شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۰
اسناد مجازی و نقش آن در شعر آیینی

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ حامد هاتف، دبیر گروه ادب و هنر: «شکوه تماشایی» دربرگیرنده اشعاری است که همه در حوزه شعر آیینی، شامل شعر نبوی، علوی و فاطمی قرار می‌گیرند. در این مطلب، نگاهی دارم به بخشی از بهترین بیت‌های این مجموعه و دلایل موفقیت آن بیت‌ها را که عمدتا به دلیل کاربرد اسناد مجازی، تشخیص و استعاره مکنیه است، بررسی می‌کنم.

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ حامد هاتف، دبیر گروه ادب و هنر: مجموعه شعر محمد علی مجاهدی (پروانه) سال گذشته از سوی شرکت توسعه کتاب ایران(تکا) منتشر شد. این کتاب، مجموعه‌ای است از شعر آیینی در قالب‌های مختلف کلاسیکی چون مثنوی، غزل، قصیده، چهارپاره و رباعی. «شکوه تماشایی» دربرگیرنده اشعاری است که همه در حوزه شعر آیینی، شامل شعر نبوی، علوی و فاطمی قرار می‌گیرند. در این مطلب، نگاهی دارم به بخشی از بهترین بیت‌های این مجموعه و دلایل موفقیت آن بیت‌ها را که عمدتا به دلیل کاربرد اسناد مجازی، تشخیص و استعاره مکنیه است، بررسی می‌کنم. 

مختصری از شیوه شاعری مجاهدی
در شکل‌گیری شعر مجاهدی، چند تکنیک بدیعی و بیانی نقش بارزی دارند. نخست تشبیه، که در همه شعرهای او در این کتاب به نوعی دیده می‌شود و زمانی موثرتر در ساخت شعرها مشارکت می‌کند که در یکی از دو نوع «تشبیه مضمر یا موکد» به کار گرفته شود. 

دیگر، اسناد مجازی که مجاهدی از آن به منظور زنده کردن بیش‌تر شعرهایش که عمدتا حول محور شهادت شکل گرفته‌اند، استفاده می‌کند. شعرهای آیینی، ارتباطی ناگسستنی با درون‌مایه شهادت دارند. در این‌گونه شعرها، لازم است که شاعر به جاندار کردن اشیاء و پدیده‌های بی‌جان توجه خاص داشته باشد؛ چرا که شهادت در قاموس باورهای شیعه، به معنی زندگی جاودان است. 

شاعران آیینی همواره تلاش کرده‌اند با زنده کردن شاعرانه اشیاء و پدیده‌های بی‌جان اطراف از ره‌گذر شهادتی که در پس‌زمینه (و گاه رویه) شعر جاری است، شهادت را کنشی نشان دهند که از رهگذر آن، کل جهان به نوعی زنده می‌شود – نه این که شهادت و تبعات آن منحصر باشد به شخص شهید. در این راستا، صنایعی چون تشخیص و اسناد مجازی، کمک‌حال موثر شاعراند. در این مطلب نمونه‌هایی از طرز استفاده مجاهدی از این تکنیک‌ها را با ذکر مثال‌هایی از «شکوه تماشایی» نشان می‌دهیم.

قصیده «یک کاروان دلید، ولی ...!»
مجاهدی در مطلع قصیده‌ای تقدیم به امام حسین(ع) می‌گوید: «آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط/ گل کرد در قنوت شما ربنا فقط». اشاره بیت به شب عاشوراست که زمانی تا خود عاشورا و آغاز جنگ نمانده بود. «گل کردن ربنا در قنوت» یعنی نسبت دادن فعل «گل کردن» به «ربنا»، مصداقی از صنعت بیانی "اسناد مجازی" است. در اسناد مجازی کاری به چیزی نسبت داده می‌شود که در واقع، به آن چیز تعلق ندارد.

قصیده «سفرنامه»
نمونه‌ای از استفاده مفرط از اسناد مجازی در این مجموعه، در این قصیده است. «سفرنامه». در بیت نخست این قصیده، نمونه‌ای از تشبیه موکد(ساختار تشبیه با حذف ادات تشبیه) به چشم می‌خورد: «این شعرهای سرخ به دفتر، یکی یکی/ آتش‌ْ‌طبیعت‌اند و، سمندر، یکی یکی». 

در این بیت «شعرهای سرخ»(که خود ترکیبی وصفی‌ست) به «سمندر» و «آتش‌ْ‌طبیعت» تشبیه شده است. از سوی دیگر آتش‌طبیعت، صفت سمندر هم هست؛ به اعتبار آن‌که سمندر در آتش زندگی می‌کند. بنابراین در ساخت همین بیت، حشو ملیح هم به چشم می‌خورد که از صنایع بدیعی است. 

حشو ملیح آن‌جاست که به کلمه‌ زایدی که در بیت هست، به لحاظ معنایی نیازی نباشد و معنای جمله بدون آن تمام باشد؛ ولی وجودش به شیرینی و لطافت بیت اضافه کند. مشخص است که از بین «آتش‌ْ‌طبیعت» و «سمندر» که هر دو به یک حوزه معنایی اشاره دارند، یکی را باید حشو دانست. ولی وجود آن دو در کنار هم ضربه‌ای به بیت نزده و شاید به غنای تصویری بیش‌تر بیت هم می‌انجامد.

بیت دوم: «با رنگ و بوی خوی خلیلانه، بارها/ گل کرده‌اند در دل آذر، یکی یکی». «گل کردن شعر در دل آتش» نمونه‌ای از اسناد مجازی است. چون شعر گل نمی‌کند؛ گیاه گل می‌کند. در نتیجه استفاده از اسناد مجازی در این بیت، «شعر»، جاندار شده است.

و نمونه تشبیه مضمر در بیت بعد: «گلبرگ لاله نیست که دلْ‌پاره‌های ماست/ در برکه‌های اشک، شناور، یکی یکی». تشبیه مضمر تشبیهی است که اسلوب تشبیه ندارد؛ به‌طوری که در نظر اول شباهتی با تشبیه در آن مشخص نیست. ولی در اصل، تشبیهی رخ داده. در این بیت، پاره‌های دل شاعر و همراهانش به گلبرگ لاله تشبیه شده‌اند. «برکه‌های اشک» در مصراع دوم، تشبیهی با هر دو طرف حسی است.

بیت چهارم: «عمری‌ است سرسپرده عشقیم و، می‌نهیم/ بر شانه‌ی ضریح شما سر، یکی یکی». «شانه‌ی ضریح» استعاره مکنیه است که کارکردی مشابه اسناد مجازی دارد؛ با این تفاوت که نه همچون اسناد مجازی برای نسبت دادن یک فعل به موجود بی‌جان، که برای نسبت دادن یک صفت یا یک عضو از صفات و اعضای موجود جاندار به موجود بی‌جان استفاده می‌شود و غالبا خود را در ساخت ترکیب اضافی شان می‌دهد. در این بیت، در ترکیب «شانه‌ی ضریح»، «ضریح» به انسانی ماننده شده و سپس شاعر برای او(ضریح)، شانه‌ای در نظر گرفته است.

در دیگر بیت‌های این قصیده تا پیش از بیت تجدید مطلع(بیت سیزدهم)، نمونه‌هایی از استفاده از اسناد مجازی، صفت هنری، و تشبیه مضمر دیده می‌شود. بیت سیزدهم(بیت تجدید مطلع): «آن شب نشست بر دل خواهر یکی یکی/ غم‌های بی‌شمار برادر، یکی یکی». در این بیت، فعل نشستن(که خاص انسان و حیوانات است) به «غم» نسبت داده شده – اسناد مجازی.

بیت چهاردهم: «در تنگنای خاطر او، خیمه می‌زدند/ انبوهی از مرارت مادر، یکی یکی». در این بیت، خیمه زدن که فعلی مربوط به انسان است، به «مرارت» نسبت داده شده – اسناد مجازی. در این بیت، فعل «خیمه می‌زدند»، به ضرورت وزن این‌گونه آمده. به لحاظ دستوری، لازم است که این فعل به صورت «خیمه می‌زد» بیاید؛ چرا که فاعل آن(انبوهی از مرارت مادر) غیر جاندار است. ضمنا وجود کلمه «انبوهی» هم از نظر دستوری مشکلی را حل نمی‌کند.

در بیت پانزدهم نیز، فعل پرده برداشتن که خاص انسان است، به فاعل «ستاره» نسبت داده شده – اسناد مجازی.

بیت بیستم: «فردا که آفتاب برآمد، غروب کرد/ هفتاد و دو ستاره‌ی پرپر، یکی یکی». در این بیت، با به کارگیری فشرده استعاره مواجهیم. «ستاره» استعاره است از یاران امام(ع) در ظهر عاشورا. «پرپر» صفت گل است؛ ولی در فرایندی پیچیده که کل آن در بیت ذکر نشده، «گل» استعاره‌ای از ستاره(که خود استعاره از یاران امام است) واقع شده و بدین اعتبار، «پرپر» که صفت گل است، به ستاره(و در واقع به یاران امام) نسبت داده شده. 

این فرایند پیچیده از آن‌جا موثرتر شده است که استعاره دوم(استعاره گل از ستاره)، خود به تنهایی می‌تواند بی‌واسطه استعاره اول(ستاره)، استعاره‌ای از یاران امام نیز باشد – و در نتیجه مستقیما می‌شد یاران امام را گل‌های پرپر دانست. ولی در این صورت از بار تصویری بیت تا حد زیادی کاسته می‌شد.

مجاهدی در این بیت، بدون آن‌که نامی از «گل» ببرد، استعاره کلیشه‌شده‌ «گل از شهید» را به شهیدان کربلا اتصال داده؛ و در این راه، از وساطت استعاره‌ای دیگر(ستاره) که آن هم چندان بکر نیست؛ استفاده کرده. اوج این فرایند، در تصویر «پرپر شدن ستاره» متعین است.

بیت بیست و دوم: «زیر گلوی حرمله‌ها را نشانه رفت/ لبحند کودکانه‌ی اصغر، یکی یکی». از بهترین نمونه‌های استفاده از اسناد مجازی در این قصیده است. فعل نشانه گرفتن تیر که از مختصات انسان است، به «لبخند» علی‌اصغر فرزند شیرخوار امام حسین(ع) نسبت داده شده. تاثیر مثبت این صنعت در این جا بدان دلیل است که واقعیت تاریخی را در کنشی شاعرانه معکوس کرده: در واقع این حرمله بود که تیر در گلوگاه اصغر نشاند.

غزل «ایستاده باید مرد»
مجاهدی در غزلی با عنوان «ایستاده باید مرد»، یکی دو نمونه استفاده مناسب از صنایع بدیعی را به نمایش گذاشته است. 

وی در بیت مطلع می‌گوید: «چرا چو خاک چنین صاف و ساده باید مرد؟/ و مثل سایه به خاک اوفتاده باید مرد؟». نسبت دادن صفت «صاف و ساده» به «خاک» و صفت «به خاک اوفتاده» به «سایه»، بهره‌گیری شاعر را از صنعت تشخیص نشان می‌دهد. هر دو این صفات، از صفات انسانی‌اند. 

کار مهمی که مجاهدی در این دو مصراع کرده، این بوده که دو صفت انسانی را که به لحاظ تصویری، مشابهی در پدیده‌های طبیعی داشته، به آن دو پدیده نسبت داده است و با این کار، آن دو پدیده را از چشم‌انداز خصوصیات انسانی بارور ساخته است. ولی این فرایند، نتیجه‌ای دیگر نیز در سوی مقابل دارد: این که انسان را از رهگذر چنین شباهتی، به آن دو پدیده طبیعی ربط می‌دهد. 

در واقع شاعر با این بیت، از سویی آن دو پدیده طبیعی(خاک و سایه) را از صفات انسانی (حتا انسانیت) انباشته، و هم سویه‌های تازه‌ای در حیات انسانی کشف کرده است. سویه‌هایی که انسان را به سادگی و صمیمیت طبیعت پیوند می‌دهد.

بیت هفتم این غزل: «به پایمردی سقای کربلا سوگند/ که: با دو دست پرو بال داده باید مرد». در این بیت، «پرو و بال داده»، تصویری می‌سازد از فرشتگان که بال و پر دارند؛ و نیز از شهید که در برخی باورهای کهن پس از شهادت بال و پر می‌گیرد و پرواز می‌کند به جهان دیگر. 

پس از سویی، شهید را (در این‌جا ابوالفضل(ع)) به فرشته مانند می‌کند و از سوی دیگر، به تصویر کهن خود شهید اشاره دارد. ولی نکته این‌جاست که «دست پر و بال‌داده» به تنهایی، می‌تواند استعاره‌ای از دست بریده در حالی که خون از آن فوران می‌کند باشد. این تصویر، تصویری بکر و بدیع است و قدرت شاعر را در تصویرسازی نشان می‌دهد. 

در واقع پر و بالی که شهید می‌گیرد، از خونی برمی‌آید که از او روان شده است. ولی شاعر توانسته از بین بی‌شمار شهید، آن شهیدی را برای به انجام رسانیدن این تصویر انتخاب کند که دست‌هایش بریده باشند. چون بال و پر، همراهی معنایی کاملی با دو دست دارد: بال و پر پرنده‌ها به جای دست به آن‌ها داده شده. پس هم نفس این تصویر(بال و پر گرفتن شهید از خونی که از او روان می‌شود) بکر است؛ و هم انتخاب آن شهیدی که ماجرای شهادت او بتواند به چنین تصویری بال و پر بدهد، هوشمندانه است.

«شکوه تماشایی» مجموعه شعرهای آیینی محمدعلی مجاهدی(پروانه) در بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران از سوی نشر تکا (شرکت توسعه کتاب ایران) عرضه می‌شود. بهای این کتاب ۴۰۰۰ تومان و شمارگان آن، ۸۰۰۰ نسخه است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها