به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، نخستین نشست از سلسله نشستهای تخصصی نقد و بررسی آثار بخش کودک و نوجوان جشنواره خاتم، سهشنبه (۹ دی ۱۴۰۴)، با حضور مریم کوچکی، نویسنده کودک و نوجوان و مریم اسلامی، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان، در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
این جلسه به نقد و بررسی چهار اثر داستانی با عنوان محوری «راز یوسف» نوشته مهدی میرکیایی اختصاص یافت که شامل کتابهای «من واکسن نمیزنم!»، «فقط یک آرزو دارم»، «این همه سیب، به کی رسید؟» و «راز یوسف» هستند.
مریم اسلامی، در آغاز صحبتهای خود به اصول کلی داستاننویسی برای کودک و نوجوان اشاره کرد و گفت: وقتی درباره کتاب کودک یا داستان کودک صحبت میشود اولین چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که نسبت اثر با مخاطب چگونه است. آیا این اثر میتواند با مخاطب کودک ارتباط برقرار کند؟ آیا زبان اثر مناسب کودکان است؟ آیا جملهها سادهاند؟ آیا شخصیتهایی که انتخاب میشود برای داستان، شخصیتهایی هستند که کودک با آنها ارتباط برقرار کند؟
وی افزود: وقتی اثری اقتباسی میشود یا از یک آیه، حدیث یا واقعه الهام میگیرد باید دید چه تاثیری میتواند روی داستان بگذارد. مخاطب نباید احساس کند در مواجهه با یک معلم اخلاق قرار گرفته و به جای لذت بردن از داستان صرفاً مطالب مدنظر ما به او منتقل میشود.
این شاعر و نویسنده کودک و نوجوان درباره داستان «این همه سیب، به کی رسید؟» یکی از کتابهای مورد بررسی این جلسه گفت: به نظرم این داستان یکی از موفقترین آثار در این حوزه بود. داستان کانگرویی که با طمع تمام سیبها را میچیند و مجبور میشود در مسیر فرار آنها را رها کند به تنهایی داستانی است که کودک از آن لذت میبرد، با آن ارتباط برقرار میکند و درک اخلاقی را به طور غیرمستقیم دریافت میکند. در واقع این داستان زیبا بدون مستقیم گویی با حدیث «اگر طمع کنی فقیر خواهی شد» گره خورده است.
کوچکی در ادامه با تقسیمبندی مخاطبان کودک و نوجوان گفت: نویسندگان کودک و نوجوان باید مخاطب خود را رتبهبندی کنند. برای خردسالان تا گروه سنی الف و ب، داستان باید به زبان ساده باشد و مفاهیمی مانند مهربانی رسول الله عنوان شود. برای گروه دوم ابتدایی تا پنجم، داستانها باید گفتگومحور و اخلاقی باشد. برای راهنمایی و دبیرستان، داستانهای با مفاهیم تاریخی و استدلالی مناسبتر هستند.
وی در تشریح این موضوع افزود: داستانهایی که برای کودکان در خصوص سیره نبوی نوشته میشود یا به طور مستقیم به سیره نبوی میپردازند یا به صورت غیر مستقیم گفتههای حضرت رسول، کردار و رفتار و گفتار ایشان را بازآفرینی میکنند. نویسندگانی که برای کودک و نوجوان مینویسند باید مخاطب خودشان را رتبهبندی کنند.
به گفته وی، کودکان خردسال تا گروه سنی مثلاً الف و ب، کسانی هستند که باید داستانها برای آنها به زبان ساده نوشته شود؛ مفاهیمی مثل مهربانی و رئوفیت حضرت رسول برای آنها مناسب است و داستانها باید بیشتر حالت تصویری داشته باشد. برای بچههایی که از دوم سوم ابتدایی تا پنجم هستند، داستانها باید گفتوگومحور و اخلاقی باشد؛ مثلاً یک نکته اخلاقی را در داستان بیاورند تا مخاطب بتواند آن الگویی را که در بطن داستان هست دریافت بکند.
کوچکی افزود: برای بچههایی که راهنمایی و دبیرستان هستند بهتر است داستانهایی که مفاهیم تاریخی و برداشتهای تاریخی دارد آورده شود؛ بچهها در این سن استدلالشان رشد کرده و اینگونه موضوعات برای گروههای سنی راهنمایی و دبیرستان مناسبتر هستند.
این نویسنده اضافه کرد: نویسندگان میتوانند داستانهای زندگی حضرت رسول از تولد تا رحلت را برای بچهها عنوان کنند؛ زمان تولدشان، زمان نوجوانیشان، ازدواجشان، برگزیده شدنشان به عنوان پیامبر، رنجهایی که در مکه کشیدند و هجرتشان به مدینه، جنگهایی که در این بین بود، زمانی که در مدینه حضور داشتند و زمان رحلت. نویسندگان ما میتوانند از این برهههای تاریخی سیره نبوی را در مورد رفتار حضرت رسول با بستگانش، نحوه پوششش، لباس پوشیدنش، پاکیزگیاش، غذا خوردنش، بخششش برای کودکان و نوجوانان بنویسند. همه اینها در احادیث و کتابها موجود است و موثق هم هستند؛ دوستان ما میتوانند آنها را پیدا کنند و برای بچهها بنویسند.
کوچکی در ادامه با اشاره به نکتهای از صحبتهای اسلامی گفت: نکتهای که در نوشتن داستانهای دینی برای کودکان و نوجوانان باید رعایت کنیم این هست که احادیثی و روایاتی که از آنها استفاده میکنیم از نظر درک و پذیرش برای کودکان و نوجوانان مناسب باشد و چالشانگیز نباشد.
این نویسنده کودک و نوجوان درباره یکی از داستانهای مورد بررسی در این جلسه اشاره کرد: این ۴ داستان یک وجه مشترک با یکدیگر دارند و آن پرداختن به داستانهای اقلیمی است. مثلاً در داستان «گلین خانم» داستان در تهران اتفاق میافتد و نویسنده با توانمندی فضای آپارتماننشینی، تنهایی و آلودگی هوای تهران را به تصویر کشیده است. شخصیتهای پیرزن، مادر و نوجوان هر کدام به خوبی پرداخته شدهاند. هرچند من با پایانبندی داستان مشکل داشتم. احساس کردم پایانبندی با توجه به شخصیتپردازی دچار مشکل بود.
مریم اسلامی، درباره مزیت «ارزش افزوده اطلاعاتی در داستانها» گفت: یکی از کارهای خوبی که در این مجموعه داستان دیدم اطلاعاتی است که به مخاطب کودک داده میشود. مثلاً در داستان «فقط یک آرزو دارم» یا بخشهایی از «راز یوسف»، کودک با انواع ماهیهای زینتی و زیستگاه آنها آشنا میشود. این آگاهیها داستان را پربارتر میکند و از حالت ملالآور خارج میکند.
وی ادامه داد: یکی دیگر از مسائل جالب توجه در این داستانها توجه به محیط زیسته است. این یکی دیگر از همان ارزشهای افزوده ارزشمند در داستان است. این ترفند باعث میشود داستان برای ما خشک و صرف اینکه بخواهد مثلاً یکی از احادیث حضرت رسول یا یکی از گفتههای ایشان را بیان کند، نباشد.
این نویسنده در نقد داستان «فقط یک آرزو دارم» افزود: احساس کردم شاید پیام «حسرت نخورید» که در ذیل داستان مطرح میشود دقیقاً با جهان کودک در ارتباط نباشد و پیامی بزرگسالانه باشد. در حالی که خود سفر ماهی برای کشف زیباییهای خودش، بسیار کودکانه و زیبا روایت شده بود.
مریم کوچکی در بخش دیگری از نشست به تحلیل داستان «تیغ و طوفان» پرداخت و گفت: این داستان اقلیم سیستان و بلوچستان را به خوبی نشان میدهد. نویسنده موضوع بهرهبرداری بیرویه از گیاه کتیرا، فقر و بادهای ۱۲۰ روزه را در دل داستانی با محوریت مربی و بچههای مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گنجانده است. این داستان علاوه بر پرداختن به حدیث حفظ گیاهان، یک داستان اقلیمی قدرتمند است.
مریم اسلامی درباره داستان «من واکسن نمیزنم!» بیان کرد: فضای این داستان، فضای آزمایشگاه و استفاده از حیوانات برای آزمایش است. فضایی سرد و بیروح که شاید کودک احساس خوبی از آن نگیرد. همچنین گفتوگوها به خصوص بین دو مرد آزمایشگر میتوانست قویتر باشد. پیام انتهایی داستان که به عقل و فهم اشاره میکند نیز با فریبکاری موش در داستان کمی در تعارض به نظر میرسد.
کوچکی در نقد همین داستان گفت: شخصیتپردازی حیوانات در این داستان برایم باورپذیر نبود. میزان اطلاعاتی که موش و گربه دارند، مثلاً از کالبدشکافی، با موقعیت آنها همخوانی ندارد. در خلق شخصیتهای حیوانی باید دقت کنیم که آنها همهچیزدان نباشند.
اسلامی در پایان درباره داستان «راز یوسف» توضیح داد: این داستان نیز بر مبنای اقلیم جنوب است و با ماهیگیری، دریا و معیشت مردم درگیر است. اطلاعات دقیق درباره ماهیهای آکواریومی و روش صید، به داستان غنای خوبی بخشیده است؛ اما احساس کردم گره گشایی مربوط به پدر یوسف و توریست، اگر حذف میشد به ایجاز داستان کمک میکرد. مسئله اصلی، راز یوسف و درآمدزایی مسئولانه او بود.
مریم کوچکی در جمعبندی نهایی گفت: آثار میرکیایی نشان میدهد که داستان دینی کودک میتواند در بستری اقلیمی و سرشار از اطلاعات ارزشمند زندگی واقعی رشد کند. این داستانها علاوه بر انتقال سیره نبوی، پنجرهای به جغرافیا و مسائل اجتماعی مناطق مختلف ایران میگشایند. امیدوارم دوستان نویسنده در اقصی نقاط کشور از این روند استفاده کنند و داستانهای ارزشمندی پیرامون منطقه خود خلق کنند.
نشستهای تخصصی نقد و بررسی آثار بخش کودک و نوجوان جشنواره خاتم بخشی از مجموعه برنامههای جشنواره خاتم است که با هدف ترویج فرهنگ و سیره نبوی از رهگذر خلق آثار داستانی اصیل برگزار میشود.
نظر شما