به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات کوله پشتی با ۳۰۰ عنوان کتاب در سی وششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران شرکت کرده است. این انتشارات چند عنوان کتاب در زمینه تاریخ منتشر کرده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره کردهایم.
«اسناد افغانستان تاریخ سری جنگ» نوشته کریگ ویتلاک با ترجمه حمید هاشمی کهندانی
این کتاب، گزارش تخلف ژنرال های بالادستی و مقامات دولتی است و نشان می دهد نظر واقعی این مقامات درباره هزینه های گزاف و بیهودگی جنگ چه بود. کریگ ویتلاک با کنار هم قرار دادن قطعه های پازل در کنار یکدیگر یک تصویر کلی از وضعیت موجود بین مقامات آمریکایی ارائه می دهد. این اولین گزارشی است که به طور جامع و کامل به موضوع پرداخته است. ویتلاک با لحنی ظریف و دقیق نشان می دهد که چگونه مقامات و فرماندهان آمریکایی به تعهدات خود در قبال کشورشان و هم چنین دولت افغانستان پشت پا زدند. در این جنگ سربازان آمریکایی پس از حادثه یازده سپتامبر فداکاری های عظیمی کردند و...
«کتابخانه استالین؛ دیکتاتور و سبیلهایش» نوشته جفری رابرتز با ترجمه حمید هاشمی کهندانی
این کتاب بخشی از داستان جذاب زندگی استالین است که یکی از مطلعترین فرمانروایان مستبد قرن بیستم بود. جفری رابرتز، نویسندۀ این کتاب، توضیح می دهد استالین چه کتابهایی میخوانده، چگونه میخوانده و از آنها چه آموخته است. استالین معتقد بود کلمات میتوانند انسان را دگرگون کنند و اشتهای بینظیرش برای مطالعه در تمام سالهای عمر چراغ راهش بود. این کتاب، در قالب زندگینامه و با هدف توصیف اندیشههای استالین، تمام ابعاد سیاست و نیز حیات پرفرازونشیب استالین را بررسی میکند.
ژوزف استالین از سن کم بهشدت به مطالعه علاقه داشت و به همین دلیل در طول عمرش هزاران کتاب متنوع گردآوری کرد که بسیاری از آنها را علامتگذاری و حاشیهنویسی کرده است و افکار، احساسات و باورهای خود را در آنها آشکار کرده است. رابرتز با بررسی دقیق آرشیوهای روسیه، اطلاعاتی گردآوری کرده و بر اساس آنها توضیح میدهد کتابخانۀ استالین چطور شکل گرفت، چطور تکهتکه شد و چطور پس از مدتی دوباره احیا شد. استالین متعصبانه به مکتب کمونیسم معتقد بود و بورژوازی، کولاکها، سرمایهداران، امپریالیستها، مرتجعین، ضدانقلابیون و خائنان را دشمن خود میدانست و از آنها متنفر بود؛ اما از عقایدشان بیشتر از خودشان متنفر بود.
«زمستان در راه است» نوشته گری کیموویچ کاسپاروف با ترجمه امیرحسین فاضلی مقدم
ارتقای ولادیمیر پوتین (سرهنگ سابق کاگب) به جایگاه ریاست جمهوری در سال ۱۹۹۹، نشانهٔ آشکاری بود که روسیه از دموکراسی فاصله گرفته است. با مماشات آمریکا و سایر قدرتهای جهان در طی این سالها، پوتین نهتنها به دیکتاتور که به تهدیدی جهانی بدل شده است. به واسطۀ منابع عظیم در دسترس و زرادخانهٔ هستهای قدرتمند، پوتین به مرکز ثقل تهاجم به آزادی سیاسی و نظم نوین جهانی بدل شده است.
برای گری کاسپارف هیچیک از اینها تازگی ندارد. او بیش از یک دهه از منتقدان سرسخت پوتین بوده و حتی رهبری جبههٔ اپوزیسیون حامی دموکراسی را در انتخابات نمایشی سال ۲۰۰۸ به دست داشته. باوجوداین، طی این سالها کاسپارف با تماشای به حقیقت پیوستن پیشگوییهایش دربارهٔ انگیزههای پوتین، با حقیقت تلختری مواجه شده است: روسیهٔ پوتین، مثل داعش و القاعده، خود را در جایگاهی مقابل کشورهای جهان آزاد تعریف میکند.
با قدرت گرفتن روزافزون پوتین، دامنهٔ تهدیداتش نیز از منطقهای، به محلی و جهانی گسترش یافته است. در این کتاب کاسپارف نشان میدهد که انحلال اتحاد جماهیر شوروی نه نقطهٔ پایان که تنها تغییر فصل بود و جنگ سرد به بهاری نو بدل شد. اما اکنون بعد از سالها مماشات و قضاوت اشتباه، زمستان دوباره از راه رسیده است. کتاب زمستان در راه است که با قوهٔ هوش، باور و امیدهای کاسپارف برای کشورش به رشتهٔ تحریر درآمده، چهرهٔ واقعی پوتین را به تصویر میکشد: خطری جدی که پیش چشمانمان پنهان شده است.
در کتاب «زمستان در راه است» گری کاسپاروف سال ۲۰۱۵ پوتین را خطرناکتر از داعش دانسته و پیشبینی کرده بود به اوکراین حمله خواهد کرد و گفته بود باید به اوکراین تجهیزات نظامی داد و وابستگی به نفت و گاز روسیه کاهش یابد. این کتاب حالا جزو پرفروشترین کتابهای سیاسی آمازون است.
«همیشه پای انگلیس در راه است» نوشته جک استراو با ترجمه امیرحسین فاضلمقدم،
تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به حضور من در ایران، تنها اقدامی نبود که نشان داد ایرانی ها بریتانیا را «دشمن» خود قلمداد می کنند؛ بدگمانی فراوان نسبت به بریتانیا در جامعه ایران نهادینه شده است. این بی اعتمادی نشئت گرفته از تجربیات تلخی است که ایران به واسطه بریتانیا، در قرن نوزدهم و بیستم میلادی، متحمل شده است. دیپلمات های بریتانیایی یک شوخی قدیمی بین خود دارند و می گویند؛ ایران تنها کشوری در جهان است که هنوز هم بریتانیا را یک ابرقدرت تصور می کند. اما برای ایرانی ها، این صحبت اصلاً در حد یک شوخی نیست. در گفتگوهای روزمره آنها تأکید زیادی روی چنین عباراتی وجود دارد: «پشت پرده همیشه یک انگلیسی هست»، «انگلیسی ها با پنبه سر می برند» و آنچه بیشتر از همه شنیده می شود: «کار، کار انگلیسی هاست.»
نظر شما