان در سریال زده بودم دست به دست هم دادند که من در این مستند نقش ذبیح‌الله منصوری را بازی کنم.

ما از ناحیه کتابخوان‌های جدی به فرهنگ مطالعه ضربه زدیم/ ذبیح‌الله منصوری زندگی غریب و تراژیکی داشت

ذبیح‌الله منصوری مخالفان و موافقان زیادی دارد. خودتان در رابطه با این شخصیت چه دیدگاهی داشتید؟

جدا از اینکه بازیگر باید طرف نقش را بگیرد فکر می‌کنم که ما باید برآیند کلی را در نظر بگیریم. اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم و به آنها بچسبیم قطعاً همه در زندگی‌شان اشتباهات و نقص‌ها و ضعف‌هایی داشته‌اند. در برآیند کلی باید دید زندگی این آدم چقدر مفید بوده. منصوری بیش از نویسندگان و مترجمان زمان خودش موجب شد که مردم کتاب بخوانند. هرچند بخش عمده آن کتاب‌ها سرگرم‌کننده بودند اما آثار جدی‌تری را هم مطرح کرد و به مردم شناساند.

پس شما برآیند کلی منصوری در فرهنگ کتاب‌خوانی ایران را مثبت ارزیابی می‌کنید؟

درباره ذبیح‌الله منصوری مهمتر از همه این است که عده‌ای را به کتاب خواندن عادت داد. این خیلی نکته مهمی است. صنعت نشر باید به شرایط اقتصادی توجه کند و بازار اصلی‌اش از خوانندگان عام به دست بیاورد تا در کنار آن بتواند به انتشار کتاب‌های خاص هم بپردازد. اگر انتشاراتی‌ها بخوانند فقط یکسری کتاب‌های خاص و جدی را منتشر کنند ورشکست خواهند شد. خیلی از انتشاراتی‌ها در طول این سالها ورشکست شدند و نتوانستند دخل و خرج‌شان را با هم هماهنگ کنند. در کشورهای دیگر هم همین‌گونه است و صنعت نشرشان منتظر نمی‌نشیند تا ببیند قشری خاص کتاب فیلسوفی را می‌خواند و فقط همان را برای آن قشر چاپ کند.

اگر ناشران این مسائل را در نظر نگیرند پس از مدتی در کشوری با این پیچیدگی‌های سیاستگذاری و اقتصادی پابرجا نمی‌مانند. انتشاراتی‌ها خوبی از دست رفته‌اند. چنین سیاستی نمی‌تواند الگوی صنعت نشر باشد که در آن فقط کتاب‌های جدی چاپ شود.

بنابراین دوستانی که ذبیح‌الله منصوری را نقد می‌کنند متوجه این مسائل نیستند. ما بیشتر از ناحیه کتابخوان‌های جدی ضربه خوردیم که برچسب زرد بودن به این کتاب‌ها زدند و به مرور باعث ضعیف شدن فرهنگ کتابخوانی شدند. در کنار عوامل مختلف که به ضعیف شدن کتابخوانی ضربه زده، این مورد هم تاثیر داشته است.

ما از ناحیه کتابخوان‌های جدی به فرهنگ مطالعه ضربه زدیم/ ذبیح‌الله منصوری زندگی غریب و تراژیکی داشت

کوچک شمردن سلیقه مخاطب عام چه تأثیری بر سرنوشت فرهنگ کتاب‌خوانی گذاشته است؟

ما به قشری که این سبک کتاب‌ها را می‌پسندیدند ضربه زدیم. ما این فرصت را از آنها گرفتیم تا آنها در کنار خواندن «سینوهه» و «جراح دیوانه» به سمت کتاب‌های جدی‌تر نروند. ما اگر فرهنگ کتابخوانی داشتیم باید کاری می‌کردیم تا آن شخصی که به زعم ما انتخاب‌های سطحی‌تری می‌کرد به مرور به مطالعات جدی رو بیاورد. اما این کار را نکردیم و وقتی این رشته قطع و دچار انقطاع شود دیگر آن شخص به سمت کتاب‌های جدی که نمی‌رود بلکه کتاب‌هایی در سطح «سینوهه» را هم کنار می‌گذارد. این اتفاقی است که افتاده و صنعت نشر در کنار عوامل دیگر از آن ضربه خورده است.

در نظر بگیرید آن جماعتی که ساعت ۳ صبح پشت انتشاراتی می‌نشیند تا نسخه جدید هری پاتر را بخرد را آنجا بخواهند تحقیر کنند و مثلاً بگویند اگر کتابخوان هستید باید «هستی و زمان» هایدگر را بخوانید. ما متاسفانه همیشه از یک سمت بام افتاده‌ایم.

برآیند کلی من از حیات و زندگی منصوری بسیار غریب، جذاب و تراژیک است. این کتاب نوشتن‌ها که برایش حاصل مادی نداشته که مثلاً بگوییم او این حجم کار را می‌نوشته تا پنت‌هاوسی بگیرد. منصوری تازه چند سال آخر عمرش آپارتمانی گرفت و زندگی معمولی و بخور و نمیری داشت. قطعاً او ذوق و شوقی داشته که ساعت‌ها می‌نشست و در حوزه‌های متفاوت کار ترجمه را انجام می‌داد.

از ذبیح‌الله منصوری عکس و فیلم زیادی در دسترس نیست. چطور به شخصیت او نزدیک شدید و از چه منابعی استفاده کردید؟

قبلاً کتاب‌های آقای جمشیدی را خوانده بودم. اگر بخواهم یک راز بازیگری بگویم این است که عکسی از ایشان در حین ترجمه وجود دارد. برای من آن لحظه‌ای که عکسی از او در اتاق ترجمه در مجله خواندنی‌ها گرفته شده الهام‌بخش بود. او را در قامت کسی می‌بینیم که با سری پر از فکر و مسئله و خستگی می‌خواهد تمرکز کند و بنویسد. اینها برایم الهامبخش بود و من به عنوان بازیگر از یک عنصر شروع می‌کنم و این را در رفتارهای بدن شخصیت پخش می‌کنم.

در فیلم من با سرم و دستم زیاد بازی می‌کنم. فارغ از اینکه ما فکت زیادی از منصوری داشته باشیم یا نه امیدوارم انسجام رفتاری و گفتاری در نقش رخ داده باشد. در کل این مستند مرور یک فرد نیست بلکه مرور یک دوران است و این برای سینمای مستند بااهمیت و جذاب است.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 37
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نسرین کاظمی IR ۲۳:۲۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۴
    باسلام من از مرحوم منصوری خواجه تاجدارو خوندم وبه نظرم که خودشون نوشتن نه ترجمه یک نویسنده خیالی وخوب وروان نوشته بودن حالا چرا بعضی ازافراد نمی پسندن خبرندارم واقعا ادم کتاب اقای منصوری رو بخونه بهتر یا ساعت ها سردر گریبان گو شی باشه ممنون از شما
  • علی IR ۰۰:۲۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
    ذبیح الله منصوری مترجم کتاب نبود بلکه منویات و توهمات احمقانه خودرا در قالب ترجمه بخورد مردم داد از کسی کتابی ترجمه کرده که وجود خارجی نداشت کتاب شصت صفحه ای در شش صد صفحه ترجمه کرده ،در خوجه تاجدار اتفاقان پادشادهان انگلیسی را بنام اقا محمد خان قاجار و به دروغ نوشته،امروز مردم این خیانت ها را می دانند
    • علی مهدیزاده IR ۱۱:۳۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
      بادرود لازم است گفته شود آنجا که یک منتقد باید ورود کند نمی آید وآنجا که ورود میکند مستحب هم نیستدمگر در شرایط دو قرن اخیر چه وقت فرصت بروز داده شده منتقد باید باید وباید در حالیکه منتقد است راه نما باشد در غیر این صورت میشود ایراد گیر ی که به جامعه وحیات سالم وپویا ارزش نمی گذارد وی از تاثیر گذار ترین شخصیت های ادبی عصر هست اگر دوست دارید بنده باافتخار وبا افتخار اماده گفتگو هستم روانش شاد وزرتشت پیامبر راستین دوست دارش
  • احمد IR ۰۵:۲۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
    خدا رحمتش کنه مرد سختکوشی بود، من با نظرات نویسنده موافقم، منصوری قلمش کتابخوان جذب کرد همین امتیاز ارزشمنده.
  • سعید IR ۰۹:۱۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
    آخ.....ذبیح الله منصوری بزرگ....روحت شاد کسانی مثل من کتابخون شدنشون رو مدیون نوشته ها و ترجمه های شما هستن....
  • مهتاب سلیمی IR ۱۰:۳۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
    سلام و عرض ادب ، کتابهای عایشه و پیامبر ، و کتاب امام حسین و ایران و گفتگو با مردگان هم از آثار اوست که خیلی عالی و حقایق خوبی از تاریخ اسلام را آشکار میکند روحش شاد و یادش گرامی
  • رحمان شاهسون IR ۱۱:۲۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
    خدا رحمتش کندروحش شاد من‌ کتابهای سینوهه خواجه تاجدار خداوند الموت را مطالعه کردم خیلی عالی بود مرا به کتاب خواندن علاقمند کرد یادش گرامی باد
  • محمدرضا بیرامی IR ۱۳:۰۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
    شادروان ذبیحی سهم بزرگی در پرورش افراد کتابخوان داشت و دارد روحش شاد
  • شهداد IR ۱۳:۱۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
    مطالب تاریخی کتابهای ایشان ساختگی و گمراه کننده است و باید از نشر آنها جلوگیری شود.کتاب سه سال در آسیای ایشان ،غیر از شباهت عنوان با متن فرانسوی،هیچ ارتباطی با متن اصلی ندارد. سایر کتابهای ایشان از جمله منم تیمور جهانگشا,و خواجه تاجدار, اعتبار تاریخی ندارند و قصه پردازی است.
  • نادر رضایی نسب IR ۱۷:۴۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
    درود ، به شما و به روح پرفتوح ذبیح‌الله منصوری ، از اینکه مرحوم ذبیح‌الله منصوری یک کتاب شصت صفحه ایی رو به شش صد صفحه ترجمه می کرد درست، از اینکه روی جلد کتابش نام نویسنده ایی می برد که وجود خارجی نداشتند ، درست ، ولی خدایا شکرت که در دوران نوجوانی ام شخصی بود بنام ذبیح‌الله منصوری که من از بس خوابم می آمد و مجبور بودم ایستاده کتاب خداوند الموت را بخوانم، ای کاش الان هم کسی بود که نوجوانان و جوانان رو به خواندن عادت بده، ذبیح‌الله منصوری به مانند روغن کاری چرخ دنده های زنگ زده بود ، که چرخ دنده ها به حرکت در بیایند و الان اگر من یک روز کتاب نخوانم انگار یک چیزی رو گم کرده ام ، آقای منصوری عزیز مدیونتم ، روحت شاد
  • عسگری IR ۱۸:۳۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
    نقش بزرگی درکتاب خوان کردن ،مردم کتاب نخوان ایران،ایفاکرد.البته به میل خودش مینوشت.اماواقعاقلم شیرینی داشت.
  • احیا پاشا IR ۱۹:۳۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
    متاسفم براین انسانی که از کلامش کلمه احمق به نویسنده ارزشمندی که با رشحات قلمش خیلی از مردم عادی را بسمت کتاب خواندن عادت داد . تراوید. بی ادب محروم گشت از لطف رب
  • نگاه US ۱۱:۴۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۷
    از حق نباید بگذریم که مرحوم نویسنده واقعا دست به قلم و ماهری بودند شاهد اون کتاب‌هایی هست که هنوز برای خواننده اگر خوب معرفی بشند و مردم عزیز مون حالی برای مطالعه قطعا خواندنی و پرکشش هستند روحشون شاد یادشون برای من هموطن قدر شناس سبز
  • وحید IR ۲۱:۲۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۷
    منصوری یک شیاد به تمام معنا بود. از جاعلان تاریخ ایران.من اعتراف میکنم بعد از ده سال که خداوند الموت رو خونده بودم فهمیدم اصلا کل کتاب جعله و از این دست جاعلان خیلی زیاده متاسفانه و بیچاره مردم ایران که سالها بعد خواهند فهمید چطور دروغ باستانگرایی رو با گنجی به اسم اسلام عوض کردند متاسفم
  • رسول میرلوحی DE ۰۷:۵۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
    با سلام روحش شاد شمایی ک میگی شصت صفحه را ششصت صفحه کرد آیا میتونی صدو بیست صفحه کنی ب این جالبی ک خواننده را میخکوب کنی بخواندن دوما کدام رمانی جدی هست ک حالا این ایراد را ب چنین مرد بزرگ میگیریند ک تاریخ را ب این خوبی تحریف ودلچسب کرده چهل سال همه نوع کتایی خواندم و مدیون ذبیح الله منصوری هستم بطوریکه بچه هام کتابخوان شدند و میگن بابا کتاب خواندن را مدیون شما هستین من بنوبه خود ازش سپاسگزارم ک اثری بجا گذاشت ن اینکه خرا فات و جهل و نادانی مثل بسیاری از نوشته ها،،، روحش شاد ۶۷ ساله
  • شفارودی IR ۰۹:۵۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
    منصوری بالزاک ایران بود همه از این نابغه سوئاستفاده کردند او جز قلم و روح بلند چیزی نداشت مترجم نبود نویسنده ای بود که ترجمه رو مونتاژ میکرد با رو ح و سلیقه ایرانی روحش شاد
  • علی IR ۱۱:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
    ولی رضا بهبودی زیاد شبیه منصوری نیست .
  • یداله بهارستانی IR ۱۲:۱۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
    انسان های زیادی به فرهنگ نزدیک شدن وعادت به مطالعه کمک کردند،از جمله زنده یاد آقای منصوری( حکیمی)، نکته دقیقی در این مصاحبه اشاره شد وان تحمیل علایق وخط سیاسی خود با بر چسب زدن به علایق دیگران، خود ( کتاب هستی وزمان )و...هم از این برچسب ها مصمون نماند، در بین ما[ نسل نیم قرن قبل] ارزش افراد به مطالعه واگاهی بود وامروز با وجود انواع رسانه ها هنوز اعتماد من به کتاب بیش از هوش مصنوعی است، یکی از دلایل ان، هر لحظه وهر زمان قابل راستی ازمایی نیست.سپاس
  • مقتدا IR ۱۲:۲۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
    حرف شما درست ولی نباید حرفهای دروغ درباره شخصیتهای تاریخی بنویسد این از صداقت نویسندگی به دور است
  • ا IR ۲۰:۰۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
    فرهنگ کشور ما فقط فقط قانون گدای پولی فرهنگ انسان وانسانیت ودین از مردم گرفت فقط ضعف قانون چون قانون اجرا نکردن فقط دنبال پول بودند تاسف تاسف بهترین اصیل ترین با فرهنگ ترین مردم داشتیم فقط ضعف قانون همه چیز از مردم گرفت
  • حبیب IR ۰۹:۴۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
    منصوری در کتاب خواجه تاجدار انسان را از واقعیت هادور میکند این برای جوانان جالب و جذاب هست اممضر است گاه چندسال طول می کشدتاسرراهآدم کسی قرار بگیرد که به اوبفهماند حقیقت ظاهراً ثلخ است اما کسی که حقیقت را دریافته برایش شیرین است
  • عدالت IR ۱۰:۵۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
    سلام مرحوم ذبیح الله منصوری اشتیاق کتاب خواندن را در نسل جوان ان زمان شعله ور ساخت
  • حمید US ۱۲:۵۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
    با سلام و درود به روح پر فتوح این بزرگ مرد ادبیات معاصر ایران، من کتاب‌های زیادی از آقای منصوری را خوانده ام و واقعا لذت بردم کتاب‌هایی مانند فرزند نیل، شاه جنگ ایرانیان در چالدران، خاطرات یک جراح بزرگ المانی، فرمانده بعد از خدا وکتابهای بسیار دیگری و واقعا لذت بردم به صورتی که روزانه حداقل پانزده ساعت وقت برایشان میگذاشتم رمان های تاریخی ایشان واقعا محشر بودند روحشان شاد
  • خسرو IR ۱۵:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
    ذبیح‌الله منصوری نویسنده ای بود که هیچ وقت خود را نویسنده نمی‌دانست و به همان مترجم ماندن قانع بود اما در واقع او در زمانی که صنعت نشر رو به افول بود با آثارش یک تنه آمار مطالعه کتاب را در جامعه بالا برد کسانی که او را نقد می‌کنند یا ناآگاه هستند و یا از روی حسادت دست به اینکار میزنند ای کاش امروز هم فقط یک نفر همانند ایشان در نگارش کتاب برای عموم مردم داشتیم، آقای منصوری روحت شاد
  • محمد IR ۲۲:۴۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
    شیرین کتابی که خواندم از استاد منصوری بود .این آدم نابغه ارزشمندی بوده که به تنهایی یک موج بزرگ و ماندگار خلق کرده.اگر در اروپا بود میشد مبدع یک جنبش یا مبدع یک مکتب ادبی .روحش شاد
  • نوید بیات ترک IR ۲۳:۱۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
    شما به چی و کی ضربه نزدید؟
  • مرتضی مهرپیشه IR ۲۳:۵۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
    سلام موضعگیری در مقابل نویسنده ای که با همه نقاط ضعف و قوتی که داشت و در عین حال خودش بود ، کار قشنگی نیست . در جوانی افراد مسن و کم سوادی را میدیدم که با خواندن چند کتاب از این نویسنده ی عاشق نوشتن های پر حرارت و گرم عمیقا احساس فضل می‌کردند و به همین دلیل شخصا ایشان را نویسنده ی قشر بیسواد میدانستم . ‌ و صد البته که قصد توهین و تمسخر نداشتم . اما یک جمله از نوشته هایش زرنگار دیوار ذهنم شده، آنجا که به نقل از سینوهه می‌گوید چرا این کتاب را مینویسم و پاسخ می‌دهد - من معتقدم آداب و رسوم و تمدن بشر همواره در حال تغییر است اما یک چیز دستخوش تغییر نمی‌شود و آن لباس حماقت است که از تن انسان بیرون نمیاید . به احترام آنکه خودش بود و خودش را نوشت و خودش را وقف عشقش کرد برایش طلب آمرزش و آرامش دارم . ارادتمند همه دوستداران کتاب
  • مهرداد رهسپار IR ۰۲:۵۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
    آقا همه ذبیح‌الله منصوری رو کامل خوندن ، کیف هم کردن ، منتها بعد که جلوتر اومدن یه تعدادی احساس می‌کنند باید قمپز در کنند که ما با هایدگر کتابخوانی رو شروع کردیم . دروغ میگن . همه با همین منصوری و ر اعتمادی و ... شروع کرده‌اند . یا با تن تن و شرلوک هولمز و آسیموف . منه دکترای فلسفه هم با همین ها شروع کردم .
  • سعید IR ۰۸:۱۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
    من واقعاً مطالعه خواندن کتاب را مدیون این مرد بزرگ هستم از طریق کتابها ی ایشان به خیلی از منابع جدید و معتبر رسیدم مثلاً کتاب سقوط قسطنطنیه من را به تاریخ پنج جلدی امپراتور عثمانی رساند با کتاب یوسف در آینه تاریخ من را تفسیر قرآن در باره آن حضرت رساند ووووو.خدا وند رحمتش کند با کتابهایش برای خیلی ها شغلی ایجاد کرد و خیلی ها کتابخوان شدن روحش شاد
  • افخم IR ۰۸:۲۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
    ایاقصه هازاییده تخیل نیستند،مرحوم منصوری تاریخ را بصورت قصه دلخواه خودش تحریف میکرد وانصافن خیلی ها رااهل کتاب خواندن کرد،روحش شاد کهباقصه پردازی عوام را به تفکر وادار کرد،می‌گویند ساعتها تفکر باعث تغییر عقاید درست یا غلط میشود
  • میترا IR ۱۴:۴۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
    روحت شاد ای نابغه آقای منصوری هر که هست بی نظیره در مورد بزرگان همیشه اختلاف نظر وجود دارد ولی فقط بی ادبان توهین می کنند.
  • محمد IR ۱۴:۴۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
    مرحوم ذبیح الله منصوری هیچگاه ادعا نکرد که مورخ یا تاریخ نگار است؛ این را باستانی پاریزی تایید می کند... منصوری را در حوزه رمان و داستانهای تاریخی باید نقد کرد که در این حوزه بی‌نظیر است....
  • ناصر IR ۲۳:۵۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
    مرحوم ذبیح الله منصوری در زمانی که حروف چاپخانه ها سنگی بود در روز نامه کار میکرد روزگاری که ۹۵ در صد مردم بی سواد بودند این آقا بچند زبان خارجی فرانسوی انگلیسی و زبان فارسی و ترگی تکلم میکرد کسانی به او ایراد گرفته بودند که تو عقاید و افکار خود را به خورد مردم میدهی و من از جواب ساده و بی ادعای او حیرت کردم که در جواب گفته بود من مترجم هستم و خود را یک میرزا بنویس بیشتر نمی دانم من در جایگاهی نیستم که عقاید خود را به مردم تحمیل کنم این جوجه نوسنده ها و آدمهای عقده ای نمی توانند او را خراب کنند
  • احمد DE ۰۹:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۱
    یاد استادی همچون منصوری گرامی باد
  • احمد حیدری DE ۰۹:۳۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۱
    یاد استادی همچون ذبیح الاه منصوری گرامی باد خداوند روحش را شاد کند که در دل مردم ایران جایگاه خاصی داره
  • علی IR ۱۰:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۱
    ذبیح الله منصوری نویسنده قهار ومنحصر به فردی بود... ایشان جز افتخارات ایران است روحش شاد
  • رضاحیدری IR ۱۹:۲۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۲
    خدا رحمت کند جناب منصوری روشن ضمیر رو ،ایشان شخص بی آلایش و دنبال زرق و برق دنیوی نبودند صرفا چون علاقمند به نوشتن بود آنهم عاشق کارش باتوجه به اینکه از لحاظ ارتزاق در تنگنا قرار داشتند به حق ذوق و شوق مطالعه کردن در رونق دادند حقیر هم به نوبه خود توسط کتابهای ایشان علاقمند شدم و جایی رسیدم که اگر شبی برایم پیش امدی رخ بدهد که آنروز مطالعه ایی نداشته باشم به سختی می توانم بخوابم ایشان حق بزرگی به ذمه جامعه کتابخوان دارد و دوستانی که ایشان را نقد میکنند همانطور که کلام نور به صراحت آیه ون و القلم مایسطرون آورده است می بایست به قلم و صاحب آن به نگاه احترام و حرمت قضاوت کرد شایسته نیست اگر اذعان دارید که یک کلام از کتاب ۶۰۰ صفحهایی مورد صحت قرار دادید پس مدیون ایشان هستید و طبق کلام جناب علی علیه السلام که فرموده اند اگر شخصی کلامی به من بیاموزد من را بنده خود نموده است ...بزرگان روسنفکر که برچسب مجعول بودن آثار ایشان را دارید محبت بفرمائید منصف باشیم و همین که در آن ایام در خواندن کتابهایشان لذت می بردیم لااقل تخریب نکنیم...حقیر الان وکیل جامعه خود هستم و مدیون این بزرگمردرحمت حق بر وی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها