یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۹
آزادی وجدان همچون جوهره اخلاق

رمان‌های داستایفسکی حاوی ایده‌های فلسفی غنی و عمیقی هستند که می‌توان آنها را به طور کلی در سه شکل طبقه‌بندی کرد: فلسفه اخلاق، فلسفه اگزیستانسیالیسم و فلسفه تراژیک. هسته اصلی فلسفه اخلاق، آموزه عشق است که بر فداکاری و از خودگذشتگی تأکید دارد.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فلسفه وجودی، روانشناسی را در مقابل عقل قرار می‌دهد و حقوق مشروع آزادی روانشناختی فردی را اعلام می‌کند. فلسفه تراژیک بیشتر به بررسی این پرسش عمیق اخلاقی و معنوی می‌پردازد که آیا افراد حق دارند در موقعیت‌های بحرانی با جهان مخالفت کنند یا خیر. در این مقاله صرفاً به فلسفه اخلاق و عشق داستایفسکی می‌پردازم.

آزادی وجدان همچون جوهره اخلاق
فئودور داستایفسکی

فئودور داستایفسکی با اکثر نویسندگان دیگر تفاوت قابل توجهی دارد، زیرا او نه تنها به عنوان یک نویسنده، بلکه به عنوان یک فیلسوف نیز شناخته می‌شود. برای درک فلسفه داستایفسکی، تجلی آن در کجا و ویژگی‌های متمایز آن، بسیار مهم است که آن را در چارچوب فلسفه روسی قرار دهیم، نه اینکه آن را با معیارهای فلسفی غربی ارزیابی کنیم. فلسفه روسی دغدغه حقایق شناخت‌شناسی را ندارد، بلکه در پی حقایقی درباره زندگی انسان یا عدالت است. به همین ترتیب، در هسته فلسفه داستایفسکی، انسان‌شناسی فلسفی یا مطالعه بشریت قرار دارد.

اندیشه داستایفسکی با چندصدایی و پیچیدگی چندبعدی مشخص می‌شود، بنابراین این شیوه‌ها مستقل از هم وجود ندارند، بلکه در هم تنیده شده‌اند. از منظر انسان‌شناسی فلسفی، هر سه بُعد را می‌توان به عنوان فلسفه اخلاق در نظر گرفت. بُعد دوم از منظر اگزیستانسیالیسم، یک مکتب فلسفی مدرن غربی، دیده می‌شود، در حالی که بُعد سوم مسائلی را بررسی می‌کند که از تجربیات غم‌انگیز شخصی ناشی می‌شوند.

فلسفه اخلاق و عشق در آثار داستایفسکی

فلسفه اخلاق (که با همین نام در جهان اندیشه نیز شناخته می‌شود)، در دسترس‌ترین شکل در میان اندیشه‌های فلسفی فئودور داستایفسکی است. این فلسفه به مسائل اخلاقی و عرفانی می‌پردازد. این موضوع مستقیماً توسط نویسنده در رمان‌ها، خاطرات، نامه‌ها و مقالاتش شرح داده شده است. در هسته آن، آموزه‌ای در مورد عشق وجود دارد که بر فداکاری و از خودگذشتگی تأکید می‌کند. داستایفسکی در مقاله خود با عنوان «یادداشت‌های زمستانی درباره برداشت‌های تابستانی» (سفرنامه اروپا ۱۸۶۲) می‌نویسد: «من همه چیز را برای همه فدا و قربانی می‌کنم، دقیقاً همانطور که باید: من کاملاً خودم را فدا می‌کنم، بدون اینکه چیزی در ازای آن بخواهم، هرگز فکر نمی‌کنم که «من خودم را برای جامعه فدا می‌کنم، و جامعه باید در عوض چیزی به من بدهد.» (داستایفسکی ۱۹۵۶، ۱۰۷)

آزادی وجدان همچون جوهره اخلاق

داستایفسکی در رمان آخر خود، برادران کارامازوف، نظریه عشق را بیشتر شرح می‌دهد. در اینجا، او بین دو نوع عشق تمایز قائل می‌شود: عشق فعال (деятельная любовь) و عشق رؤیایی (мечтательная любовь). عشق فعال شامل اقدام عملی است، در حالی که عشق رویایی یک عشق کاملاً خیالی است.

عشق فعال سه ویژگی اساسی دارد. اولاً، برای غلبه بر خلاء زندگی و یافتن معنا در هستی مفید است. شخصیت مادر لیز در رمان برادران کارامازوف، درگیر افکار مربوط به زندگی پس از مرگ است: «زندگی پس از مرگ یک راز است، هیچ‌کس نمی‌تواند آن را کشف کند… افکار مربوط به زندگی پس از مرگ مرا مضطرب و حتی ترسان و مقاوم می‌کند» (برادران کارامازوف؛ داستایفسکی ۱۹۹۶، ۶۴). این مقاومت، رد پوچی زندگی، جستجوی معنا و تمایل به یافتن تکیه‌گاهی قابل اعتماد در زندگی است. بدون زندگی پس از مرگ، اگر مرگ به نیستی منجر شود، همانطور که قهرمان داستان بازاروف در رمان پدران و پسران اثر تورگنیف می‌گوید، «فقط باباآدم بر گور خواهد رویید» (برادران کارامازوف)، آنگاه زندگی عاری از معنا و پشتوانه خواهد بود. چنین حس پوچی برای او غیرقابل تحمل است؛ از این رو، او با برادر بزرگترش زوسیما مشورت می‌کند تا چگونه بر این پوچی غلبه کند. زوسیما به او می‌گوید:

تو باید به تجربه عشق فعال تکیه کنی. باید همسایگانت را فعالانه و مداوم دوست داشته باشی. هر چه موفقیت تو در عشق بیشتر باشد، اعتقاد تو به وجود خدا و جاودانگی روح قوی‌تر خواهد بود. اگر عشق تو به همسایه‌ات به فداکاری کامل برسد، آنگاه ایمان تزلزل‌ناپذیری به آن خواهی داشت و بدون شک می‌تواند قلب تو را متزلزل کند. این مؤثر است؛ این درست است. (برادران کارامازوف؛ داستایفسکی ۱۹۹۶، ۶۴-۵)

ثانیاً، بزرگترین مانع عشق فعال، انتظار پاداش است. «اگر چیزی بتواند عشق فعال مرا به بشریت فوراً سرد کند، آن چیز ناسپاسی است. در یک کلام، من کارها را به خاطر پاداش انجام می‌دهم؛ من خواهان جبران فوری هستم که همان ستایش است، و در ازای عشقم، عشق می‌جویم. در غیر این صورت، من قادر به دوست داشتن کسی نیستم… فرض کنید بیماری وجود دارد و شما زخم‌هایش را برایش تمیز می‌کنید، او نه تنها هیچ قدردانی نشان نمی‌دهد، بلکه شما را با انواع و اقسام هوس‌ها عذاب می‌دهد. او به جای اینکه عشق تو را گرامی بدارد و از تو مراقبت کند، سرت فریاد می‌زند و درخواست‌های بی‌ادبانه‌ای دارد. آیا عشق تو می‌تواند پایدار بماند؟» (برادران کارامازوف؛ داستایوسکی ۱۹۹۶، ۶۵) تنها با غلبه بر این مانع است که عشق فعال می‌تواند واقعی و پایدار شود.

سوم اینکه، عشق فعال کار دشواری است. به گفته‌ی پیرمرد، در مقایسه با عشق رؤیایی، عشق فعال کاری بی‌رحمانه و دلهره‌آوری است. این یک دستاورد فوری نیست، بلکه تلاشی درازمدت و آزمونی برای پشتکار است. با این حال، هدف عشق کاملاً دست‌نیافتنی نیست. پیرمرد می‌گوید: «وقتی می‌بینی که تمام تلاشت را کرده‌ای اما به هدفت نزدیک نشده‌ای و در عوض از آن دورتر شده‌ای و به همین دلیل احساس ناامیدی می‌کنی، می‌خواهم از قبل به تو بگویم که در این لحظه، ناگهان به هدفت خواهی رسید و قدرت معجزه‌آسای خدا را به وضوح خواهی دید که برای همیشه تو را دوست خواهد داشت و همیشه در خفا تو را راهنمایی خواهد کرد.» (برادران کارامازوف؛ داستایفسکی، ۱۹۹۶، ۶۷)

آزادی وجدان همچون جوهره اخلاق

در این میان، عشق رویایی نیز سه ویژگی متمایز دارد. اولاً، عشق رویایی صرفاً یک آرزوی انتزاعی است، نه یک تعامل فعال با افراد خاص. پیرمرد سخنان پزشکی را بازگو می‌کند که اعتراف می‌کند اگرچه عاشق بشریت است، اما عجیب است که هر چه بیشتر بشریت را به طور کلی دوست دارد، کمتر افراد را به صورت فردی دوست می‌دارد. او اغلب رویای خدمت پرشور به بشریت را در سر می‌پروراند و حتی تصور می‌کند که می‌تواند در یک لحظه خود را فدا کند، حتی تا پای صلیب. با این حال، در واقعیت، او نمی‌تواند شخصیت‌ها و عادت‌های دیگران را که عزت نفس او را تضعیف می‌کنند و آزادی‌اش را سرکوب می‌کنند، تحمل کند.

ثانیاً، عشق رویایی آرزوی دستاوردها و پاداش‌های فوری و همچنین توجه دیگران را دارد. گاهی اوقات، این می‌تواند تا حد تمایل به فدا کردن جان خود گسترش یابد، البته تا زمانی که خیلی طول نکشد و بتواند به سرعت مانند یک اجرا روی صحنه تکمیل شود تا توجه و تشویق همه را جلب کند (برادران کارامازوف؛ داستایوسکی ۱۹۹۶). اما همانطور که قبلاً ذکر شد، جستجوی پاداش بزرگترین مانع عشق است. چنین عشقی ممکن است شکننده و ناپایدار باشد زیرا غرور را در خود جای می‌دهد و تا حدی به جای فداکاری و ایثار نوع‌دوستانه‌ی واقعی، مظهر منافع شخصی باقی می‌ماند.

سوم اینکه، عشق رویایی نمی‌تواند پوچی و بی‌معنی بودن زندگی را از بین ببرد. اینجا نکته مهمی بیان می‌شود که اگر عشق کسی به دیگران فقط به خاطر پاداش و ستایش دیگران باشد، مطمئناً هیچ عملی، عشق واقعی نخواهد داشت. عشق آنها در قلمرو خیال باقی خواهد ماند و زندگی آنها مانند شبحی محو خواهد شد. در این صورت، آنها مسئله جاودانگی روح و معنای زندگی را کاملاً فراموش خواهند کرد و در نهایت، احساس کاذب آرامش و توجیه پذیری را تجربه خواهند کرد (برادران کارامازوف؛ داستایفسکی ۱۹۹۶).

یکی دیگر از مسائل اساسی در فلسفه اخلاق داستایفسکی، رابطه بین هنجارهای اخلاقی و آزادی اراده است. شخصیت‌های رمان‌های او اغلب هنجارهای اخلاقی مرسوم اجتماعی را زیر پا می‌گذارند و از غریزه و آزادی اراده خود پیروی می‌کنند. آنها انتخاب‌ها و آزمایش‌های اخلاقی را در اعماق قلب خود تجربه می‌کنند و تناقض‌ها و جوهره اخلاق را در سرنوشت خود آشکار می‌کنند. هر فردی می‌تواند آزادانه در قلب خود بین خیر و شر یکی را انتخاب کند و در هر لحظه بحرانی، محکوم به تصمیم‌گیری است، با این حال باید مسئولیت این تصمیمات را نیز بر عهده بگیرد - مسئولیت در مواجهه با تعهدات اخلاقی، مسئولیت در برابر وجدان خود و مسئولیت در برابر قضاوت نهایی خداوند.

آزادی وجدان همچون جوهره اخلاق

به این معنا، انتخاب‌های آزاد همیشه شامل خطراتی هستند. ممکن است لذت و آزادی شخصی را مطابق میل فرد به همراه داشته باشد، اما خطرات عواقب خودخواسته و مسئولیت‌پذیری شخصی را نیز در پی دارد، همانطور که فیلسوف آلمانی، راینهارد لاوت، در کتاب خود، فلسفه داستایفسکی، توضیح می‌دهد: «این آزادی هم مایه شادی افراد است و هم بار و رنج. فقط کسانی که اراده قوی دارند می‌توانند از این آزادی برای مدت طولانی لذت ببرند. ضعیفان نمی‌توانند این آزادی را تحمل کنند و امیدوارند با تسلیم شدن در برابر هنجارهای اخلاقی خشک جامعه به جای پیروی از آزادی وجدان خود، از آن فرار کنند». آنها در پی آن هستند که این ریسک و مسئولیت را به جامعه‌ای که به آن می‌پیوندند منتقل کنند و آزادی وجدان را با پایبندی دقیق به معیارهای اخلاقی سفت و سخت جامعه جایگزین کنند.

آموزه اخلاقی داستایفسکی در مورد عشق و مسئله انتخاب اخلاقی نیز عمیقاً در فلسفه اگزیستانسیالیسم و فلسفه تراژیک او منعکس شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها