شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۶
گزارش بی‌پایان از نادانسته‌های یک جنگ

در سالگرد جنگ دوازده روزه؛

گزارش بی‌پایان از نادانسته‌های یک جنگ

هشتاد درصد گفته‌های یک نظامی که قابل انتشار نیست

نویسنده اگر محدودیت زمان و عجله برای نوشتن را فدای به دنیا آوردن کتاب «تقویم تاریک» نمی‌کرد ما شاهد یک وقایع‌نگاری تماشایی و البته ایرانی‌الاصل از یک جنگ ناجوانمردانه می‌شدیم؛ اثری که شاید می‌توانست از وقایع‌نگاری‌های الجزایر آلبر کامو هم بهتر باشد یا حداقل به خاطر شرایط پیچیده ایرانی‌ها در این جنگ، از نظر مستند و انسانی بودن، با آن برابری کند!

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ حنان سالمی: «انفجارهای وحشتناک در شمال شهر مثل انگشتی است که توی چشم شهروندان فرو رفته و در هر صورت آن‌ها را بیدار کرده است.» دوازده روز بود اما همه ایرانی‌ها می‌دانستند که این حمله چند روزه اسرائیلی‌ها تازه شروع ناترازی‌های نفس کشیدن است. انگار جنگ، دست گذاشته بود روی دکل‌های انرژی زندگی و... همه جا تاریکی می‌زد و سردی و تقویم، قرار بود در کدام رنگ خودش نوشته شود؟ سرخ مثل خون؟ یا سیاه مثل انحنای تاروپود شب؟

میثم امیری یک معلم با دکترای ریاضی است. مردی که حساب و کتاب را خوب بلد است و البته از قدرت کلمه غافل نیست. تضادی که شاید بین عشق به عدد و حرف، عجیب به نظر بیاید اما کار خودش را کرده و امیری را به دنیای کتاب‌ها کشانده. در جنگ دوازده روزه اگر سراغش را بگیرید او در میان روزهای خودش نشسته بود که تماسی از دوستی قدیمی، لرزه به جان قلمش انداخت تا راویِ نه خیلی بی‌طرف اما از درونِ حادثه باشد و کتاب «تقویم تاریک»اش را نوشت؛ روایتی که شاید بهتر بود آن را مجموعه‌ای از یادداشت‌های پراکنده و نسبتا مستند یک نویسنده از جنگ دوازده روزه اسرائیل با ایران بدانیم تا یک وقایع‌نگاری شاید ادبی.

کتاب به دوازده فصل تقسیم شده با اسم دوازده روز که از بیست و سوم خرداد سال یک هزار و چهارصد و چهار شروع می‌شود تا سوم تیر همان سال پایان می‌یابد؛ دوازده روزِ پرکششی که در ابتدای خواندن، توالی ممتد بازگویی اتفاق‌های روز اول جنگ، آن هم به نقل از منابعی مثل کانال‌های تلگرامی و وب‌سایت‌های خبری داخلی و خارجی و حتی خبرگزاری‌ها، خواننده را دلسرد و حتی دلزده می‌کند و مخاطب از خودش می‌پرسد که «چرا باید تکرار یک نفس اطلاعاتی را که یا از سر گذارندیم یا در کانال‌ها خواندیم دوباره و این بار در یک کتاب دنبال کنیم؟» اما کمی که روزها جلوتر می‌روند، ساختار کتاب کمی به کتاب، نزدیک‌تر می‌شود!

امیری برای نوشتن این کتاب دستِ بازی ندارد. خودش در خیابان می‌آید. به چند جا سرک می‌کشد. صدای موشک می‌شنود. با چند مسئول نظامی و کسانی که از گذشته و حال و آینده‌ جنگ سردرمی‌آورند حرف می‌زند و در نهایت، در مصاحبه‌ای می‌گوید: «جنگ دوازده روزه اسرائیل علیه ایران، بسیار جنگ بسته‌ای بود. اسرائیل سیستم بسیار سخت‌گیرانه و بسته‌ای دارد و عملا نمی‌توانیم بفهمیم این گروه تبهکار چه می‌کند. من سعی کردم چیزهای زیادی بدانم. با برخی هم صحبت کرده‌ام. اما همه آن‌ها دانسته‌هایشان را به من نگفتند و بخش زیادی از آنچه گفتند قابل انتقال نبود. با یک افسر نظامی صحبت کردم؛ بی‌نظیر صحبت کرد. اما هشتاد درصد گفته‌هایش را نمی‌توانستم نقل کنم.»

درونمایی از همه نادانسته‌های جنگ دوازده روز

شاید کتاب «تقویم تاریک» اثری نباشد که بتواند در سطح جذب مخاطب جهانی و تغییر نگاه‌ها به ایران، چنگی به دل بزند اما حداقل برای داخلی‌ها، مرور دوازده روزِ عجیب و دردآلود است که خواندنش خالی از لطف نیست؛ هرچند که نویسنده اگر محدودیت زمان و عجله برای نوشتن را فدای به دنیا آوردن کتاب تقویم تاریک نمی‌کرد ما شاهد یک وقایع‌نگاری تماشایی و البته ایرانی‌الاصل از یک جنگ ناجوانمردانه می‌شدیم؛ اثری که شاید می‌توانست از وقایع‌نگاری‌های الجزایر آلبر کامو هم بهتر باشد یا حداقل به خاطر شرایط پیچیده ایرانی‌ها در این جنگ، از نظر مستند و انسانی بودن، با آن برابری کند!

امیری در کتابش سعی‌ای بر روایت بی‌طرفانه ندارد و می‌خواهد با تمام کلماتش نشان دهد که حق کدام طرف است؛ با همه سردی بازگویی صِرف داده‌های کانال‌ها خبری و تلگرامی در بخش‌های کتاب که می‌توانست به صورت ادبی‌ و واگویانه‌تری گفته شود اما دیالوگ‌های ریشه‌دارِ کمابیش زیادی هست که در تقویم تاریک امیری، آدم را سر ذوق می‌آورد: «اولین قربانیان جنگ تحمیلی، بی‌گناهان هستند.» «گوترش در ایکس می‌گوید «تنش بس است» و مادورو: «نتانیاهو هیتلر قرن بیست و یک است...» حرف درست از آدم فاسق ... ابن تیمیه می‌گوید عیب ندارد؛ بپذیر.»

نویسنده اما قلمش را از حرمت نقد به خودی‌ها هم خالی نمی‌کند و فقط یک هوادار سینه‌چاک نیست. او در هر قسمت از کتاب که لازم باشد، اطلاعاتی که به دست آورده را با حرف دلش آغشته می‌کند تا به همان حقی که معتقد است پایبند باشد و این نقطه قوت تقویم تاریک است: «اسرائیل اعلام کرده است نام عملیات «شیر خیزان» نام دارد که اندکی بعد «طلوع شیران» برای فارسی‌زبانان ترجمه می‌شود. آسمان اسرائیل بسته است و در سرزمین‌های اشغالی وضعیت اضطراری اعلام می‌شود؛ زودتر از مالِ ما! یعنی طرف مهاجم زودتر حالت تدافعی به خود می‌گیرد تا ما.» «کشیش‌برگشت نمازش را می‌خواند. مارمالاد هم رفته دوش بگیرد. من هم روی سکوی خارکش اخبار بی‌خاصیت خبرگزاری‌ها را پیگیری می‌کنم.»

زبان امیری، ایدئولوژیک و بی‌پرواست و روایتش از جنگ دوازده روزه با همین سبک پیش می‌رود. او می‌نویسد اما نمی‌ترسد. جلو می‌رود و به پشت سرش نگاه نمی‌کند و سرک می‌کشد تا بداند. آن‌قدر که گاهی تازگی اطلاعات بخش‌هایی از کتاب، چشم‌های مخاطبی را که از مرور مطالب تکرار شده کانال‌ها از نفس افتاده، دوباره گرد می‌کند: «نزدیک ستاد هستم که دام‌پزشک خبر قبلی را تایید می‌کند: «ترور فرمانده جدید قرارگاه مرکزی خاتم، سردار علی شادمانی. تنها چهار روز از انتصاب او گذشته که ترور می‌شود.» بعدها دختر شهید شادمانی می‌گوید پدرش در تعقیب و گریز ماموران موساد در تهران شهید شده است.»

«تقویم تاریک»، یک ورق از تاریخ است. ورقی که باید خوانده شود تا فهمیده شود. ورقی از یک جنگ که قرار بود آخرین بار باشد، اما بدون هیچ پایانی همچنان ادامه دارد و به قول امیری: «برای آخرش کاری نمی‌شود کرد. هنوز این جنگ تمام نشده که بشود برای گزارش، پایان‌بندی نوشت. اگر جنگ پایان می‌داشت، می‌توانستید انتظار داشته باشید این گزارش هم پایان داشته باشد. توی این لحظه فقط می‌شود نقطه گذاشت.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها